پنجشنبه, ۰۱ مهر ۱۴۰۰

انتخابات ریاست جمهوری ایران

انتخابات سیزدهمین دوره ریاست جمهوری در ایران در 28 خرداد امسال با موافقت شورای نگهبان برگزار می شود. در طی این مدت اولا تنها نیروهای خودی و در دایره مافیای قدرت، اطراف اصلاح طلبان حکومتی و اصول گرایان حق شرکت در این انتخابات را دارند. برای تضمین بیشتر کاندیداها فیلتر های مختلف و پیچیده سیاسی – امنیتی در سر راه کاندیداها برای رسیدن به مراحل نهایی وجود دارد. با تمام این احوال بحث انتخابات در ریاست جمهوری اساسا بحث نمایندگان مردم و انتخاب

بین برنامه های مختلف سیاسی نبوده و نیست. اساس سیاست های کلان رژیم جمهوری اسلامی نه در دولت و نهاد و یا شخص رئیس جمهوری بلکه توسط خامنه ای و دارو دسته های بسیار نزدیک به وی طراحی و برنامه ریزی می شود. بدین لحاظ دولت در واقع اجرا کننده سیاست های خامنه ای رهبر رژیم اسلامی است. ولی همچون همه رژیم های توتالیتر و مطلقه همیشه در بین عناصر قدرت تضادهایی بر سر سهم استفاده از آن بوجود می آید. در طول عمر رژیم جمهوری اسلامی، رئیس جمهوری همیشه با رهبری از خمینی تا خامنه ای دارای تضادهایی بوده است که ارتباطی هم به مسئله آزادیهای اجتماعی و دموکراسی و عدالت اجتماعی نداشته و بر سر سهم در قدرت سیاسی بوده است. به همین دلیل جناح های مختلف رژیم اسلامی با آگاهی و درک از این موضوع هیچ برنامه سیاسی و عملی را مطرح نمی کنند. زمانی احمدی نژاد گله مندانه گفت اگر قرار بود که بر سر مسئله هسته ای توافقاتی انجام گیرد می توانست در زمان من به ثمر برسد. مفهوم این گفته احمدی نژاد هیچ کاره بودنش در امر تصمیم گیری های مهم سیاسی بوده است. البته نقل قول های زیادی از دیگر رؤسای جمهوری ایران مبنی بر اینکه من هیچکاره ام و یا من تنها رئیس دفتر رهبریم، وجود دارد که عملا پادو بودن این نهاد را که بطور واقعی انتخاباتی هم نیست، روشن می کند.

انتخابات در ایران همچون اکثر کشورهای سرمایه داری با رقابت کاندیداها از احزاب و گروههای مختلف شکل می گیرد. بورژوازی ایران با تقلید از کشورهای عمدتا غربی دو جناح اصلاح طلب حکومتی و اصول گرایان و نیروهای مستقل را به عنوان نیروهای رسمی انتخابات به صورت دوره ای می پذیرد و آنهایی که در بیرون از این دایره هستند حتی امکان تبلیغاتی هم ندارند. هر چند گاهی رئیس جمهوری از جناح اصولگرا و یا اصلاح طلب با سایه روشن های تندرو و میانه انتخاب می شود. زمینه ای تبلیغاتی، استفاده رسمی از رسانەهای دولتی و غیر دولتی تا وعده و عید ها به صورت آزار دهنده و کر کننده ای دو خط انتقاد و اتهام های سطحی و نشان دادن سراب ها به جای اهداف عملی را تشکیل می دهند. در نتیجه وضعیت انتخابات در بالای جامعه و بین دولتیان روشن است. در هر انتخاباتی خامنه ای و اکثر آخوندها به جلوی صحنه آمده و انتخابات را تعیین کننده دانسته و از همه می خواهند که برای خاطر اسلام و........ در این انتخابات شرکت کنند. مجیزگویان هم به تکرارهای احمقانه آن تا سر رسید انتخابات ادامه می دهند. در حقیقت این انتخابات برگردان وارونه ای از انتخابات های دولت های بورژوازی کشورهای معظم سرمایه داری است که نه ساختارهای رژیم بلکه خامنه ای و اطرافیانش تعیین کننده پیروز انتخابات ریاست جمهوری هستند. تکرار همیشگی این سناریو سال هاست به بی اعتمادی عمومی به این انتخابات انجامیده است. در پس وعده و عید های انتخاباتی مزدبگیران پائین جامعه نه تنها با زندگی سخت تر و وضع اقتصادی بدتر دولت های بعدی روبرو هستند بلکه جامعه در ناامنی اقتصادی بیکاری و معضلات بسیار بیشتری دچار می شود. آنها که قول آزادی را می دادند بیشتر از گذشته آزادیخواهان را به بند کشیدند، آنها که وعده نان می دادند با گران کردن کالاها نان را از سفره ها ستاندند و آنکه قول پاکی می داد، یکی از فاسدترین حکومت های تاریخ ایران را به خود اختصاص داد. آنکه می خواست حرمت انسانی را به زنان برگرداند بیشتر از گذشته فعالین جنبش زنان را به بند کشید. آنکه قول مبارزه با فساد می داد بیشترین فساد و دزدی را به نام خود ثبت کرد. این پرونده انتخابات تمامی رئیس جمهوری های ایران است. و این آخری که می خواست کلید حل مشکلات و دولت تدبیر و امید باشد، با بی تدبیری خود وضع آشفته و نا بسامانی از اقتصاد و فرهنگ و سیاست از خود بجای گذاشت. تمامی این دولت ها هم از پشتیبانی رهبر حکومت اسلامی برخوردار بودند. البته در این جا این مثل فارسی که می گوید ماهی از سر گنده گردد نی ز دم، فتنه از عمامه خیزد نی زخم. شامل حال تمامی این دارودسته هاست. البته زیاد هم فرقی نمی کند که دولت بعدی از اصلاح طلبان با شد و یا از اصول گرایان.

چرا که تمامی آنها سعی به ورود به دایره منحوس نزدیکان خامنه ای و گرفتن سهم بیشتری از قراردادهای اقتصادی و تقسیم آن بین فامیل و اطرافیان و دوستان خود هستند. با توجه به پرونده سیاه انتخابات که در واقع انتصابات است، و رشد دائمی فساد و دزدهای دولتی چه از طریق قراردادها و چه از طریق بودجه بندی های جانبدارانه . کم کردن حقوق مزدبگیران پائین جامعه و اضافه کردن بودجه های نهادهای نزدیک به رژیم همچون حوزه های علمیه، نهادهای امنیتی و ورود به بازارهای بورس و ارز و به ویرانی کشیدن تولید و بیکار کردن هزاران نفر در جامعه، عدم مدیریت صحیح اقتصادی، عدم کفایت مدیران دولتی تا بالاترین سطوح، باند بازی، هر بار با بازی انتخابات به روز می شود و بعد از انتخابات مجددا سیاست های ویرانگر اجتماعی با عناوین دیگری از سر گرفته می شود.

انتخابات در عین حال راه فرار برای توجیه رژیم جمهوری اسلامی بخاطر وضع اسفناکی است که برای اکثریت مردم بوجود آورده است. معمولا همه تقصیرها به گردن دولت گذشته انداخته می شود و قول حل فوری تمامی مشکلات داده می شود. بی اعتمادی مردم به انتخابات رژیم جمهوری اسلامی به حدی است که کاندیداها با سور و سات دادن در روستاها و جمع آوری لومپن های کلاه مخملی و دفاع از مبتذل ترین خوانندگان و فرهنگ نوحه خوان ها سعی به جمع آوری رای برای خود دارند. البته دستگاه روحانیت فرزند خلف آیت الله کاشانی هستند که در پشت سر خود تقریبا بیشترین لات ها و چاقوکش های تهران را جمع کرده بود. و توسط آنها سیاست های نوکر منشانه و استعماری خود را پیش می برد.

تاریخ انتخابات در رژیم اسلامی ایران نشان از تنگتر شدن دایره قدرت در بین حاکمین و نیروهای وابسته به آن را دارد. این روند در خود تملق گویی، چاپلوسی و حقارت شخصیتی و سیاسی اکثر وزیران و مدیران بالای دولتی را تشدید و یا آنهایی که به این روند گردن نمی گذارند به بیرون دایره قدرت پرتاب می کند. جایگاه به بیرون پرتاب شده گان از دایره قدرت به هیچ وجه برای آنها وجه ضد استبدادی و ....نیاورده است. بیشتر آنها به نصیحت کنندگان حاکمین و ظاهرا اصلاح طلبانی تبدیل می شوند که به قول معروف کاسه داغ تر از آش عمل می کنند. و بطور مرتب ترس از انقلاب و از دست رفتن اسلام را به حاکمین یادآوری می کنند. در طی 4 دهه گذشته تعداد بسیار بسیار کمی از آنها توانستند به انتقادهای رادیکال و مترقی از رژیم اسلامی دست بزنند و ایده های پایه ای و سیاست های بنیادی آنرا به چالش بکشند و خود را به تمامی از رژیم اسلامی جدا کنند.

کاندیداهایی که از فیلترهای رژیم می گذرند و به سطح بالای انتخابات می رسند در سیاست و مدیریت فرق زیادی با هم نداشته و تقریبا همه از یک قماش هستند. با درک و شناخت این مسئله است که شعار" اصلاح طلب، اصولگرا دیگه تمامه ماجرا" به یک شعار وسیع مردمی تبدیل شده است.

بازی خبری و انتخاباتی ائتلاف جناح های مختلف با یکدیگر و یا علیه یکدیگر تنها برای گرم کردن تنور انتخابات است و دیگر هیچ. گسست مردم از رژیم و مقابله با آن در انتخابات برای رژیم در عین اینکه بسیار گران تمام شده و نشان از نفرت مردم از حاکمین است. اما برای رژیم جمهوری اسلامی با دستکاری در صندوق های رای به نفع کاندیداهای مورد نظر، تلاش می کنند هم تعداد رای دهندگان را چشمگیر نشان دهند و هم سرپوشی بر این گسست عمیق بگذارند.

اخباری هم دست به دست می گردد که گویا در روز انتخابات به تمام رای دهندگان واکسن کرونا تزریق خواهد شد. جدا از صحیح بودن و یا شایعه اخباری از این دست حاکی از تلاش حاکمین برای کشیدن مردم به بهانه های گوناگون به پای صندوق های رای گیری از یک طرف و احمق فرض کردن رای دهندگان از طرف دیگر است.

روشن است که شرکت در این انتخابات یعنی اجازه دادن به رژیم که در آینده به سرکوبگری با دست بازتری ادامه دهد، یعنی ادامه بی حقوقی زنان، سرکوب آزادی های اجتماعی و فردی، گسترش مواد مخدر، سرکوب ملیت های ساکن ایران، به فقر کشیدن بیشتر کارگران و زحمتکشان و چاق و چله کردن سرمایه داری انگلی ایران، یعنی ویرانی محیط زیست، یعنی امکان بقای بیشتر سیستم مافیایی آخوندها و آقازاده ها، یعنی اجازه دادن به رژیم که یک دوره دیگر گروه تازه نفسی را برای ادامه سیاست های ستمگرانه و استثمارگرانه خود به خدمت بگیرد. روشن است که مردم ما به همه این موارد نه گفته اند و خواهند گفت . شرکت در این انتخابات را باید بایکوت کرد و نه تنها در آن شرکت نکرد بلکه تلاش کرد که دوستان و اطرافیان شما در شرکت نکردن و بایکوت انتخابات شما را همراهی کند . به عدم شرکت فعال در انتخابات رژیم بپیوندید. این اولین قدم در از سر راه برداشتن این رژیم و جایگزینی رژیمی که مدافع اکثریت جامعه و آزادی، عدالت اجتماعی و رژیم مبتنی بر اراده آزادانه اکثر مردم فرودست جامعه یعنی کارگران و زحمتکشان است.

انتخابات رژیم را بایکوت کنید

به مقابله فعال برای عدم شرکت در انتخابات رژیم اسلامی بپیوندید

سرنگونی  با رژیم جمهوری اسلامی

زنده باد سوسیالیسم

mod_easyslider

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ