یکشنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۸

در سالگرد کشتار جمعی کمونیست ها و نیروهای آزادیخواه چه باید گفت و چگونه باید آنرا ارزیابی کرد.؟
به شکرانه ی مقاومت و پایداری زندانیان سیاسی و ادامه ی این مبارزه در بیرون زندان بویژه نقش خانواده های آنها در افشای جنایات رژیم جمهوری اسلامی امروز کوس رسوایی جنایت کاران حاکم بر سرهر کوی وبام زده شده است. امروز رژیم اسلامی از درون پوسیده و در کلیه زمینه ها از سیاسی گرفته تا اجتماعی وفرهنگی فرومانده است. رژیم تنها با زور و اسلحله اش بر سر کار مانده است. چگونه باید این تغییر بزرگ تاریخی را ارزیابی کرد و مقاومت و مبارزه ی زندانیان سیاسی دهه ی شصت چه نقشی ایفا کرده اند و مهمتر چنین مبارزه و مقاومتی چه درسی به ما می دهد ؟ چرا باید امروز آنرا بعنوان دستاوردی مهم در جدال تاریخی چهل ساله ی نیروهای چپ و انقلابی، پیوند ناگسستنی مهاجران و پناهندگان و بازماندگان وزندانیان در داخل علیه جمهوری اسلامی به حساب آوریم؟
مرتجعان حاکم چنان می پنداشتند که با خدعه، همچنانچه قرن ها توده ها را در بند خرافات نگه داشته بودند این بار هم موفق خواهتد شد نه تنها جمهوری اسلامی خود را ابدیت بخشند بلکه کربلا و قدس را تسخیر نمایند. سرد مدارانشان که از طرف امپریالیستها و سوسیال امپریالیستها مورد حمایت بودند، قبل از رسیدن به حکومت مدعی شدند مارکسیست ها درجمهوری اسلامی آزادند متشکل شوند و " اسلا م عزیز " در رحمت را به روی همه بندگانش باز کرده است و آب ونان وبرق وگاز رایگان خواهد شد.آنها اعلام کردند خدعه کرده بودند و در این چهل سال حکومت عکس آن عمل کردند. آنها کشتند، بردند وامروز غارت می کنند.
مرتجعان ذهنگیران تاریخی اند و وهمیشه با اینکه موقتن می توانند پیروزی بدست آورند ولی با دید طولانی دچار شکست می شوند. سرگذشت دارودسته ی خمینی در ایران هم همین است. خمینی و انحصار طلبان چهل سال پیش کجا وامروز کجا! این اولین بار در تاریخ مبارزات آزادی خواهی وانقلابی ایران نبوده است که پس از سرکوب خونین توسط مرتجعان پیروزمند حاکم، جنبش مقاومتی در درون زندان ها وبیرون ، خانواده های قربانی شد گان و رفقا ودوستانشان شکل گرفته است.
پس از شکست انقلاب مشروطیت، کودتای رضا خان میر پنج، کودتای 28 مرداد 32 و سرکوب خونین پس از آن همیشه بازماندگان ورفقای مبارز شان در خارج وداخل به مبارزه ادامه دادند . آنها در گام اول یاد جانباختگان جنبش قبلی را زنده نگهداشتند. شاعران نوشتند، شعر ها را سینه به سینه نقل کردند، آهنگسازان به آنها جان بخشیدند. مادران با قصه های مقاومت پدران ومادران شان، در گوش کودکان لا لایی گفتند. نویسندگان گوشه ها یی از این دهان دوزی ها، شکنجه گری ها را افشاکردند. آنگاه دیگر شعار فراموش نمی کنیم جهانی شد، به همت مردمان مترقی ایران وجهان جنایات جمهوری اسلامی در مقیاس بزرگی بر ملا شد.
اما مهمتر آنکه کسانی پیدا شدند، گامی دیگری را به جلو گذاشتند وغم فراموش نشدنی رفقای خود را به نیرو برای ادامه مبارزه تبدیل کردند. نه تنها از شکنجه ها و دد منشی های رژیم گفتند بلکه ایستادگی ها و مقاومت ها را به روی صحنه آوردند.
نمونه بارز چنین حرکتی جنبش دانشجویی ایرانیان خارج کشور پس از سرکوب خونین کودتای 28 مرداد بود که نقش بسیار برجسته ای در ادامه مبارزه علیه دیکتاتوری محمد رضا شاه بازی کرد. کنفدراسیون جهانی محصلین ودانشجویان، سنگر یکی شده ی کلیه نیروهای چپ وکمونیست وملی ودمکراتیک با پرچم ضد رژیم حاکم شاه از یک سو و ضد امپریالیسم ودشمنان ثابت شده ی بیگانه علیه مردم ایران توانست مسیری را بعنوان یک بدیل ضد دیکتاتوری، مستقل از سرمایه داری جهانی و سکولار بوجود آورد. پس از کودتای 28 مرداد و در دهه چهل و پنجاه همسویی وهمراهی جنبش خارج وداخل اتحاد بزرگ ملی را در شکل کنفدراسیون جهانی بوجود آورد که اعضای پیشرو آن در همان زمان شاه پس از بازگشت به ایران امر مبارزه را به پیش بردند. چنانچه به آمار زندانیان وجا نباختگان دهه پنجاه توجه کنیم لیست بلندی را از اعضای کنفدراسیون می بینیم. در های زندان اوین را مردم شکستند و زندانیان بی وقفه به مبارزان خارج زندان پیوستند و نقش مهمی در شکل گیری صف مقاومت بعد از سرکوب خمینی بعهده گرفتند و تا امروز ادامه دارد.
در سلگرد دهه ی شصت و کشتار خونین سال شصت و هفت وظیفه ماست پرچم ایستادگی ومقاومت مبارزان آن دهه را همچنان بر دوش کشیم، با هرگونه نظریه سازش و پاسفیستی به مبارزه بر خیزیم و با دل وجان از دستاوردهای پر افتخار زندانیان سیاسی دهه ی شصت وادامه دهندگان قربانیان آن، یاد نمایم. غم رفتگان را به نیرو برای ادامه راهشان کنیم.
و.ج.

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ

گفتگوئی با دکتر علی صادقی (کاک ابراهیم) و محمد اشرفی