پنجشنبه, ۰۱ مهر ۱۴۰۰

قرارداد ایران و چین

اخیرا با سفر وزیر امورخارجه چین به ایران، سند جامع همکاری های 25 ساله چین و ایران به امضای دو کشور رسید. برخورد به این سند و اهداف طرفین برای رسیدن به اهداف این سند همکاری و نیز نتایج سیاسی و اقتصادی آن در عرصه داخلی و خارجی، برای اپوزسیون های ایران  و دولت های درگیر با مسائل ایران مهم تلقی شده است و به یکی از اخبار و مباحث درجه اول تبدیل شد. سئوالات مهمی در رابطه با این سند وجود دارد که بعلت علنی نشدن کامل آن هنوز نمی توان آنرا به

طور کامل مورد بررسی قرارداد. آمار آنچه که می توان گفت و تجربه قراردادهای رژیم جمهوری اسلامی با کشورهای خارجی از غرب تا شرق، نشان می دهد که منافع این قراردادها برای طرف ایرانی نه به مردم ایران بلکه برای رژیم جمهوری اسلامی و در خدمت بقا و ماندگاری خود و بالا بردن توانمندی نظامی و سیاسی برای مقابله با رقبای منطقه ای از یک سو و اکثریت مردم ایران از سوی دیگر بوده است. در نتیجه ما با هر قراردادی که از طریق دیپلماسی سری و پشت پرده و دور از دید و آگاهی مردم بسته شود مخالف هستیم و این سند همکاری جامع یکی از آنها است.

در عین حال تا بحال روشن شده است که این قرارداد به نفع طرف های غربی بویژه آمریکا نبوده و آنها بشدت علیه آن بصورت مختلف مبارزه تبلیغاتی براه انداخته اند. چین با سرمایه گذاری عظیم در 25 سال آینده این امکان را که دولت جمهوری اسلامی قدرت مقابله با هجوم غرب را به عنوان سپر مقاومت به آسیای غربی و میانه پیدا کند، را فراهم خواهد کرد. در عین حال عملی شدن موضوعات این سند، دست رژیم جمهوری اسلامی را در گفتگو بر سر برجام و در خواست هایش بازتر خواهد کرد.

آنچه که تجربه قبلی اردوگاه سوسیالیست بعد از جنگ دوم جهانی در تغذیه کشورهای اروپای شرقی و وابسته شدن آنها به روسیه و ورشکستگی اقتصادی بیشتر آنها بود امروز مورد بازنگری طرف های شرقی برای بالا بردن توان های اقتصادی محورهای نزدیک به خود در جهت مقابله با تهاجم های اقتصادی و نظامی غرب قرار گرفته است. در نتیجه قراردادهای چین در اکثر کشورهای جهان سوم و یا پیرامونی دارای یک چنین خصلت هایی است. در حقیقت با یک تیر این قرار داد چند نشان را هدف قرار داده است. دادن مسئولیت به کشورهای کوچکتر برای مقابله با رقبای غربی، در محور قرار دادن این اقتصادها در رشد و پیوستگی به اقتصاد بزرگتر، در واقع شبیه کاری که آمریکا با کشورهای اروپای غربی بعد از جنگ دوم جهانی انجام داد.

باز گرداندن سیستم های اقتصادی و بویژه نظامی در کشورها از غرب به شرق و بعکس بسیار زمان بر است در عین حال دارای نتایج سیاسی مرتبط با خود را به همراه دارد. نگرانی کشورهای غربی از ناتو تا آمریکا و دیگران از این قرار داد تغییر سیستم های اقتصادی و نظامی به لحاظ شکلی و تکنیکی است. بطور مثال وقتی ایران در جنگ ایران و عراق از سیستم هوایی آمریکایی بهره می گرفت با مشکلات سیاسی که بین ایران و آمریکا پیش آمد مسئله قطعات یدکی و تعمیرات و غیره باعث تقریبا ضعیف شدن نیروی هوایی ایران در حد بالای 50 در صد بود. ایران دارای آن توان تکنیکی و آموزشی برای بازسازی طولانی مدت آن نبود به همین دلیل در بعد از جنگ یا به سیستم هوایی و راداری روسها و چینی ها و آلمانی ها روی آورد و یا سعی کرد با مهندسی معکوس آنها را در داخل بسازد که بسیار پر هزینه بود. نتیجه یک چنین سیاستی احتمال بستن و یا تجدید قراردادهای هوایی با آمریکا را تا آینده ای دور تقریبا اگر نگوئیم غیر ممکن دور از امکان کرده است.

با توجه به شرایط مشخص بین المللی بستن قراردادهای اقتصادی و... با کشورهای سرمایه داری به خودی خود خوب یا بد نیست. بایستی به منافع متقابل و یا زیان های باخت و برد آن توجه کرد. هیچ کشوری در دنیای کنونی نمی تواند بدون رابطه با دولت های بیرونی اعم از مترقی و مرتجع به زندگی روزمره خود ادامه دهد. از این منظر بستن قرار دادها را باید در رابطه با مسائل و روابط، منافع و مسئولیت هایی را که برای طرفین ایجاد می کند مورد بررسی قرار داد. مشخصا مفاد این قرارداد در دوبار انتشار یافته یک بار از طریق کمپانی نفتی بریتانیای پترولیوم اکونومیست و یک بار از طرف روزنامه های نزدیک به دولت در ایران. برای نقد و یا دفاع از این قرارداد هم بیشتر منبع کمپانی نفتی پترولیوم اکونومیست مورد نظر قرار گرفته است

بر طبق اخبار منتشر شده قرار است چین 400 میلیارد دلار در 25 سال آینده در ساختارهای عمدتا زیر بنایی اقتصاد ایران سرمایه گذاری کند. از یک طرف این پولی است که می تواند اقتصاد ایران را با مدیریت صحیح رشد دهد از طرف دیگر تجربه رژیم ایران در زمانی که پول نفت به بشکه ای بالای 100 دلار رسید و درآمد ایران در مدت ریاست جمهوری احمدی نژاد بیش از100 میلیارد دلار بود، نشان می دهد که بعلت فساد بخش خصوصی و دولتی  کاملا عملکردی منفی و مخرب در اقتصاد ایران بازی کرد و این در آمد هنگفت، رانت خواری و فسادهای مالی و زد و بندهای دولتی و حیف و میل بودجه های دولتی را رشد و گسترش داد.

روشن است که یکی از دلایل تهیه این سند آنست که دولت ایران در زیر فشار غرب و برای فرار از تحریم های اقتصادی و تحکیم خود، این قرار داد را امضاء کرده است ولی با تمام این احوال غرب برای ادامه فشار از یک طرف و مذاکره از طرف دیگر تبلیغات دو گانه ای را جلو می برد. بطور مثال وقتی قرارداد توتال که یک شرکت نفتی فرانسه است با ایران بسته شد هیچیک از طرف های غربی بخاطر ناعادلانه بودن آن صدایشان در نیامد ولی این بار در قرار داد چین تبلیغات کر کننده ای علیه آن براه انداخته اند. اما جدا از تبلیغات جانبدارانه غرب علیه این قرار داد، محتوی بندهای آن نشان میدهد که ایران عمدتا وارد کننده سرمایه، کالا ساخته شده، فناوری و تکنولوژی و ایران فروشنده منابع طبیعی است. روشن است که برخی از کالاها متعلق به صنایع زیر ساختی و پایه ای است ولی حتی این کالاها هم بعلت به روز شدن دائمی شان وابستگی اقتصادی را برای نوسازی اقتصادی تشدید می کند. در برخورد به این قرارداد محک خوب یا بد بودن چین به عنوان طرف مقابل اصل مسئله نیست. ما بایستی اولا مفاد قرارداد را بررسی کنیم ثانیا نحوه تعامل جمهوری اسلامی با پی آمدها و نقاط مثبت و منفی و چگونگی بکاربرد سودهای حاصله از آن. آیا نتایج این قرارداد صرف گنبد و بارگاه ساختن برای امامان شیعه در عراق و رفتارهایی از این دست خواهد شد. یا صرف آبادی و براه انداختن چرخه های تولید افزایش حقوق مزدبگیران دون پایه و کارگران و.....تجربه نشان از سرکوب بیشتر در داخل بسط بوروکراسی دولتی و دخالت در خاورمیانه دارد.

این سند هوشیاری چپ را بیش از گذشته نشان داد که با جمع بندی از گذشته موضوعاتی از این دست را به تحلیل بررسی مشخص و نه موضع گیری صرف می رساند. می گویند بدون تحقیق و بررسی حق صحبت نیست .

تجربه گذشته در برخورد به این نوع قراردادها نشان می دهد که قبل از اینکه از موضع گیری علیه این و یا آن جانب قرارداد صحبت کنیم بایستی بندها و مفاد آنرا مورد بررسی قرار داد و نتایج عملی و عینی آنرا ارزیابی کرد تا به ذهنی گیری ناشی از تبلیغات طرف های مخالف و موافق قرار نگرفت. به همین دلیل خواست  علنی کردن کامل این قرار داد از  رژیم جمهوری اسلامی یک خواست محقانه مردم جهت دسترسی آگاهانه به تصمیمات و اهداف آن می باشد. دیپلماسی سری بایستی متوقف شود. این را رژیم جمهوری اسلامی در برجام هم علنی نکرد و برخی از مفاد برجام هنوز هم علنی نیست. فشار برای جوابگو کردن رژیم اسلامی در ارتباط با این قرار داد باعث تظاهرات متعددی در سراسر ایران شده است. گفته های جناح احمدی نژاد در ارتباط با به دست گرفتن انتقاد از این قرارداد و اعتراض به سری بودن آن هیچ قرابتی با خواست مردم ندارد احمدی نژادها و سلطنت طلب ها در طول تاریخشان همیشه از دیپلماسی مخفی و بی اطلاع گذاشتن مردم از حقایق درونی قدرت بهر برده اند اما اینک فریبانه خواهان بدست گرفتن پرچم مبارزه بخاطر دیپلماسی علنی هستند. ما با هیچ قرار داد سری و غیر علنی موافق نبوده و آنها را به ضرر مردم و منافع عمومی می دانیم. شفاف سازی در سیاست گذاری ها و تصمیمات بایستی از طریق ایجاد یک سیستم کنترل از پائین انجام شود و این سیستم اجتماعی هیچ چیزی به جزء شوراهای کارگران و زحمتکشان نیست که با وجود رژیم جمهوری اسلامی در ایران همیشه زیر سرکوب بوده است.

ع.غ

mod_easyslider

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ