پنجشنبه, ۰۱ مهر ۱۴۰۰
مصاحبه رضا شهابی عضو هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد
با نشریه دانشجویی” حیات نو” دانشگاه علوم پزشکی اصفهان(1)
July 16, 2021
با سلام و عرض تحیت خدمت شما جناب شهابی
ابتدا خودتان را به صورت مختصر معرفی نمایید.
رضا شهابی عضو هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

 شما و سندیکایی که در آن فعالیت میکنید چه خطی مشیای را دنبال میکنید و پایههای فکری مبارزات شما چیست؟

مبارزه برای بهبود شرایط کار و زندگی کارگران، مبارزه با استثمار کارگران و تلاش برای رسیدن به جامعهای بدون استثمار.shahabi

در سال‌های گذشته چند بار به زندان رفته‌اید؟

در سال 1389پشت فرمان اتوبوس، در حین خدمت رسانی به شهروندان، با وجود اینکه مسافر در اتوبوس بود در بین راه توسط ماموران امنیتی بازداشت شدم که منجر به 6 سال زندان و پنج سال محرومیت از فعالیتهای سندیکایی و... شدم. در مجموع با یکسال اضافه شدن به زندانم، ۷ سال زندان داشتم. زمان دستگیری ۲۲خرداد ۸۹ [و] پایان زندان ۲۸ اسفند ۹۶ بود. در حین بازداشت [دچار] آسیب جدی از ناحیه گردن و کمر شدم و در مدت تحمل حبس، دو عمل جراحی سنگین از ناحیه گردن و کمر داشتم. لازم به ذکر است از سال 83 تاکنون علاوه بر این محکومیت، چهار بار بازداشت [شدم] که هر بار، بعد از چند روز بازداشت، پرونده نهایتاً مختومه شد. 

آیا به نظر شما به عنوان یک فعال کارگری به جرمی مرتکب شدید که به زندانی شدن شما منجر شود؟ و اگر خیر، دلایل زندانی شدن خود را چه می‌دانید؟

هیچ جرمی مرتکب نشدهام. برابر مقاوله نامههای سازمان جهانی کار و حتی قانون اساسی کشور، جهت ایجاد سندیکای کارگری و دفاع از حقوق کارگران فعالیت کردهام، اما با اقدامات فراقانونی و پروندهسازی واهی، بازداشت و زندانی شدهام. 

آیا هنگامی که در زندان بودید تحت فشار، جهت اعتراف‌های اجباری علیه خود یا سایر فعالان کارگری بوده‌اید؟

بله بارها در بازجویی، تحت ضرب و شتم و شکنجهء جسمی و روحی و روانی برای اعتراف اجباری علیه خود، [یا] سایر فعالین سندیکایی و کارگری بودهام.

برخورد با شما در دورانی که زندان بودید چگونه بوده‌است؟ ظاهرا شما زمانی که زندان بودید چندین بار اعتصاب غذا کردید. با توجه به خطرات جانی که اعتصاب غذا دارد چه دلایلی برای انجام این کار داشته‌اید؟

من نیز مانند سایر فعالین کارگری و صنفی زندانی، در دوران زندان، تحت فشار بودهام و بهصورت فرا قانونی، بر خلاف قوانین جاری و آئیننامهء زندان، از امتیازاتی که برای زندانی پیشبینی شده محروم بودهام. از آنجا که به عنوان زندانی از حقوق بدیهی خودم محروم بودهام با اعتصاب غذا تلاش داشتم تا صدایم شنیده شود.

با توجه به این که چندین بار به خاطر فعالیت‌های کارگری به زندان افتاده‌اید و دیگر فعالان کارگری نیز به شدت سرکوب می‌شوند، آیا تا کنون به این فکر کرده‌اید که دست از مبارزات کارگری بکشید؟

من با ورود به مبارزه کارگری، میدانستم برای دستیابی به حقوق حقه خود و همکارانم، مسیر سختی در پیشرو دارم ولی با وجود اینکه در برهههایی از زمان، فشار زیادی را تحمل کردهام و از نظر روحی و جسمی، شرایط مناسبی نداشتهام اما با کمک جمعی دوستان در سندیکا، به فعالیت سندیکایی ادامه داده و خواهمداد.

در ارتباط با مسئله روز کارگر، در ایران تا چه حد به این مناسبت، بها داده‌می‌شود؟ پرداختن به مسئله روز کارگر، چگونه و در چه قالبی می‌تواند از یک حرکت ویترینی و نمایشی فاصله گرفته و به پرداختی اصولی نزدیک شود؟

متاسفانه در کشور ما نظیر همه کشورهای دیکتاتوری سرمایهداری، به روز کارگر هیچ بهایی داده نمیشود. روز کارگر در واقع باید صدای رسای اعتراض کارگرها و اعلام همبستگی همه کارگران جهان باشد. جنبههای اعتراضی برای دستیابی به حقوق کارگرها در این روز باید تقویت شود. این روز یک روز مبارزاتی هست و گرامیداشتِ این روز، با کیفیتِ جشن و شادی، در درجه دوم، اهمیت دارد. زمانی میتوانیم مراسم روز جهانی کارگر را برگزار کنیم و از قالب فرمایشی فاصله بگیریم که سندیکاهای مستقل و دیگر تشکلات مستقل کارگری در سطح وسیع، بدون دخالت دولت و کارفرما در کشور ایجاد شدهباشد و در این صورت میشود با سازماندهی سراسری و یکپارچه، خواستههای کارگری را با قدرت پیش برد.

به نظر شما جایگاه و اوضاع کارگران بعد از انقلاب بهتر شده‌است یا بدتر؟ جمهوری اسلامی چقدر توانسته‌است در تحقق شعارهای خود در حمایت از کارگران که در ابتدای انقلاب به کرات از این شعارها استفاده می‌شد عمل کند؟

در جوامع سرمایهداری، وضع کارگران کمابیش یکسان است و متاسفانه پس از انقلاب و از دهههای گذشته، با رشد نئولیبرالیسم و پروژههای توسعه طلبانهء سرمایهداری، به بهای بدتر شدن شرایط کار و زیستِ کارگران و حقوق بگیران، وضع کارگران در ایران بدتر شده، که این شرایط در کل جوامع سرمایهداری وجود دارد اما در کشور ما، به دلیل ادامهء سیاستهای خانمان برانداز موجود و تحریمهای ظالمانهی تحمیل شده که مزید بر علت شده[اند]، وضعیت کارگران به شدت نسبت به پیش از انقلاب بدتر شده است. متاسفانه هیچ کدام از شعارهایی که در حمایت از پابرهنهگان و مستعضفین داده میشد نه تنها محقق نشد بلکه هیچ ارادهای برای تحقق آن نمیبینم و سیاستها همچنان در جهت تقویت سرمایهداران و یک درصدیها است. 

آیا شما اعتقادی به این جمله دارید که کارخا‌نجات باید توسط شورای کارگری اداره شود؟ در اعتراضات کارگران هفت تپه، این موضوع یکی از خواسته‌های معترضین بوده‌است. چقدر این شعار را با توجه به ساختار حکومت عملی می‌دانید؟

بله معتقد بر این هستم که ادارهء کارخانجات باید [به] دست کارگران باشد. ادارهء شورایی کارخانجات توسط کارگران تنها زمانی محقق خواهدشد که کشور در اعتراضات گسترده و سراسری قرار داشتهباشد و قدرت سازمان یافته و سراسری کارگران، شکل گرفتهباشد. این اقدام با شعار پیش نمیرود بلکه با تغییر دادن توازن قوا به نفع اردوگاه کار و زحمت، ممکن میشود. 

چه تلاش‌هایی برای سرکوب کارگران و اتحادیه هایشان شده‌است؟ فضای اتحادیه‌های کارگری تا چه حد با تهدید و رشوه و نفوذ افراد وابسته مسموم یا منفعل شده؟

حاکمیت هم از سرکوب سخت و آشکار نظیر قتل، زندان، اخراج از کار و شکنجه و فشار به خانوادهها و فعالین کارگری و هم از سرکوب نرم نظیر تصویب قوانین ضد کارگری و ایجاد تشکلهای زرد و وابسته به دولت، اختلاف افکنی در تشکلهای کارگری مستقل و فعالان کارگری برای سرکوب بیشتر استفاده کردهاست. اتحادیههای کارگری دستساز دولت، متاسفانه و همیشه عملاً به عنوان عوامل کارفرما عمل کردهاند و همچنان که انتظار میرود، رشوه و... در آنها بسیار رایج است اما تشکلات مستقل کارگری در برابر این فشارها ایستادهاند و حتی تهدید و رشوهء برخی از افراد انگشت شمار، در تشکلات مستقل کارگری، هیچگاه نتوانست تشکلات مستقل کارگری را منفعل و یا از مسیر خود منحرف کند. 

هدف و نیز علت تداوم برخوردها و سرکوب‌های حکومتی را چه می‌دانید؟ آیا ریشه در یک اندیشه یا جهان‌بینی به خصوص دارد؟ یا صرفا حرکتی واکنشی است؟

از آنجا که پاشنهء آشیل عبور از استثمار نظامهای سرمایهداری و خودکامه، اعتراضات کارگران و فرودستان میباشد. همچنین حتی این اعتراضات در سطح کوچکتر میتواند منجر به سوددهیِ کمتر برای سرمایهداری باشد. بنابراین برخوردها و سرکوبهای حکومتی همواره تداوم دارد. اساساً حکومت میداند که اگر آزادی تشکل مستقل کارگری، در ایران وجود داشتهباشد، مبارزات کارگران در ایران وارد سطح جدیتری میشود و دیگر نمیتوانند به همین راحتی به معیشت کارگران حمله ببرند. بنابراین از این سرکوب ها دست بر نخواهند داشت.

برخوردها با فعالین کارگری چه نسبتی با موازین حقوق بشر دارد و تا کنون چه اندازه مورد پیگیری فعالین حقوق بشر واقع شده‌است؟

بر اساس منشور حقوق بشر جهانی، موازینی برای حقوق کارگران در داشتن حق اعتراض و تشکیل اتحادیهها و سازمانهای مستقل، وجود دارد که با تلاش فعالین جنبشهای اجتماعی کشورهای مختلف، دراین منشور وارد شدهاند. البته این موازین در مجموع ناکافی هستند ولی در همان حد نیز در کشورهای دیکتاتوری رعایت نمیشوند و در نتیجه یک ارتباط طبیعی، منطقی و لازم بین فعالین کارگری و حقوق بشری وجود دارد که باید گسترش هم پیدا بکند. 

آیا کارگران فقط خواستار برخورد قضایی با این متخلفان و سرکوب‌گران و هراس ‌افکنان اجتماعی‌اند؟ یا خواسته‌های متعالی‌تر و اهداف تنظیم‌شده‌تری برای مقابله با این دست خشونت‌ها، در نظر داشته و در آن جهت می‌کوشند؟

اگر منظور شما وجود فساد مالی عمده و وجود ابزارهای سرکوب در کشور است که البته کارگران خواستار رفع این فساد و برچیده شدن نظام سرکوب هستند اما باید در نظر داشت که سرکوب کارگران در ذات نظام سرمایهداری است و برای آن نهادها و سازمان های عریض و طویلی پیش بینی شده است و اینطور نیست که این سرکوب فزاینده، ناشی از افراد و جمعهای محدود و خودسر باشد. اما از صدوپنجاه سال پیش چشمانداز جنبش کارگری، دستیابی به جامعهای بدون شکاف طبقاتی و ستم و استثمار است و تنها راه برای مقابله با این سرکوب و خشونت، همبستگی و اتحاد ما کارگران و تلاش برای ایجاد تشکلهایمان است. 

شما شخصاً در معرض این دست تهدیدات قرار گرفتید، کمی دراین باره بگویید، آیا روند پیگیری‌ها را مساعد دیدید؟

من و سایر فعالین سندیکایی و فعالین کارگری همیشه در مظانِ [اتهام] و سرکوب سیستماتیک قرار داشتیم. از این رو پیگیریها نتیجه قطعی به نفع ما نداشتهاست به طور نمونه خود من و چهار نفر از اعضای سندیکا سالهاست با تصمیمات فرا قانونی و نامهنگاریهای نهادهای امنیتی همچنان از کار اخراج میباشیم.

ادامه دارد

mod_easyslider

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ