پنجشنبه, ۰۱ مهر ۱۴۰۰

تنها سوسیالیسم است که ایران را نجات خواهد داد

خیزش اعتصابات سراسری کارگری و پشتیبانی نیروهای کارگری و مترقی در سراسر ایران و جهان از آن، بار دیگر پس از چهل و دو سال مبارزه پراکنده ی نمایندگان سیاسی طبقات و اقشار دیگر بورژوازی، با پشتیبانی کشور های خارجی برای تغییر نظام جمهوری اسلامی به نظامی بازهم سرمایه داری، در عمل ثابت می کند که دوران دست بدست شدن قدرت سیاسی، میان جناح ها و اقشار سرمایه داری به پا یان رسیده است. توده های 

ستمدیده و استثمار شده ایران درپی رژیم چنج آمریکایی نیستند یکبار دچار اشتباه شدند بس است . آنها خواهان انقلابی ریشه ای، آلترناتیو طبقاتی، براندازی طبقه بورژوازی و جایگزینی طبقه کارگر اند.

 صد سال مبارزه متشکل کارگران در ایران، از کوچک به بزرگ، از محلی به سراسری واز مطالبات اقتصادی به مطالبات عمومی و سیاسی تا حد یک راه طبقاتی، آلترناتیو کارگری برای انقلابی در حال شدن، تکامل یافته است. این روند تاریخی طبق شرایط جامعه ایران در سرزمینی که از رضا خان میر پنج گرفته تا محمد رضاشاه و از خمینی گرفته تا خامنه ای همه زیر پوشش مدرنیزه کردن یک هدف را دنبال کرده اند: استثمار شدید کارگران و توده های ستمدیده و ایجاد یک نظام سرمایه داری، بوروکراتیک – نظامی، یکی با پوشش ناسیونالیسم تنگ نظرانه شاهنشاهی و دیگری با سکتاریسم مذهبی شیعگری. آنچه آنها در این صد ساله به رای آمرانه خود پیاده کردند و به ادعای وارثانشان بهترین است، چیزی جز نابودی روابط اجتماعی، شبکه های دموکراتیک و مدنی مردم ایران، تحقیر و سرکوب توده ها نبوده است. 250 هزار میلیونر در مقابل توده میلیونی محتاج آب و نان و سرپناه، کولبر، سوخت بر، بیکار، گور خواب و کودکان بی سرپرست سیمای عمومی جامعه را پوشانده است. امروز بحران ساختاری از فرق سر تا نوک انگشتان سرمایه را فرا گرفته است و لش متعفنش در کارخانه ها و گذرگاه ها افتاده است. در حقیقت وظیفه، بر داشتن و به خاک سپردن آنست که طبقه کارگر این وظیفه تاریخی را بعهده دارد.

بحران ساختاری سرمایه داری جهانی را دیگر علاجی نیست:

دیگر نه تئوری های کینز و نه راهبردی های نئولیبرالیستی می تواند کاری افتد. نسخه پایان تاریخ که به ابدیت نظام سرمایه حکم می کرد، به بدل خود تبدیل شده و میرود به نظام سرمایه داری مهر باطل زند.

 جنگ جهانی هم با و جود ابر قدرتهای تا دندان مسلح به سلاح پیشرفته هسته ای دیگر راه حلی نیست و نمی تواند سیاستی برای کسب برتری و هژمونی به وسیله ای دیگر باشد.

جنگ های نیابتی و منطقه ای هم نتیجه ای جز شکست برای امپریالیسم آمریکا ببار نیاورده است و می بینیم پس از بیست سال جنگیدن، شبانه ارتش پوشالی آمریکا از افغانستان فرار کرد. حتی سرمایه جهانی دیگر توانایی جای گزینی یک دارو دسته ستمگر دیگری راهم که بدست و پشتیبانی خود بوجود آورده و حالا به مخالف تبدیل شده در آنجا ندارد. این امر در مورد ایران هم صادق است. دارو دسته ای را که به روی کار آمدنشان یاری رساندند امروز به دشمنان سر سختش تبدیل شده اند. در این چند دهه از فشار حداکثری گرفته تا پشتیبانی از آلترناتیوهای بورژوازی مثل قارچ روئیده در خارج کشور، از تهدید به حمله نظامی گرفته تا زدن پایگاه های نظامی در اکثر کشور های همسایه ایران و اشغال کامل خلیج فارس نتوانسته رژیم دارو دسته حاکم ایران را براندازد و یک جناح دیگر سرمایه داری متمایل به غرب را بر سر کار آورد. کاری که در سال 57 به آسانی انجام داد .با اوضاع کاملا متفاوتی با سال 57 روبرو هستیم. آگاهی مردم ایران و جنبش کارگری ایران هم بسیار بالا رفته است. خدعه خمینی و توطئه کنفرانس گوادلوپ چنان درسی داده است که امروزه نتیجه آنرا در مبارزات جاری بخوبی می بینیم.

با توجه به بحران ساختاری سرمایه داری و اوضاع تغییر یافته ناشی از آن در جهان و ایران، دوران تاریخی نوینی برای طبقه کارگر ایران و نیروهای متحد آن فراهم شده تا با درایت تر از گذشته عمل کنند و رو یا های پدران و اجداد خود را به یک واقعیت اجتماعی تبدیل نمایند.

خیزش های توده های وسیع مردم در سال 96 و98 زمینه را برای حرکت جمعی اول ماه مه تشکلات مستقل کارگری فراهم آورد. اول ماه مه 1400 یکبار دیگر بی پرده و با بازتاب یک جمعبندی تاریخی هویت آلترناتیو کارگری را باز نگری کرد و گورکنان سرمایه را با تمام محدودیت های امنیتی بعنوان یک طبقه منسجم و سیاسی به میدان آورد. امروزه اعتصابات سراسری کارگران شرکت نفت و پیمان کارا ن را در عمل می بینیم که چگونه به استقبال رئیس جمهور قاتل دهه شصت می روند. از اول ماه مه تا بحال مبارزات کارگری همانند سال قبل گسترش بیشتری یافته و نشان از راه مستقلی است که در پیش گرفته است . بر ماست با تمام نیرو از جنبشهای کارگری و اجتماعی در هر سطح و در هر شکل، کوچک و بزرگ، در سطح اقتصادی و مطالباتی تا سطح پیشرفته سیاسی، از مبارزات برای آزادی زندانیان سیاسی تا نه به اعدام، از زیست بانان تا لشگر از خود گذشته پزشکان و پرستاران و کارگران در پیشاپیش جبهه مبارزه با کوید نوزده....... دفاع کنیم .

حزب رنجبران ایران با گذشتن از سالهای پر تلاطم تا لبه مرگ و زندگی با جمعبندی از تجارب جنبش کارگری و کمونیستی جهانی و ایران، سال هاست برای ایجاد چنین جنبش عظیم کارگری و دیگر جنبش های توده ای و اتحاد سراسری آنها مبارزه می کند. کمونیسم علمی افکار راهنمای حزب ما، با ستیزجویی و روشنگری توام است و چون هدف اش یک انقلاب اجتماعی رادیکال سوسیالیستی است، جهانبینی اش ضرورت جلب وسیع ترین توده های ستمدیده و استثمار شده را از چنین انقلابی در بر دارد. در نتیجه حزب رنجبران ایران طبق درک اصولی خود از کمونیسم علمی و با توجه به کلیه جنبش های توده ای کشورمان در این شصت و هفتاد ساله پس از کودتای 28 مرداد 32، همچنان برای ایجاد حزب سیاسی پیشرو طبقه کارگر، حزبی انقلابی و در عمل گورکن نظام سرمایه داری، از طریق یکی شدن احزاب و سازمان های کمونیستی بر اساس اصول و برنامه و در پیوند با جنبش های کارگری و توده ای داخل کشور مبارزه می کند. امروز اوضاع با رشد جنبش کارگری در ایران برای علاج بیماری گروهی گری و سکتاریستی بهتر می شود. امروز تلاش همه جانبه برای رشد و گسترش آلترناتیو کارگری ایران در برابر نظام سرمایه داری حاکم به وظیفه ای مبرم و ضروری کلیه نیروهای کارگری و سوسیالیستی تبدیل شده است. حزب ما بدور از اختلافات ایسم ها، بدور از سکت ها و گروهای گذشته و حال در جنبش کمونیستی جهان و ایران دست همکاری وحدت را بسوی کلیه نیرو های چپ و کمونیست برای ریختن طرحی نو به گرد آلترناتیو کارگری دراز می کند. به باور ما و بر اساس واقعیات در حال تکامل در جهان و ایران، دیر یا زود جنبش کارگری ایران همه گرایش ها ی موجود در جنبش های چپ و سوسیالیستی را در عمل محک سنجش خواهد زد. سره را از ناسره، دنباله رو آلترناتیو های بورژوازی و خرده بورژوازی را از آلترناتیو کارگری جدا خواهد کرد. طبقه کارگر و توده های وسیع ستمدیدگان و استثمار شدگان انتخاب خود را خواهند کرد.

 گرد آلترناتیو کارگری متشکل و متحد شویم

تنها سوسیالیسم است که ایران را نجات خواهد داد.

حزب رنجبران ایران

mod_easyslider

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ