یکشنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۸

آخرین نبرد

قوم دریاچه بیور (سگ آبی) (1 )، معاهده شماره ۶ ناحیه، کانادا. من یک جاده خاکی سنگلاخ را با اریک لیم من که از اهالی قوم کری است را با ماشین طی می کنم. او میگوید: « در آنجا » با اشاره به جایی که او ۶۱ سال پیش در یک چادر متولد شد. ما ماشین را متوقف می کنیم و بسوی جنگل پوشیده شده از درخت نگاه می کنیم.

او به طرز آرامی می گوید: « این یک گور دست جمعی ست »، نشان دهنده پاکیزگی ست که در آن ده ها تن از قوم کری که در یک مرض آبله واگیر داردر طی یک قرن گذشته در گذشته اند و اینجا دفن شده اند.

از زمان ورود استعمارگران اروپائی در دهه ی ۱۵۰۰ ، قوم کری تحت حملات بی رحمانه قرار گرفته است. در حال حاضر ۵۰۰ تن از ساکنان ذخایر قوم کری که بسیاری از آنها در خانه های پیش ساخته کوچک جعبه ای زندگی می کنند، قربانیان تکرار استثمار استعماری هستند که یکی از آنها lkدر استخراج نفت از ریگ های قیری (2 ) آلبرتا محسوب می شود. این قساوت و بی رحمی باعث تخریب اکو سیستمی می شود که بر زندگی آنها تاثیر عمیقی بجای می گذارد. اگر قوم کری این بار این استثمار گران بی رحم را متوقف نکند، آنها همراه با استثمار گران خواهند مرد.

این ذخایر توسط ریگ های قیری احاطه شده است، که یکی از بزرگترین تمرکز نفت خام در دنیا ست. ریگ ها ۹۸ در صد از نفت کانادا را تولید می کنند و بزرگترین منبع نفت وارداتی ایالات متحده هستند. این نفت در زمره کثیف ترین سوخت های فسیلی بر روی کره زمین، علت اصلی آلودگی هوا و محیط زیست است که حجم زیادی از دی اکسید کربن را رها می کند. تولید و مصرف یک بشکه نفت خام ریگ های قیری (3 )، ۱۷ در صد دی اکسید کربن بیشتری را نسبت به تولید و مصرف یک بشکه نفت استاندارد تولید می کند.

نفت ریگی (شن) یک ماده ضخیمُ کثیف و خاکستری ست که با یک هیدرو کربن به نام قیر معدنی (نفتی) برانگیخته (یا الغاء) شده. نفت در اطراف دریاچه بیور توسط فرآیند شناخته شده به عنوان زه کشی ثقل (یا درجه کشش) کمک بخار (4 ) استخراج می شود، که در زیر زمین رخ می دهد و شبیه به فر کینگ (5 ) است. دور تر از این محل در شمال، استخراج توسط تخریب معدن جنگل های دور افتاده بیابانی آلبرتا انجام می گیرد که ۲ میلیون ایکر (یک ایکر برابر با ۴۸۴۰ یارد مربع) از آن تا بحال تخریب شده است. نابودی وسیع جنگل ها که به شرکت های جنگل بانی به فروش رفته، قسمت فوقانی خاک را زدوده یا تراشیده و در نتیجه تبدیل به زمین بایر بیابانی شده اند. این بهره برداری صنعتی که شاید بزرگترین در جهان باشد، با سرعت در حال انتشار کربن می باشد که در صورت عدم کنترل آن، به زودی این سیاره برای انسان غیر قابل زندگی خواهد شد. این نفت هزاران مایل در لوله ها (یا از طریق کامیونها و خط آهن)  گذر می کند تا به پالایشگاه در شهر هیوستن واقع در ایالت تکزاس می رسد. بیش از صد دانشمند علوم محیط زیست و آب و هوا خواستار مهلت قانونی برای استخراج نفتی که مملو از ریگ قیری ست شدند. جیمز هانسن، دانشمند سابق ناسا، هشدار داده است که اگر این نفتی که مملو از ریگ قیری است مورد بهره برداری قرار گیرد، « این سیاره نابود خواهد شد ». وی هم چنین خواستار محاکمه مدیران اجرایی شرکت های سوخت فسیلی برای جنایات عظیم علیه بشریت شد.

این سخت است که توضیح دهیم تا زمانیکه شما اینجا نیامده باشید تا میزان استخراج ریگ قیری را با چشم خود نبینید. در اطراف دریاچه بیور بیش از ۳۵۰۰۰ چاه نفت و گاز طبیعی و هزاران مایل خطوط لوله، جاده های متعدد در دسترس و خطوط وابسته به زمین لرزه به چشم می خورد. (این منطقه هم چنین شامل محدوده سلاح های هوای سرد دریاچه است که بخش بزرگی از قلمرو سنتی را از ساکنان بومی تصاحب کرده و برای آزمایش سلاح اختصاص داده شده است.) کارخانجات غول پیکر همراه با ماشین آلات عظیم الجثه، از جمله چر خنده های سطلی که بیش از نیم مایل کشیده شدند  مته هایی (6) به بلندی چندین طبقه، صد ها هزار ایکر از سرزمین را ویران می کنند. این مراکز مرگ و میر ناشی از سوختگی یا گاز سولفورها، بدون توقف عوارض آتشین را به آسمان تیره و تاریک میفرستد. هوا دارای طعم فلزی ست. خارج از مراکز پردازش، دریاچه های عظیم سمی شناخته شده به عنوان حوضچه های آب ریز شناخته شدند، پر شده از میلیاردها گالن آب و مواد شیمیائی مربوط به استخراج نفت، از جمله جیوه و سایر فلزات سنگین، هیدروکربن های سرطان زا، آرسنیک و استرکنین (7 ) وجود دارد. لجن از حوضچه های مذکور به رودخانه آتاباسکا که به بزرگ ترین سیستم رودخانه، مکنزی در کانادا جریان می یابد ریخته می شود. هیچ چیز در اینجا، تا انتها، کمکی به موجودات زنده نمیکند. پرندگان مهاجر که در حوضچه های لجن فرود می آیند در تعداد بی شماری جان می دهند. اینقدر پرنده در این محیط کشته شدند که دولت کانادا بالاجبار به شرکتهای استخراج دستور داده است که از توپ های سرو صدا دار در برخی سایت ها به منظور ترساندن دسته های پرندگان از فرود آمدن استفاده کنند. در اطراف این دریاچه های جهنمی، غرّش های پی در پی از ابزارهای انفجاری وجود دارد.  

آب در بسیاری از مناطق شمال آلبرتا دیگر برای مصرف انسان ها امن نیست. آب آشامیدنی باید توسط وسایل نقلیه به آن منطقه برسد.

 جریان اتوبوس های کارگران کشتی، تقریبا همگی سرنشینان مرد، در اول و انتهای جاده، شب و روز در حال عبور هستند. ده ها هزار نفر از سراسر کانادا آمدند که عملیات استخراج ریگ غیر دار (نفت ریگ دار) کار کنند. بسیاری از این کارگران در فورت مک موری، حدود ۱۸۰ مایل از دریاچه بیور (سگ آبی) زندگی می کنند، و کار را بطور شاقه ۱۲ ساعت در روز، سه هفته متوالی ادامه می دهند تا یک هفته تعطیلی داشته باشند.

قبیله کری، دین و قبایل دیگر که در معرض کشتار زیست محیطی زندگی می کنند و سرزمین های اجدادی آنها توسط دولت به منظور استخراج نفت ریگ دار تصاحب شده به نسبت بی شماری از امراض تنفسی و سایر بیماری ها رنج می برند. طبق گزارش هیئت مدیره سرطان آلبرتا، میزان سرطان در این منطقه ۳۰ درصد بالاتر از بقیه آلبرتا ست که بعد از انتشار این اطلاعات در سال ۲۰۰۸ خاتمه یافت.

اریک لیم من، هنگامی که او یک کودک بود توسط دولت او را از والدین اش جدا کردند، یک شیوه معمول چند دهه قبل، و به مدرسه شبانه روزی سرخ پوست ها فرستاده شد که بطور معمول مورد ضرب و شتم قرار می گرفت، صحبت کردن به زبان بومی کری یا هر زبان بومی دیگر ممنوع بود و ممارست های مذهبی و فرهنگی بومی غیر قانونی بود. او می گوید جداسازی او از خانواده اش، همراه با ممنوعیت سنت های او از نظر روانشناختی برای او ویرانگر بود. او پدر خود و سایر سالمندان کری را به خاطر دارد که مراسم مذهبی را از ترس پنهانی انجام می دادند. او بطور پنهانی در جنگل ها میرفت تا آنها را که مشغول انجام مراسم مذهبی بودند تماشا کند، آنها به اعتقادات مذهبی و فرهنگی خود پایبند بودند.

لیم من شدیدا بر ضد تلاش هایی که برای از بین بردن هویت و فرهنگ اش بود سخت مبارزه می کرد. او می گوید این فقط ریشه های سنت های کری است که کل او را حفظ می کند و می تواند این شرایط را تحمل کند. او از فقر زیاد و پایان ناپذیر رنج می برد. او دوره های اعتیاد و حتی خشونت را نیز داشت. هنگامی که فرهنگ غالب به دنبال ریشه کن کردن موجودیت توست، مشکل است که از هم پاشیدگی شخصی دور بود. جمعیت بومی کانادا ۴ درصد کل جمعیت را تشکیل می دهد، اما بیش از ۲۵ درصد زندانیان زندانهای فدرال را تشکیل می دهند. همسر لیم من او و فرزندان او را ترک کرد. او در خیابانهای استان کالگری از اعتیاد به الکل درگذشت. او به عنوان گرداننده ماشین سنگین در محل استخراج نفت ریگ دار کار می کرد. او وقتی که متوجه شد سرزمین وی در معرض غارت و چپاول قرار گرفته و هرگز باز نخواهد یافت، آنجا را ترک کرد و علایم بیماری در او  شروع شد. او اکنون با مبلغ کمی که از دولت دریافت می کند زندگی می کند.

ما به خانه کوچک او بازگشتیم، و در آشپزخانه کوچک وی نشسته ایم. دختر او کریستال لیم من، فعال بومی حقوق بشر و معروف در سطح بین المللی، سرو کوهی (یک بوته همیشه سبز یا درخت کوچک که دارای مخروط های توت سیاه است)، را در دیگچه آهنی حرارت می دهد تا بخار های این گیاه تند بلند شود. ما با دستهای خود بخار را به سمت بینی خود هدایت کردیم. بومیان کری و دیگران می گویند « سیاه شدن» توسط این بخار انرژی منفی را می زداید به وضوح و دید انسان کمک می کند و کسانی را که در معرض این عطر قرار گرفتند را در مرکز قرار می دهد. ما در سکوت نشستیم.

هر چند بومیان کری سنت های خود را برای ضدیت با سرمایه داری از احتکار، سود، استثمار، ارتقاء خود و کالایی کردن انسان و زمین بازمی یابند، بیشتر زندگی آنها ارزش ذاتی دارد، نه ارزش پولی. این بازیابی پادزهر ناامید کننده است. این سبب می شود قوم کری روحانی گردد. این تفوق (برتری) را مجاز می کند. این در یک بار آنها را از واقعیت بیگانه می سازد و آنها را به آن نزدیک می کند. مقاومت تنها در مورد چالش کشیدن شرکت های استخراج نفتی در دادگاه نیست، همانطور که قوم کری در تلاش برای ممانعت از صنعت ریگ های قیر دار (نفت) و خطوط لوله از سرزمین های سنتی خود بوده است؛ این امر در مورد نگه داشتن سریع به جهت گیری دیگر نسبت به واقعیت است، یکی که همه ما باید آنرا قبول کنیم، اگر بخواهیم به عنوان گونه زنده بمانیم. این مربوط به بازیابی ستایش و احترام است. استثمار گران سفید نه تنها به دنبال غارت سرزمین و منابع طبیعی و نسل کشی علیه جوامع بومی اند، بلکه از بین بردن این اخلاق رقابتی و مبارزاتی اند.

اریک لیم من می گوید: « من به مردمم نیاز دارم،». « من به کسانی که تاریخ، زبان ما، شیوه های معنوی ما و فرهنگ ما را می دانند نیاز دارم. من به آنها تکیه می کنم تا به من منتقل کنند تا من بتوانم آنرا به نوبه خود به دیگران منتقل کنم. »

استثمار گران تلاش کرده اند تا قوم کری را فاسد کرده و سنت های خوب آنها را از بین ببرند. شرکت های استخراج کننده نفت برخی از رهبران قبیله ای را برای حمایت از خطوط لوله و در نهایت تسلیم قلمرو قبیله ای برای توسعه نفت منطقه با پول خریده اند. این شرکت ها از میهن فروش ها و خائنین استفاده می کنند تا کمپین های تبلیغاتی به نفع استخراج، تقسیم و تضعیف جوامع بومی و تلاش به منظور بی اعتبار کردن رهبرانی مانند کریستال استفاده کنند.  دولت فدرال سال گذشته یک مراسم مذهبی که فراخور حال قوم کری بود با تکالیف و ترانه های افتخاری انجام داد تا پروژه گسترش خط لوله سراسری کوهستانی را تقدیس کند و چهار و نیم میلیارد د لار خط لوله انتقالی کانادا یعنی پیشرفتهایی که به معنی مرگ برای مردم کری است را عملی سازد.

اریک با تلخی می گوید: « این همان چیزی ست که آنها مصالحه می نامند. »

کریستال می گوید: ن این تخصیص فرهنگی است ». « "مصالحه" لغت مزخرفی ست. آشتی کردن باکی؟ آشتی دادن با چی؟ مصالحه کردن ما با سیستم های استعماری کنونی از استثمار؟ تا زمانی که ساختارهای استثمار را از بین نبرند، هیچ گونه مصالحه ای وجود نخواهد داشت. »

اردوگاه های مردانه با ده ها هزار کارگر در مناطق نفت خیز، صنعت فاحشگی را تامین می کنند. دختران و زنان بومی که در کثافت و فقر زندگی می کنند، توسط پول به ظاهر آسان و سریع فریفته می شوند. زوال جنسی آنها به زودی منجر به اعتیاد می شود تا دردشان را کند کند. این هم یک میراث استعماری ست. کانادا به عنوان یک ایستگاه نظامی و تجاری بریتانیا آغاز شد. شرکت خلیج هادسون اجازه نداد زنان اروپايی به کانادا مهاجرت کنند. مجتمع های مسکونی دختران و زنان بومی فاحشه در کنار دژ نظامی و پست های تجاری تاسیس شد. پلیس سلطنتی کانادا در سال ۲۰۱۵ گزارش داد که نشان می دهد زنان بومی که ۴.۳ در صد از جمعیت زنان کانادا را تشکیل می دهند، چهار برابر بیشتر از دیگر زنان کانادایی ناپدید یا به قتل می رسند. آنها ۱۶ درصد از قربانیان قتل زن را تشکیل می دهند و ۱۱ در صد از پرونده های مربوط به نا پدید شده ها مربوط به زنان را تشکیل می دهد.

کریستال لیم من می گوید: «من در هیئت مربوطه در ونکوور بودم. » « من از کلمه "فحشا" استفاده کردم.  شخصی برخواست و به من گفت که از واژه "کارگر امور جنسی" استفاده کنم، و گفت این یک واژه مورد پسند بود. دختران و زنان بومی فقیر و آسیب پذیر انتخاب نمی کنند که روسپی باشند. آنها به این عالم فحشا به زور وارد شده اند. دختران به دلیل از هم پاشیدگی خانوادگی به این طریق مورد سوء استفاده جنسی قرار می گیرند. سوء استفاده جنسی یک تجربه معمول برای دختران در مدارس مسکونی و سیستم پرورشگاه ها، یکی دیگر از میراث های استعماری ااست. »

الغاء کارگران با درآمد از دست دادنی انفجار مواد مخدر را در شمال آلبرتا مانند کوکائین و متامفتامین و مواد دیگر که به خودکشی های سریع در میان جمعیت بومی ها شده دیده می شود. خودکشی و صدمات ناشی از خودکشی یکی از علل مرگ و میر ناشی برای بومی های کانادا زیر سن ۴۴ می باشد. مردان بومی جوان ۱۰ برابر بیشتر نسبت به کانادایی های دیگر خودکشی می کنند. زنان بومی جوان ۲۱ برابر بیشتر دست به خودکشی می زنند. دریاچه بیور (سگ آبی) دریغ نداشته است، در یک دوره ۱۲ ماهه در ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵ ، ۷ نفر در آن خود کشی کرده اند. تمام آنها زیر سن ۴۴ سالگی بودند و همه معتادان به مواد مخدر یا الکل بودند.

کریستال می گوید: « دو راه به قلعه (دژ) مک موری وجود دارد»، « بزرگراه ۶۳ و بزرگراه ۸۸۱ وجود دارد که از اینجا عبور می کند. این یکی از توقف گاه ها برای مواد مخدر است. قاچاقچی ها می گویند: "خوب در اینجا شهر کوچکی وجود دارد، ما آنجا متوقف می شویم و در آنجا نیز مواد مخدر پخش می کنیم. بسیاری از توزیع کنند گان مواد مخدر از شهرهای کوچک هستند، یعنی از همین محله های معتادین. این یک راه سریع برای بدست آوردن پول می باشد. »

او می گوید: « محله ما به اندازه کافی امن بود، » ما حتی هنگام خواب درب ورودی را قفل نمی کردیم. ما وسایل نقلیه مان را ترک می کردیم. هیچ کس نگران نبود. »

او در ادامه گفت: « اکنون دیگر امنیت نداریم و خطرناک است.» صحبت از دزدی های بی پروا توسط معتادین است. او اضافه می کند: « شما نمی توانید با کسی نزاع کنید. این مواد مخدر است که بر سلامت روان افراد تأثیر می گذارد. مردم در ترس زندگی می کنند. »

احیای مراسم شیوه های مراسم قدیم مانند رقص آفتاب سالانه همراه با چادر زدن (اردو گاه) سنتی پزشکی، اردو گاه های برداشت و کلبه های سنتی، در مورد راه دیگری برای هستی است، راهی که به همبستگی (رابطه درونی) تمام موجودات احترام می گذارد، از جمله کره زمین که ما به آن وابسته ایم.

کریستال می گوید: « ما اثرات را می بینیم.» « پراتیک فرهنگی ما و زبان ما یک سیستم عقیدتی را متضمن می شود که ضد سرمایه داری و جهانی شدن سرمایه، شهوت برای پول و ثروت مادی است.»

او می گوید: « من قبلا جهانی فکر می کردم ». « من در واشنگتن دی سی در صف اول مبارزه بودم. من در نیویورک در راه پیمائی برای دفاع از محیط زیست شرکت کردم. من در همه جا شرکت می کردم. من بین المللی سفر می کردم. من در هر تظاهرات بودم. اما، من اینجا در منزل نبودم که کار واقعی انجام دهم. در آنجا بودن راحت تراست تا در جامعه و محله خود بودن. بله، این ابر سیاه بزرگ وجود دارد، اما یک طرف دیگر وجود دارد که زیباست. زنان جامعه ما این مراسم را از نو برگزار می کنند. هر چه بیشتر به سرزمین مان باز می گردیم، ما نزدیک تر به دست یافتن به سلامتی جامع (هولستیک که از مدیتیشن میآید) می شویم. جامعه (قوم) من در فرو ماندگی قرار ندارد. ما سعی و کوشش خود را میکنیم تا دوباره بهبود یابیم. من در مورد پدرم فکر می کنم. پدر من یکی از کسانی بود که او در مورد این چیز ها حرف می زد. "من دوستانی داشتم که اکنون نمی توانم به آنها اعتماد کنم زیرا آنها به دلیل اعتیاد مریض و قابل اعتماد نیستند". پدر من یکی از کسانی بود که نا امید شد. اما، او بخود آمده و بالاخره به سمت ما آمده است.»                     

1 – THE BEAVER LAKE CREE

2 – Tar Sand

3 -Tar Sands Crude Oil

4 - Steam-Assisted Gravity Drainage

5 - Fracking: The process of injecting liquid at high pressure into subterranean rocks, boreholes, etc., so as to force open existing fissures and extract oil or gas.

6 – dragline: Where miners used to toil underground, drilling and blasting, the earth is now ripped open by gargantuan shovels and draglines ; these machines, too, are controlled by one worker in a high glass booth.

7 – strychnine: a bitter and highly poisonous compound obtained from nux vomica and related plants. An alkaloid, it has occasionally been used as a stimulant. For example, potatoes contain solanine, mushrooms have strychnine , apples and apricots have cyanide.

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ

گفتگوئی با دکتر علی صادقی (کاک ابراهیم) و محمد اشرفی