جمعه, ۲۲ آذر ۱۳۹۸

اوضاع خوبست بد نیست.
وظیفه، پیوند با جنبش های تودهای و خدمت به آنهاست
آگاهی از اوضاع جهان، منطقه و ایران، هنگامی که واقعیات را کنار هم می گذاریم شرایط را لبریز از هرج ومرج و آشوب می بینیم. از سوی دیگر واقعیتی است که آگاهی از تاریخ وباور های انقلابی به ما چنان اراده و قدرتی می بخشید که با خوشبینی باور نکردنی برای بعضی ها،  غییر اوضاع را به سود زحمتکشان واکثریت عظیم مردم می دانیم و هرجا می رویم و

پا می گذاریم از آینده ی تابناک بشریت نوید میدهیم.چنین است منطق انسان آگاه و چنین است منطق طبقه کارگر که در جامعه سرمایه داری هیچگاه از مبارزه برای تغییر باز نمی ایستد. این دو جانب یک تضادنند که اساس آنرا مبارزه طبقاتی ودر دوران ما مبارزه بین یورژوازی و طبقه کارگر تشکیل می دهند. درست تاکید ما بر روی موضع وجهانبینی طبقاتی افراد در امر قضاوت و تحقیق وبررسی از همین امر بر می خیزد. به گفته ای چنانچه منافع افراد در کار باشد حتی بدیهی ترین فرمول های ریاضی هم زیر سوال می رود ودو دوتا می شود پنج تا. امنون واقعیتی است آشکار که ابر سیاهی سراسر جهان را پوشانده، بحران ساختاری نظام سرمایه داری بشریت را به لبه سقوط کامل کشانده است.
میلیارد ها انسان فرودست، با خانواده های گرسنه و پا برهنه، کودکان کار بی سرپرست، در سراسر جهان به خوبی از این وضع با خبرند و جنایات نظام سرمایه داری را، خود در زندگی فلاکت بارشان هروز وشب به خوبی لمس می کنند. تمرکز سرمایه و شکاف طبقاتی چنان است که سه میلیاردر آمریکایی دارایشان به اندازه دارایی نصف مردم کنونی همان کشوراست. توجه کنید از ایالت متحده آمریکا حرف می زنیم همان جایی که رئیس جمهورش ترامپ هرروز قدرت وارزش های نژاد پرستانه اش را به رخ مردم جهان می کشد. بحران ساختاری نظام سرمایه داری جهانی بزرگترین فشارها را برگرده ی خم شده ی کارگران گذاشته است.سرمایه داران و دولتهای حامی منافع آنها برای عبور از بحران ساختاری نسخه فشار به پایینی ها را تجویز کردند، جنگ ها ی نیابتی را که ادامه ی سیاست های رقابت وبرتری طلبانه سرمایه وقدرت های بزرگ است دامن زدند. امروزاز یکسو شاهد فقر بیشتر توده های میلیلردی هستیم واز سودی دیگر شاهد صف آرائی های تجاوز گرانه تازه ای که جای اتحاد ها دوران گذشته را می گیرند . این سیاست ها وتغییرات نه تنها از بحران نمی کاهد بلکه بر شدت تضاد ها می افزاید و آشوب جهانی را عمق می بخشد. کار به جایی رسیده که یک نژاد پرست فاشیست سرکردگی جهان را آرزو می کند و از چین گرفته تا روسیه واروپا را با جنگ تجاری ،تحریم . تهدید به درگیری رو در روئی کشانده و برآشوب وهرج ومرج جهان شتابان افزوده است.وضع کنونی ایران بازتابی حتی سیاهتر از آنجه در با لا اشاره شد، دارد. جز مشتی کوچک سرمایه دار اکثریت عظیم مردمش فریادشان بلند است و از وضع اقتصادی و اجتماعی وسیاسی خود بس ناراضی هستند. رژیم سرمایه داری حاکم درماند و فرومانده است .نه تنها حلقه به حلقه در محاصره مردمی قرار دارد بلکه تضاد میان خود حاکمان هر روز بیشتر خود را نمایان می سازد. ما به جائی رسیده در بالاترین سطح حکومت در ماندگی به جایی رسیده که این بار بجای فتح کربلا شکست حسین را بعنوان پیروزی تبلیغ می کنند.این افکار شیعه گری که زمینه را برای یکجنگ خونین آماده می سازد در حقیقت در پی ایجاد یک ویرانه دیگری چون لیبی است در ایران.
اما چرا دراین اوضاع تیره وتار جهانی ،هنگامی که سرمایه داری باردیگر جهان را نسخیر کرده و نیروی سرکوب آن و نوکرانش دست اندر دست ارتجاع محلی ومنطقه ای با هرگونه حرکت های مترقی به مخالفت بر می خیزند و با هرگونه جنبش انقلابی ودموکراتیک وحشیانه وقلدر منشانه برخورد می کنند ما به تغییر اوضاع خوش بینیم و اراده ای بس قوی برای سازماندهی انقلاب داریم. چرا در عین در نظر گرفتن کلیه عوامل نامساعد بازهم براین عقیده ایم که پیروزی از آن توده هاست و دشمن مردنی و نابود شدنی است؟ چرا از آتش زیر خاکستر حرف می زنیم و تاکید داریم هنگامی فرا می رسد که از جرقه آتش برمی خیزد .
امروز در جهان به کوری چشمان دشمنان غارتگر، د زد،جنایتکار که مشت کوچکی را تشکیل می دهند، از جنوب خاوری آسیا گرفته تا جنوب باختری اروپا میلیاردها کارگر وزحمتکش در جدالی عظیم برای ادامه زندگی حداقلی بپا خاسته اند. آنها اکثرن در خط زیر فقر با استاندارد جهانی زندگی می کنند جزوی از قشون جهانی گورکن سرمایه داری بحران زده ی کنونی هستند. هنگامی که موج انقلابی رونق بگیرد و بر خیزد در برابر نیرویشان هیچ سرمایه داری را یارای مقاومت نخوا هد داشت.
در این نوار دراز وسراسری از شرق به غرب، ایران در موقعیت استثانی قرار دارد.در خاور پاکستان ودر باخترترکیه ومصر که همراه ایران چهار کشور، جنبش های وسیع مبارزاتی جریان داشته و دارد. طبقه کارگر هر چهارکشور دارای سابقه طولانی مبارزه است ودر این نیم قرن گذشته نه تنها از لحاظ کمی بسیار رشد کرده بلکه در صحنه مبارزه برای کسب حقوق پایمال شده اش همراه دیگر توده های ستمدیده به بدیل سیاسی نجات جامعه تبدیل شده اند. توده ها در این کشور ها در مقیاس وسیعی علیه نمایندگان سرمایه داری حاکم مبارزه می کنند.. صدسال حکومت آنها زیر پوشش های نظامی و اسلامی به ورشکستگی کامل کشیده شده است. تجربه دو نظام سرمایه داری سلطنتی و اسلامی در ایران در عمل چنان آگاهی را بالا برده که امروز همانطور که در سالهای اواخر بحران رژیم سلطنتی دیده می شد کارگران،معلمان،زنان،دانشجویان واساسن قاطبه مردم به مخالفت علیه نظام برخاسته اند. تفاوت الان با انقلاب 57 هفت در اینست که دیگر سیاست همه با هم بعنوان یک خدعه ای شناخته شده و پائینی ها که اکثریت عظیم مردم اند ضد سرمایه داریند، نتبجه شعار همه باهم را چیزی جز استقرار یک نظام دیگر سرمایه داری نمیدانند. امروز گرایش برابر طلبی کارگران و همبستگی آنها برای بدست آوردن حقوقشان به گفتمان عمومی مردم تبدیل شده است. بی خود نیست که احزاب وگرایش های سرمایه داری که از اسرائیل گرفته تا عربستان و آمریکا پشتبانی می شوند با تمام امکانات تبلیغیی که دارند پایه توده ای بین زحتکشان ندارند، در مقابل کارگران سندیکای اتوبوس رانی تهران و حومه،کارگران کشت و صنعت هفت تبه وفولاد اهوا ز از پشتیبانی سراسری کارگری ،معلمان،بازنشستگان ودانشجویان بر خوردارند.
اینجاست که نقش مهم تشکلهای آگاه و کادرهای از خود گذشته ی مصمم به انقلاب کردن برجسته می شود. در کشور ما لاشه گندیده رژیم جمهوری اسلامی در خیابان ها عریان افتاده است. اکثریت مردم با این حکومت درمانده به مخالفت برخاسته اند. آگاهی دارند که آمریکا و طرفدرانش جز یک دیکتا توری دیگری از نوع پهلوی ها یا اردوغان ها ببار نخواهند آورد.وظیفه کمونیست ها وکلیه نیروهای مترقی است گرایش جوش خورده با مبارزه ی کارگری واز میان جنبش کارگری جان گرفته را بعنوان راه عمومی در پیش گیرند : نان – کار – آزادی اداره شورایی. چنین است حرف اخر کارگران هفت تپه زن ومرد که به اتفاق در شورای خود بیان کردند.
امروز نیروهای آگاه متشکل چپ انقلابی از توده ها و جنبش کارگری دور افتاده اند واین یکی اساسی ترین اشکالات این نیروهاست . کلیه تلاش های چهل ساله برای وحدت آنها با شکست روبرو شده است .باید هز راه نوینی برای وحدت ویکی شدن کمونیست ها اقدام کرد.راهی که هم که میرو در میاان کارگران دارد،در میان دانشجویان دارد و هر روز در جریان مبارزات جاری به بعنوان یک بدیل راستین کارگری وکمونیستی مطرح می شود.
حزب رنجبران ایران ضمن اینکه همچنان برای وحدت کمونیست ها در جهت ایجاد حزب واحد کمونیستی تلاش می کند،امروز بر اثر واقعیات جنبش کارگری و وجود کادر های آگاه کارگری واز همه مهمتر رشد جنبش های مبارزاتی تودهای از همه کمونیستها وسوسیالیست ها وکلیه گرایش های مارکسیستی چه متشکل وچه منفرد میخواهد رهنمود شورای کارگران هفته را به پرچم یکی شدن در جنبش های توده ای تبدیل کنند و مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی را بدور از دخالات امپریالیستها و با اتکا به نیروی توده ها به آخر رسانند. اوضاع خوبست. وظیفه اکنون پیوند با جنبش های تودهای و خدمت به آنهاست.
محسن رضوانی