جمعه, ۰۲ مهر ۱۴۰۰

مروری بریک قرن مبارزه و سرکوب درایران(1)

حسن  جداری تاریخ سیاسی یک قرن گذشته  در ایران، از کودتای سوم اسفند سال1299، آغاز می گردد. د ر این  نوشته کوتاه،  بر تاریخ  مبارزات خونین  خلق های  ایران  در یک قرن  گذشته  و سرکوب  و  بیداد گری های دشمنان آزادی که خیزش  ها و عصیا ن های توده های زحمتکش  به  دنبال  داشته،  نگاهی می افکنیم . تداوم حرکت های آزادی خواهانه  در ایران  در  طول صد سال  گذشته  به روشنی  نشان می دهد که  کارگران و 

زحمتکشان این سرزمین، هرگز دست از مبارزه در راه  رهائی خود  بر نداشته و ازستمگران  کینه  توز خارجی  و داخلی،  هراسی  به  دل،  راه  نداده اند.                  +++++

دولت استعماری انگلیس که از  تحمبل  قرار داد  اسارت بار سال  1919 میلادی به مردم ایران سودی  نبرده بود، برای  پیشبرد مقاصد آزمندانه  خود ازدر دیگر وارد شده،  با  توسل به کودتائی  امپریالیستی در صدد تحکیم  هرچه  بیشتر مواضع  اقتصادی  و سیاسی خود در کشور پهناوری در همسایگی هندوستان برآمد. در آن زمان،هندوستان  مهم ترین مستعمره  انگلستان، محسوب می گردید.  کودتای سوم  اسفند سال  1299 شمسی به سرکردگی سید ضیاء طباطبائی و رضا خان میر پنج،  تمهیدی امپریالیستی جهت انقیاد کامل  ایران  توسط  دولت استعماری بریتانیا بود. با مبادرت  به  کودتا، امپریالیسم  انگلیس  این  هدف  سلطه  گرانه  را پیش  می برد که  شکستی  را  که  در ماجرای  تحمیل  قرارداد  سال 1919 متحمل  شده بود، جبران کرده و رژیمی  دست نشانده درایران بر سرکاربیاورد. سید ضیا الدین طباطبائی که درهمراهی  با رضا خان سرکرده قشون قزاق در راس کودتای  سوم اسفند قرارداشت ، مدیر روزنامه " رعد " و از نوکران جیره  بگیر انگلستان بود که  ماه به  ماه  از این  دولت استعمارگر، مواجب دریافت می  داشت. با نگاهی اجمالی به  تاریخ  ایران  در  اواخر   دوران  قاجاریه، اقدام انگلستان درطرح  و اجرای کودتای سوم اسفند، بیشتر روشن می گردد. مظفرالدین شاه، پنجمین شاه از دودمان قاجار، در سال 1285 شمسی ( 1906 میلادی) در بستر بیماری، چند ماه  قبل  از  وفاتش مجبور به امضای  فرمان مشروطیت گردید. فرزند  وی  محمد علی میرزا که فساد اخلاق و زشت کاری هایش  در تبریز  در زمان ولیعهدی زبانزد  خاص وعام بود، پس ازدر گذشت  پدر  به  مقام سلطنت  رسید.  این عنصر مستبد، از همان ابتدای سلطنت، عناد جویانه  به مخالفت با  مشروطیت  بر خاسته  و توسط  قزاق  های  روسی به سرکردگی  لیاخوف، مجلس  شورای ملی  را به توپ بست . اقدامات سرکوبگرانه   محمد علی شاه  و قتل  و حبس  مشروطه خواهان بنام، از آن جمله میرزا جهانگیر خان، مدیر نشریه  "صور اسرافیل" و  ملک المتکلمین  به دست  این دشمن بی امان آزادی، سبب شد که ترس و وحشت بر  کشور مستولی گردیده و بسیاری از مشروطه خواهان به گوشه ای  خزیده و  سکوت و خاموشی، اختیار کنند .      

                      +++++

اما این بی  تفاوتی در برخورد  با قلدرمنشی های شاه خودکامه،  دیری  نپائید . تبریز که  در آن زمان  دومین شهر ایران  محسوب میشد، علیه  استبداد  محمدعلی شاهی  به پا  خاسته و پرچم  مبارزه  با  ارتجاع هارمرکز نشین را بر افراشت . در راس  مبارزات  مسلحانه اهالی  تبریز، آزادیخواهانی  همچون  ستارخان ، باقر خان،  علی مسیو  و حیدر عمواوغلی  قرار  داشتند. تبریز  به  پاخاسته، یازده  ماه  تمام در مقابل   قشون های  استبداد  که  یکی  پس  از  دیگری  به این  سنگر ازادی  گسیل می شدند، مقاومت  کرد . "مرکز  غیبی"،  سازمانی کمونیستی که در راس آن انقلابیونی نظیر علی مسیو و حیدرعمواوغلی  قرار  داشتند،  به شایسته ترین  وجهی  مبارزات رهائی بخش  توده های  زحمتکش  را  رهبری می کرد. پس  از  یازده  ماه  پیکار  قهرمانانه،  در حالی که  میدان های  جنگ  با  خون  صدها  تن  از فدائیان  از  جان گذشته  رنگین  گردیده بود، محمد علی شاه و سرکردگان خون آشام استبداد، در مصاف با فدائیان مسلح  تبریز، شکست بس مذبوحانه ای  را  متحمل  شدند. صابر میرزا (1911 – 1868)  در یکی از اشعار طنز آمیز زیبایش، فراریکی از سرداران  پر مدعای محمد علی شاه را از میدان جنگ  با ستار خان و دیگر فدائی ها، ترسیم کرده است.  پیروزی های  درخشان  نیروهای  انقلابی  در تبریز، روسیه  تزاری  را  که  با تمام نیرو  از محمد علی  شاه مستبد حمایت  میکرد، سخت  هراسان  ساخته و آن  دولت  تجاوزگر را به  چاره اندیشی  وا داشت. تبریز مبارز که با  مقاومت  دلیرانه  خود تحسین جهانیان و انقلابیونی  نظیرلنین  را متوجه  خود ساخته  بود، خستگی  پیکار خونین را از تن بیرون نیاورده  بود که  در معرض  تاخت و تاز  قشون های  مهاجم  روس ، قرار  گرفت. روسیه  تزاری ، مظهرضد انقلاب درآسیا و اروپا، با اعزام هزاران تن ازقشون های  خود  به تبریز، یه سرکوب  وحشیانه مبارزات  مردم  این شهرمقاوم  پرداخت.   روس های اشغالگر در کشتار و آزار  مبارزین  از جان گذشته  تبریز به انواع  وحشیگری ها  دست  یازیده واز هیچ بربریتی خودداری نه میکردند. دومین  شهری  که  بی باکانه  در دفاع  از مشروطه  و هم  صدائی  با آزادی خواهان  تبریز، پرچم مبارزه را علیه  شاه مستبد  قاجار بر افراشت ،  همانا رشت بود.  به  تاسی  از تبریز و رشت،  در شهرهای   دیگر ایران نیز ، مشروطه  خواهان علیه  شاه  خودکامه  به پا خاسته و همبستگی  خود را با مبارزین این  دو سنگر آزادی، اعلام  داشتند.

                       +++++

در  شرایطی  که   تبریز در زیر لگدهای ارتش  مهاجم بیگانه، بدترین آزارها را متحمل می شد، تهران  توسط  نیروهای  مشروطه خواه فتح  گردیده و  محمد علی  شاه  از ترس  جان  خود، به سفارت روس در زرگنده، پناهنده شد. شکست استبداد شاه  قاجار و فتح  تهران  گرچه  منجر به برچیده شدن بساط استبداد  محمد علی شاه خودکامه  گردید ، اما بودن  خان ها و فئودال ها  و دست نشاندگان انگلستان در راس  نیروهائی  که  در  فتح  تهران  دست  داشتند، در واقع  امر، یه مثابه  شکست  قطعی  انقلاب مشروطه  بود که  در راه آن،  خون  بسیاری از  آزادیخواهان  به زمین  ریخته شده بود. میرزاده عشقی،  شاعرانقلابی و خوش ذوق که  در جوانی  در سال 1303، توسط عمال رضا خان سردار سپه در خانه اش ترور شد، در شعر با شکوه  "ایده آل  مریم،"  این شکست دردناک انقلاب  مشروطه  را به شیوا ترین  وجهی، بیان کرده است. پس از فتح  تهران،  همان الدوله ها و السلطنه های  دوران استبداد  در راس  قدرت  قرار گرفته و در لباس مشروطه طلب و آزادیخواه به سرکوب  انقلاب و مبارزین  واقعی  پرداختند. از نخستین  اقدامات  ضد  انقلابی  دولت  "مشروطه"،   حمله  به باغ  اتابک  در  تهران   به منظور  خلع  سلاح  مجاهدین انقلاب مشروطیت بود . در هجوم  به باغ  اتابک  بود که تیری  به پای ستارخان،  سردار ملی اصابت  کرد و این گرد آزادی  را که آن چنان  بی  باکانانه در  راه   مشروطه  و علیه استبداد پیکار کرده  بود، زخمی و زمینگیرساخت           

               +++++

وقتی  در تابستان سال 1914 میلادی جنگ حهانی اول آغاز  شد،  قشون های  دول متخاصم، بخش هائی  از  خاک ایران  را  اشغال  کرده  و اوضاع  آشفته  و  بحرانی  کشور را آشفته  تر ساختند. گرچه دولت ایران  درآغاز جنگ اعلام بی  طرفی  کرده بود،  درجریان جنگ، خاک این کشور از جانب شمال وغرب توسط سپاهیان  روس ، انگلیس و ترکیه  عثمانی  اشغال گردیده و به  میدان نبردهای خونین، مبدل شد.دراین جنگ خانمانسوز بینا امپریالیستی که تا اواخر سال 1918، دوام  داشت،  ترکیه  عثمانی  متحد  آلمان بود  و انگلیس و فرانسه  و روسیه تزاری در  روبروئی  با آلمان، در کنار هم  قرار  داشتند.از  سال ها پیش ازآغاز جنگ جهانی  اول،  روسیه  تزاری و انگلستان که  بر سر  تسلط  بر ایران و غارت هستی ساکنین ستمدیده این کشور مدام با هم رقابت وهم چشمی داشتند،  با  انعقاد  قرار داد سال1907،  اختلافات خود را کنار گذاشته و در مقابله با امپریالیسم آلمان که  از لحاظ  اقتصادی  و سیاسی از رشد  روز افزونی برخوردار بود،  پیمان  مودت و همکاری بستند.  پس از انعقاد این  پیمان دوستی بود که  امپریالیسم  انگلیس  که در آغاز  انقلاب مشروطه  در رقابت با  روسیه تزاری، خود را هوادار این  حرکت  آزادیخواهانه مردم ایران قلمداد می کرد، به  دوست و متحد روسیه  در سرکوب  جنبش آزادیخواهانه توده های  به پاخاسته این کشور مبدل شد. در خلال  جنگ  جهانی، در مقابله  با  دولت مرکزی طرفدار  روسیه  و انگلستان،  دولتی  در تبعید  در غرب کشور به  وجود آمد. این  دولت خلق الساعه  که  در  راس آن  نظام السلطنه مافی و برخی دیگر از رجال  متعلق  به هیات حاکمه قرار داشتند، آشکارا از مقاصد جنگی  آلمان و  ترکیه  عثمانی،  دفاع  می  کرد.  تعدادی  از  روشنفکران و آزادیخواهان کشور نیز که  دول انگلیس  و روسیه تزاری را مسبب  همه  سیاه روزیها  در ایران می  دانستند،  در جبهه  های نبرد ، در کنار  قشون های ترکیه عثمانی  و آلمان، با لشکربان  روس و انگلیس در حال جنگ  و گریز بودند. دربحبوحه  جنگ  جهانی  اول،  در ماه  فوریه سال 1917، انقلابی دموکراتیک در روسیه به  وقوع  پیوست و زحمتکشان روس ، حکومت خود کامه تزارها را که به مدت  سه قرن  در این کشوردراریکه  قدرت بود، سرنگون ساختند.                       

            +++++

در فردای پیروزی انقلاب  توده ها و برچیده شدن  بساط  نیکولای دوم امپراطور روس،  دو دولت متمایزدر  روسیه  ایجاد شدند . یکی دولت طرفدار بقای سرمایه  داری توسط  نمایندگان مجلس دوما و دیگری  دولت  شورای  کارگران و سربازان  که  در آن، احزاب و سازمان های  سیاسی  مختلف و  از آن جمله  بلشویک  ها،  منشویک ها و  سوسیال رولوسیونرها، شرکت  داشتند.  درابتدا، بلشویک ها به رهبری  ولادیمیر  لنین( 1924-1870)  در شوراهای کارگران و سربازان در اقلیت بودند.  منشویک ها  و سوسیال  رولوسیونر ها   که  در شوراها  اکثریت  داشتند، سیاست های سازشکارانه ای دنبال کرده وبا تایید دولت  موقت  بورژوازی و همکاری با آن ،  ماهیت  ضد  انقلابی  خود را به  روشن ترین  وجهی،  به  نمایش  گذاشتند. درطول 8 ماه فاصله بین انقلاب دموکراتیک فوریه و انقلاب سوسیالیستی اکتبر، بلشویک ها با اتخاذ  مواضع  پیگیر انقلابی، افشای  ماهیت  ارتجاعی  دو لت  موقت و  برملا ساختن خیانت  احزاب  سازشکارمنشویک و سوسیال رولوسیونر که در دولت  موقت با بورژوازی شرکت  کرده و طرفدار ادامه  جنگ امپریالیستی بودند، به حزب اکثریت  در شوراهای  کارگران و دهقانان، مبدل شدند . تحت رهبری بلشویک ها در 25 اکتبر سال 1917، کارگران  و   تهی دستان شهرو ده،  دولت بورژوازی  را سرنگون ساخته و بدین  ترتیب دگرگونی  سیاسی عظیمی  در یکی  از کشور های  مهم  جهان آن روز؛ به وجود آوردند.  دولت سوسیالیستی که تحت رهبری لنین در فردای سقوط  دولت موقت، درروسیه  ایجاد  گردید، در زمینه سیاست  خارجی  کلیه  قرارداد های استعماری  منعقده بین روسیه  تزاری و کشورهای  اسیر  و در بند را ملغی  اعلام  کرده  و  خواهان  برقراری روابط حسنه با ایران و دیگرکشور های همسایه گردید.

                                +++++

 در ایران، پیروزی بلشویک ها در روسیه، مورد استقبال  نیروهای سیاسی ترقی خواه  قرار گرفته  و الهام بخش آزادیخواهان و شعرا در پیشبرد مبارزات ضد استعماری و ضد  استبدادی شد. برای  نمونه  می توان به ستایش از لنین در شعر "سه  تابلو مریم" عشقی و  اشعار معجز شبستری و ملک الشعرای بهار، اشاره کرد. به  دنبال  انقلاب اکتبر و به منظور بر گشت سرمایه  داری  در کشور شوراها،  14  کشور امپریالیستی ازچند سو خاک شو روی را به  اشغال خود در آوردند .  پس  از سه  سال  جنگ  خونین بین  انقلاب و ضد انقلاب، اشغالگران امپریالیستی شکست  خورده و مجبور به ترک خاک  شوروی شدند. دولت  جوان  سوسیالیستی  با  تکیه  به  نیروی  لایزال توده های  کارگر و زحمتکشان شهر و ده،  توانست هم کوشش های  مذبوحانه  ضد انقلاب مسلح  داخلی رابا  ناکامی  و شکست  روبرو  سازد و هم تحاوزکاران خارجی  را از  خاک شوراها به راند.  قبل ازوقوع انقلاب اکتوبر در روسیه که نقطه عطفی در تاریخ جهان محسوب می گردد،  دولت  های استعماری  روس و انگلیس بر شئون اقتصادی و سیاسی  ایران، تسلط کامل داشتند .  پس ازاین  انقلاب دوران ساز،  انگلستان  فرصت را  غنیمت  شمرده  و  کوشید جهت  گسترش  دامنه  نفوذ خود در ایران  وجلوگیری ازاشاعه اندیشه های کمونیستی دراین کشور ازلحاظ سوق الجیشی مهم، همچنان  به منظورصیانت از مستعمره زرخیز خود هندوستان، قرار داد  ننگین  سال 1919 را توسط  نوکر بومی  خود وثوق الدوله برادر قوام السلطنه،  بر مردم ایران تحمیل  کند .  شخص  وثوق الدوله، نخست وزیر،  نصرت الدوله وزیر خارجه و صارم الدوله وزیر دارائی کابینه وی در تن  دادن  به خیانت قبول قرار داد سال 1919، رشوه  کلانی از انگلستان دریافت  داشته بودند. اما  توده های  زحمتکش  و نیروهای  آزادیخواه  در اطراف و اکناف کشوربا این قرارداد استعماری سرسختانه  مخالفت ورزیده  و  با مبارزات   پیگیرانه خود ، سبب  شکست  مقاصد استعماری انگلستان در ایران شدند. در نتیجه  مخالفت  شدید افکارعمومی، قرار داد اسارت  بار 1919 که ایران را به مستعمره انگلیس مبدل می کرد، به کلی بی  اثر ماند.                                  

                        +++++

اما  این  وضع  دیر ی  نه پائید  و دولت سلطه طلب انگلیس، برای رسیدن به  مقاصد آزمندانه  خود و بسط  نفوذ استعماری در ایران، طرحی دیگراندیشید و نقشه ای دیگر کشید. کودتای سید ضیا و رضا خان میر پنج در  سوم  اسفند  سال 1299  شمسی، چیزی  جز توطئه جدید  دولت  بریتانیا  برای  جبران  شکست سال 1919 و تسلط  بلا منازع  بر شئون اقتصادی و سیاسی ایران، نبود. برای  جلوگیری ازانتشاراندیشه های سوسیالیستی در ایران، گسترش  دامنه  نفوذ سیاسی و اقتصادی  دراین کشورو حفاظت از چاه های گران بهای نفت جنوب،  انگلستان  به  دولتی مرکز گرا ، مقتدر و آزادیکش نیاز  داشت. اسناد  و مدارک  غیر  قابل  انکار،  دخالت  مستقیم  امپریالیسم  انگلیس  را در به قدرت رساندن رضا خان میر پنچ، افسر بریگاد قزاق ، به ثبوت می  رساند. قدرت  نمائی و دیکتاتوری  رضا خان به مدت 20 سال، دوام  داشت. در سال  1304  شمسی، سلطنت  قاجارها با  رای  مجلس  فرمایشی  پنجم که  اکثر نمایندگان  آن توسط  رضا خان دست  چین شده بودند،  منقرض   گردیده و بدنبال آن، رضا خان میر پنج  رئیس  قشون و نخست  وزیر، با رای  مجلس موسسانی  دست  نشانده، مقام  سلطنت را از آن خود، ساخت.                      

                      +++++

دوران  شانزده ساله سلطنت استبدادی رضا شاه، دوران زورگوئی و خود کامگی و تمرکزهرچه  بیشتر قدرت سیاسی بود . در تمام  این  مدت،  مجلس شورای ملی بازیچه دست  شاه مستبد بود و نمایندگان دست نشانده مجلس،  کاری  جز  اجرای  فرامین  و دستورات  رضا شاه ، نداشتند. در فاصله  بین سقوط  سلطه  محمد علی شاه  و کودتای سوم اسفند  سال 1299،  متاثر  از انقلاب  مشروطه، جنبش ها و قیام های  دموکراتیک ترقی  خواهانه ای در اطراف و اکناف کشور به  وقوع  پیوست که  قیام  جنگل در گیلان،  قیام  شیخ  محمد  خیابانی  در آذربایجان  و  قیام  کلنل  محمد تقی  خان پسیان در خراسان، مهم  ترین آن ها بود.  قیام دموکراتیک شیخ  محمد  خیابانی در فروردین  ماه  سال 1299  شروع  و در  22  شهریور ماه همان سال، با کشته شدن رهبر با شهامت این قیام آزادیخواهانه که نماینده  مجلس دوم و از مخالفین سرسخت قرارداد  1919 بود، خاتمه  یافت. مسئول  قتل شیخ  محمد خیابانی ،  مخبر السلطنه  والی آذربایجان بود  که  در ظاهراز هواداران مشروطه  و در باطن، ازدشمان کینه توز آزادی و دموکراسی بود. کلنل  محمد تقی خان پسیان که  در خراسان   پرچم  مبارزه  آزادیخواهانه  را بر افراشته  و دست به  قیام  علیه  دولت  مرکزی  فاسد زده بود، به دستور قوام السلطنه  نخست  وزیر  وقت  و تحریکات  و کینه ورزی وی ، در دهم  مهر ماه سال 1300، در جنگ  های خونین با ایلات، کشته شد. به دنبال کودتای امپریالیستی  سوم اسفند  ، یکی  از اقدامات  نخستین رضا خان سردار سپه،  سرکوب جنبش ضد استعماری جنگل بود. دربخش پایانی جنبش مسلحانه  جنگل  که  در سال 1915  میلادی تحت رهبری  میرزا  کوچک خان از مشروطه  خواهان بنام در جنگل های  شمال آغاز شده بود ، کمونیست  ها  و دیگر نیروهای  چپ،  فعالانه شرکت  داشتند. اختلافات  حل نشدنی  بین طرفداران میرزا کوچک خان ونیرو های  چپ و کمونیست  و قتل  انقلابی شهیر،  حیدرخان عمو اوغلی در نتیجه  توطئه ای که به احتمال  زیاد  میرزا  کوچک  خان در طرح  ان شخصا دست داشت، توسط  نزدیکان میرزا، یکی ازعلل  اصلی شکست جنبش پر قدرتی  بود که  به مد ت 7  سال  دوام  داشت و علیه  انگلیسی ها و روس های تزاری، می جنگید.

ادامه دارد

mod_easyslider

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ