پنجشنبه, ۰۱ مهر ۱۴۰۰

افغانستان بعد از اشغال ؟

آمریکا پایگاه بگرام را تخلیه کرد. این تخلیه ظاهرا در ادامه قرارداد دوحه با طالبان افغانستان در جهت تخلیه قوای خارجی از افغانستان در جهت ایجاد پایان دادن به جنگ بیش از دو دهه در افغانستان و شروع مذاکرات صلح بین افغانی انجام گرفت. ولی این تخلیه تنها واقعیتی است که اتفاق افتاده و حقایق پشت پرده آن که بازی بسیار کثیف سیاسی از جانب امپریالیسم آمریکا در جهت به آشوب کشاندن منطقه غرب آسیا و ادامه جنگ داخلی افغانستان هنوز بطور کامل روشن نشده است. آنچه که تا

به حال در افغانستان اتفاق افتاده است بطور کلی در نکات زیر است.

1 – آمریکا با سازماندهی گروههای اسلامی و تروریست در افغانستان سعی کرد که شوروی سابق را از افغانستان بیرون کرده و جای آنرا بگیرد. این سناریو با کمک به گروههای جهادی و مجاهدین افغانستان و ظهور و به قدرت رسیدن طالبان و سپس حضور رسمی آمریکا و غرب در افغانستان، زنجیره کنترل افغانستان و نفوذ در غرب آسیا بود که به اشکال مختلف تا به امروز ادامه یافته است. در این بین غرب برای تحکیم این سیاست و مقابله با ایدئولوژی "چپ" احزاب خلق و پرچم، اسلام را به مثابه پرچم این مقابله و مبارزه سیاسی تحت عنوان استقلال با پول و توطئه و سوء استفاده از زمینه های اجتماعی مذهبی افغانستان و بزرگ کردن آن با پول عربستان و همکاری پاکستان (که خود بر سر خط دیورند با افغانستان دارای اختلافات مرزی است ) جلو برده است. آنها با سرکوب نیروی های چپ و کمونیست و بهره گیری از خیانت احزاب خلق و پرچم و در ادامه فروپاشی شوروی تا حدود زیادی موفق بودند. 20 سال حضور رسمی نظامی آمریکا و غرب در افغانستان که به ر شد و گسترش نیروهای تاریک اندیش و عقب مانده و قرون وسطایی جنایتکار اسلامی و همراه آن مواد مخدر، بی حقوق زنان و عقب راندن در خواست های دمکراتیک و انقلابی در افغانستان انجامیده است، پیامدهای این سیاست ها بوده و می باشد.

2 – در طی 20 سال گذشته و ضعف قدرت هژمونیک و اقتصادی و نظامی آمریکا باعث شده است که آمریکا قادر به تامین هزینه های صدها پایگاه های اطلاعاتی و نظامی خود نبوده و مجبور شده است که بسیاری از آنها را برچیند و برخی دیگر را گسترش بدهد. در این میان با اینکه آمریکا در طی 20 سال گذشته توانسته است هر چه را که خواسته است در افغانستان به انجام برساند، اما اوضاع داخلی و خارجی به ضررش بوده و در اکثر کشورهای دنیا دخالت گیری هایش با مقاومت جدی روبرو شده است.

3 – آمریکا با دخالت در افغانستان عملا امکان ایجاد یک قدرت سیاسی متمرکز را در افغانستان از بین برده و آنرا در خدمت ادامه حضور خود تحت عنوان مبارزه با تروریسم توجیه می کند.

4 – آمریکا مجبور بود در افغانستان با نیروهای پر قدرتی مقابله کند که هزینه حضورش را در افغانستان بالا برده است. از جمله ایران، هند، روسیه، چین حتی پاکستان. اینها هر کدام به دلایلی خواهان اخراج آمریکا در افغانستان هستند. مسئله اصلی هم مقابله با نفوذ آمریکا از طریق گروههای بنیادگرای اسلامی در جهت نفوذ در ایجاد مشکلات در ایفورهای چین و کشورهای سابق جدا شده از اتحاد شوروی و خود روسیه، مسئله کشمیر در هند و شیعیان افغانستان از جانب ایران می باشد.

5 – درعین حال همزمان با عقب نشینی آمریکا از افغانستان هنوز بیش از 600 نیروی نظامی باقی خواهند ماند، هنوز این مسئله بسته نشده است که آمریکا هر وقت اراده کند می تواند به افغانستان برگردد. سیاستی که در عراق هم عملا اجرا شد و بعد از عقب نشینی اوباما از عراق بعد از چندی آمریکا مجددا به عراق بازگشت.

6 – آمریکا عملا به جنگ داخلی افغانستان دامن زده و باعث کشتار هزاران نفر از افراد غیر مسلح و زنان و کودکان شده است. در این جنگ داخلی که به نفرت قومی و مذهبی و ملیتی دامن زده است، بیشترین زمینه های طالبان را برای رسیدن به قدرت سیاسی فراهم کرده است.

7- ناتو که تحت رهبری آمریکا در افغانستان حضور داشت با فشار بر دولت و نهادهای تازه به قدرت رسیده افغانستان عملا برای توجیه حضور غیر قانونی خود به پارلمان افغانستان جهت تصویب قرارداد امنیتی با آمریکا فشارهای مضاعفی را وارد کرد تا به ناثباتی در افغانستان دامن زده و جنگ داخلی را زنده نگه دارد. این سیاست در نادیده گرفتن دولت بی اراده افغانستان در صلح آمریکا با طالبان نیز خود را به روشنی نشان داد.

8- در طی 20 سال گذشته دولت افغانستان هیچگاه بر همه افغانستان تسلط سیاسی و اقتصادی و نظامی نداشت و همیشه بخش هایی از آن تحت سلطه طالبان بود. در طی این مدت آمریکا دهها بار منازل مسکونی و مراسم های عروسی و عزای مردم افغانستان را بدون هیچ دلیل موجهی بمباران کرد و به نفرت عمومی در جهت احیای طالبان و قدرت گیری آنها کمک کرده است.

امروز که آمریکا ظاهرا در حال ترک افغانستان است و روشن شده است که حضورش و عملا اشغال افغانستان باعث ویرانی و جنگ داخلی افغانستان شده است باید به دادگاههای بین المللی در جهت رسیدگی سپرده شود. طالبان در طی این مدت تبهکاری و جنایت علیه مردم را به ابعاد جدیدی رسانده است. استفاده از کودکان در جهت بمب گذاری در بازارها و کشتار صدها و هزاران نفر. حمله به زنان در خیابان ها و کشتار آنها، حمله به دانشگاهها و دانشجویان و کشتار آنها و اعلام رسمی علیه دانش و علم، سر بریدن مخالفان در برابر چشمان مردم، سنگ سار زنان، قتل عام در جنگ ها بخش کوچکی از جنایات عظیمی است که طالبان به عنوان یک گروه اسلامی واقعی علیه حتی مخالفین مسلمانش کرده است. روشن است که دیگر گروههای اسلامی وضعی بهتر در پرونده های خود علیه مردم افغانستان نداشته و تمام آنها تا مرفق دستشان به خون مردم افغانستان آلوده است.

در حال حاضر، ترک افغانستان در عین اینکه به رقابت قدرت های منطقه ای مانند ایران و پاکستان و هند و.... دامن خواهد زد به سرکوب جنبش های عدالت طلب و آزادیخواه و چپ سوسیالیستی توسط قدرت گیری طالبان بیشترین کمک را می کند.

در این روزها که با نیروهای نظامی آمریکا در حال ترک افعانستان هستند و طالبان موج وار شهرها و شهرک ها را تسخیر می کند. مردم افغانستان به داشتن تجربه از حکومت 5 ساله طالبان بصورت خود جوش علیه آنها بسیج شده اند و توانسته اند در بسیاری از مناطق طالبان را به عقب رانده و یا مناطق اشغال شده تازه را پس بگیرند. بعلت سرکوب و قتل عام نیروهای چپ و رادیکال جامعه متاسفانه حتی از این حرکت خودجوش توده ای نیروهای مرتجع در حال بهره برداری در جهت تحکیم موقعیت خود هستند و جای یک نیروی انقلابی توده ای و پرقدرت در جامعه خالی است. اما همین حرکات خودجوش زمینه های تحول تازه ای را در بطن خود رشد می دهد تکیه به نیروی خود و ایجاد یک نیروی رادیکال و انقلابی برای تغییر واقعی در کل اوضاع افغانستان علیه دارو دسته های موجود سیاسی اسلامی و نیز حاکمیت و نیروهای خارجی که در ارتباط تنگاتنگ باهم هستند. در افغانستان اتحاد ارتجاع داخلی و امپریالیست ها و کشورهای منطقه به خوبی دیده می شود. در هر دو حالتی که ممکن است در افغانستان اتفاق بیافتد یعنی ادامه جنگ فرساینده داخلی و یا به قدرت رسیدن طالبان، نهادهای حتی اولیه کنونی جامعه هم از بین خواهد رفت و نفرت، افکار افراطی ناسیونالیستی و مذهبی در آن رشد بیشتری خواهد کرد. زمان زیادی نخواهد برد که وضع کوتاه مدت آینده افغانستان روشن خواهد شد. اما آنچه که هنوز مورد نگرانی اکثریت افغان ها است، رقابت جناح های وابسته و مزدور تا گروههای اسلام گرایی است که تاریخشان، مملو از خیانت، جنایت و تبهکاری علیه مردم بوده است.

ع.غ

mod_easyslider

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ