جمعه, ۰۲ مهر ۱۴۰۰
پیروزی آلترناتیو کارگری ایران در گرو چه عواملی است؟
با گسترش بازهم بیشتر جنبش کارگری بویژه پیوستن کارگران پروژه ای شرکت نفت

و پتروشیمی در وسعتی نسبتا سراسری به اعتصابات، موضوع آلترناتیو کارگری را در فضای سیاسی ایران به گفتمان روز تبدیل کرده است. برای اولین بار صف آرائی طبقاتی روشنی میان دو طبقه اصلی جامعه صرفنظر از ظاهر حجاب و بی حجاب، عمامه و تاج، غربی یا شرقی به چشم می خورد. با اینکه آلترناتیو کارگری بعنوان یک 

برنامه سیاسی واقعی و عملی در میدان مبارزه طبقاتی ایران بیش از صد سال با ایجاد حزب کمونیست ایران مطرح بوده است و در دوران بحران های عظیم سیاسی و فراز و نشیب های جنبش کارگری بطور برجسته ای شرکت محسوس داشته است اما امروز در ایران این آلترناتیو زمینه مادی اجتماعی میلیونی یافته است. ایران به کدام سو می رود بستگی به حل تضاد میان این دو طبقه است سرمایه داران یا کارگران، میان طبقه کارگر یا بورژوازی. به عبارتی سیاسی، انتخابی است بین آلترناتیو کارگری و آلترناتیو بورژوازی، انتخابی است بین منافع اکثریت عظیم مردم یا مشتی کوچک زالو صفت سرمایه داران، انتخابی است بین ترقی و پیشرفت و برابری یا ارتجاع و تبعیض و فقر و شکاف طبقاتی. دیر یا زود احزاب و سازمان‌های سیاسی باید تصمیم خود را بگیرند؛ راه سومی موجود نیست. از هم اکنون انشعابات و مبارزات درونی آنها دیده میشود. حزب ما که در انقلاب ۵۷ به مدت نه ماه دچار انحراف راست خط مشی شد و برخورد دوگانه به رژیم جمهوری اسلامی داشت؛ لطمات زیادی را متحمل شد. کنگره دوم حزب در سال ۱۳۶۳ همه جانبه این انحراف راست را مورد نقد قرار داد. در حیطه طبقاتی آنرا ناشی از وجود خرده بورژوازی در رهبری حزب، از لحاظ نظری گرایشی رویزیونیستی ارزیابی کرد. کنگره دوم آلترناتیو کارگری را برای تصحیح اشتباهات در پیش گرفت و امروز آگاه‌تر و استوارتر برای پیروزی آلترناتیو کارگری و سوسیالیسم مبارزه می کند. برای ما که بر این نظر پافشاری کرده‌ایم که تنها راه براندازی نظام سرمایه‌داری جمهوری اسلامی و جایگزینی‌اش با یک نظام سوسیالیستی است آلترناتیو کارگری پاسخی است به پرسش چه باید کرد. اما دیگر این پاسخ هم کافی نیست. تکامل اوضاع ما را مجبور کرده که به پرسشی دیگر پاسخ دهیم. به عبارت دیگر با حرکت از وضع مشخص کنونی جنبش کارگری و دیگر جنبش‌های اجتماعی بر اساس تجارب جمعبندی شده خود تشکلات کارگری در ایران که خوشبختانه در رسانه‌های عمومی در چند ماه اخیر بازتاب داشته است و در این دو ماه گذشته با فراهم شدن امکانات رسانه‌ای بویژه اتاق‌های کلاب هاوس جنبش کارگری که رفقای پیشرو کارگر از داخل و بطور زنده در آنها شرکت کردند و با دقت و عمق همه جانبه‌ای اوضاع مشخص جنبش کارگری را تشریح نمودند، به این پرسش پاسخی مشخص‌تر دهیم. پرسش چنین است:

 پیروزی آلترناتیو کارگری ایران در گرو چه عواملی است؟

یکم – در گرو وجود یک خط مشی سیاسی عمومی است

بدست دادن یک مشی عمومی سیاسی برخاسته از واقعیات و ویژگی جامعه ایران که در عمل و در زندگی مبارزات جاری اکثریت عظیم مردم درستی و صحت خود را به منصه ظهور رساند و بتواند چنان تاثیری گذارد که همان اکثریت عظیم برای تغییر جامعه وارد عمل شوند.

چنین خط مشی طبق آموزش های حزب ما باید مبتنی بر تجزیه و تحلیل طبقاتی جامعه ایران باشد یعنی نه تنها از وجود طبقات، مبارزه طبقاتی آگاهی داشت بلکه مهمتر شناخت از چگونگی صف آرائی جاری طبقاتی که در برابر هم براساس شیوه تولید مسلط در جامعه صف آرایی کرده اند را دقیقا مشخص کرد. در صد سال گذشته که طبقه کارگر بعنوان یک طبقه متشکل سازمان‌های مستقل خود را بوجود آورد تغییرات ساختاری در جامعه صورت گرفته است. جامعه اساسا ارباب - رعیّتی و تیولداری که بنابر تعریف عام اروپایی فئودالی نامیده میشود تدریجا به یک جامعه سرمایه داری با خصوصیات خودش تبدیل شده است. امروز دو طبقه اساسی سرمایه دار و کارگر در برابر هم صف آرایی کرده اند که طبقه کارگر به نیروی تعیین کننده در تولید اجتماعی جامعه تبدیل شده است. درست ناشی از رشد نیروهای مولده و اجتماعی شدن شیوه تولید و توزیع و مصرف تضاد آنتاگونیستی با مالکیت وسایل تولید بوجود آمده است. بحران عمومی جامعه کنونی ایران درست ناشی از این تضاد اساسی است و راه حل این تضاد در کشور ما تنها از طریق انقلاب میّسر است. راه دیگری موجود نیست.

پراتیک چند دهه‌ی نیروهای انقلاب و ضد انقلاب فرایند این روند انقلابی را نه تنها ممکن بلکه محتمل کرده است. پیشاهنگان به خود سازماندهی برای انقلاب مشغولند و توده‌های وسیع ستمدیدگان و استثمار شوندگان لایه به لایه به آنها می پیوندند. خیزش‌های توده‌ای دیماه نودوشش و آبان نود هشت و ادامه‌ی اعتصابات و اعتراضات کارگران در سراسر ایران تا به امروز بطور آشکار و در کف کارخانه‌ها و خیابان‌ها رشد تکاملی یک مشی عمومی سیاسی آلترناتیو کارگری را که اکثریت مردم پشتیبان آنند نشان میدهد. اما هنوز بخاطر وجود جریانات سیاسی اصلاح طلبی، و دموکراتیک و در بعضی از تشکل های چپ نظریه انقلاب دو مرحله‌ای، باید در باره محتوای چنین خط مشی که سوسیالیستی است نه بورژوا دموکراتیک، هدفش براندازی نظام سرمایه‌داری است نه رفرم در آن و دست به دست کردن قدرت سیاسی از یک جناح سرمایه‌داری به جناح دیگر کار کرد. "اصلاح طلب، اصولگرا دیگر تمام شد ماجرا " یعنی هدفش هر چیز کردن هیچ بودگان، براندازی تمامیت نظام سرمایه‌داری حاکم است.

در اینجا باید روی سه نکته مهم در ویژگی خط مشی عمومی سیاسی انقلاب کنونی که نقش تعیین کننده‌ای در پذیرش آن توسط اکثریت عظیم دارد انگشت گذاشت:

نکته اول همراه با دو ویژگی ۱ - در ایران ما شاهد استثمار مضاعف در رابطه با وابستگی سرمایه‌داری اش با انحصارات جهانی هستیم و ستم مضاعف بر اثر باقی مانده تفاله های نظام های ماقبل سرمایه‌داری. اما این ویژگی‌ها در تضاد اساسی موجود که بین طبقه کارگر و سرمایه‌داری است تغییر کیفی بوجود نمی آورد. اما در محتوای تضاد اساسی میان دو طبقه ضروریست. علاوه بر استثمار داخلی و مستقیم میان سرمایه‌دار خصوصی یا دولتی به استثمار مضاف ناشی از وابستگی کل نظام سرمایه‌داری ایران به سرمایه امپریالیستی جهانی توجه داشت. این استثمار مضاعف تاثیر مستقیمی در تعیین خط مشی سیاسی عمومی آلترناتیو کارگری می گذارد و پرولتاریا با اقشار مختلف بورژوازی روبروست. همین امروز ما نمایندگان بورژوازی متمایل به امپریالیسم آمریکا را در سیاست اصلاح‌طلبان و بورژوازی ضد آن در برنامه اصول‌گرایان می بینیم. درک درست این موضوع یکی از نکاتی است که در گذشته به جنبش کارگری لطمه وارد ساخته است .

 ۲-

در جامعه کنونی ایران عامل ستم به زن و ستم ملی همچنان موجود است. هیچ برنامه سوسیالیستی نمی تواند این دو عامل را نادیده بگیرد. بر اثر رشد سرمایه‌داری به مرحله امپریالیستی و دخالت‌گریها و رقابت‌های دولت‌های انحصارات بزرگ سرمایه‌داری تا در حد جنگهای جهانی اول و دوم کشورهای پیرامونی بویژه از جمله ایران و ترکیه و کشورهایی که امروزه عربی خوانده می شوند از روند طبیعی رشد سرمایه‌داری شبیه آنچه در اروپا گذشت خارج شدند و در نتیجه بدون حل ستم ملی؛ امپریالیستها در مبارزه با خطر کمونیسم، اسلام را زمانی و در جایی و شونیسم ملی را در جا و زمان دیگری بکار گرفتند. پهلوی‌ها را برتخت نشاندند تا شونیسم فارس را بر کل جامعه مسلط سازند و خمینی‌ها را هنگامی که توده‌ها بویژه زنان بسوی انقلاب روان بودند جانشینش کردند تا تحت عنوان اسلام جنبش ترقی خواهی و انقلابی را سرکوب کنند. بنابراین ما امروز با زندان بزرگ زنان و ملیت‌های تحت ستم ایران تحت تسلط ولایت فقیه شیعه دوازده امامی روبرو هستیم. از آنجا که طبقه کارگر طبقه ایست جهانی و بر اتحاد بزرگ طبقاتی کارگران و خلقهای ستمدیده پافشاری دارد  و آنرا رمز پیروزی بر دشمنان خود می داند با سیاست تفرقه انداز و حکومت کن امپریالیستها مبارزه می کند و نه تنها علیه شونیسم ملی بلکه علیه ناسیونالیسم تنگ نظرانه که بورژوازی و خرده بورژوازی ملل ستمدیده تبلیغ می کنند موضع دارد.

تا اینجا اولین نکته را در پاسخ به پرسش شرایط پیروزی آلترناتیو کارگری گفتیم دو شرط دیگر باقی می ماند:

نکته دوم

 خود سازماندهی طبقه کارگر در کارخانه ها و مؤسسات و دیگر بنگاه‌های کارگری در اشلی سراسری

نکته سوم

سازماندهی اتحادی بزرگ و سراسری از کلیه استثمار شدگان و ستمدیدگان

این سه عامل اساسی توأمان باید جلو روند که در ادامه این نوشته یک به یک مورد بحث قرار می گیرد. روشن است که چنین برنامه‌ای هنگامی می تواند عملی شود که نه تنها طبقه کارگر و توده‌ها درستی آنرا صحه زدند بلکه بتوانند در بهترین شکلی ابتکارات خود را شکوفا ساخته و برای تحقق آن تا آخر مبارزه کنند.

ادامه دارد محسن رضوانی

mod_easyslider

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ