جمعه, ۰۲ مهر ۱۴۰۰

آلترناتیو کارگری ایران، اصول و برنامه آن

آلترناتیو کارگری که کارگران ایران و همراهان شان با تمام محدودیت های امنیتی در اول ماه می سده پانزده خورشیدی پرچم آنرا به اهتزاز در آوردند چه می گوید و چرا حرکتی است در ادامه ی سالهای طولانی مبارزه برای ایجاد آلترناتیوی در برا بر طبقه سرمایه دار ایران از پراکتیک مشخص جنبش کارگری ایران برخاسته و بهمین دلیل می تواند پلاتفرمی باشد که از سوی اکثریت عظیم توده ی ستمدیده و استثمار شونده پذیرفته شود و به نیروی مادی برای تغییر انقلابی جامعه تبدیل گردد.

 

اصولی که آترناتیو کارگری بر آنها تکیه دارد کدامند؟1-

نخست - اساس این اصول بر بنیاد ماتریالیسم تاریخی استوار است. طبق بررسی تاریخ تحولات اجتماعی معلوم شد خدا جهان را در شش روز نیآفرید بلکه جهان از انفجار مادی موج های کهربایی میلیاردها سال پدید آمد و همچنان در حال تغییرات و تحولات است. آنچه در روی کره خاکی، خانه گیاهان؛ حیوانات و انسان ها هست طی قرن های طولانی بوجود آمده و تکامل یافته است. معلوم شد تاریخ را توده ها ساخته اند نه پادشاهان و خدا. طبقات هم ساخته و پرداخته خود بشر است، جامعه از بی طبقه ای به با طبقه ای رسیده و می تواند از با طبقه ای به بی طبقه ای برسد. رشد نیروهای مولده است که طبقات را بوجود آورده و مبارزه طبقاتی را در جوامع باعث شده است. جوامع بشری از روند ایجاد طبقات، مبارزه طبقاتی گذشته و در این روند تکاملی که هزاران سال طول کشیده هنگامیکه ابزار تولید به درجه ای از رشد و تکامل رسیده که دیگر با نوع مالکیت آن خوانایی نداشته برای ادامه پیشرفت جامعه، انقلاب صورت گرفته و طبقه ای، طبقه حاکم را سرنگون کرده و خود جای آن نشسته است. این پایه ای ترین اصلی است که آلترناتیو کارگری ایران از آن مایه گرفته است.

دوم - نظام سرمایه داری با براندازی کلیه نظام های ما قبل خود انقلابی ریشه ای در کلیه زمینه های بشر بوجود آورده است که نه تنها دامنه علم و دانش را بسی همه جانبه تر گسترش داده است بلکه برای طبقه کارگر چنان شرایطی را فراهم کرده که بر اساس شناخت از نظام سرمایه داری و تضادهای درونی آن برای اولین بار در تاریخ گورکنان آگاهی باشند. سرمایه داری سالهاست با دینامیسم درونی اش و تکامل عظیم علم و دانش و ابزار تولید توانسته سراسر جهان را به شکل و شمایل خود در آورد. اما با اینکه دامنه تولید بطور بی سابقه ای گسترش یافته، کارگران بصورت جمعی کا لا تولید می کنند، تضاد بین مالکیت خصوصی و ابزار تولید جمعی همچنان بصورت حادی جریان دارد و گورکنان سرمایه داری مجبورند همچنان مانند بردگان مدرن برای مشتی کوچک سرمایه دار و شرکت های انحصاری جهانی جان بکنند. در نتیجه تضاد اساسی در این دوران تاریخی بین طبقه کارگر و طبقه سرمایه دار همچنان باقی مانده است. فرایند این مبارزه طبقاتی مدتهاست به مرحله ای رسیده است که در جامعه باید یک انقلاب دیگری صورت گیرد یعنی شیوه مالکیت بر وسایل تولید از خصوصی به مالکیت عمومی و جمعی تبدیل شود. تنها در اینصورت است که تولید بنابر احتیاج و در خدمت کل جامعه قرار خواهد گرفت.

سوم - بورژوازی همانند مالکان قبلی وسایل تولید حاضر نیست موقعیت خود را از دست دهد. سرمایه داران همچنان دست رنج توده های وسیع مردم جهان را بسود مشتی کوچک تصاحب می کنند و بهترین و لوکس ترین زندگی ها را برای خود تضمین کرده اند. آنها نظام خود را خدایی و ابدی، پایان تاریخ و آخرین پیامبر پیشرفت بشریت می خوانند وبرای حفظ این نظام، عظیم ترین دستگاه های جنگی و اداری، اقتصادی و اجتماعی را بنام امپراتوری جهانی برپا کرده اند. امپراتوری های ایران، رم، چین، ژاپن...... همگی محدود بودند اما امپراتوری سرمایه داری جهانی است و کل پنج قاره را در زیر اداره ی مرکزی خود دارد و تا آنرا نزنی راحت نمی شود یعنی باید آنرا سرنگون کرد. آلترناتیو کارگری آنتی تز این نظام است. پاسخی است تاریخی به ضرورت تغییرات است.

ویژگی های آلترناتیو کارگری ایران چیست؟ -2-

بدون اصول بالا و آگاهی کارگران بدان اول ماه می ای هم در کار نبود. اما بدون وجود جنبش کارگری و مبارزه آنها برای کسب حقوق خود در کشور های مختلف این اصول تنها در کتابخانه خاک می خورد. پراکتیک منشاء دانش است و روند شناخت از پراکتیک به تئوری و بازگشت به پراکتیک طی می شود. تئوری اجتماعی برای تغییر جهان بسود کل بشریت، بشرطی موثر می افتد که توسط توده ها این سازندگان تاریخ پذیرفته شود تا آنها گامی فراتر گذارند وبرای چنین تغییری، وارد عمل شوند یعنی متشکل شوند، طبق سیاست های راهبردی و خط مشی عمومی دست به مبارزه زنند. تجربه نشان میدهد رهنمود های درست از پراکتیک مشخص بدست می آیند و چون بازتاب واقعی از خواست های توده هاست مورد پذیرش توده ها قرار می گیرد و توده ها در کمال خلوص و بی هراس از خطر و مرگ آنرا به نیرو برای تغییر انقلابی تبدیل میکنند. تجربه عملی جنبش کارگری ایران در چند دهه اخیر این حقیقت را بخوبی نشان میدهد.

*طبقه کارگر ایران یکی از اولین طبقاتی است که در خاور به علم رهایی اش دست می یابد. و بخاطر موقعیت جغرافیایی اش، همسایگی اش با روسیه و شرکتش در سالهای جنگ داخلی در مبارزات بلشویک برای دفاع از انقلاب سوسیالیستی و کارگری اکتبر1917 توانایی یافت صد سال پیش حزب پیشرو سیاسی خود را بوجود آورد. و در عمل اولین شوروی سوسیالیستی را در خارج از روسیه در گیلان بوجود آورد. این یک واقعه عظیم تاریخی است و آغازی است برای مارش طولانی پرولتاریای ایران برای رسیدن به هدف های استراتژیکی خود.

**هم مرزی ایران با ده ها کشور دیگر که سابقه تاریخی مشترکی را دارند، وجود ملیت های مختلف در ایران که سابقه طولانی همزیستی باهم داشته و تاریخ مشترکی را طی قرن ها باهم شریک بوده ثروت مشترک کل کارگران ملیت های تشکیل دهنده ایران عاملی است در وحدت آنها که در مبارزات امروز فعالان کارگری در نظر دارند.

*** ورود تکنولوژی مدرن بر اثر داشتن منابع عظیم طبیعی که سرمایه داری جهان را بسوی اش در همان اواخر قرن نوزده جلب کرد از همان اوایل قرن طبقه کارگر را با ابزار نوین تولید آشنا کرد و این هم یکی از ویژگی های رشد جنبش کارگری است امروز در صفوف کارگران ایران شاید تعداد تحصیلات دانشگاهی بیشتر از کارگران کشورهای متروپل باشند.

ویژگی های رشد مبارزات طبقه کارگر همراه است با ویژگی های نظام موجود سرمایه داری ایران

اول - روند سرمایه داری شدن ایران از بالا بوده و دولت مرکزی نقش تعیین کننده ای در آن داشته است. در نتیجه صنایع متمرکز و بزرگ اکثرأ دولتی و حمایتی بوده و هنوز هم هستند. در راس این قدرت مالی مشتی کوچک بوروکرات های نظامی و اداری با خانوادهایشان نشسته اند. در نتیجه زمینه ای را برای مبارزه مشترک و ایجاد تشکلات سراسری همراه و همسو فراهم می کند و مهمتر اینکه هر اقدام کارگری را به قدرت حاکم و وصل می نماید.

دوم - طبق تخمین های زده شده تنها ده درصد نیروی کار در کارخانه هایی بالای ده نفر مشغول کار هستند. بقیه در کارگاه های کوچک و بصورت قراردادی به کار مشغول اند. بنا براین جامعه کارگری ما با جوامع کارگری سرمایه داری شدن قرن نوزده و بیستم کشور های غربی در این زمینه تفاوت هایی دارد که نتایج عملی برای مبارزه طبقاتی ببار می آورد. سرمایه داری بنابر ماهیت درونی اش با تمرکز کارگران در زیر یک سقف و تولید انبوه تا حد نصاب می تواند در رقابت های خود پیروز شود و این روند را بطور برجسته در کشورهای اروپایی می شود دید در حالیکه در ایران هنوز که صد سال از روند سرمایه داری شدن ایران می گذرد اکثریت نیروی کار در کارگاه های زیر ده نفر مشغولند. این یک فاکتور منفی در امر ایجاد تمرکز قدرت کارگری علیه سرمایه است.

سوم – استثمار در ایران همه اش به جیب سرمایه دار داخلی نمی رود بلکه بخاطر نظام سرمایه داری مونتاژی و پیروی از اقتصاد نئولیبرالیستی بخشی از این خوان یغما را صاحبان سرمایه های جهانی از طروق نامرئی به جیب میزنند. کارگران در حقیقت نه تنها با سرمایه داری خصوصی، سرمایه داری دولتی روبرو هستند بلکه با سرمایه جهانی هم در گیرند.

چهارم – ستم به زنان، ستم به ملیت ها بازتاب خود را در میان طبقه کارگر دارد. کارگران زن از قوانین زن ستیزی اسلامی و کارگران ملیت های تحت ستم مورد تبعیض قرار دارند بویژه این امر در مورد بیش از دو میلیون از زحمتکشان افغانستانی مشاهده می شود. وجود ستم در عین حال مقاومت را افزون می کند و درست بخاطر ستمگری رژیم جمهوری اسلامی در کلیه زمینه ها به محرم ترین حقوق مردمان صفوف مبارزاتی کارگران ایران یکی از منسجم ترین ها در این سالها بوده است.

پنجم – کشف نفت و احتیاج امپراتوری انگلیس بدان در عین حالی که دامنه استثمار و غارت را در ایران گسترده کرد ولی بنابر ضرورت سرمایه داری کارگرانی را مجبور شد تربیت کند که بتوانند یکی از پیشرفته ترین صنایع تولیدی را در سطح جهانی اداره کنند. بیخود نیست که شعار اداره شورایی از قلب خوزستان سرزمین نفت خیز برخواست چون سابقه طولانی دارد. هنگامی که جنبش ملی کردن صنعت نفت توانست از انگلیسها خلع ید کند، دربار و نخست وزیر وقت رزم آرا بر این نظر بودند که ایرانیانی که یک لوله آفتاب را نمی توانند بسازند چگونه قادرند صنایع پیشرفته نفت را اداره کنند. کارگران پاسخ دندان شکنی دادند چون انگلیسها با ترک پالایشگاه، خیال می کردند ایران به زانو در خواهد آمد. کارگران ایرانی شرکت نفت با سربلندی جای آنها را پر کردند و جهان سرمایه داری را انگشت به دهان در حیرت نگه داشتند.

 ششم - سه اتفاق بزرگ تاریخی در کشور ما بازهم بیشتر به ویژگی و خصوصیات مبارزه طبقه کارگر مهر زده است

*** - نقش استعمار و امپریالیسم

*** - نقش نظام شاهنشاهی و دیکتاتوری تک حزبی

*** - نقش دین و مذهب در کسب قدرت سیاسی و ایجاد حکومت دینی

با توجه به بیانیه های اول ماه می می توان طرح اولیه پلاتفرم آلترناتیو کارگری ایران را برای بحث و تبادل نظر بیان کرد:

یکم – مبارزه برای هیچ بودگان هر چیز گردند، وظیفه مبرم و فوری آلترناتیو کارگری ایجاد صفی متحد و متشکل از کارگران و زحمتکشان، از کلیه ستمدیدگان و استثمار شدگان و کلیه جنبش های ضد رژیم دیکتاتوری سرمایه داری کنونی برای تحقق یک انقلاب ریشه ای و استقرار نظامی در خدمت اکثریت عظیم مردم ستمدیده و استثمار شده یعنی نود و نه درصدی ها. نظامی که در اولین برنامه اش نجات کلیه مردمی که زیر خط فقر زندگی می کنند و بالا بردن سطح زندگی مردم در کلیه زمینه های زندگی از جمله معیشت، بهداشت، فرهنگ و دانش، ورزش و حفظ محیط زیست.

دوم – مبارزه برای تحقق یک نظامی که منطبق باشد با شرایط جامعه کنونی ایران یعنی رهایی از سکتاریسم، تبعیض و استبداد مطلقه قرون وسطایی/ یعنی نظامی یا شرکت همەی شهروندان بدور از هرگونه تبعیض در قدرت اداره شورایی. ثروت، مقام حزبی و دولتی، تعلقات ایلی و قومی و مذهب و خانوادگی نباید معیاری برای انتخاب باشد.

سوم - نظامی است بر اساس اداره شورایی از پایین به بالا و کارکنان آن در کلیه سطوح در کمیته های جمعی با حقوق مساوی شرکت می کنند.

چهارم – مبارزه برای شکوفایی استعدادهای توده های تابحال تحت ستم از طریق شرکت هر چه بیشتر شهروندان از پائین به بالا، جمع آوری نظرات آنها و از این طریق سیاست و برنامه را ریختن یعنی پیروی از مشی توده ای.

پنجم – نظامی است که در روند تکاملی اش به نفی دیالکتیکی خود میرسد و با رشد نیروهای مولده، تکامل فرهنگ کمونیستی اصل انجام وظیفه بر اساس توانایی و برداشت بنا بر احتیاج در عمل پیاده می شود. زمانی می رسد که همه شهروند، همه به اخلاقیات والای شهروندی آگاهند و یکی در خدمت همه است و همه در خدمت یکی.

ششم – نظامی است که در سیاست خارجی از رهنمود همکاری با همیاری با کلیه نیروهای کارگری و ستمدیده جهان پیروی می کند، مستقل و با اتکا به نیروی خود چنین سیاستی به پیش می برد. با هرگونه سلاح های شیمایی و هسته ای مخالف است و برای خلع سلاح عمومی جهانی تلاش می کند.

محسن رضوانی

mod_easyslider

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ