جمعه, ۰۲ مهر ۱۴۰۰

افغانستان و آموزش ما

هر چقدر شکست مفتضحانه امپریالیسم آمریکا در ویتنام و فرار از فرودگاه سایگون برای حاکمان کاخ سفید غم انگیز و مایه آبروریزی بود، فرار شتابزده‌اشان از کابل باعث خنده‌ی جهانیان شد. در سایگون با پرچم دروغین دموکراسی بدست یک نیروی انقلابی توده‌ای به رهبری حزب کمونیست شکست خوردند و مجبور به فرار شدند. و در کابل به دست نیروی ارتجاعی طالبان که خود بنا به اعتراف هیلاری کلینتون وزیر اسبق خارجه آمریکا برای مبارزه با اتحاد شوروی ساخته بودند، تا این حد سقوط کردند. چگونه می شود

این همه خواری و درماندگی را برای حکومتی به عظمت ابر قدرت آمریکا توضیح داد؟. چگونه ابر قدرتی چون آمریکا دچار این همه اشتباه و شکست می شود و بازهم همان اشتباه را تکرار می کند؟ به چاه می افتد، جان میدهد و با خسارات زیاد خود را بیرون می کشد و بازهم به چاه دیگر می افتد؟ این روزها کار به جایی رسیده که وزیر امورخارجه انگلیس به حال اسفناک پیروان افغانستانی آمریکا که در افغانستان جا ماندند و چند نفر از آنها لای چرخ هواپیمای ارتش آمریکا له شدند اشک تمساح می ریزد.

اولین آموزش شاهدی دیگر است که امپریالیسم ببر کاغذی است

سایگون دوم بار دیگر نشان داد که نیروهای ارتجاعی جهان هر چقدر هم ظاهراً پر قدرت جلوه کنند، از بزرگترین زرادخانه مالی و سلاح برخوردار باشند، چون ماهیت سیاستشان ستمگری و تجاوزگریست در نهایت سرنوشتی جز شکست نخواهند داشت. امروز امپریالیسم آمریکا در داخل وخارج با مشکلات عدیده‌ای روبروست. بی شک سقوط کابل که بدست یک نیروی ارتجاعی اسلامگرا خود ساخته آمریکایی صورت گرفته است در میان مردم آمریکا و متحدانش بازتابی همه جانبه خواهد داشت و گفته رئیس جمهور بایدن " آمریکا برگشت " را پوچ و بی معنی می کند. آمریکایی که از دست نوکرانش چنان مفتضحانه فرار می کند چگونه می تواند به ۲۸ قدرت نظامی کشورهای عضو ناتو قدم‌های نظامی تعرضی تجاوز گرانه‌اش را دیکته کند! فرار از افغانستان نتایج دیر پای در روند افول نهایی امپراتوری آمریکایی خواهد داشت.

دومین آموزش برای اپوزیسیون ایرانی پرو آمریکا یی است

برای کسانی که دل به ترامپ و بایدن بسته بودند و هنوز هم بسته‌اند. درس بزرگی است که اپوزسیون پرو آمریکای ایرانی، آنهایی که سال‌هاست در پی برنامه رژیم چنج یا تجاوز مستقیم ارتش آمریکا و اسرائیل به ایران هستند. باید به خود آیند و علیه دروغ رهبرانشان که امپریالیسم آمریکا نجات دهنده است بر خیزند و برای رهایی واقعی مردم ایران از یوغ رژیم جمهوری اسلامی به جنبش عظیم میلیونی کارگری و دیگر جنبش‌های اجتماعی بپیوندند. رژیم جمهوری سرمایه‌داری اسلامی همانند امپریالیسم آمریکا جنایات بسیار علیه مردم ایران کرده است ظاهراً خود را عربده جو و مست چون گاو وحشی و سگ هار نشان میدهد اما از درون خالی است و مردم ایران با اتکا به نیروی لایزال خود بی شک می توانند آنرا سرنگون کنند.

سومین آموزش برای ما، برای نیروهای مترقی ایران و افغانستان چیست ؟

سوای خنده‌دار بودن سایگون دوم، به قدرت رسیدن طالبان یک نیروی پان اسلامیست متحجّر و عقب افتاده برای نیروهای کارگری و مترقی ایران و افغانستان چیست؟ این امر دارای اهمیت اساسی و استراتژیک هست بخصوص در اوضاع کنونی ایران که رشد روزانه مبارزات کارگری به عامل تعیین کننده‌ای دارد تبدیل می شود و اتحاد مرتجعان حاکم ایران و افغانستان و پشتیبانی امپریالیسم آمریکا بار دیگر برای سرکوب انقلابی دیگر در ایران محتمل می شود.

پیروزی سریع و سراسری نیروهای طالبان و تسلیم کل ارتش افغانستانی ساخته و پرداخته ناتو که پس از هجده ماه مذاکره با طالبان بوقوع پیوست بزرگترین درسی است که ما باید از آن برای جنبش کارگری ایران بگیریم. با توجه به منفرد شدن هرچه بیشتر رژیم ولایت فقیه در ایران و حاد شدن تضاد درون حاکمیتی که چهار دهه است همراه و همسو باهم این وضع اسفناک را بوجود آورده‌اند چنانچه یک نیروی مسلح خارجی دست پرورده اسرائیل، عربستان و آمریکا که از قرار و طبق شواهد عملیاتی اسرائیل در ایران دارای پایه قوی نفوذی در داخل نظام هم هستند، برای کسب قدرت در تهران اقدام کند چه خواهد شد؟ با توجه به اینکه این نظام در این چهار دهه سیستماتیک کلیه تشکیلات کارگری، چپ و کمونیستی را به شدیدترین وجهی سرکوب کرده است و امروزه حتی اجازه به کارگران برای ایجاد تشکل‌های مستقل خود را نمی دهند چه اتفاقی خواهد افتاد؟ بار دیگر دست به دست شدن قدرت میان جناح های سرمایه‌داری و بار دیگر سرکوب نیروهای کمونیست و کارگری؟ با پیروزی طالبان در افغانستان خطر تجاوز خارجی متحد شدن جناح‌های اصلاح طلب داخلی و خارجی برای ارائه‌ی یک آلترناتیو سرمایه‌داری و عبور از دارودسته خامنه‌ای با هدف جلوگیری از رشد جنبش کارگری بیشتر شده است. اتفاقی که در سال ۵۷ افتاد بار دیگر در شرایطی دیگر می تواند اتفاق افتد.

در نتیجه وظیفه سازماندهی نیروهای کارگری و جنبش‌های توده‌ای به یک وظیفه سرنوشت ساز تبدیل شده است. نبود تشکیلات مقاومت کارگری بویژه نبود تشکیلات آگاه انقلابی کمونیستی در افعانستان نشان داد که نیروهای مسلح حتی مرتجع و ضد مردمی چون طالبان چگونه می تواند در یک اوضاع بحرانی عمل کند و در عرض یک هفته کل کشور را تسخیر نماید

رهبران طبقه کارگر ایران، تشکلات مترقی مستقل توده‌ای، زنان و دانشجویان، بازنشستگان، معلمان، پرستاران و پزشکان، نویسندگان و خبرنگاران و گردانندگان رسانه‌ها همه و همه که با آلترناتیو کارگری بعنوان تنها راه نجات ایران امروز همراهی دارند باید رو به سازماندهی کنند؛ چاره‌ای جز متشکل شدن نیست، تنها وسیله ایست که این قدرت میلیونی توده‌ای را که مخالف سر سخت این وضع اسفناک است می تواند به نیروی فعال شکست ناپذیری در برابر هر گونه توطئه خارجی و دشمنان داخلی تبدیل کند. دست‌های پناهندگان افغانستانی را که این روزها زن، مرد و بچه بسوی ایران می آیند به گرمی باید فشرد، به آنها یاری رساند تا جنبش مقاومت در افغانستان را که در حال شکل‌گیریست تقویت کنند و همراه و همسو با جنبش کارگری ایران به تقویت جبهه مشترک مترقی دو کشور یاری رسانند. آلترناتیو کارگری با موضع گیری قاطع در برابر شونیسم ضد افغانستانی درخت دوستی کهن را باید آبیاری کنند و راه را برای یک مقاومت عظیم سراسری علیه دشمنان مشترک میان ملل و خلق‌های ستمدیده خاور میانه پایه ریزی نمایند.

مرگ بر امپریالیسم آمریکا و کلیه نیروهای وابسته به آن

سرنگون باد رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی زنده باد سوسیالیسم

پیروز باد آلترناتیو کارگری برای ایجاد جامعه‌ای بدون ستم به زن و ستم ملی و بدون استثمار انسان از انسان

حزب رنجبران ایران

mod_easyslider

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ