یکشنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۸

تشنج در خلیج فارس و نقش بازیگران آن

آمریکا از قرارداد بین پنج قدرت بزرگ جهان بعلاوه آلمان که در سازمان ملل تائید شده بود مدتی است که کنار کشیده و تحریم های گذشته را مجددا برگردانده است و دیگر قدرت های درگیر در برجام را هم در صورت عدم اطاعت، تهدید به تحریم های شدید کرده است. کنار کشیدن آمریکا از برجام سیاست  بین المللی جدید و تا حدی بی سابقه  است که

ترامپ با اتخاذ آن سعی در فشار به اتحادیه اروپا ، چین و روسیه دارد تا با عقب زدن آنها راه خود را برای نفوذ به دروازه های آسیا باز کند.سیاستی که در صورت پیروزی دودش به چشم رقیبان آمریکا خواهد رفت و آمریکا را قادر خواهد ساخت که نه تنها بازارهای نفتی بلکه راههای ارتباطی و اقتصادی بین کشورهای رقیب را هم مسدود کند. برجام و کنار کشیدن از آن سرآغاز این سیاست به شیوه های مختلف است. اوباما تا حدی حضور قطب های رقیب را عملا قبول کرده بود و سعی به تعامل با آنها و بهره گیری اقتصادی از آن داشت، اما ترامپ نه تنها حاضر نیست که گروه بندی های جدید امپریالیستی را قبول کند، بلکه همچون دهه 70 قرن گذشته از موضع سرکرده گرائی به آنها برخورد می کند.

اما اوضاع کاملا تغییر کرده است. نه اروپا در وضعیت آن دوران است و نه جنگ سردی به صورت اردوگاهی در برابر آن. اینکه جنگ سرد دیگری شروع شده است شکی نیست ولی مؤلفه های جنگ سرد جهان دو قطبی و جنگ سرد جهان سه قطبی بسیار تغییر کرده است. چین با کشیدن راه ابریشم در حال ورود به بازارهای اروپا و غرب آسیا و آفریقا است. موضوعی که برای اروپا و روسیه هم دارای منافع متقابل زیادی  است. در این میان آمریکا خواها ن قطع شریان آن است آنهم با کنترل کشورهای مسیر این جاده که مهمترین آن ایران است. روشن است که در این گرهگاه سیاسی، ایران باید در درجه اول چین و روسیه و به درجاتی کمتر اروپا را با خود داشته باشد.

در این کشمکش های  بین المللی برجام بهانه ای برای سیاست ریزی علیه رقبا است. آمریکا قصد دارد با تحریم نفتی ایران و ونزوئلا  اولا نفت شیل خود را بفروشد و بازارهای نفتی را از چنگ روسیه و دیگر کشورهای نفتی خارج کند و از آن طریق به راههای انرژی اروپا مسلط شود. ثانیا با درگیر کردن چین در آبهای دریای چین و تعرفه های گمرگی ، تهاجم این کشور برای رسیدن به بازارهای جهانی را مسدود کند و جنگ تسلیحاتی را با روسیه برای شکستن اقتصاد آن با شدت و حدت تمام ادامه دهد. ورود آمریکا به سیاست هایی از این قبیل یعنی پشت کردن به قراردادهای بین المللی از برجام گرفته تا موشک های میان برد با روسیه و دخالت در امور اروپا بویژه اروپای شرقی بدون جواب از طرف دیگران نمانده است. برجام وظاهرا برقراری سیستم اینستکس از جانب اروپا نوعی بی اهمیتی و دچار شکست کردن آن سیاست هاست و یا کنفرانس ورشو که عملا روسیه و اروپا آنرا با شکست روبرو کرده اند. و این دارای پیام های متعدد برای یکدیگر است. در واقع قطب های جدید در حال نشان دادن خط قرمزهای خود هستند. در جنگ سرد جهان دو قطبی هم تقریبا یک چنین خط قرمزهایی وجود داشت سرنگونی هواپیمای کره جنوبی در نزدیکی مرزهای اتحاد شوروی سابق  توسط موشک های روسی ، فقط یک نمونه از آنهاست.

بطور مثال نه اروپا و چین و روسیه مایل نیستند که آمریکای لاتین به وضع سابق یعنی حیات خلوت آمریکا برگردد ولی نحوه برخورد آنها با این موضوع گاها متضاد به نظر می رسد.

در برجام هم همین وضعیت موجود است. چین و روسیه خواهان ادامه رشد اقتصادی و نظامی ایران بخاطر درست کردن سدی در برابر نفوذ غرب و بخصوص آمریکا می باشند.اما کشورهای اروپایی، ایرانی را می خواهند که قادر باشد قراردادهای محکم اقتصادی را به آنها بسپارد و منافعشان را در ایران تامین کند. سیاست کجدار و مریز اروپا با ایران هم درست بخاطر نگه داشتن ایران روی هم خطی سیاسی –استراتژیکی با خود است. برجام و مسئله سلاح های هسته ای اساس درگیری ها نیستند مسئله به نظر من بزرگتر از برجام در حد و جثه ایران است ، برجام در واقع بازتاب تشدید تضادهای بین المللی است که ایران و مسئله هسته ای آنرا بطور غیر واقعی بزرگ نشان می دهد تا درپشت آن رقابت های نظامی ،سیاسی ، اقتصادی خود را جلو ببرند.

متاسفانه این رقابت ها اگر در سوریه و لیبی، آن کشورها را به ویرانی کامل کشاند ولی ایران هنوز در مرحله تحریم ها و ضعیف شدن اقتصاد و گران شدن کالا ها و فشار به مردم و گرسنگی دادن به اقشار کم درآمد آغاز شده است. روشن است سیاست های رژیم اسلامی در این میان هم جایگاهی دارد که به آن دامن می زند. از جمله هژمونی طلبی منطقه ای آن ، نزدیکی به شرق و اتخاذ سیاست های خصمانه متقابل با غرب و ایستادگی در برابر توده های وسیع درداخل کشور و از دست دادن نیروهای پشتیبان داخلی و انفرادش بین مردم. ظاهرا رهبران رژیم اسلامی خواهان مقاومت در برابر این تحریم ها هستند و سیدعلی خامنه ای سیاست اقتصاد مقاومتی با شعار کالای ایرانی بخریم را مطرح کرده است، آنهم در شرایطی که دهها کارخانه را بسته اند و تولید را در بسیاری از واحدهای تولید متوقف کرده اند.

اقتصاد ایران در حدی به سوی خرابی رفته است که کشورهای اروپایی عملا سیاست نفت در برابر غذا را که در عراق اجرا کردند در اینستکس برای ایران هم پیش روی ایران قرار داده اند سیاستی که جدا از ویرانی کشور و اقتصاد به درجات بسیار زیادتری بشدت تحقیر آمیز و غیر انسانی است. رژیم دزد و فاسد اسلامی با شعار نمی تواند جلوی آن بایستد و مردم ما خوب می دانند که در این رژیم کسی به فکرشان نیست، خامنه ای سیاست اصلاح ساختارها را به میان کشیده است کسی که خود از سرمنشاء های فساد های میلیاردی در موسسات مالی و نفتی و دولتی است. وعده های رژیم جمهوری اسلامی صرفا خرید زمان و به قول معروف "از این ستون به آن ستون نعمتی است "،می باشد.

در عین حال برجام در حقیقت کشمکش بر سر منافع زیر زمینی انسانی و اقتصادی ایران است که از قبل کار کارگران و تولید کنندگان جامعه فراهم می شود. کشمکش بر سر کار و زحمت طبقات کارگر و زحمتکش جامعه است. برجام در واقع رقابت بر سر سهم خواهی از بازار جهانی و منطقه ای و ملی است که طبقه کارگر با کار و زحمت خود آنرا آفریده است .این نوع از رقابت های بین جناح های مختلف بورژوازی تا زمانی که طبقه کارگر قدرت را خود به دست نگیرد در اشکال گوناگون ادامه خواهد یافت. آنگاه که طبقه کارگر قدرت سیاسی بورژوازی در ایران اعم از جمهوری اسلامی و ...را سرنگون کند و قدرت مستقیم کارگران و زحمتکشان را از طریق شوراها جایگزین آن کند نه تنها شرایط مادی رقابت و چانه زنی های بورژوازی را از بین خواهد برد بلکه به کمک همبسستگی و اتحاد پرولتاریای همه کشورها کمک متقابل و بدون چشم داشت برای رشد کل جامعه بشری، جای آنرا خواهد گرفت.

آیا امکان دارد که بتوان ازمسیری که برجام و سیاست های جنگ طلبانه آمریکا اتخاذ کرده است خلاصی یافت .در واقع این جواب را می توان از دو طرف شنید. از یک طرف رژیم اسلامی و سیاست  هایی که دنبال می  کند از جمله همچنان مانند آمریکا رجزخوانی و تداخل در امور کشورهای دیگر و طرف دیگر کارگران و زحمتکشان و نیروهای انقلابی و مترقی که می  گویند بدون دادن  آزادی های اجتماعی به توده های زحمتکش در جهت سازمان یابی خود برای ایستادن در برابر هر نیروی خارجی و یا معترض و بازکردن قدرت و سپردن رهبری جامعه به انسان های دلسوز، مدبر و مدافع کارگران و زحمتکشان و تغییر کل قوانین اساسی و سرنگونی رژیم اسلامی هیچ راه سومی وجود ندارد. یا جنگ و محاصره اقتصادی و ایجاد هرج و مرج و جنگ داخلی آنطور که در لیبی و افغانستان آمریکا و غرب جلو برده اند و یا حکومت کارگران و کمونیست ها و متحد کردن وسیع ترین توده های مردم برای تغییر سناریویی که رژیم های بورژوازی از جمهوری اسلامی تا غرب و برای ایران تدارک دیده اند .

******

در این میان قلدر منشی امپریالیسم آمریکا و دخالت گری بی پروا بدون توجه به قوانین بین المللی و رقبا و تهدید و یا تطمیع یک کشور جهان با اسلحه دوران جوامع قرون وسطا را بازتولید می کند. دولت آمریکا نشان داده است که با رژیم هایی که حاضرنیستند گردن کلفتی و قلدر منشی او را بپذیرند، جدا از اینکه چه نوع رژیمی باشد برخوردی براندازانه داشته و در صورت عدم موفقیت تلاش می کند که جامع انسانی آنها را به قرون وسطا برگرداند.آمریکا با بسیج بخشی از نیروهای نظامی و ناوگان دریایی و هوایی در حال چنگ و دندان نشان دادن نه تنها به ایران بلکه زهره چشم گرفتن از نیروهای مخالف در خاورمیانه است. حزب رنجبران ایران سیاست های تجاوزگرانه و جنگ طلبانه امپریالیسم آمریکا را شدیدا محکوم می کند .هیچ کشوری حق تجاوز و براه انداختن جنگ علیه کشورهای دیگر را ندارد. سرنوشت کشورها بایستی به دست مردم خود کشورها و بدون دخالت خارجی تعیین شود. این اصلی است که جهان متمدن کنونی برسمیت شناخته است. این فقط امپریالیست ها و یا نوچه های منطقه ای آنها هستند که دنیای کنونی را به جنگ و ویرانی و هرج و مرج کشیده اند.

کمونیست های ایران و طبقه کارگردر این شرایط به متحد شدن بیشتر برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی و مقابله با تجاوزگری و ایجاد جنگ داخلی نیاز دارند. سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی و مقابله با تجاوزات امپریالیستی ارتباط متقابلی دارند. که با تشنج اوضاع داخلی و منطقه ای هر چه بیشتر برای انقلابیون به وظایفی عاجل تبدیل شده است. اینکه روند تشنجات در خلیج فارس به جنگ ختم خواهد شد یا نه نمی تواند تاثیری در وظایف عاجلی که ما به همراه توده های استثمارشده داریم بگذارد در غیر این صورت ادامه اوضاع با جنگ و یا بدون آن دودش به چشم کارگران و زحمتکشان جامعه رفته و باعث ویرانی ساختارهای اجتماعی آن خواهد شد  

ع.غ

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ

گفتگوئی با دکتر علی صادقی (کاک ابراهیم) و محمد اشرفی