پنجشنبه, ۰۱ مهر ۱۴۰۰

درباره هویت آلترناتیو کارگری

آلترناتیو کارگری ایران دارای یک هویت تاریخی، ملی، سراسری و انقلابی است. نامش با طبقه ای ستیز جو، با افتخار و با درایت در صد سال گذشته حک شده و تواناست به خواست اکثریت عظیم مردم ایران امروز پاسخی عملی، قابل تحقق دهد و زمینه را برای ایجاد جامعه ای خالی از ستم و استثمار انسان از انسان، آن آرزوهای دیرینه بشریت، فراهم سازد.

ما در یا داشت های پیشین، در باره آلترناتیو کارگری چند نکته اساسی را یک به یک مورد توجه قرار دادیم. اینجا با 

جمعبندی آنها به شناسایی بیشتر آن می پردازیم و هویت طبقه ای را که میرود انقلاب در حال شدن ایران را دارد تدارک می بیند بشناسانیم.

******

یکم

در اولین بخش سرمایه داری ایران از جنین تا دوره بلوغ را دنبال کردیم و یادآور شدیم حرام زاده است، تخم و ترکه دوران انحصارات کشور های صنعتی شده ی اروپایی و امپریالیستهاست. دورانی که سرمایه داری به مرحله گندیدگی و انحطاط رسیده است. نشان دادیم که سرمایه داری ایران درست بخاطر این گذشته وابسته، سست بنیاد است. رابطه آنرا با سرمایه داری جهانی شکافتیم و یادآور شدیم چون کل جهان سرمایه داری را بحرانی ژرفتر از هر زمان پیشین فرا گرفته است، سرمایه داری ایران که در این چهار دهه زیر سلطه ی سیاست نئولیبرالیستی جامعه را به لبه پرتگاه اضمحلال و سقوط سوق داده است و نتیجه گرفتیم که تنها راه نجات به میدان آمدن گورکنان است که لاشه متعفن این سرمایه داری را از میان بر دارد و به گور سپارد. چنین است اساسی ترین و برجسته ترین نام پر افتخار طبقه کارگر و آلترناتیو سیاسی آن:

 " گورکن سرمایه داری ".

دوم

در دومین بخش بنا بر بنیاد علمی کمونیسم که مارکس و انگلس به درستی از تاریخ مبارزه طبقاتی جهان بیرون کشیدند و نقش تاریخی گورکنان را براساس علم ماتریالیسم تاریخی و ماتریالیسم دیالکتیک تشریح کردند، نشان دادیم با تمام حرامزادەگی سرمایه داری ایران و پشتیبانان جهانی اش اما تضاد میان مالکیت خصوصی بر ابزار تولید و شیوه جمعی تولید بجایی رسیده که شرایط عینی تغییر انقلابی را فراهم ساخته است. در نتیجه یادآور شدیم که طبقه کارگر ایران دیگر به درجه ای از رشد رسیده که همین امروز این وظیفه تاریخی را در مبارزه طبقاتی جامعه بعهده دارد. یعنی کارگران ایران گورکنان سرمایه داری نظام کنونی حاکم ایران اند و وظیفه حزب انقلابی پیشرو طبقه اینست که مشی عمومی سیاسی خود را بسیج و متشکل کردن وسیعترین نیروهای ستمدیده و استثمار زده بدور آلترناتیو کارگری برای انقلاب سوسیالیستی قرار دهد. این دومین شناسنامه و هویت آلترناتیو کارگری است.

 " گور کن سرمایه داری حاکم ایران کنونی "

سوم

در سومین بخش ضمن تاکید بر اصل اساسی ماتریالیسم تاریخی و شرایط جامعه ایران که طبقه کارگر به آلترناتیو واقعی براندازی سرمایه داری حاکم تبدیل شده است یاد آور شدیم بورژوازی در یک صبحگاهی و بطور خود بخودی قدرت را ترک نخواهد کرد، پرولتاریا مجبور است برای بر اندازی آن متشکل شود، حزب سیاسی پیشرو خود را بوجود آورد و طی راهپیمایی طولانی، سخت و بغرنجی در مسیر اوج گیری انقلاب جهانی و در همسویی با آن به پیروزی رسد. این واقعیت را طبقه کارگر ایران در این صد ساله بخوبی آموخته است. صاحبان سرمایه در ایران ادامه دهندگان اجداد هزاران ساله اند و دین و سیاست را با معجونی از خرافات بهم پیوند داده اند که توده های افیونی را به جانبازان ضد کمونیست و ضد طبقه کارگر تبدیل کنند. در نتیجه مبارزه طبقه کارگر ایران و پیشروان آن آگاهند که راه طولانی، سخت و بغرنجی را هنوز باید طی کنند در نتیجه سومین هویتش سخت کوشی، با درایت بودن و شتابزده عمل نکردن است:

 " گورکن سرمایه داری ایران در مسیری سخت، بغرنج و طولانی ".

چهارم

در چهارمین بخش به ویژگی های جنبش کارگری ایران پرداختیم و توضیح دادیم کمونیزم علمی است که روشنگری را با ستیزه گری همراه و همسو جلو می برد و قدرتش در تلفیق می باشد. علمی است که فرایند تکاملی اش مدیون حرکت از پراکتیک به تئوری و از تئوری به پراکتیک می باشد. اصول عام را در شرایط مشخص، در میدان انقلابی، در میان توده ها تماما می آموزد و بکار می گیرد. در این زمینه با نقد گذشته و کمبود های جدا از پراکتیک اجتماعی عمل کردن ها یاد آور شدیم که درستی جنبش های کارگری ایران امروز در اینست که پیشروان انقلابی پرولتاریی اش تنگاتنگ با طبقه اند و جزوی از آنند و تئوری را با شرایط مشخص تلفیق میدهند. نمونه ای از آنها شاهرخ زمانی است که جان خود را درست برای پیاده کردن این روش کار بی دریغ فدا کرد ولی همانطور که در خاک سپاریش جوانان کارگر که از اقصاء نقاط ایران گرد آمده بودند، فریاد زدند " راه ما راه شاهرخ است " راهش همچنان ادامه دارد

هویت چهارم آلترناتیو کارگری ایران امروز باید روشنگر و ستیزه جو تواماً باشد "

*****

با توجه به چهار نکته بالا ضروریست به جستجوی عملکرد طبقه کارگر، احزاب و سازمان های طرفدار طبقه کارگر ایران و کل حرکت جنبش های ضد امپریالیستی و ضد سرمایه داری بپردازیم و در خطوط کلی در یابیم راستی ها و کژی ها در کجا بوده و امروز چه اقداماتی لازم است تا بتوان در پرتو هویت آلترناتیو کارگری ایران وسیعترین توده های مردم ایران را در حول آن متشکل کرد و نظام سرمایه داری حاکم را بر انداخت.

زادگاه طبقه کارگر ایران سرزمینی است تاریخی با هزاران سال جدال طبقاتی، هزاران جنگ های محلی و در زمان خودش جهانی، خیزش و سقوط امپراتوری ها، جنگ های طایفه ها، قومها و ملتها، برخورد تمدن ها و ادیان و مذاهب. صاحب ادبیاتی که سر در اسطوره های تمدن های اولیه بشر دارد، زبان هایش به هزاران سال قدمت بر می گردد. پدر و مادرانشان آهنگران، بنایان، رنجبرانی هستند که در عمل به گفته هگل اندیشیدن را به بشریت آموختند. طبقه کارگر ایران در سرزمینی تکامل یافت که در هر ده کوره ای داربستی از بافندگی استوار بود و مردمانش روی فرش تولید پیشرفته بدست انسان می نشستند، بر دریایی از طلای سیاه می خوابیدند. فرش و پارچه های زربفت برای اعیان و اشراف اروپایی می بافتند. این طبقه با این گذشته در دورانی بعنوان کارگر مدرن سرمایه داری، پا به عرصه وجود گذاشت که اروپای صنعتی شده احتیاج به مواد خام ایران داشت و در جستجوی بازار برای فروش تولیدات صنعتی خود بود. سرمایه داری شکل گرفته در اروپا در اوایل قرن نوزده صد سال بعد در دوران تکاملش به انحصارات و رقابت های امپریالیستی و تبدیل ایران به کشوری نیمه مستعمره به ایران وارد شد. در نتیجه کارگران در صنایع ایجاد شده در جنوب ایران با شرکت های خارجی مثل انگلیس ها اولین دست و پنجه های مبارزاتی را نرم کردند. یا صد هزار نفری از آنها در کارخانه های امپراتوری روسیه بعنوان کارگران مهاجر به تولید مشغول شدند و چون در آنجا انقلابات 1905 و 1917 بوقوع پیوست در این انقلابات با کارگران بومی همراه شدند و مبارزه مشترکی را به پیش بردند. این دو ویژگی از همان آغاز طبقه کارگر ایران را به یک طبقه آشنا با پیشرفته ترین ابزار تولید یعنی استخراج و تصفیه نفت در خوزستان و کرمانشاه و با مبارزه انقلابی و تئوری انقلابی در روسیه تزاری تبدیل کرد. چنین است این زادگاه طبقه کارگر ایران و محیط اجتماعی رشد آن. درست بدین دلایل عینی و ذهنی است که قادر می شود صد سال پیش ده ها تشکلات مستقل خود را بوجود آورد و درست با تکیه به استخوانبندی کارگری اولین حزب کمونیست ایران را در خارج از اروپا، در شرق عقب نگه داشته شده بوجود آورد. حزبی که در همان حرکت سیاسی اولیه اش با ایجاد اتحادی با جنبش جنگلی ها اولین شورای سوسیالیستی را خارج از روسیه در گیلان مستقر کند و نیروهای انگلیس ها را از منطقه فراری دهد. از این جا به بعد و تا به امروز مبارزه طبقه کارگر و نیروهای برخاسته از میان آن و متحدانش در جدالی میان مرگ و زندگی همچنان ادامه یافته است. در این صد سال سرمایه داری ایران با مشت دیکتاتوری سیاه خود با کمک اربابان جهانی اش قادر شده است سلطه خود را همچنان با مکیدن خون توده های وسیع مردم زحمتکش ادامه دهد.

اما امروز این طبقه صد ساله که از کوچک به بزرگ تبدیل شده است، با دست توانای خود چرخ تولید یک جامعه نود میلیونی را می چرخاند، زنان و معلمان و اکثریت روشنفکران جامعه، بیکاران و بازنشستگان را همراه و هموند شده است و در مقابل سرمایه داری کاملا شکست خورده و اکثریت عظیم مردم به این واقعیت تاریخی آگاهی یافته اند. امروز سرمایه داری ایران به مثابه یک نظام اجتماعی کاملا فروریخته، قدرت سیاسی حاکمیتش تبدیل به یک دستگاه نظامی اداری مشتی غارت گر و دزد و مافیایی شده است. بیکاری و فقر دامن گیر کل جامعه است. بحران ساختاری سرمایه در کلیه زمینه ها از فرهنگی گرفته تا بهداشت و محیط زیستی به بدترین شکلی خود را نشان میدهد. جامعه سرمایه داری ایران به لبه پرتگاه رسیده است و بحران سیاسی حاکم و تضاد های درونی آن دیگر جایی برای نجات خود نگذاشته است. درست بدین علت است که نقش گورکن سرمایه هر روز در این دو دهه اخیر برجسته تر خود را نشان داده است. چنانچه بدین اوضاع شکست و ورشکستگی سرمایه داری جهانی را هم اضافه کنیم آنوقت می توانیم تاکید کنیم دوران تاریخی نوینی برای طبقه کارگر ایران و نیروهای متحد آن فراهم شده است که رو یا های پدران و اجداد خود را به یک واقعیت اجتماعی تبدیل کنند.

اول ماه مه 1400 یکبار دیگر بی پرده و با بازتاب یک جمعبندی تاریخی هویت آلترناتیو کارگری را باز نگری کرد:

گورکن نظام سرمایه داری است

درپی نظامی بدون ستم و استثمار است

آگاه است باید متشکل شود، سراسری شود، از یک استراتژی انقلابی پیروی کند

از اول ماه مه تا بحال مبارزات کارگری همانند سال قبل گسترش بیشتری یافته و نشانی از راه مستقلی است که در پیش گرفته است

حزب رنجبران ایران سالهاست برای ایجاد چنین جنبش عظیم کارگری و دیگر جنبش های توده ای و اتحاد سراسری آنها مبارزه می کند. هویت آلترناتیو کارگری ایران با توجه به چهار نکته بالا حکم می کند نه تنها ستیزه گر، روشنگر باشد و از آنجا که هدف اش یک انقلاب اجتماعی رادیکال است ضروریست از پشتیبانی وسیع ترین توده های ستمدیده و استثمار شده برخوردار گردد. در نتیجه حزب رنجبران ایران طبق درک اصولی خود از کمونیسم علمی و با توجه به کلیه جنبش های توده ای کشورمان در این شصت و هفتاد ساله پسا کودتای 28 مرداد 32، همچنان برای ایجاد حزب سیاسی پیشرو طبقه کارگر، حزبی انقلابی و در عمل گورکن نظام سرمایه داری، از طریق یکی شدن احزاب و سازمان های کمونیستی بر اساس اصول و برنامه و در پیوند با جنبش های کارگری و توده ای داخل کشور مبارزه می کند. امروز اوضاع با رشد جنبش کارگری در ایران برای علاج بیماری گروهی گری و سکتاریستی بهتر می شود. امروز تلاش همه جانبه برای رشد و گسترش آلترناتیو کارگری ایران در برابر نظام سرمایه داری حاکم به وظیفه کلیه نیروهای کارگری و سوسیالیستی تبدیل شده است. دیر یا زود جنبش کارگری ایران همه گرایشها را در عمل محک سنجش خواهد زد. سره را از ناسره، دنباله رو آلترناتیو های بورژوازی و خرده بورژوازی را از آلترناتیو کارگری جدا خواهد کرد. طبقه کارگر و توده های وسیع ستمدیدگان و استثمار شدگان انتخاب خود را خواهند کرد.

محسن رضوانی خرداد 1400

mod_easyslider

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ