جمعه, ۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۰

فاجعه‌ی محیط زیست

حاکمان سرمایه دار ایران تحت سرپرستی رژیم مذهبی ولایت فقیه جمهوری اسلامی بر آنند که با توجه به قرار داشتن ایران در منطقه رشد تدریجی کویری شدن جهان، در کوتاه مدت ترین زمان ممکن بار خود را بسته و نزدیک به 80 میلیون نفر جمعیت ایران را با فاجعه ی عظیم زیست محیطی در دهه ها و سده های آینده روبه رو سازند. به همین علت در فکر بهبود وضعیت محیط زیست نیستند.

گزارشات زیر گوشه ای از این وضعیت ناهنجار را نشان می دهند که هر روز بیشتر سرزمین ایران به سوی غیرقابل زیست شدن کشیده می شود: »یکی از مدرسان اکولوژی در آستانه آغاز به کار دولت جدید خواهان توجه بیشتر مسئولان به مسایل زیست محیطی کشور شد و تاکید کرد: در سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۲ وضعیت محیط زیست کشور در رده بندی جهانی با ۳۶ پله سقوط به رتبه ۱۱۴ در میان ۱۳۲ کشور تنزل یافته است به گزارش ایلنا، ”حسن عسگری“ افزود: در سالهای اخیر محیط زیست شهری و طبیعی کشور دوران سختی را تجربه کرده است. چنانچه کمتر کسی پیدا میشود که روزهای آلوده هوای کلان شهرها، افزایش متوفیان ناشی از آلودگی هوا، وضعیت بحرانی دریاچه ارومیه، شرایط نابه سامان جنگل هیرکانی ابر که یکی از منحصر به فردترین پوششهای گیاهی جهان قلمداد میشود، سرازیر شدن میلیونها لیتر فاضلاب به دریاچه خزر، خوراندن زوری گوشت الاغ به ببرهای روسی و مرگ ببر نر بر اثر مشمشه، عدم توجه کافی به تشکلهای مردم نهاد زیست محیطی و موارد بسیار دیگر را به یاد نداشته باشد. عسگری گفت: اینها همه در حالی است که در آستانه شروع به کار دولت تدبیر و امید؛ تحرک اساتید، مدیران، کارکنان مراکز علمی و دانشگاهی، دولت مردان، تشکلهای مردم نهاد و در یک کلام فعالان و دوستداران محیط زیست به هیچ وجه با وضع فعلی محیط زیست کشور تناسب نداشته است.« ) آینه روز ـ چهارشنبه 23 مرداد 1392) و یا »جمعیت چشمگیری از مردم زنجان در اعتراض به آلودگیهای ناشی از فعالیت کارخانه سرب و روی در مقابل استانداری زنجان تجمع کردند. معترضان میگویند پسماند این کارخانه محیط زیست را آلوده میکند و سلامت شهروندان زنجانی را به خطر انداخته است.« )ی بی سی ـ 20 مرداد 1392) نمونه های دیگری از تخریب محیط زیست را می توان در استفاده بدون تحقیق بررسی همه جانبه از وضعیت محیط زیست و ایجاد سدهای متعدد و خشک شدن آب دریاچه ها و تالاب ها ذکر نمود که بارزترین نمونه ی آن خشک شدن تدریجی دریاچه ارومیه در آذربایجان غربی و مهیا شدن شرایط برای بروز فاجعه توفان نمک و آلوده نمودن مناطق وسیعی در 4 اطراف این دومین دریاچه بزرگ ایران می توان ذکر کرد. در پیش روی این فاجعه باید توفانهای شن آلوده به مواد رادیوآکتیو که از یادگارهای منحوس امپریالیستها در استفاده از گلوله های توپ و تانک آغشته به این مواد خاک عراق را آلوده نموده اند، از غرب وارد ایران می شوند، ذکر کنیم که تاثیر هولناکی بر روی ناقص الخلقه شدن نوزادان خواهد گذاشت که هم اکنون نمونه ی آن را در مناطق جنوب عراق شاهد هستیم که افزایش چشم گیری در مقایسه با گذشته به خود گرفته است. هم سوئی حرکت سود جویانه امپریالیستها و سرمایه داران حاکم داخلی را در تهاجم به محیط زیست و تخریب آن می توان به روشنی ملاحظه نمود. دامنه ی این مثالها را می توان به از بین بردن جنگلها به منظور ساختمان سازی در مناطق مختلف گسترش داد که به جای درخت کاری و حفاظت از جنگلها و به ویژه جنگلهائی که از نظر داشتن گیاههای نادر مورد توجه نهادهای بین المللی هستند، پیش برده می شوند. تخریب همیشه ساده تر از ساختمان است. ازجمله این که کودکی در اثر نادانی می تواند با کشیدن کبریت جنگلی را سوزانده و نابود کند، درحالی که ایجاد چنین جنگلی زحمات و مشقات فراوانی را طی دهها سال نیاز دارد. بدین ترتیب امر دفاع از محیط زیست سالم گرچه متعلق به تمامی انسانها است ولی به دلیل این که طبقه کارگر و زحمت کشان و روشنفکران آگاه ـ برخلاف طبقه سرمایه دار که در تخریب محیط زیست به دلیل منافعی که دارد، سر از پا نمی شناسد و برای کسب سود بیشتر ازجمله بی رحمانه فاضل آب کارخانه های خود را در تبانی با حاکمان محلی مستقیما روانه رود خانه ها، دریاچه ها و دریاها می کند، به جای جلوگیری از پخش گازهای مضر از دودکشهای کارخانه ها و آلوده نمودن هوا حاضر به پالایش آنها نیست ـ هیچ نفعی در تخریب محیط زیست ندارند . دریک کلام، دفاع از طبیعتی که انسانها از محصولات آنند و باید در کمال احترام از آلوده شدن و یا آلوده کردن آن امتناع ورزند، نظام سرمایه داری بدتر از هر نظام طبقاتی ماقبل خود در دشمنی با طبیعت و غارت بی حد و حصر منابع آن، لحظه ای تردید به خود راه نداده و انسانها را به جائی رسانده است که بیش از پیش از امید داشتن به آینده ای درخشان برای فرزندان شان دچار یاس و ناامیدی و حتا هراس نموده است. بدین ترتیب حاکمیت طبقه کارگر برجهان، بر قرار ساختن سوسیالیسم و جلوگیری از تخریب محیط زیست بورژوازی و ریزه خواران آن تنها بدیل برای حفظ محیط زیست است. در تلاش برای پیشبرد مبارزه ی طبقاتی، مبارزه برای حفظ محیط زیست نیز باید توسط کلیه ی انسانها تحت رهبری طبقه کارگر پیش برده شود و دستهای جنایت کار سرمایه داران در تخریب محیط زیست نیز باید بریده شود تا از فاجعه غیرقابل زیست شدن کره آبی ما در منظومه شمسی تا حد ممکن جلوگیری به عمل آید و به این مفهوم مبارزه برای حفظ محیط زیست و ممانعت از تخریب آن بخشی از مبارزه طبقاتی است و طبقه کارگر افتخار پیش بردن این مبارزه افتخارآمیز را دارد و سربلندانه باید آن را پیش ببرد. کمونیستها و احزاب و سازمانهای کمونیستی در جهان باید با تمام وجود در صف اول چنین مبارزه ای قرار بگیرند و تحقق زنده گی امید بخش فردا در نظامی سوسیالیستی و کمونیستی را به کلیه ی انسانها نوید داده و مبارزه جانانه ای را با تخریب کننده گان محیط زیست سربلندانه پیش ببرند. جهان و طبیعت زیبای آن متعلق به آن فرزندانی است که با بهره جوئی از سفره ی امکانات عظیم طبیعت به شکستن نمک دان آن نمی پردازند. به قول سهراب سپهری: »آب را گل نکنیم: در فرو دست انگار، کفتری می خورد آب. یا که در بیشهء دور، سیره ای پر می شوید. یا در آبادی، کوزه ای پُر می گردد.«) هشت کتاب ص 345ـ346) و یا »کار ما شاید این است که میان گل نیلوفر قرن پی آواز حقیقت بدویم.«)همان جا ـ ص 298 ـ 299

ک. ابراهیم 1392

در زمینه مالی ما را یاری دهید

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ