پنجشنبه, ۲۳ آبان ۱۳۹۸

زحمتکشان ایران و سفره های خالی
فشار حداکثری آمریکا ایران برای تسلیم کردن ایران به بخشی از خواست هایش از یک طرف و عدم مدیریت ، دزدی و باند بازی و غارتگری و سرکوب سیاسی از طرف دیگر باعث شده اند که اقتصاد وامانده ایران وضع وخیم تری پیدا کند. قیمت ها روزمره بالا می رود. بیکاری به سطح 10.2 رسیده است. بستن و تعطیل کردن مراکز کار و تولید جریان دارد. دولت با بالا بردن قیمت ها

از یک سو و نیز بستن مالیات های گوناگون بر روی شرکت ها و کسبه های پائین دست، نه تنها هیچ تضمینی در بازار از جمله قدرت نقدینگی چک و سفته و غیره را بوجود نیاورده است بلکه با اضافه مالیات ها فشار حداکثری آمریکا و نیز بی برنامه گی و عدم مسئولیت خود را به دوش طبقات و اقشار کم درآمد می اندازد. اگر به آمار ده ساله گذشته در زمینه های اقتصادی مراجعه کنیم می بینیم که بیکاری، گرانی، تورم، دستمزد حداقل، سطح آموزش نیروی کار و تعداد آنها در ایران دچار تغییرات بسیاری شده است. نیروی کار، حجم اقتصادی، تورم، بیکاری ایران سیر صعودی داشته است. در صورتیکه دستمزدها نسبت به تورم و پارامترهای یاد شده حتی ثابت نمانده و کاهش یافته است. چه عواملی در این سقوط اقتصادی نقش داشته اند ؟
(1) ایران دولتی نفتی است و حداقل اعلام شده وابستگی کل اقتصاد ایران به نفت 38 در صد می باشد.جدا از کاهش تولید و در آمد نفتی ایران، قیمت پایه ای آن در بازار جهانی حتی با تحریم ایران و ونزوئلا پائین آمده است.( لازم به یاد آوری است که آمریکا قادر به " به صفر رساندن" صادرات ایران نشده است )
(2) دولت ظاهرا قیمت ها را بر اساس بازارهای جهانی پائین نگه داشته است. ولی در عوض مسئولیتی در قبال تضمین های اجتماعی نمی دهد. موضوعاتی از قبیل بهداشت، آموزش و پرورش، نقلیه عمومی ....نه تنها رایگان نیستند بلکه بسیار بالاتر از درآمدها می باشند. بطور مثال در استرالیا قیمت اجاره مسکن نباید از 25 در صد حقوق و درآمد بیشتر باشد. دولت به بیکاران تا 25 در صد حقوق یا خانه دولتی و یا کمک اجاره می دهد در حالیکه در ایران قیمت اجاره مسکن نزدیک به 50 در صد است و دولت نه تنها هیچگونه کمکی نمی کند، بلکه با رانت خواری هیچ قیمت متوسطی هم در بازار مسکن موجود نیست. و یا حتی با داشتن دفترچه های بیمه خدماتی بسیاری از هزینه ها را خود مشتری باید تقبل کند.
(3) دولت در ایران یک سازمان بوروکراتیک – نظامی است که بودجه هنگفتی را نسبت به کشورهای مشابه می بلعد. در حالیکه این یک دولت خدماتی هم نیست. تقریبا اکثر شرکت ها یا ورشکسته هستند و یا بیش از سرمایه خود مقروض بانکها هستند. برخی از واحد های بزرگ دولتی مانند سپاه پاسداران و آستان قدس رضوی از دادن مالیات معاف هستند.مؤٰسسات انگلی مذهبی بودجه های هنگفتی را دریافت می کنند که هیچ کار مفیدی انجام نمی دهند.
(4) رانت خواری، دزدی، فامیل بازی در حاکمین، زد و بند و توطئه گری تا حکومت مطلقه فردی مسلط بر کلیت رژیم حاکم در کنار عده ای دورقاپ چین، به مثابه یک تودر توی مافیائی که بر درآمد و خرج هایش هیچ ارگانی جوابگو نیست.
(5) تکیه به واردات و تجارت بجای تولید و کاهش بیکاری و راه اندازی کارخانجات و موسسات تولید، و فرار مغزها بخاطر از بین رفتن آزادی های اجتماعی و بیکاری و عدم امنیت اقتصادی، بی برنامه گی و بجایش شعارهای گاها تند بی محتوا،

(6) حکومت مذهبی علاوه بر سرمایه داری بودن آن و بحران های دوره ای دارای مشخصات سیاهی در زمینه های فرهنگی، مناسبات و قوانین حاکم بر خانواده، ارث و اقتصاد و جامعه دارد که اجازه رشد را در عرصه های گوناگون بر جامعه بسته است – آن دست آوردهای مثبتی که در ایران گاهگاهی اتفاق می افتد بر بستر فشار و مبارزات مردم علیه حاکمیت بدست آمده است – جمهوری اسلامی ایران که به عنوان یک رژیم تئوکرات و توتالیتر از یک سیستم بسیار بسته نصیب می برد که خود را صاحب و مالک معنوی انسان زیر دست همچون برده داری می داند و خود را از قید تعهد اجتماعی تا آنجایی که امکان داشته باشد خلاص می کند.

(7) دولت برای تامین بودجه های سالیانه بعلت اینکه نه تنها نتوانسته حتی آن چیزی که آنرا اقتصاد مقاومتی می نامد سازماندهی کند بلکه بسیاری از کارخانه ها و کارگاه ها یا تعطیل شده اند و یا با در صد های بسیار پائین تر از ظرفیت خود کار می کنند. آمار بیکاری به 12.7 درصد رسیده است. با این حال امسال دولت تصمیم گرفته است که مالیات های جدیدی وضع کند. چنین فشار اقتصادی با برداشتن 4 صفر به لحاظ روانی تا مدتی بسیار محدود قابل اجرا است. به دلیل آنکه مردمی که با ارقام بزرگ سرو کار داشته اند پرداخت مالیات های جدید با ارقام ظاهرا پائین را راحت تر می پذیرند که این خود فریبی اقتصادی است.
(8) با مجموعه ای از عوامل بالا سفره های حقوق بگیران دون پایه آنچنان خالی شده است که امکان تهیه اقلام اولیه غذایی بسیار سخت و در برخی موارد ناممکن شده است. اقتصادی که از تورم بالای 35% به بالا در شش ماهه اول سال 97 برخوردار بوده است. سیر صعودی فشار بیشتر به کارگران و زحمتکشان جامعه را بسرعت می پیماید. دولت روحانی در جوابگویی به این معضل مردم متوسل به فریب می شود و می گوید که رشد مقایسه ای تورم متوقف شده است به این معنی که اگر رشد تورم در ماههای امسال را با پارسال مقایسه کنیم رشد تصاعدی تورم کاهش پیدا کرده و گاها متوقف هم شده است ولی سفره های خالی دیگر گوشش بدهکار فریب های دولتی در ارائه آمارهای غیر واقعی و دروغین نیست بحران سیستماتیک سرمایه داری جامعه را به طرف قطبی شده می راند و از دل آن تظاهرات 96 بیرون می زند. این بار جنبش های اجتماعی تنها از سرکوب های سیاسی نیست که در خیابان ها ظاهر می شوند. گرسنگان، مالباختگان، و بی چیزان برای ویران کردن دنیای گرسنگی در حال به پا خاستن هستند. صدای گام های جنبش های آزادیخواهی و عدالت طلبی برای روبیدن رژیم وامانده و مورد تنفر عظیم توده های مردم به گوش می رسد. وقتِ قد راست کردن کامل کمونیست ها و سوسیالیست ها برای کمک، سازماندهی و پیوند با آن فرا رسیده است .
ع.غ

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ

گفتگوئی با دکتر علی صادقی (کاک ابراهیم) و محمد اشرفی