پنجشنبه, ۰۱ مهر ۱۴۰۰

هویت تاریخی آلترناتیو کارگری ایران

گفتیم آلترناتیو کارگری ایران، دارای هویت تاریخی، ملی، سراسری و انقلابی است و بر طبقه ای ستیز جو و روشنگر تکیه دارد. طبقه ای با افتخار و با درایت که در صد سال گذشته، نقش بنیادی در تحولات و ترقی جامعه ایران در کلیه زمینه ها بعهده داشته است. تاکید کردیم در بحران ساختاری کنونی ایران که نظام سرمایه داری حاکمش درمانده و فرومانده است، توانایی دارد به خواست اکثریت عظیم مردم ایران پاسخی عملی، قابل تحقق دهد. 

گفتیم آلترناتیو کارگری با بکاربرد اصول مارکسیستی، پس از سال ها مبارزه در حیطه ایدئولوژیک، خط مشی و بین نظرات درست و نادرست توانایی یافته برنامه ای طبق شرایط ویژه جامعه، بدور از هرگونه فرصت طلبی و براساس اصول ارائه دهد که با تحقق آن زمینه را برای ایجاد جامعه ای خالی از ستم و استثمار انسان از انسان که آرزوی دیرینه نسل اندر نسل زحمتکشان و توده های وسیع مردم است فراهم سازد. ایران امروز حاکمان و قدرت های امپریالیستی غارت و ویران کرده اند در حالیکه دست توانا و اندیشه های علمی بدور از خرافات کارگران و زحمتکشان ساخته اند. توده ها سازندگان تاریخند. کارگران با معلمان، دانشجویان و هنرمندان و لشگر عظیمی از زحمتکشان، در شرایط سخت و بغرنجی برای گرفتن حق خود از سرمایه دار و دیکتاتوری حاکم در نقش نیروی محرکه جامعه مبارزه کرده اند. ورود ایده های سوسیالیستی، ایجاد تشکلات کارگری و بدست آنها، حزب کمونست ایران در صدویکسال پیش، آلترناتیو کارگری را بعنوان یک راه برای رهایی از سلطه امپریالیستها و مرتجعان حاکم به صحنه سیاسی ایران آورد و سیمای عمومی مبارزه طبقاتی را در جامعه ایران کاملا تغییر داد. از آن زمان تا بحال همچنان زمینه های مادی و ذهنی این آلترناتیو با رشد طبقه کارگر تقویت شده است. امروز طبقه کارگر همچنین نیروی تعیین کننده در پهنای اقتصاد است و همراه مبارزه طبقاتی نقش تعیین کننده ای در قلمرو تولید بعهد دارد. در این صد ساله کارگران استخوانبندی اساسی وتعیین کننده سه جبهه: مبارزه طبقاتی، تولید و فن آوری بوده اند. طبقه کارگر همراه تشکل ها و سازمان های سیاسی متنوع طرفدار خود، در صد سال گذشته بعنوان یک آلترناتیو در برابر بورژوازی عمل کرده است. ضمن پیش برد مبارزه طبقاتی، مبارزه با متافیزیک و شیوهای غیر علمی راهم در جبهه ایدئولوژیکی جلو برده است.

بگذارید اشاره ای به هویت تاریخی این طبقه بیاندازیم:

از زمان پیدایش علم کمونیسم توسط مارکس و انگلس و مسلح شدن تدریجی بشریت بدان، چنانچه بورژوازی بر اثر ماهیت طبقاتی خود جنگ آفرینی نمی کرد و رقابت با پرولتاریا را در زمینه پیشرفت و علم بطور مسالمت آمیز می پذیرفت، اینهمه بشریت دچار خسارت نمی شد، میلیون ها یهودی و کمونیست در کوره ها سوخته نمی شدند و 24 میلیون مردم شوروی در مقاومت در برابر تجاوز نیروهای مسلح فاشیست آلمان که تا پشت دروازه های مسکو پیشروی کرده بودند جانشان را از دست نمی دادند. از پیدایش سرمایه داری تا بحال، سرکوب و تجاوز از طریق جنگ و جنگ برای سود بیشتر وسیله اساسی سرمایه بوده است. پرسش امروز اینست که با تمام خطرات ناشی از سلاح های هسته ای که نابودی کل بشریت را خبر می دهد بحران ساختاری سرمایه حاکمان را مجبور می کند که وارد چنین جنگی خانمانسوز شود؟

 مارکس تمام زندگی اش را وقف روشنگری توام با مبارزه طبقاتی کرد و قوانین اساسی نظام سرمایه داری را برای درک دیگران با امکانات کمی که داشت تشریح نمود. بورژوازی که توانسته بود جهان را با زور و جنگ به زیر پرچم چند قدرت اروپایی در آورد و کلیه انقلابات کشورهای اولیه سرمایه داری را سرکوب کند با پیروزی بلشویک ها در روسیه و تاثیر جهانی آن که به قولی دنیا را در عرض ده روز تکان داد، مجبور شد علاوه بر زور، دستگاه های بزرگ دروغ و تزویر را بوجود آورد. امروز نود درصد رسانه های جهانی در دست صاحبان سرمایه است، علیه سوسیالیسم و کمونیسم دروغ پردازی میکنند. اما در عین حال به حساب آوردن این دو فاکتور یعنی جنگ افروزی و دروغ پردازی سرمایه داری علیه کارگران و جنبش کمونیستی باید به خود هم برگشت و دید چگونه است که در شرایط مساوی جهانی بعضی احزاب و سازمانها درست عمل کرده اند و پیروزی بدست آورده اند و بعضی دیگر نه. در اینجاست که باید جستجو کرد و علل شکست ها را علاوه بر توازن قوا پیدا کرد تا برای پیشروی به جلو بهتر عمل کرد. بخصوص این امر برای طبقه کارگر ایران و جنبش چپ و مترقی آن دارای اهمیت بسزایی است چون یکی از طلیعه داران جنبش های دموکراتیک و سوسیالیستی در شرق بوده است. چنانچه نیک به این تاریخ پر تلاطم جامعه صد ساله گذشته پس از انقلاب مشروطیت بنگریم می بینیم جنبش کمونیستی ایران نتوانسته وظیفه اساسی خود را در برابر اکثریت عظیم توده های ستمدیده و استثمار شده آنچنان درست انجام دهد که بتواند پیروزی را تضمین کند و امروز هنوز هم که خود طبقه کارگر بلند شده و رو در رو با سرمایه در کارخانه ها و خیابان ها می جنگد جای پیشاهنگ انقلابی و حزب یکپارچه و راستینش خالی است. کمونیستها هنوز متحد و یکی نشده اند و هنوز آلترناتیو کارگری بعنوان یک حرکت متشکل و همسو، کل جریانات اجتماعی میلیونی توده ها را پوشش نداده است. به روایتی دیگر توده ها انقلاب می خواهند اما بورژوازی دست بالا را دارد و تشکیلاتی نیست که جنازه بورژوازی را بردارد و به گور سپارد. چنانچه امروز خود طبقه کارگر و دیگر جنبش های توده ای در خیابان ها نبودند جنبش چپ و کمونیستی مثل این چهار دهه در جمع های محفلی به زندگی ادامه میداد. تغییراتی دیده میشود ولی پاسخگوی جنبش در حال گسترش کارگری نیست. چرا؟ بنظر میرسد با اینکه جنبش نوین کمونیستی مرزبندی دقیقی با تشکیل حزب رفرمیستی حزب توده کرد اما همچنان جنبش چپ و کمونیستی در چمبره نظرات بنیان گزاران حزب توده ایران گیر کرده اند. بنیان گزاران حزب توده آگاهانه و با پیروی از مشی عمومی جنبش کمونیستی آنزمان، دست به ایجاد نه یک حزب کمونیست بلکه حزب تمام خلقی دموکراتیک زدند. درست به همین علت با اینکه شرایط بسیار مساعدی برای رشد و تکامل داشتند ولی نتیجه ای جز شکست در برابر بورژوازی و ارتجاع حاصل نگردید. بکار نگیری اصول کمونیسم علمی را در تحلیل مشخص از اوضاع مشخص ایران، حزب دموکرات بجای حزب پیشرو انقلابی طبقه کارگر را بوجود آوردن، زمانی بسی لیبرالیستی عمل کردن و زمانی دیگر بسی سکتاریستی همه ناشی از عدول از اصول، انحرافی اپورتونیستی است که باعث ناکامی ها شد. لنین در جمعبندی از علل پیروزی بلشویسم درست برای نسل جدیدی که در جهان پس از پیروزی انقلاب اکتبر رو به کمونیسم آورده بودند نوشت سه عامل مهم اساسی و تعیین کننده بوده است:

 اول - تمرکز کار میان کارگران همان کارگرانی که در آن زمان روسیه تزاری اقلیت بودند ولی در چند منطقه متمرکز بودند.

 دوم - بکاربرد کمونیسم علمی در تحلیل شرایط مشخص روسیه و خلق تئوری انقلابی تطبیق داده شده با شرایط آنزمان جهانی و جامعه روسیه.

سوم - تعیین سیاست های درست مبتنی برخواست توده ها که تدریجا توده ها پی بردند که بلشویک ها درست می گویند و در زمانی بس تعیین کننده اکثریت کارگران در شوراهای کارگری از آلترناتیو بلشویک ها پشتیبانی کردند.

 در چین ما شاهد پیروزی مستمر و تا به آخر کمونیست ها وقتی هستیم که حزب کمونیست قادر می شود اصول کمونیسم علمی را با خصوصیات و ویژگی های جامعه چین تلفیق دهد و آلترناتیو کارگری چین را بعنوان راه انقلاب چین مشخص نماید. از سال 1921 تا سال 1934یعنی به مدت سیزده سال کمونیستها با از خود گذشتگی ها و قربانی های فراوان با شعار زنده باد مارکس، لنین و استالین علیه نیروهای ارتجاع محلی، بورژوازی و امپریالیسم مبارزه کردند اما نتیجه ای جز شکست بدست نیاوردند. کار به جایی رسید که آنها مجبور شدند به راه پیمایی طولانی برای حفظ نیرو دست زنند. تنها در جلسه معروف سونی دفتر سیاسی حزب کمونیست است که بالاخره با جمعبندی از تجربه 13 ساله به این نتیجه می رسند که علل اینهمه شکست ها در نشناختن شرایط انقلاب چین بوده و در این جاست که اساسی ترین تحول در نوسازی رهبری حزب و بعد کادر ها و توده ها صورت می گیرد – آنها چکار می کنند؟ پس از رسیدن به این جمعبندی در غارهای ین آن دور هم جمع می شوند و به ریشه های اشتباهات حزب و مشی اپورتونیستی حاکم برآن برخورد می کنند. آثاری چون " در باره عمل "،" در باره تضاد " را بعنوان اساسی ترین اسناد مورد مطالعه جمعی قرار می دهند. پس از آن سه مقاله کوتاه را برای تبلیغ و ترویج میان توده ها و تجدید تربیت نیروهای مسلح بعنوان اساس آموزش همگانی مشخص می کنند.

" به خلق خدمت کنیم " این نوشته کوتاه اساسی ترین اصل کمونیسم علمی را که توده ها سازندگان تاریخند توضیح میدهد، به اعضای حزب می آموزد نیروی اصلی انقلاب توده ها هستند. " نقطه حرکت ما عبارت است از خدمت صمیمانه بخلق، جدا نشدن از توده ها حتی برای یک لحظه، در همه موارد منافع خلق و نه منافع فرد یا گروه کوچکی را مبدا گرفتن، مسئولیت در برا بر توده ها را با مسئولیت در برابر ارگان های رهبری حزب یکی دانستن "

 نوشته دوم " یگون پیر مردی که کوه را از جا کند " توضیح ویژگی انقلاب چین است. این داستان پر معنا به زبان توده ها و گرفته از یک حکایت مردمی قدیمی می گوید انقلاب چین با یک قیام صورت نخواهد گرفت دارای ویژگی و خصوصیات جامعه چین است. سخت است یعنی دشمن تا دندان مسلح است، پشتبانان جهانی امپریالیستی دارد، ضد کمونیست است، آنها را می کشد و فیزیکی از میان بر می دارد. دارای ارتش میلیونی است که آنرا علیه کارگران و توده های دهقانی بوجود آورده و بکار گرفته است. علاوه بر سختی انقلاب چین دارای بغرنجی خاص خود است چون با دشمنان طبقاتی چند گانه و نیروهای خارجی امپریالیستی گوناگون روبروست. در نتیجه انقلاب باید راه پر پیچ و خمی طی کند، روحیه پیروزی سریع خیالات واهی است. آلترناتیو کارگری چین برای کسب پیروزی با دید طولانی باید برنامه ریزی کند. این نقد اساسی از اپورتونیست چپ لی لیسان بود که در شهر ها کارگران را به مبارزه و قیام کشاند و در عمل کل نیروهای چپ و کارگری را در شهر های صنعتی چین آن زمان قربانی کرد.

سومین جزوه " به یاد دکتر بسیون است " پزشک عضو حزب کمونیست کانادا که به ارتش سرخ چین می پیوندد و در آنجا خدمت می کند و جان خود را بعنوان یک کمونیست در خدمت انقلاب چین فدا می کند. این نوشته کوتاه یکی دیگر از اساسی ترین اصول کمونیستی را بیان می کند. کارگران جهان متحد شوید . رفیق مائوتسه دون در هنگام خاکسپاری رفیق کمونیست انترناسیونالیست در این نوشته می پرسد: این چه روحیه ای است که یک خارجی را وامیدارد بدون هیچگونه انگیزه سود جویانه، امر آزادی خلق چین را مربوط به خود بداند؟ این روحیه انترناسیونالیستی و کمونیستی است که باید هر کمونیست چینی از آن بیاموزد.

 حال ببینیم سیر تکامل اوضاع در ایران برای کمونیستها و آلترناتیو کارگری چگونه طی شده است. با اینکه طبقه کارگر ایران یکسال قبل از کمونیستهای چینی حزب کمونیست خود را در بندرانزلی بنا نهادند و در هنگام تاسیس دارای دوهزار عضو و طرفدار عمدتا کارگری بودند اما نتوانستند در برابر دشمن به پیروزی رسند و رضاخان میر پنج با یاری امپریالیسم انگلیس توانست حزب کمونیست را متلاشی کند. در شهریور بیست، پس از شکست بزرگ فاشیسم و پیروزی عظیم و جنبش کارگری در سراسر جهان و سقوط دربار رضا شاه همانطور که اشاره شد کمونیستها بجای ایجاد یک حزب انقلابی کارگری حزب چپ و دموکرات "توده" را بنا نهادند و با سنگ اول را کج گذاشتن زمینه را برای شکست های بعدی مهیا کردند. پس از شکست بیست و هشت مرداد 32 و پناه بردن به کشور های سوسیالیستی و جمع شدن در مسکو بر سر مقام و جا و مکان باهم به رقابت پرداختند و متاسفانه هیچگاه قادر نشدند به عمق فاجعه شکست پس از شهریور بیست و پیروزی نیروهای بورژوازی و امپریالیستی بپردازند. نیروهای دیگر کارگری و کمونیستی هم که راه خود را از رهبری حزب توده جدا کردند با تمام از خود گذشتگی ها که سهم مهمی در یافتن راه تغییر انقلابی بدور از راه رفرمیستی حزب توده و دنباله روی از حزب کمونیست شوروی محسوب می شود نتوانستند در عمل آلترناتیو نوینی را بوجود آورند. آنها هم با الگو برداری از انقلاب کوبا و چین، بدون شناخت عمیق از شرایط جامعه ایران، یعنی تلفیق کمونیسم علمی به شرایط مشخص، در آستانه انقلاب 57 در پراکندگی و سردرگمی بسر می بردند و نتوانستند اعتماد توده ها را بخود جلب کنند و رهبری انقلاب را بدست گیرند. امر بعد به امر خوب اما تبدیل شده است. همه احزاب و سازمان های چپ در انقلاب 57 و پس از آن انواع برنامه ها، تحلیل ها و سخنرانی ها را انتشار داده اند. نتیجه این کار غالب شدن گرایش انحلال طلبی و گریز از تشکیلات پیشرو انقلابی طبقه کارگر بوده است. اما در همان زمان و در خطی موازی، با جمعبندی درست از گذشته، کارگران آگاه در داخل رفقای خود را یک بیک به خاک سپردند و با درایتی بیشتر و درس گیری عمیقتر از شکست، به کار در میان توده ها و سازماندهی پرداختند. آنها به درستی از وارد شدن در مبارزه جناحی بورژوازی و خرده بورژوازی حاکم و بیرون از حاکمیت دوری جستند و در شرایط بسیار سخت به امر سازماندهی جنبش ها بویژه جنبشهای کارگری پرداختند. آنچه امروز در جنبش کارگری بعنوان جنبشی مستقل می بینیم ثمره بکار گیری اصول درستی است که بر سنگ خارای اصول کمونیسم بنا شده است و بی شک نام شاهرخ زمانی را در پاسخ به چه باید کرد جنبش کارگری و آلترناتیو کارگری  باید در این زمینه و خدماتی که کرده گرامی داشت. مطالعه آثار او وظیفه هر کارگر انقلابی است. چنین است هویت تاریخی آلترناتیو کارگری ایران .ضمن اینکه جزوی از لشکر پرولتاریای جهانی است اما با توجه به شرایط مشخص جامعه اش هویت تاریخی ویژه ای دارد که باید با حرکت از آن به کار انقلابی پرولتری ادامه داد. در ادامه این نوشته به هویت های دیگر آن که در آغاز انگشت گذاشتیم خواهیم پرداخت.

محسن رضوانی

mod_easyslider

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ