جمعه, ۰۲ مهر ۱۴۰۰
یادی از کوبا و شادباشی به فرمانده رائول کاسترو در نود سالگی‌اش

سوم ژوئن 2021 رائول کاسترو نود ساله شد. شصت سال از انقلاب کوبا و پنجاه .پنج سال از اولین باری که به کوبا رفتم گذشت. فیدل کاسترو دیگر در میان ما نیست، کوبایی ها اما همچنان با تحمل سختی های جبران ناپذیری در برابر امپریالیسم آمریکا که در این سالها تلاش کرده نظام سوسیالیستی آنرا براندازد استوار ایستاده اند.

از سیزده نفری که به کوبا برای آموزش تجربه انقلاب کوبا در سال 1964 رفتیم پری حاجبی و ویدا حاجبی وفادار به آرمان هایشان دو زن شجاع و انقلابی، هنرمند و مادران خوب دیگر در میان ما نیستند. مهندس حسن قاضی همسر پری هم همین چند سال قبل به پری پیوست.

 دکتر علی صادقی تا آخرین لحظات زندگی قلم توانش را در خدمت رهایی پرولتاریا بکار گرفت. پرویز واعظ زاده مرجانی و گرسیوس برومند را در ماه اردیبهشت 1355 رژیم سلطنتی دستگیر کردند و کشتند.

کائیدان را در جریان اعتصابات کارگران پروژه آبادان حکومت تازه به قدرت رسیده خمینی دستگیر و اعدام کرد.

عطا کشکولی در کردستان به خاک رفت و ایرج کشکولی هم دیگر در میان ما نیست .

 رائول کاسترو در نشستی در هاوانا از طریق یکی از افسران ارتش انقلابی کوبا به تقاضای سازمان انقلابی ایران برای گسیل یک گروه به کوبا خبر میدهد: رفیق ویدا حاجبی که اسپانیولی می دانست ترجمه می کند " رائول به آمدن شما به کوبا خوش آمد می گوید " چه خبر خوشحال کننده ای. با احساسات گرم انقلابی و شور و شوق فرمانده کوبایی را که پیام رائول آورده بود، من و رفیق حسن قاضی بغل می کنیم و دستش را به گرمی می فشاریم.

پس از آن رژیس دبره خبر نگار فرانسوی و پتکف از فرمانده های جبهه آزادیبخش ونزوئلا را ملاقات می کنیم و آنها را از تصمیم حکومت انقلابی کوبا باخبر می کنیم و آنها هم خبر مسرت بخش را به ما تبریک می گویند. اهمیت موضوع در این بود که ما اولین گروه کمونیستی بودیم از راه دور و از منطقه خاور میانه به کوبا میرفتیم و می خواستیم از تجربه انقلاب کوبا یاد بگیریم. در آن زمان مبارزه شدیدی میان احزاب کمونیست و راه مبارزه مسلحانه نوع کوبایی در گرفته بود که بعد ها در ایران هم بازتاب خود را داشت. چند روزی بعد پس از مذاکرات مشخص تری در باره چگونگی رفت و آمد و برنامه کار به اروپا برگشتیم.

 در مدتی بس کوتاه گروه آماده رفتن به کوبا شد. کمونیستها صف گرفته بودند که بروند و انقلاب کنند. اعضای سازمان انقلابی حزب توده ایران اساسا در بریدن از رهبری حزب توده ناشی از بی عملی رهبری بود و رفتن به ایران و شرکت در عمل انقلابی خط قرمز بود. در نتیجه ،به هر رفیقی می گفتی درس و دانشگاه را رها می کرد، عشق و عاشقی را به تعویق می انداخت و پای در رکاب می گذاشت. رفقا عطا و ایرج کشکولی تازه از مبارزه مسلحانه در جنوب خود را به اروپا رسانده بودند که داوطلب رفتن به کوبا شدند.

 سفری پر مخاطره به کشوری در محاصره یانکی ها ،جوانانی پر شور اما اکثرا کم تجربه و بدون آشنایی های قبلی از هم یک به یک و دو به دو با خط هوائی که هفته ای یکبار پرواز می کرد و از پاریس باید به پراگ می رفتیم تا از آنجا  با هواپیمای دیگری - دو توقف در ایرلند و کانادا خود را به هاوانا برسانیم. در عرض دو ماه با پوشش های دقیق پنهان کاری همگی به هاوانا رسیدیم .جمعی بسیار دقیق انتخاب شده که در میان آنها دو زن ،دو پزشک و دو جنگجوی انقلابی تجربه دیده و یکی از رفقای رهبری از هیئت اجرائیه سازمان قرار داشتند. هشت ماه تمرین در میدان و آموزش های نظامی و سیاسی و یک ماهی دیدار و گردش از سرزمین انقلابی کوبا و تماس با مردم. سازمان انقلابی به دعوت ارتش به فرماندهی رائول کاستروبه کوبا رفته بود و در نتیجه در همان روز اول آغاز دوره آموزشی طی مراسمی وارد ارتش شدیم و یونیفورم نظامی پوشیدیم. از طرف ارتش کوبا یک فرمانده نظامی و یک فرمانده سیاسی برای دسته ما معین شد. علاوه براین یک جوان کوبایی هم به جمع ما پیوست و تا آخر در کلیه تمرین های ما شرکت داشت. دوره آموزشی با موضوعات زیر شروع شد :1- توپو گرافی 2- اسلحه شناسی و طرز استفاده 3- انفجارات و طرز ساختن و بکار برد آنها 4- تجربه انقلاب کوبا، انقلاب گواتمالا و ونزوئلا.

پس از اتمام این دوران به یک سربازخانه در مناطق جنگلی و کوهستانی منتقل شدیم. روز بعد ساعت چهار صبح شیپور بیداریاش را زدند و اعلام کردند دشمن حمله کرده و باید به کوه بزنیم و عقب نشینی کنیم. چنین بود آغاز تمرین های میدانی که گاهی چندین روز و شب به راهپیمایی مشغول بودیم. در بین راه فرمانده نظامی تجارب خود را با ما در میان می گذاشت. تمرکز روی ایجاد یک هسته پارتیزانی در روزهای سخت اولیه بود که باید همیشه در حال حرکت باشد. همه چیز باید به صورت واقعی جلوه می کرد. دسته پارتیزانی همیشه درحال آماده باش می بایستی باشد ،کشیک دائمی و هوشیاری و پنهان کاری در حد اکثر. در تاریکی سیگار کشیدن مطلقن قدغن و در روز پس کشیدن بازمانده اش می بایستی له می شد و در زیر خاک پنهان که دشمن هیچگاه نتواند رد پایی از دسته پارتیزانی بیابد. در پایان تمرین های میدانی همه زبده و روی فرم برای زدن به کوه. کار آنقدر جدی بود که طبق تجربه کوبا برای دوام آوردن به مدت طولانی در جنگل ها و کوه ها همه ما دندان هایمان راهم یک بیک زیر نظر دندانپزشک نوسازی کردیم و برای محکم کاری بیش از ده دندانم را بخشا روکش کردم که هنوز هم به یادگاری با من هست.

تضادی میان ما با نظامیان از همان روز ورود به پایگاه نظامی بوجود آمد. کی بر کی باید حکومت کند؟ حزب بر تفنگ یا تفنگ بر حزب. فرمانده نظامی ما معتقد بود حزب کمونیست کوبا در بی عملی بوده و این جنبش 26 ژوئیه بوده که انقلاب کرده است و در نتیجه راه انقلابی کوبا یعنی جنبش های مسلحانه جوانان باید دست بالا را داشته باشند. ما بنابر اساسنامه سازمان ،هفته ای یکبار جلسه حزبی مان را بر گزار می کردیم. علاوه براین بعضی از رفقای ما که آثار مائوتسه دون را در باره جنگ توده ای مطالعه کرده بودند و یا رفیق عطا کشکولی که قبل از کوبا در چین آموزش دیده بود و در تجربه خود در جنگ جنوب دیده بود بدون پایگاه توده ای گروه مسلح جدا از توده ها شکست می خورد به شیوهای نظامیگری فرمانده انتقادی برخورد داشتند.

در آخرین روز ها در جلسات جمعبندی گروه به اتفاق به این نتیجه رسیدیم که شرایط ایران با کوبا متفاوت است و باید شرایط ایران را در نظر بگیریم و مهمتر اینکه کوبایی ها اصرار داشتند ثابت کنند که بدون حزب کمونیست هم می شود انقلاب کرد در حالیکه ما معتقد بودیم در شرایط ایران چنین امکانی بعید است و در نظریه خود پافشاری می کردیم که بدون یک حزب پیشرو انقلابی طبقه کارگر نمیشود در ایران انقلاب کرد

جا دارد از آن همه بخشندگی و روحیه انترناسیونالیستی مردم کوبا و رفیق رائول کاسترو در نود سالگی اش یاد کنم و پرسشی را برای آموزش در میان بگذارم : این چه اصول و اخلاقیاتی است که انقلابیون کوبایی را بر آن میدارد که ماها را با هزینه بالایی به کوبا دعوت کنند و با تمام تفاوت هایی که با آنها داشتیم خرج سفر بازگشتمان را هم بدهند؟ از آنزمان تا بحال هم بعنوان توریست به کوبا سفر کردم می بینم که همچنان مهمان دوست با تمام مشکلاتی که ناشی از شش دهه محاصره اقتصادی دارند، باقی مانده اند و در جریان واگیری کوید 19 بخشنده تر از هر کشور دیگری به یاری مردم دنیا آمدند. گروهای پزشکی خود را مجانی بدون هیچگونه چشم داشت مادی به آفریقا و اروپا و آمریکا فرستادند.

 دیلم

mod_easyslider

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ