جمعه, ۲۲ آذر ۱۳۹۸

راجع به اعلامیه 14 نفر
اخیرا از طرف 14 نفر از فعالین سیاسی در داخل و خارج از کشور بیانیه ای صادر شده است که مضمون اساسی آن تغییر بنیادین قانون اساسی و استعفای رهبری است. جدا از اینکه کسانی که این بیانیه را امضاء کرده اند دارای گذشته و نظرات گوناگون و متفاوتی هستند، ولی همه امضاء کننده گان از تغییرات بنیادی و اساسی در ایران صحبت کرده اند و با همین انگیزه این بیانیه را امضاء کرده اند. ضمن اعتراف به این واقعیت که درشرایط کنونی سرکوب، چنین عملی

جرات به مبارزه را طلب می کند.
بیانیه سرشار است از گله مندی و انتقاد از اینکه قانون اساسی اجرا نشده و رهبری (صرفا شخص خامنه ای و نه ولایت فقیه ) همه کاره یک کشور شده است. دراین بیانیه حتی اسمی از رژیم جمهوری اسلامی و ساختارهای سیستماتیک آن نیامده است. امضاء کنند گان این بیانیه در سطر اول بیانیه نوشته اند "سالهاست که بسیاری از نخبگان اجتماعی و فرهنگی و فعالان مدنی با نقدهای دلسوزانه، در پی اصلاح و تغییرات ساختاری و بنیادین در نظام اجتماعی و سیاسی، جمهوری اسلامی بودهاند". از متن اولیه این بیانیه آنچه که مستفاد می شود این است که این بیانیه ای است که می خواهد با یک حرکت جمعی تر و دلسوزانه تر اصلاحات و تغییرات ساختاری و بنیادی را در نظام اجتماعی و سیاسی جمهوری اسلامی بهتر جلو ببرد.
اگر امضاء کنندگان این بیانیه به تاریخ گذشته کشورمان بصورت علمی و مستند برخورد داشته با شند به آسانی می توانند بفهمند که اساسا اصلاح طلبی و رفرم در جامعه ایران قادر به تغییرات بنیادین نشده و فقط سوپاپ اطمینانی برای رژیم های سرکوبگر فراهم کرده است که در شرایط تحولات انقلابی آنرا به اهرم فریب بویژه سیاسی علیه مردم معترض بکار بگیرند. ما درس های زیادی از دوران امیرکبیر تا مصدق و دیگر اصلاح طلبان حکومتی و نیمه حکومتی داریم که یا در نیمه از حرکت باز ماندند و یا حاکمین آنها را به اهرم های خود علیه مردم تبدیل کردند. حال بعد از سال ها تجربه نه تنها از تاریخ اصلاح طلبی در ایران بویژه در دوران جمهوری اسلامی از بارزگان و بنی صدر گرفته تا خاتمی و دوخردادی ها و جنبش سبز، نتوانستند در آنچه که بیانیه به نام اصلاحات و تغییرات ساختاری در همین رژیم اسلامی قدم های مثبتی بردارند و بیشتر به توهمات در برابر این رژیم فاشیستی مذهبی دامن زدند.
. دراین بیانیه حتی اسمی از رژیم جمهوری اسلامی و ساختارهای سیستماتیک آن نیامده است. بعضی ها ممکن است بگویند اگر رادیکال سخنی از کل نظام جمهوری اسلامی وبراندازی از پائین آن توسط توده ها نزده اند بخاطر حفظ جانشان بوده است. ما نمونه های فراوانی در این چهل سال داریم که در زیر سخت ترین شکنجه ها فریاد مرگ بر نظام جمهوری اسلامی بلند کردند. شاهرخ زمانی کارگر کمونیست را داریم که از همان درون زندان وآگاه به اینکه دشمن خونخوار است و انتقام جو اما بی هراس از مرگ به وظیفه تاریخی خود عمل کرد.
در چند سال گذشته ما شاهد چندین حرکت گسترده اجتماعی بودیم که با شعار " اصلاح طلب ، اصول گرا، دیگه تمومه ماجرا" و " نان ، کار، آزادی ، اراده شورائی" به میدان آمده است. جنبش دیماه از مرز نه تنها سرنگونی جمهوری اسلامی فراتر رفت بلکه حتی نمایی کلی رژیم جانشینی که می تواند تغییرات بنیادین در جامعه را بوجود بیاورد نشان داده است.
با توجه به رشد و گسترش جنبش های پایدار درجامعه مانند جنبش کارگری ، معلمان ، پرستاران ، زنان ، دانشجویی ، بازنشستگان و مالباختگان و ...، این بیانیه بسیار عقب مانده تر از اوضاع کنونی ،درخواست ها و مطالبات دمکراتیک جامعه است. این بیانیه به نحوی خواهان تامین بقای رژیم جمهوری اسلامی با تغییرات اساسی و بنیادینی است که هیچگاه نه اتفاق خواهد افتاد و نه امکان چنین اتفاقی در رژیم اسلامی وجود دارد. به همین دلایل ساده امضاء کنندگان این بیانیه با هر انگیزه خوب و یا بدی که آنرا تهیه کرده اند ، باید به موارد بالا توجه دقیق نشان بدهند و بجای رفرم از انقلابی صحبت کنند که قرار است وضعیت کارگران و زحمتکشان و تهی دستان جامعه را بهبود بخشیده و به سیستم طبقاتی سرمایه داری پایان ببخشد. ماندن در رفرم و اصلاحات در شرایط کنونی جامعه ما جایز نیست. پائین کشیدن رهبری و حتی برچیدن بساط جمهوری اسلامی اگر با برچیدن نظام طبقاتی در ایران همراه نباشد. فقط به جابجایی قدرت می انجامد و وضعیت کنونی(با سایه – روشن هایی ) ادامه خواهد یافت 17 میلیون کارگران همراه قشون عظیم بیکاران وبازنشستگان راه حل رادیکال انقلابی از پائین را در پیش گرفته اند. چهارده نفر در بیانیه بعدی خود باید روشن کنند در سمت رفرم واصلاحات اند یا با مردمان کف خیابان ها همراه.

نقد ما نه ناشی از یک تقابل سیاسی با امضاء کنندگان این بیانیه بلکه نگاه عقب گرایانه آن به اوضاع و وضعیت و درخواست های جنبش های مطالباتی و عدالت طلبانه در ایران است. بجای آن ما امضاء کنندگان این بیانیه را به سرنگونی رژیم اسلامی به مثابه اولیه ترین اصل منشور سیاسی و درخواست های دمکراتیک و عدالت طلبانه و همراهی با شعار نان ، کار ، آزادی ، اراده شورائی فرا می خوانیم
ع.غ