دوشنبه, ۱۵ آذر ۱۴۰۰

چگونه از خرده کاری می توان عبور کرد

جنبش کارگری در ایران نزدیک به دو دهه است که بطور فعال به یکی از جنبش های مهم اجتماعی تبدیل شده است و اکثر جنبش های دیگر اجتماعی در بُعد مسائل دیگر اجتماعی به نظرات جنبش کارگری بصورتی جدی اهمیت می دهند. برآمد کنونی جنبش کارگری از یک سو و سرکوب و فشار شدید اقتصادی، اخراج، شکنجه و زندان به رهبران عملی و سازمان های سیاسی آن وضعیتی را بوجود آورده است که رهبران عملی و سازمان های 

سیاسی بایستی بطور دائم اوضاع را جمع بندی و سیاست و تاکتیک های منطبق با اوضاع و بر اساس اصول فکری و مبارزاتی کارگری اتخاذ کنند.

با توسعه و رشد فقر و بیکاری و همه گیری کرونا و کشتاری که امروز در ایران ناشی از این ویروس و رذالت و سود پرستی سرمایه داری و رژیم جمهوری اسلامی در جریان است، سُفره نه تنها کارگران و زحمتکشان بلکه طبقات متوسط هم خالی و خالی تر شده است. فاصله طبقاتی هر روز بیشتر می شود و در برابر کودکان و زنانی که در سطل های زباله به دنبال غذا و بطری و پلاستیک برای فروش می گردند و یا کودکانی که برای مدرسه رفتن نه لباس و وسایل تحصیلی دارند و نه سرپناهی به عنوان مدرسه، طبقات حاکم فاسد با مصادره و زد و بند های دولتی زمین هایی را در اختیار گرفته و آپارتمان ها و خانه های مجللی ساخته اند که قصر پادشاهان در برابر برخی از آنان بی مقدار جلوه می نماید. کودکانشان اکثرا در مدارس کشورهای خارجی تحصیل می کنند و نه غم نان دارند و نه احساسی از انسان دوستی. گاه گاهی برای فریب مردم گوسفندی قربانی و گوشت آنرا بین مردم فقیر تقسیم می کنند که خمسی داده با شند و نگاهی به طرف خود خریده باشند.

ما را با طبقات سرمایه دار که تا مرفق دستشان به خون مردم و دزدی آلوده است کاری نیست. آنها نه احتیاج به نصیحت دارند و نه یادگیری. منافع طبقاتی این انگل های اجتماعی در پایدار ماندن همین مناسباتی است که برایشان کارکرد و کارآمدی خوبی داشته و باعث کسب درآمدهای نجومی میگردد. وظیفه انقلاب در ایران سرنگونی طبقات حاکم و جایگزینی آن با یک دولت سوسیالیستی است که پایه ای ترین حقوق فردی و اجتماعی و سیاسی را برای طبقات فرودست اجتماعی تامین کند. هر چند یکبار خبرهایی انتشار می یابد که گویای هزاران میلیارد تومان اختلاس است. بعد از یک سری تبلیغات کر کننده ضد فساد حکومتی. اکثر پرونده ها شامل مرور زمان می شود و به قول معروف "روز نو روز از نو ". دور باطل فوق در طی 4 دهه حاکمیت رژیم اسلامی ادامه داشته است و همه دولت های ضد فساد خود از فاسدترین دولت های تاریخ معاصر ایران بوده اند. برای تامین و تحکیم دایره قدرت رژیم سرمایه داری اسلامی تمرکز خود را بر نیروهای  سرکوبگر نظامی، اطلاعاتی و زندانها گذاشته است. البته تمامی دولت های طبقاتی به درجاتی از این ابزار استفاده می کنند، اما مهم این است که آنرا در خدمت چه مناسباتی بکار می گیرند.

 جنبش های اعتراضی در بویژه دو دهه گذشته بطور مشخص این نابرابری را مورد حمله و اعتراض قرار داده اند و نابرابری و فاصله طبقاتی شدید اجتماعی و پی آمدها و ابعاد ویرانگر آن برای جامعه توضح داده اند. تا دوره ای که این جنبش در حال سر برآوردن از لاک خود بود و هنوز تشکلات مستقل شکل نگرفته بود و رهبران جنبش های مترقی اجتماعی از کارگران و معلمان تا پرستاران و.....در شکل افراد مستقل و معترض مقابل حکومت ایستاده بودند و داراری کمبودهای جدی ناشی از تجربه و زمینه های اجتماعی بودند، نوع مبارزه و شکل دهی به حرکات اجتماعی نمی توانست فراتر برود. اما در بیست سال گذشته ما از مراحل اولیه گذر کرده ایم. آیا این به مفهوم این است که خرده کاری کاملا از بین رفته است و جنبش روی خط صحیح و سازماندهی درست حرکت می کند. به نظر می رسد با اینکه روشن شده است که ما کمونیست ها و جنبش کارگری بشدت از خرده کاری رنج می بریم ولی اعتراف به آن برای برخی از احزاب و سازمان ها و فعالین کارگری بسیار سخت است. زمینه های فکری برای ماندن در خرده کاری :

اول :حق به جانب دیدن خود در همه زمینه های مبارزاتی و حاشیه ای دیدن دیگران است. زمینه فکر ی فوق نه انتقاد از خود را انجام می دهد نه انتقاد به دیگران از نظر این دسته از افراد و سازمان ها انتقاد به دیگران مطرح نیستند بخاطر اینکه آنها حاشیه ای و قابل اغماض می باشند و انتقاد به خود را ندارند به این علت که همه مناسبات فکری و سازماندهی و تحلیل هایشان درست بوده است.

دوم : به خود پر بها دادن و ارزش ها و عملکرد خود را برتر و بالاتر از دیگران دانستن و منتظر بهبودی اوضاغ برای کار انقلابی ماندن

سوم : نداشتن درک عمیق از اوضاع طبقاتی و شرایط موجود و تضاد کار و سرمایه را ندیدن و بجای دیدن سمت انقلاب

از اصول مبارزه طبقاتی تحت عنوان شرایط فاصله گرفتن.

نئاشتن برنامه برای کار و دنباله روی از اوضاع، فقط به دنبال پیروزی بودن و آمادگی شرایط بد را نداشتن و پنهان شدن در پشت شرایط، به علنی بودن مبارزه بدون یک سازمان و حزب کمونیستی پر بها دادن

استفاده از تکنولوژی های ارتباطی را به تشکیلات حزبی زنده در جامعه ترجیح دادن

کار جبهه ای را به کار سازماندهی و ایجاد وحدت کمونیستها ترجیح دادن. وحدت جنبش کمونیستی را فدای اتحاد های موقت و اعلامیه ای کردن ودر برابر آن وحدت تشکیلاتی در جهت ایجاد حزب را به آینده ای نامعلوم واگذار کردن.کوچکترین اختلاف را به اختلاف عمده در خط مشی سیاسی – ایدئولوژیک بسط دادن و آماده جدایی و انشعاب بودن.

شعارهای " رادیکال "دادن ولی از کارهای برنامه ریزی شده و مشخص اجتناب کردن.

تشکیلات را به تشکیلات تبلیغاتی تبدیل کردن ولی از پیوند زنده با کارگران و زحمتکشان دوری گزیدن

اینها به نظرمن عمده مسائلی هستند که اجازه وحدت جنبش کمونیستی و کارگری را نمی دهد. خرده کاری یک ایدئولوژی روشنفکران خرده بورژواست که خواهان پیروزی سریع بوده و از کار سخت و طولانی پرهیز دارد. شناسایی خرده کاری در تشکیلات و در بین افراد چه بصورت تفکری و چه بصورت عملکرد مشخص کار سختی نیست. مهم این است که از خرده کاری چگونه می توان عبور کرد. کسانی در خرده کاری دست و پا می زنند که قادر به کسب نیروی تازه نبوده و تحرک تشکیلاتی نداشته باشند. یکی از عمده ترین مسائل حل مشکلات فکری و سپس برنامه ای خرده کاری است. وقتی مشکل خرده کاری شناخته و به عنوان یک مانع پیشبرد پذیرفته شد آنوقت است که می توان دست به تصحیح آن زد.

وقتی سازمان هایی در عمده ترین خط سیاسی – ایدئولوژیک با هم توافق دارند ولی قادر به وحدت نیستند. وقتی جنبش کارگری قادر به متحد کردن هم طبقه ای های خود نیست و خطوط غیر عمده را عمده کرده و از اتحاد مبارزاتی طفره می رود و بالاخره زمانی که کسانی حقانیت و پیروزی خود را در شکست دوستانی می بینند که با آنها اختلاف دارند. نتیجه آن می تواند به پراگندگی و انشغاب و شکست مبارزاتی طبقه کارگر بیانجامد. خرده کاری فقط مانع کار نیست بلکه نتایج حاصله از کار را هم به شکست می کشاند.

اگر خرده کاری را به شکل جدی و عینی در تقابل طبقاتی که امروز بین جنبش کارگری – کمونیستی و رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی مورد بررسی قرار دهیم؛ بطور خلاصه در دو نکته برجسته می شود عدم وحدت جنبش کمونیستی و عدم پیوند ارگانیک با جنبش کارگری.

رشد دو دهه اخیر جنبش کارگری بسیاری از ایده های غیر اصولی کهن را که باعث خرده کاری می شوند بدور ریخته است. ولی ایده و سنت های کهن چه رفتاری و چه فکری بزودی از بین نرفته و قادر هستند تا دوره ای خود را باز سازی کنند. برای روشن شدن این نکته می توان از تجربه سال های بعد از به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی یاد کرد. در آن سال ها با اینکه سازمان های سیاسی چپ و کمونیستی از پایه های سازمانی نسبتا خوبی برخوردار بودند ولی پراکندگی عدم ارتباط  و حتی مبارزه بین آنها، اجازه داد که جمهوری اسلامی قدم به قدم و با برنامه یا بصورت نفوذ و یا سرکوب آنها را عقب براند. در جنبش کارگری هم همین وضع است. بخش های مختلف جنبش در عین اینکه از گذشته بهتر و ارتباط بیشتری دارند ولی پراکندگی کنونی برای جنبشی که خواهان رسیدن به خواست صنفی و سیاسی خود است قابل قبول نبوده و این امکان را به رژیم می دهد که آنرا مورد حمله موردی ولی با برنامه قرار دهد. اتحاد بخش های مختلف جنبش کارگری اجازه حمله پلیس سیاسی را ضعیف و جنبش کارگری را در مبارزه علیه پلیس سیاسی تقویت می کند. شکست این ایده که بدون حضور در بین تودهها سازمان های سیاسی و صنفی و تشکلات کارگری قادر هستند وظایف انقلاب را پیش ببرند در اوضاع کنونی صرفا یک ایده والنتاریستی است که از گذشته در ذهنیت بخشی از چپ ما شکل گرفته است. ذهنیتی که در شکل کنونی خود را در تئوری گرفتن قدرت به هر قیمتی و بدون حضور طبقات فرودست جامعه نشان می دهد. وقتی یک سازمان سیاسی در ایده های خود در نگاه طبقاتی و سازماندهی به خرده کاری روی می آورد به قول لنین " در شرایط خر ده کاری ترقی زیاده بازده کار غیر ممکن است". مثلی در فارسی است که می گویند "از در دروازه تو نمی رود ولی از سوراخ سوزن چرا" وضعیت جنبش چپ در شرایط کنونی چنین است. سازمان ها می خواهند کل توده ها را زیر پرچم مبارزه علیه رژیم و سرمایه داری متشکل کنند ولی با

 کسانی که همین اعتقادات را در سازمان دیگری دارند متحد نمی شوند. آیا این خرده کاری نیست. لنین در جای دیگری می گوید " مرزبندی ها را مشخص کنید و بعد وحدت را پیش ببریم ".

نگاه دیگری موجود است که به خرده کاری که از ایدئولوژی خرده بورژوازی نشئت می گیرد دامن می زند و آن خواست پیروزی سریع و تشکیلات را به یک گروه تبلیغاتی تبدیل کردن است. نه تکنولوژی و نه ارتباطات در دنیای مجازی قادر به تشکیل وحزب کمونیست و یا ایجاد یک سازمان انقلابی و متمرکز که بتواند وظایف سازماندهی را در بین توده ها و نیز مبارزه با پلیس سیاسی را جلو ببرد نیست. این امر به کاری سخت، طولانی مدت و تبلیغی – ترویجی نیازمند است. یک قدم درست عملی بهتر از دهها برنامه ای که در قفسه های کتابخانه ها خاک می خورد. روشن است نباید دچار پراگماتیسم شد ولی عمل انقلابی به همراه تئوری انقلابی است که می تواند یک انقلاب را به پیروزی برساند.

ایده های صحیح ما را از خرده کاری پرهیز می دهد ولی فقط یک ایده نیست. خرده کاری نوعی تفکر طبقاتی که تا کنون به مبارزه طبقه کارگر ضربات زیادی وارده کرده است که بایستی با آن مبارزه کرد.

مهران پیامی

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ