پنجشنبه, ۰۱ مهر ۱۴۰۰

انتصابات یا نمایش انتخابات در ایران

دوره سیزدهم انتخابات ریاست جمهوری اسلامی در ایران به پایان رسید از بین بیش از500 نفر داوطلب پست ریاست جمهوری شورای نگهبان 7 نفر را دارای صلاحیت دانست و اجازه داد که به بازی انتخاباتی رژیم بپیوندند. بررسی زندگی نامه های این هفت نفر نشان می دهد که تمامی این هفت نفر با سایه و روشن هایی از کادرهای قبلی رژیم در ارگان های مختلف سرکوب نظامی، سیاسی و فرهنگی و اقتصادی علیه اساسا مردم کارگر و 

زحمتکش ایران هستند. در بین این کاندیداها ابراهیم رئیسی از بقیه بی آبروتر است دلیل آن هم دستور قتل عام زندانیان سیاسی و حکم اعدام حداقل 5000 نفر در سال 1367 است. انتخابات در طی 4 دهه حاکمیت جمهوری اسلامی شکل وارونه و عقب مانده ای از یک انتخابات بورژوایی است. رژیم در 13 دوره گذشته با ترفندهای مختلف تلاش داشته است که از مردم رای بگیرد این رای گرفتن از رشوه دادن در بالا، براه انداختن سفره های رنگین میهمانی و پارتی بازی فامیلی، میوه و شیرینی پخش کردن، وعده و وعیدهای دروغ در جهت رفاه و باز کردن درهای جامعه در جهت آزادی های فردی و اجتماعی و مبارزه با فساد و غیره و حملات شخصی بی محتوا و کاملا صوری به یکدیگر در جهت تخطئه "رقیب" را شامل می شود. در این بازی انتخاباتی که خودی های رژیم هم آنرا مهندسی انتخابات می نامند و این را پنهان نمی کنند که خود بخشی از این بازی مهندسی شده هستند هیچ عنصر از تغییر و تحول و داشتن برنامه مستند و متحول کننده ای، وجود ندارد. سازمان های کمونیستی و رادیکال جامعه از اولین انتخابات تا به امروز گفته و نوشته اند که انتخابات، نه تلاش برای حتی به روی کار آوردن کادرهای توانمندتر سرمایه داری اسلامی برای نجات از بحران و تورم افسار گسیخته کنونی بلکه صرفا برای کسب مشروعیت رژیم در جهت ادامه وضع موجود با استفاده از افراد و عناصر سرکوبگرتر مختلف قدیمی و حتی نه جدید در اداره دستگاه دولتی است. در رژیم جمهوری اسلامی یک تو در توی مافیایی قدرت وجود دارد که اتفاقا اکثرا روابط خویشاوندی و فامیلی دارند. تنها کسانی به این دایره مافیایی قدرت در بین عناصر رژیم اعتراض کرده اند که خود از طرف آنها حذف و طرد شده و به بازی گرفته نشده اند. در تمامی این انتخابات نه تنها کارگران و زحمتکشان هیچ نماینده ای حتی در سطح کاندیداتوری نداشته اند بلکه رژیم هر دوره سعی کرده است که نسبت به دوره گذشته بیش از پیش به حذف اصلاح طلبان و خودی ها اقدام کند. با هر انتصاباتی دایره قدرت تنگتر و حکومت شکل فاشیستی تری به خود گرفته است. در اولین "انتخابات" رژیم اسلامی خمینی گفت جمهوری اسلامی یک کلمه نه کم و نه زیاد و در ورقه های رای گیری نوشته شده بود جمهوری اسلامی آری و نه و با این شیوه رای گیری سنت ضد دموکراتیک رای گیری رژیم اسلامی را به مردم تحمیل کرد. که تا به امروز ادامه دارد. سالهای زیادی طول نکشید که اکثر مردم پی آمدهای این نحوه انتصابات تحت عنوان انتخابات را در سفره های خود که هر روز خالی تر می شود، ببینند. رژیم اسلامی با برپایی اولین انتخابات ضد دمکراتیک خود از روز اول حق انتخاب مردمی را که از قدرت مطلقه شاه و نمایندگان فرمایشی مجلس شورای ملی و نخست وزیران دست آموز شاه نجات پیدا کرده بودند به سیستم دیگری از انتصابات آنهم تحت هدایت ولایت مطلقه فقیه فرو برد. از آن زمان تمامی انتخابات رژیم اسلامی گذشته از تعداد شرکت کنندگان کاملا نمایشی و مهندسی بوده و مخالفان حتی خودی نزدیک هم در روند حذف فزاینده بوده اند. طبقه کارگر ایران این سیر و روند ضد دموکراتیکی را که با حکم خامنه ای مبنی بر اصل استصوابی به کنترل کامل دایره قدرت و به ضدیت فاشیستی تری علیه اکثریت فرودست جامعه تبدیل شده بود، خوب می فهمید به همین دلیل قدم به قدم خود را از این نمایش دولتی جدا کرده و به صراحت با آن مخالفت نمود. آخرین اطلاعیه های تشکلات مستقل کارگری از بی ربطی انتخابات نمایشی با منافع کارگران سخن می گویند. اما مسئله انتخابات برای کارگران و زحمتکشان بخش کوچکتری از تضاد پایه ای سیستمی است که با آن روبرو هستند. مشکلات کارگران در ایران صرفا مربوط به انتخابات های ضد دموکراتیک رژیم سرمایه داری اسلامی نیست. طبقه کارگر با کل سیستم سرمایه داری که بر اساس ستم و نابرابری و بشدت استثمارگرانه گذاشته شده است ضدیت پایه ای و اساسی دارد. سیستم استصوابی، انتصابی و ضد دموکراتیک و ضد منافع مردم فرودست و زحمتکش جامعه در این نوع نمایش های انتخاباتی بخشی از همین سیستم سرمایه داری است که بر اساس منافع خصوصی و سرمایه شکل گرفته است. نمایش انتخاباتی دوره سیزدهم هم بازتاب همین وضع اسفباری است که رژیم اسلامی برای مردم تحمیل کرده است. یکی از ترفندهای رژیم برجسته کردن بحران و حساس بودن اوضاع کشور و ضرورت شرکت در نمایش انتخاباتی است. این بار بیش از آنکه اوضاع کشور نسبت به دوره های دیگر حساس باشد، وضعیت خود رژیم بسیار حساس شده است.

در حدی که دیگر دولت و شخص خامنه ای دیگر از مشروعیت نظام ناشی از رای مردم صحبت نمی کنند. مشخصات این دوره چیست. 1 – سیاست های دولت روحانی و شخص خامنه ای و نیز اصلاح طلبان کاملا با شکست روبرو شده بود و توده های وسیع مردم از این انتخابات رویگردان شده بودند. 2 – طبقه کارگر و سازمان های سیاسی کمونیستی و رادیکال و نیز متحدینش قادر شده اند که به طور موفقی رژیم جمهوری اسلامی را افشا کرده و آگاهی خوبی را در جامعه انتشار دهند و رژیم را در بین توده های مردم منفرد کرده و مانورهای رژیم را در جهت فریب مردم برای رفتن به پای صندوق انتصاباتی رژیم با شکست روبرو کنند.۳- نحوه برگزاری انتخابات و انتخاب حتی کاندیدا های دست چین شده هم نشان داد که رژیم بر اساس تصمیمات پشت پرده دست به پر کردن صندوق انتخابات زده و جلوی انتصاب هر کسی به غیر از فرد تعیین شده برای پست ریاست جمهوری خواهد گرفت. ۴- شعبده بازی کاندیداهای انتخاباتی در شوهای تلویزیونی جذابیت خود را از دست داده و دیگر کسی آنرا جدی نمی گیرد.۵- شرایط بین المللی رژیم جمهوری اسلامی همیشه به ضرر مردم بوده است و در موفقیت و شکست آنها، همیشه مردم ضرر مالی و جانی هنگفتی را متحمل شده است. ۶- مجموع اوضاع سیاسی و امنیتی و اقتصادی رژیم را با مخاطرات جدی از جمله اعتراضات بزرگ اجتماعی و فشارهای بیشتر خارجی به محاق تسلیم به تنگتر شدن دایره قدرت و یا سرنگونی رانده است. در عین حال تمرکز رژیم بر مسئله اقتصادی در رقابت های انتصاباتی، نشان دادن سراب بجای آب به مردم در جهت حل مشکلاتشان است. مدتی رژیم اعلام کرد که ممکن است انتخابات را آنلاینی برگزار کند. تاریخا روشن شده است که هیچ قدرت طبقاتی با انتخابات قدرت را به طبقات دیگر واگذار نمی کند این قانون اجتماعی بارها در ایران در عمل اجتماعی درستی خود را نشان داده است. توهم اینکه شرکت در این انتخابات و جدا ساز ی کاندیداها یعنی انتخاب برای آینده ای بهتر همیشه به ادامه و یا بدتر شدن وضع موجود منجر شده است. بویژه اینکه امروز رژیم اسلامی به وضعی رسیده است که مسئول قوه قضائیه را به جانی و قاتلی سپرده است که در هیئت مرگ بوده و امروز در تلاش برای تشکیل هیئت دولتی است که بی شباهت به هیئت مرگ گذشته اش نخواهد بود.

با تمام این احوال رژیم کارت های مختلفی را در این نمایش انتخاباتی بازی کرد تا بتواند بیشترین ها را به پای صندوق های رای بکشاند. اما این بار تعداد بسیار محدودی به این خواست رژیم جواب مثبت دادند.. ۱-

نیروهای امنیتی 2 – کسانی که منافع مشخص اقتصادی – اجتماعی خود را در این حکومت می بینند 3 – افراد ساده لوح و قشرهای عقب مانده جامعه. رژیم اسلامی می داند که تقابلات بزرگ طبقاتی در راه است و تمام سعی خود را انجام داد که به یک دست شدن حکومتی نزدیک شود و به استحکام درونی که در حال ضعیف تر شدن است دست پیدا کند. اما نتیجه انتخابات و شعبده بازی که بر سر مسئله لاریجانی درآوردند هم نتوانست همچون فریب کاریهای گذشته برایشان رای آور باشد. اما فاصله گرفتن مردم از این انتخابات تنها فاصله گرفتن از یک حکومت سرکوبگر و دزد و فاسد نیست بلکه این اعلام رای برای سرنگونی این حکومت است. همه جا در داخل و خارج کشور اعلام " رای من سرنگونی "، " نه به کلیت رژیم جمهوری اسلامی "، " از بس دروغ شنیدیم دیگه رای نمی دیم " و نه صرفا طرد کردن بلکه در برابر ایستادن این حکومت و به مبارزه رودررو با آن برخاستن است. انتخابات سرمایه داری در همه جای دنیا انتخابات بین بد و بدتر است و به قول معروف از این دست انتخابات هیچ تنوری برای کسی گرم نمی شود. کارگران و زحمتکشان که اکثریت جامعه را تشکیل می دهند؛ خواهان انتخاب دوره ایی نمایندگان گوناگون سرمایه داری برای حاکمیت بر خود نیستند. کارگران خواهان حکومت خود و نفی استثمار و ستم از طریق شوراهای کارگری و برقراری یک جامعه سوسیالیستی هستند که در آن محور انتخابات نه فریب و سود بلکه یکی در خدمت همه و همه در خدمت یکی باشند. و این مهم بدون رهبری یک انقلاب قهرآمیز تحت رهبری آگاه ترین عناصر متشکل طبقه کارگر برای درهم شکستن رژیم جمهوری اسلامی و هر رژیم سرمایه داری دیگر و بر پایی سوسیالیسم امکان پذیر نیست.

طبقه کارگر بر طبق تجربیات خود، شکست انتخابات بورژوایی و پارلمانتاریستی، آلترناتیو سیستم دموکراتیک شوراهای کارگران و زحمتکشان جامعه و کنترل از پائین منتخبین خود را دارند. شوراهای کارگران و زحمتکشان که اکثریت عظیم توده های مردم را تشکیل می دهند، آن ابزاری هستند که می توانند اکثریت توده های مردم را بصورت مستقیم در قدرت سیاسی تصمیم گیری و برنامه ریزی و اداره جامعه شرکت بدهند. هیچ قدرتی بالای جامعه در جهت تامین مالکیت خصوصی و بدست گرفتن ابزارهای تولید جامعه وجود نخواهد داشت. طبقه کارگر و دیگر زحمتکشان جامعه با استفاده از شوراهای خود اولین قدم را در راه بدست گیری کامل جامعه و رهایی کل جامعه از ستم و استثمار و فرد از فرد برخواهد داشت.

 

mod_easyslider

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ