پنجشنبه, ۰۱ مهر ۱۴۰۰
مصاحبه رضا شهابی عضو هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد
با نشریه دانشجویی(2)“ حیات نو“ دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
July 16, 2021
با سلام و عرض تحیت خدمت شما جناب شهابی

بله از آنجا که بخش بسیار بزرگی از دانشجویان امروز، کارگران ماهر فردا خواهند بود، همچنین در شرایط حاکم در کشور قطعا به غیر از تعدادی ناچیز در بین

دانشجویان، الباقی از شرایط موجود ذینفع نخواهند بود [و] استثمار خواهند شد، لذا ضرورت دارد جنبش کارگری و جنبش دانشجویی هر چه بیشتر همگرایی داشته باشند. 

نقش جنبش دانشجویی و جنبش های مدنی و NGO آنها را تا چه حد در شنیده‌شدن صدای کارگران پررنگ می‌دانید و چه انتظاراتی از آن‌ها دارید؟

 جنبش دانشجویی و سایر جنبش ها و NGO آنها چنانچه به صورت واقعی، در مدار حمایت از کارگران و جامعهء بدون شکاف طبقاتی قرار داشته باشند، می‌توانند به بهتر شدن اوضاع کارگران و حقوق بگیرانِ ثابت، بهتر شدن شرایط مبارزهء دموکراتیک ، سراسری ‌شدنِ تشکلات و به صورت کلی، اصلاح ریشه‌ای در کشور، کمک موثری بکنند. اساساً وجود نهادهای مدنی و دموکراتیک ازین دست، به نهادینه شدن دموکراسی و بهبود قدرت تشکل و بیان کل جنبش‌های اجتماعی کمک موثری می‌کنند و باید در جهت ایجاد و نیز همکاریِ هر چه بیشتر با آن‌هایی که [در موضعِ] به نقد موجود هستند کوشید. 

به طور کلی، جنبش کارگری چه مسیر و چه افق‌هایی را پیگیری می‌کند؟

ایجاد شرایط کار و زندگی بهتر برای همهء زحمتکشان و حرکت در جهت برچیده ‌شدنِ شکافِ طبقاتی، و دستیابی به رفاه اجتماعی و آزادیِ واقعی و نه صوری.

سندیکاهای کارگری، امروز و در حال حاضر در ایران به دنبال چه اهدافی هستند؟ به نظر شما، آیا این اهداف، با توجه به برخورد‌های حکومتی و اوضاعِ کشور دست‌یافتنی است؟

سندیکاهای کارگری به دنبال احقاق حقوق کارگران و برچیده‌شدن شکاف طبقاتی تا رسیدن به جامعه‌ای بدون استثمار و ستم می‌باشند. قطعا با ایجاد سندیکاهای مستقل کارگری در تمامی حوزه‌ها از جمله معلمان، پرستاران، زنان و سایر مزدبگیران... و به هم پیوستن آن‌ها، دست یافتنی خواهد بود، حتی با وجود برخوردهای حکومتی و سرکوب، این را تجربهء کشورهای مختلف در عمل نشان داده‌است. 

این اهداف صرفاً واکنشی به وضعیت نابسمان طبقهء کارگر در ایران است یا جنبش کارگری وظیفهء اجتماعی خاصی برای خود معین می‌داند؟

با توجه به اوضاع وخیم طبقهء کارگر در ایران قطعاً مبارزات کارگری ضرورت دارد با شدت دنبال شود. به‌نظرم تنها طبقه‌ای که می‌تواند از نظر ساختاری و جایگاه و وسعت، در سطح ملی و کل جهان برای مبارزه با استثمار و... اقدام کند، کل طبقهء کارگر با در نظر گرفتن بخش‌های متنوع تشکیل دهنده‌اش است.

آیا جنبش کارگری خودش را بخشی از جامعهء مدنی می‌داند؟ و در ساخت و پرداخت آن سهیم می‌شناسد؟ یا معتقد به ایفای نقشی مستقل است؟

نمی دانم منظورتان از جامعه مدنی چیست. اگر منظورتان این است که ما و سرمایه داران در این جامعه برابر هستیم و در ساخت و پرداخت جامعه حقوق برابر داریم که عملا چنین نیست و همانطور که گفتم این با ذات سرمایه داری در تضاد است و سرمایه داری بر اساس نابرابری و استثمار طبقه کارگر پیش می رود و به سود دست می یابد . تمام ساختار جامعه سرمایه داری بر همین نابرابری بنا شده است. اما روشن است که به طور کلی جنبش کارگری جزئی از جنبش مدنی واجتماعی می باشد اما جنبش کارگری به طور خاص خواهان ایجاد شرایطی است که شکاف طبقاتی وجود نداشته باشد در غیر اینصورت کارگران حتی به رغم مشارکت در امور نفعی برایشان نخواهد داشت و تغییرات ریشه ای حاصل نخواهد شد. 

وزن جنبش کارگری امروز در پویایی جامعه مدنی ایران چقدر است؟

چندین سال است که ایران کشور تظاهرات و اعتراضات اقشار مختلف طبقهء کارگر است. حتی در شرایط پاندمی کرونا نیز، این اعتراضات ادامه پیداکرد. از طرف دیگر به طور مشخص در اعتراضات دی ماه 96 و آبان 98 کارگرانِ جوانِ شاغل و یا بیکار، برای اعتراض به شکاف طبقاتیِ موجود، حضور داشتند و این هم نشانی از پویایی و رشد جنبش کارگری دارد که در سراسر کشور حضور داشته و یک نیروی بزرگ ملی و سراسری هست. امروز فعالین کارگری، خواسته‌های دموکراتیکِ همهء اقشار زحمتکشان را نیز با خود حمل می‌کنند و پرچمدار این خواسته‌ها هم هستند. 

باقی نیرو‌های جامعه مدنی با چه نگرش و آرمان‌هایی به جنبش کارگری نزدیک‌تر خواهند شد؟ ضرورت این آرمان‌ها برای آن‌ها چگونه توجیه می‌شود؟

باقی نیروهای جامعه مدنی باید به خواست عدالت اجتماعی که عمومی‌ترین خواسته، در کشور است احترام گذاشته و با این نگرش به جنبش کارگری نزدیک بشوند. هیچ دیوار چینی بین خواسته‌های دموکراتیک و عدالت اجتماعی وجود ندارد. این دو به‌طور اورگانیک با هم درآمیخته اند و یکی بدون دیگری معنا ندارد. از آن‌جا که جنبش کارگری آرمان‌های ترقی‌خواهانه در همهء حوزه‌ها دارد، این می‌تواند سایر نیروهای اجتماعی را برای رسیدن به آن مطمئن کند. به طور مثال در حوزه‌ی آزادی برای زنان، محیط زیست، آموزش و بهداشت همگانی و با کیفیت ...

آیا جنبش کارگری از انسجام کامل برای جریان‌ساز شدن برخوردار است؟ اگر خیر، موانع را چه می‌دانید و چگونه ارزیابی می‌کنید؟ و اگر آری، آیا تمایل نیروهای فعال بر این است که این انسجام، تدریجاً عمل کند؟ یا در بزنگاه‌هایی چون آبان ۹۸؟

جنبش کارگری به صورت بالقوه امکان جریان [ساز] شدن را دارد که به سرعت می تواند به فعل تبدیل شود. نیروهای جنبش کارگری به صورت تدریجی به دنبال این انسجام هستند و نه فقط در بزنگاه‌هایی مانند آبان 98. این حرکت مداوم، منجر به جهش در انسجام خواهد شد و آن‌وقت، تاثیر کارگران در بزنگاه‌ها را نیز بیشتر و تعیین کننده‌تر خواهد کرد. 

آیا آرمان‌های متعالی جنبش کارگری، در همه آحاد این جنبش، فراگیر است؟ برای گسترش این آرمان‌ها نقش رسانه‌های آزاد تا چه‌حد حیاتی است؟ و این رسانه‌ها(غیردولتیِ داخلی و خارجی) تا چه حد از این آرمان‌ها پشتیبانی می‌کنند؟

بله. قطعا انعکاس رسانه‌ای بدون سانسور و واقع‌گرایانه، بسیار حیاتی است و متاسفانه از آنجا که این رسانه‌ها همگی ساختهء نظمِ سرمایه‌دارانه هستند و نه تنها از ارگان‌های جنبش کارگری پشتیبانی نمی‌کنند بلکه در تقابل با آن و سوء استفاده از اعتراضات کارگران و در جهت هدایت آن به این یا آن جناح از قدرتمندان عمل می‌کنند. 

آیا مشکلات ساختاری، در مسیر انسجام اتحادیه‌های مختلف کارگری در سطح وسیع وجود دارد؟

اگر منظورتان وسعت وجود کارگاه‌های کوچک در اقتصاد ایران هست که سازماندهی اتحادیه‌ای را دشوار می‌کند ، بله این مشکل، مثل همه کشورها، وجود دارد اما این مانع تشکّل نیست. و فعالان کارگری در واحدهای بزرگ می‌توانند به آن‌ها نیز یاری برسانند. در همه کشورها چنین بوده و خواهدبود. 

چه مشکلاتی باید از مدخل حقوقی-قانونی اصلاح شوند و چه مشکلاتی به سیاستگزاری‌های دولتی بر می‌گردد؟

در ساختار موجود به لحاظ حقوقی و سیاست‌گزاری‌های دولتی، عملاً چشم‌اندازی برای رفع مشکلات کارگران وجود ندارد، بلکه در هر دو حوزه دائماً سنگ‌اندازی و اقدامات ضد کارگری صورت می‌گیرد. 

تلاش برای رفع این مشکلات، آیا انگونه که بعضی عنوان می‌کنند با چانه‌زنی نزد دستگاه‌های ذی‌ربط، یا پیدا کردن یک متولیِ حامیِ کارگران، در بین آنها، قابل حل است؟ یا مستلزم متشکل‌شدن نیروهای کارگری است؟ تفاوت عمده این دو دیدگاه و ضعف و قوتِ عملکری آنها در کجاست؟

با توجه به اینکه در پاسخ قبلی گفته‌شد در هیچ حوزه‌ای چشم‌اندازی برای حل مشکلات کارگران وجود ندارد بنابراین نمی‌شود به آنچه چانه‌زنی نزد دستگاه‌های ذیربط[خوانده می‌شود] یا پیدا کردن یک متولی حامی کارگران در بینشان امیدوار هم بود و منطقاً هم چنین امکانی وجود ندارد. بنابراین باید راه حل را در متشکل شدن نیروهای کارگری دنبال کنیم. این دو دیدگاه در مقابل هم قرار دارند و قطعاً تشکل‌یابی و توانمندسازی کارگران برای ایجاد تغییرات بنیادی موثر خواهد شد. تنها تشکلات سراسری کارگران هستند که قدرت واقعی چانه زنی به کارگران می‌دهند. 

اگر دولت یا دیگر نهاد‌های مربوطه تلاش برای دادن امتیازهایی به جنبش کارگری کنند، این امتیازها باید چه آستانه‌ای از اهداف را در بر بگیرد تا برای جنبش کارگری مقبول واقع شود و اصلاً آیا هیچ امتیاز اعطایی، به عنوان مصداقِ تحققِ خواسته‌های جنبش، قابل اعتناست؟ فعالین کارگری به لحاظ عملکری و به لحاظ تئوریک آیا اشکالی دراین روش ‌می‌بینند؟

همانطور که گفتیم جنبش کارگری به دنبال عدالت اجتماعی نه در شعار بلکه در عمل و از بین رفتن شکاف طبقاتی است و متاسفانه هیچ جناحی نه اینکه نتوانند یا امکانش وجود نداشته باشد بلکه نمی‌خواهد این مهم محقق شود و شاهد آن هستیم که عموم طبقهء کارگر هیچ اعتمادی به چنین وعده‌هایی ندارد.

تشکلی در ایران وجود دارد به نام “خانه کارگر” به رهبری آقای محجوب. آیا خانه کارگر را یک تشکل مستقل می‌دانید؟ جایگاه این تشکل در مبارزات کارگری چیست؟

خانهء کارگر تشکل کارگری نیست و برابر قانون و طبق ماده 10 احزاب در وزارت کشور ثبت شده‌است و عملاً یک حزب سیاسی می‌باشد. خانهء کارگر همچنین امکانات و دارایی‌های کارگران که در اختیار سندیکاها و اتحادیه‌های کارگری بوده‌است را با زور و استفاده از قدرت حاکم ضبط و منافع آن در اختیار عده‌ای محدود قرار گرفته‌است. خانهء کارگر در راستای اهداف قدرت مسلط در کشور فعالیت می‌کند و به‌رغم ادعاهای دروغین در دفاع از حقوق کارگران، نقش سوپاپ اطمینان در اعتراضات کارگری و سرکوب کارگران را ایفا می‌کند. 

با سپاس از وقتی که در اختیار ما گذاشتید

پایان

mod_easyslider

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ