جمعه, ۰۲ مهر ۱۴۰۰

کنفرانس جی ۷ و گندیدگی سرمایه داری

نشست جی 7 شامل کشورهای بزرگ صنعتی:  آلمان، فرانسه، ایتالیا، انگلستان، آمریکا، ژاپن و کانادا در انگلستان برگزار شد. این نشست که 47 مین نشست بود به صورت سالیانه برگزار می شود و در یک دوره روسیه را هم به عنوان عضو پذیرفته بود. اقتصاد این کشورها بر اساس آمارهای اینترنتی 60 در صد اقتصاد کل جهان را شامل می شود. بعد از این نشست جی 20 است که در سطح بزرگتری برگزار می شود و با قطب بندی های 

بیشتری روبرو است. در نشست جی 7 معمولا نماینده اتحادیه اروپا هم شرکت می کند و بدین مفهوم نماینده سیاسی-اقتصادی اروپا، آمریکا و ژاپن است. که سالیانه براساس وضعیت موجود سعی به هماهنگی سیاست های بین المللی خود دارند. در سال های گذشته آنها تصمیمات امنیتی هم گرفته اند. به زبان دیگر نشست جی 7 شامل اعضای اصلی ناتو بعلاوه ژاپن است. این نشست که نماینده بزرگترین گروه بندی امپریالیستی جهان می باشد، تصمیمات خود را با ظاهری بشردوستانه و انسانی نسبت به اقتصاد و محیط زیست و غیره اعلام می کند ولی نتایجی که در عمل بدست می دهند خبر از ویرانی کشورها، ایجاد جنگ های داخلی خونین و دفاع از مرتجع ترین نیروهای تاریک تاریخی و دخالت علنی و آشکار و مستقیم و غیر مستقیم دارد. بطور مثال آنها از شراکت با کشورهای آفریقایی، کمک به سالم سازی محیط زیست، امنیت، تغییرات اقلیمی، خشونت بر علیه زنان و تساوی جنسی و امسال تمرکز بر دموکراسی و حقوق بشر سخن می گویند. امسال با تغییر دولت آمریکا و به روی کار آمدن بایدن و تغییر مسیر سیاست خارجی آمریکا از "اول آمریکا" به "همکاری با متحدین و دوستان آمریکا" در شکل ارائه تصمیم گیری ها نیز تغییراتی بوجود آمده است.

مدتها است که مسئله قدرت گیری چین، سازمان همکاری شانگهای، بانک توسعه آسیا، منطقه اقتصادی اوراسیا و اتحاد بسیار نزدیک چین و روسیه و نفوذ و رشد روزافزون این دو قدرت در اقتصاد و سیاست جهانی و از دست رفتن هژمونی غرب بر سرمایه داری و کنترل سیاسی جهان به موضوعی حاد برای سرمایه داری غرب و آمریکا و ژاپن تبدیل شده است. در این بین چین بعلت قدرت اقتصادی شتابانش بیش از پیش به سدی در برابر گسترش سرمایه داری غرب تبدیل شده است. درآمدهای هنگفت شرکت های غربی که هر روزه بیشتر و بیشتر می شود هم نتوانسته که جلوی از دست رفتن این رهبری را بگیرد.

عملکرد گذشته غرب که همیشه و بطور مداوم مملو از غارت منابع طبیعی، ثروت ها، منابع انسانی، سرکوب کشورها، ملت ها، در گذشته انهدام بسیاری از ملیت ها و، ایجاد مرزهای مصنوعی و دخالت در کشورهای جهان، براه انداختن کودتاهای خونین، قتل عام های بزرگ حتی در همین 3 دهه گذشته در آفریقا، جلوگیری از رشد طبیعی کشورها بوده است آنچنان در افکار عمومی جهان از آنها تنفری بوجود آورده است که حتی پرچم های دموکراسی و حقوق بشر و حمایت از کشورهای ضعیف هم دیگر نمی تواند ملت ها را بفریبد. افکار عمومی در بین ملت ها (اساسا طبقات فرودست) و دولت هایی که بخاطر کسب حقوق داخلی و بین المللی تلاش می کنند، موقعیتی بوجود آورده است که شمشیر غرب را بعنوان دامکلوس کاملا کُند می کند. تجربه نشان داده است که غرب هر کاری را که علیه ملت ها انجام داده است با افکار سازی و دروغ پراکنی و شایعه شروع کرده است.

جالب توجه است وقتی هنوز انتخابات آمریکا با آن وضع آبروریزانه برای دموکراسی غربی به پایان نرسیده است که جی 7 و آمریکا با پرچم دموکراسی و حقوق بشر و دفاع از انتخاب مردم سخن می گویند. ولی دیگر قادر نیستند که رقابت اقتصادی نظامی و متعاقبا سیاسی آشکار خود را با چین و روسیه بپوشانند. در چند سال گذشته ناتو و بویژه آمریکا بطور دائم نیروهای خود را به مرزهای روسیه نزدیک و نزدیکتر کرده اند همزمان آنها اعلام کرده اند که باید جلوی رشد اقتصادی چین را گرفت، در حالیکه سازمان ملل می گوید باید به کشورها برای رشد اقتصادیشان کمک های انسانی و اقتصادی در اختیارشان گذاشت. منظور از آوردن این موضع علنی شدن مواضع جی 7 بدون در نظر گرفتن مقررات بین الملل است

اما چرا در این دوره آنها این چنین بی پروا علیه چین و روسیه سخن می گویند. برخی از دستاوردهای علمی و اقتصادی چین نشان از جهش و جلو افتادن از غرب دارد از جمله ایجاد یک ایستگاه فضائی به تنهایی در فضا، فرود بر سطح تاریک کره ماه و به تازگی فرود بر سطح مریخ و تولید پر سرعت ترین ابر کامپیوترهای جهان. مدتی است که دولت چین لحن دیپلماتیک خود را علیه مخالفینش در جی 7 تغییر داده است و دیگر سکوت و مماشات دیپلماتیک را با مخالفینش نمی پذیرد. فضای رقابت در همه عرصه ها تنگتر و تقابل و تنش ها رو به گسترش است. آنها در حال فشار هر چه بیشتر در دریای سیاه به روسیه و نزدیک شدن به مرزهای بین المللی آن از طریق مانورهای نظامی هستند. تحریک استقلال طلبان تایوان، بزرگ کردن مسئله دموکراسی در هنگ کنگ، بزرگ کردن مسئله اویغورهای چین و تاکید بر مسئله اسلام، فشار دیپلماتیک نظامی در دریای جنوبی چین، تلاش برای ایجاد پایگاه در تاجیکستان و قزاقستان و... از  جمله فعالیتهایی است که غرب پیگیرانه در برابر فعالیت های چین و روسیه در مسئله راه ابریشم و اورآسیا در پیش گرفته است.

با شدت گرفتن این رقابت ها که در ادامه کشاکش آمریکا و چین بر سر مناسبات اقتصادی شکل تازه ای به خود گرفته است و نیز ترس از بوجود آمدن بحران های دوره ای سرمایه داری دیگری (که تجربه 2008 نشان داد که چین قادر شد آنرا بدون هزینه پشت سر بگذارد) برای غرب کابوسی است که می تواند رهبری جی 7 را برای همیشه بر ساختارهای جهانی که طی بیش از یک قرن بوجود آورده اند از دست بدهد.

آمریکا و اروپا نیز دیگر نمی توانند مناسبات خود را در دوره جنگ سرد تعریف کنند. آنها مدتهاست که از آن دوران فاصله گرفته اند اتحادیه اروپا با ایجاد یورو و ایجاد بازار اروپایی و ارتش اروپایی دیگر رهبری آمریکا را بر خود نمی پذیرد در عین حال آمریکا برای اینکه مجددا سلطه خود را بر جهان بمثابه سرکرده گرایی تعریف کند مجبور است در قدم اول رقبای پر قدرتی مانند چین و روسیه را کنار بزند تا بتواند مجددا اروپا را به زیر هژمونی خود بکشد. این راه درازی است که هیچ چشم انداز روشنی بر آن متصور نیست. این شرایطی است که اجازه نمی دهد که آمریکا بدون توافق اروپا کاری کند. تجربه عراق شکست آمریکای بدون اروپا را در درگیری های گوناگون در سرتاسر جهان بعد از جنگ سرد، آنرا نشان داده است. اما این توافقی از نوع بسیار شکننده و موقتی خواهد بود. به همین دلیل جی 7 آنچه که می گوید و آنچه را که بطور عملی قادر است انجام دهد کاملا متفاوت و در بسیاری موارد غیر عملی میباشد و فقط شکل تبلیغاتی دارد. نمونه آن مسئله سوریه و افغانستان و حتی عراق است که با تمام تلاش غرب و براه انداختن گروه های اسلامی و دادن پول و اسلحه نتوانستند کار را یکسره کنند و در برخی مناطق با تمام ویرانی که به بار آوردند کاری از پیش نبردند.

کنفرانس جی 7 در کورنوال انگلستان بایستی با توجه به خطرات و امکانات غرب برای درهم شکستن محور چین و روسیه فکری بیاندیشد. اما سرمایه داری بسیار تنگ نظرانه فقط این تضاد را می بیند.

نیروی دیگری در راه است. و آن مبارزه کارگران و زحمتکشان جهان برای رهایی از یوغ ستم و استثمار و بهره کشی است. نیرویی که دارای تجربیات پر باری از شکست ها و پیروزی هاست. بحران سرمایه داری و رقابت های افسار گسیخته، جوامع انسانی را برای مردم جهان به جهتی رانده است که در سر دو راهی ادامه بربریت سرمایه داری و یا سوسیالیسم راهی دیگر در برابر خود نمی بیند. کنفرانس هایی از دست جی 7 و جی 20 حداکثر توطئه و برنامه ای را که می توانند به پیش ببرند به تاخیر انداختن مرگ محتوم سرمایه داری است. روند رو به شتاب بیش از پیش جهان در همه عرصه ها حتی رهبران و اتاق های فکر سرمایه داری را هم ناتوان کرده است. تنها طبقه کارگر جهانی است که با این روند شتابان همگام پیش می رود و نقش گذار از آن را ایفاء خواهد کرد. در این روند کنفرانس هایی نظیر جی 7، کنفرانس سران امپریالیست ها برای برنامه ریزی علیه رقبا و مردم جهان تاثیری زود گذر و مخرب خواهد داشت.

ع.غ

mod_easyslider

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ