پنجشنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۸

"نه به ارتجاع" و "نه به جنگ"

     امروز با رفیقی کارگر و باز نشسته حرف می زدم . گفتم بگو سراپا گوشم .می خواهم بدانم به تو وخانواده ات در این اوضاع بحرانی در منطقه وایران که حکومت درمانده است وامپریالیزم آمریکا شدیدترین تحریم ها را اعما ل می کند و خطر جنگ هر روز بیشتر می شود، چه می گذرد.      

می گوید:

کشتی های جنگی آمریکا در خلیج فارس لنگر انداخته اند. بمب افکن های های "بی پنجاه ودو" که در پایگاه هوایی قطر مستقرند از آشیانه های خود بیرون آمده و در انتظار فرمان هستند. وزیر دفاع آمریکا در پی  فعال کردن تا  120000 نیروی نظامی است. خبر حمله تروریستی به شش کشتی نفت کش عربستان در جهان پیچیده و می گویند کار ایران بوده است، جنگ خواهد شد. جنگی بس خانمانسوز که آنچه مردم برایشان پس از سیل جا مانده به باد خواهد رفت و جان میلیون ها انسان از کودک و زن ومرد  در خطر است.

می گویم:

کاش کنارتان بودم ودرد همگانی را با هم حس می کرد یم ، با هم فکر می کردیم و دراین آشفته بازار، کوشش می کردیم کاه را از گندم جدا کنیم. این روز ها خرد واندیشه  لازم است تا از لابلای کلیشه ها یی که شب و روز در رسانه های "جمهوری اسلامی" و "بی بی سی" و "سی ان ان" پخش می شود و یا دروغ های شاخداری که میان" ترامپ" "خامنه ای" رد و بدل می شود سر در آورد.

  می گوید:

 جنگ ایران وعراق ، جنگ آمریکا و عراق ، جنک روسیه و آمریکا در افغانستان نتیجه ای جز خرابی ،  ویرانی ودر بدری  برای مردم به بار نیاورده است. چگونه می شود گفت "جنگ نعمت" است . هر کس از تحریم و جنگ پشتیبانی می کند، نادان است ، از رنج و بدبختی مردم خبر ندارد و یا دارد ولی جزو جنگ طلبان و سرکوبگر است.

می گویم:

همه ی این ها را می دانیم و می دانستیم. همیشه ما کمونیست ها  در سمت مردم بودیم ، برای آزادی و رهایی و برابری مبارزه کردیم و همچنان ادامه می دهیم و بهترین هایمان را  به حکم شا ه و شیخ کشتند و امروزهم همانند گذشته طبقه ی حاکم همچنان وجودمان را نفی می کنند. چه آنها که در حکومت اند و چه آنها که درمخالفت اند و با ترامپ همراه اند. از یک سو می گویند کمونیسم مرده و از سوی دیگرهر جا اسم اش می آید ترس به اندام شان می افتد. دشمنی با کمونیسم وترس از آن نه تازگی دارد و نه از بین خواهد رفت، تا طبقات هست، مبارزه طبقاتی هست و در دوران تاریخی نوین  تا سرمایه داری و بالا ترین شکل آن که انحصارات غول پیکرمالی و امپریالیسم هست، مبارزه طبقاتی میان دو طبقه اصلی جامعه سرمایه داری جهانی ادامه دارد و بورژوازی همچنان با چنگ و دندان و قدرت های عظیم دولتی  برای حفظ این نظام تلاش خواهد کرد و از سوی دیگرطبقه کارگر چون گورکنی فعال با مبارزه ای لا ینقطع برای براندازی اش تدارک می بیند . کمونیسم زاده این مبارزه وتضاد است. هرجا طبقه کارگر هست، استثمار هست ، هرجا دیکتاتوری های طبقاتی بورژوازی هست ستم موجود است، درنتیجه آنجا مقاومت ومبارزه هست، وتا آن زمان کمونیسم خواهد بود. اما این کمونیسم چه هست که از خود گذشته ترین ها ، خوش قلب ترین ها و  برترین ها را به خود می کشاند که نسل اندر نسل تحت سخت ترین شرایط دیکتاتوری به مبارزه ادامه می دهند. چگونه است که تو پس از این همه سال  زندان و شکنجه، با ناظر بودن به کشتن بهترین و نزدیکترین رفقایت و خطر مرگ یا زندگی کنونی، چنانچه گیر بیفتی بازهم ادامه می دهی  و  در پی جستجوی راه حل برای نجات مردمان این سر زمین هستی ؟ می پرسم نیروهای چپ وکمونیست چه موضعی درست است در این اوضاع  بگیرند ؟

و اضافه می کنم : بعضی ها مدعی اند  که این رژیم بقدری جنایت کرده و مردم بقدری نا راضی هستند که اگر آمریکا و عربستان واسرائیل دست در دست هم به ایران حمله کنند  ولی فرصتی شود که حاکمان را به زیر کشند ا ز آن پشتیبانی می کنند!

... صدایش کمی بلند می شود و می گوید:

 نه عزیز کار ایران نه با خدا درست می شود و نه با آمریکا.

 "کار ایران با خود مردم باید درست شود".

صد سال تجربه حاکمیت سرمایه داران از" رضاشاه" گرفته تا امروز "خامنه ای" نشان می دهد هر زمان وهر وقت بیگانگان  دخالت کردند  وضع ایران بدتر شد و بهتر نشد. سرمایه جانی و مالی ایران غارت شد ، نیروهای مترقی، چپ و کمونیست سرکوب شدند. امروز خواست اکثریت مردم ایران جنگ نیست  در عین حالی که خواست آنها سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی است.

"باید راهی پیدا کرد که هم باجنگ مخالفت کرد و هم برای تغییر نظام مبارزه کرد."

 این راه را هیچ طبقه ای جز طبقه کارگر و پیشروان اش نمی تواند پیدا کند و در عمل راهنما باشد .

می پرسم:  چرا همه راه ها را به طبقه  کارگر ختم می کنی ؟

می گوید:

 با اینکه سرمایه داری ایران از نوع  تجاری و بانکی و دلالی نفتی است و صنعت اش از نوع مونتاژ و تمرکز مراکز صنعتی چندان فشرده نیست و با اینکه بر ا ثر سرکوب شد ید ضد کارگری تشکل های  کارگری ضعیف اند و آنهایی هم که طی مبارزه ای سخت بوجود آمده اند پیشروانشان در زندان ها  ویا تحت پیگرد دائمی اند، اما چرخ جامعه را در دست دارند و بدون آنها نه نادری می ماند و نه رژیم جمهوری اسلامی. حتی نیروهای مسلح رژیم هم نه از نورچشمی ها بلکه از فرزندان همین طبقه اند. دستگاه های سرکوب در این چهل سال احزاب وسازمان های چپ وکمونیستی را اساسأ نابود کرده است در حالیکه نتوانسته جنبش مقاومت و مبارزه ای کارگران را از میان بردارد، برعکس در بیست سال  گذشته این نیرو متشکل تر و سطح مبارزات آن گسترده تر شده است. خیزش عظیم دی ماه پنجا وشش از آن کارگران بود که صد شهر را پیمود و کل نظام را نشانه رفت.

می گویم:

چقدر درست گفتی! راه نجات مردم ایران، راه طبقه کارگر است.

روند تاریخی مبارزه طبقاتی جهان ، موقعیت استراتژیکی ایران، تضاد میان امپریالیست ها و در عین حال قدرت های ارتجاعی محلی چنان چون کلافی پیچیده بهم تنیده که تنها تئوری رهائی طبقه کارگر بعنوان سلاح برنده ای می تواند راه حل درست را نشان دهد.

امروز تنها این طبقه است که مشی سیاسی عمومی اش می تواند منافع اکثریت مردم ایران را در بر بگیرد . باید بدانیم که یک راهی که هم به کلیت نظام حاکم نه بگوییم و هم  به امپریالیسم. تنها  مشی درست کنونی همین است و چنانچه کلیه نیروهای چپ و کمو نیست از آن پیروی کنند، وهمه جانبه کوشش کنند تا آنرا به درون توده ببرند و در سطح جهانی هم صدای مردم ایران باشند، این حرکت می تواند به نیروی مادی انسانی تبدیل شود که هیچ نیروی طرفدار جنگ و سرکوب گر داخلی توانایی مقاومت در برابرش را نخواهد داشت. امروز  گردش روزگار و صف آرایی جهانی طبقات و نیروهای سیاسی  چنان شده که انقلا ب ایران وتحولات آن باردیگر به مرکز تضاد ها تبدیل شده است.

می گوید: باید روی دو پا به راه پیما یی طولانی خود ادامه دهیم!!

سرنگون باد رژیم  سرمایه داری جمهوری اسلامی

مرگ بر امپریالیسم آمریکا  

نه به ارتجاع  و نه به جنگ

آری  به نان ،آری به کار، آری به آزادی آری  به شورا های کارگری

بیست و نهم اردیبهشت 1398

تنظیم از : محسن رضوانی

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ

گفتگوی تلویزیون حزب رنجبران ایران با دکتر علی صادقی (کاک ابراهیم) و محمد اشرفی