جمعه, ۰۲ مهر ۱۴۰۰

جنبش کارگری در اوضاع کنونی

جنبش کارگری در شرایطی که در حال رشد و گسترش خود بود با مانع جدیدی به نام کرونا روبرو شد که حاکمان جهان با توجیه سلامت مردم درهای جامعه را بستند و تمام تلاش خود را در جهت جلوگیری از اعتراضات تحت عنوان فاصله گیری اجتماعی و ممانعت از گسترش اپیدمی بکار گرفتند. ویروس کرونا دارای برخی تاثیرات زود گذر و نیز دراز مدت در جوامع بشری است. جدا از اکثر شغل هایی که به بخش آی تی ( اطلاعات تکنولوژی سخت و نرم افزاری )

در خانه ها انجام می گیرد. هنوز کارهای خدماتی و ساختمانی و تولیدی همچنان نیروی کار را به مراکز کار می کشد. در نتیجه بخشی از جامعه که نیروی کار فکری هستند قدم به قدم از حالت متمرکز به حالت پراکنده در خانه گذار می کنند. نیروی کار یدی با رشد تکنولوژی به نسبت نیروی کار فکری در حال کم شدن است. این روند تنها به تاثیرات کرونا ارتباط نداشته بلکه روندی است که مدتها شروع شده است و شاید بتوان گفت که کرونا این روند را تشدید کرده است. ما در حال گذار از اوج بحران ویروس کرونا در بیشتر جوامع بشری با ورود واکسن های آن هستیم. در اوج بحران کرونا، تولیدات بزرگ جهانی از توقف باز نماندند . اسلحه، منسوجات، مواد غذایی، ساختمان سازی، خدمات، بهداشت از شغل هایی هستند که بازارهای فعالتری پیدا کردند. بسیاری از کارگران بیکار شدند و به خیل عظیم بیکاران جهان پیوستند.

روندی متناقض در کرونا طی شد. بخش های بزرگی از صنایع از پای افتادند و برخی دیگر به سود های افسانه ای دست یافتند. بر طبق اخبار فایزر و مدرنا در انتظار سودی 32 میلیارد دلاری هستند. این بحران اجتماعی که با بیکاری و بسته شدن جوامع بصورتی گسترده و همگانی روبرو شد حتی اعتراضات بسیار محدود را هم تقلیل داد. با ورود واکسن کرونا امید اکثر مردم جهان در انتظار خلاصی از وضعیت ناهنجاری است که گویا کرونا درست کرده است.

با تمام فشارهای موجود بر روی کارگران و زحمتکشان حتی احزاب انقلابی و رادیکال هم نتوانستند بصورت درستی از آن بهره بگیرند و اعتراضات را در سطح درستی سوق دهند. اوضاع نشان داد که چپ پراکنده قادر به تاثیر گذاری بر روی وقایع اجتماعی بطور عمده نیست و مشغول خرده کاری می باشد. امروز خرده کاری عمدتا خود را در شکل صرفا تفسیر کردن اوضاع ولی بکار متشکل و عملی نپرداختن خود را نشان می دهد.

کرونا محملی شد برای سرمایه داری که با رشد سرسام آور قیمت ها سفره کارگران را بیشتر خالی کند. این در حالی است که بسیار از شرکت ها در آمارهای مالی که در سطح جهانی منتشر کرده اند، نشان می دهند که دارای سود های بالایی بوده اند. این واقعیت انکار ناپذیر است که ویروس کرونا بودجه های هنگفت ملی بسیاری از کشورها را از بین برده است و این دسته از کشورها را قرض دار تر کرده است. اوضاع جنبش کارگری را باید در اوضاع کنونی که اقتصادهای جهان پس از بحران ویروس کرونا به سوی ثبات و تحرک بیشتر قدم می گذارند دید.

سال 1399 تحرک و فعالیت اجتماعی خوبی در بخش های مختلف جنبش کارگری در ایران روی داد. هفت تپه همچنان در برابر مدیران و حاکمیت بخاطر رسیدن به خواسته های خود ایستاد، هپکوی اراک عقب ننشست و مبارزه برای عقب افتادن حقوق ها، عدم صلاحیت بخاطر اخراج ها و..... ادامه یافت. در طی سال گذشته بارها ما شاهد اعلامیه های مشترک نهادهای کارگری بودیم که نشان از نزدیک شدن بخش های مختلف جنبش کارگری به همدیگر است. مبارزه بر سر دستمزدها همچنان یکی از خواسته های اصلی کارگران است. اینکه چگونه بایستی دستمزدها را برای سال آینده تعیین کرد دو نظر در برخی تشکل های کارگری موجود است. آیا در صد افزایش حقوق بایستی بر اساس در صد تورم اعلام شده باشد و یا سبد معیشت که عمدتا بر اساس تورم کالاهای اساسی محاسبه می شود. به هر صورت کارشناسان اقتصادی حداقل حقوق برای یک خانواده 4 نفری کارگری در تهران را 12 میلیون تومان محاسبه کرده اند. راغفر استاد دانشگاه و اقتصاد دان در گفتگو با فرار و می گوید "..... در سال آینده، ادامه این وضعیت به افزایش تورم منجر خواهد شد. البته نرخ تورم در سال آینده درصد‌ بالاتری نسبت به سال جاری به خود خواهد دید. اما در کنار آن، کسری بودجه‌ به شدت افزایش خواهد یافت، رکورد بیشتری هم انتظار می‌رود. در نتیجه افزایش نرخ بیکاری نیز اتفاق خواهد بود. “

با توجه به تورم سرسام آوری که در ایران وجود دارد و تاثیر مستقیمی روی خانواده های کارگری و زحمتکشان جامعه دارد تا به حال بارها بازنشستگان و معلمان و کارگران در برابر وزارت کار و نهادهای دولتی دست به تجمع و اعتراض در جهت افزایش حقوق متناسب با افزایش قیمت کالاها، زده اند. رژیم به دو تاکتیک وعده دادن و تهدید در برابر این خواسته ها متوسل می شود. وعده و وعید ها معمولا اجرایی نمی شود ولی تهدید ها همیشه به دنبال خود عملکردهای سرکوبگرانه را به دنبال دارد با هر تهدیدی مزدوران رژیم به فعالین کارگری متعرض شده و آنها را دستگیر و زندانی می کنند ما با نمونه های مختلف در سال گذشته روبرو بودیم. کرونا محملی به دست رژیم داده است که با تکیه به آن، با آزاد سازی قیمت ها بیش از گذشته بتواند جنبش کارگری را زیر فشار قرار دهد. با تمام این احوال رژیم قادر به سرپوش گذاشتن بر وضعیت ویران اقتصادی که بوجود آورده است نیست. خامنه ای اخیرا در یک سخنرانی از نگرانی خود بخاطر گرانی قیمت ها در ایام عید برای خانواده ها سخن گفته است. فقر چهره ای عمومی در جامعه پیدا کرده است و حاکمین مرتجعی که با بازی با ارز در بازار بورس مشغول سرکیسه کردن حتی متحدین سرمایه دار خود هستند، قادر به تامین غذای مردم نیستند. گوشت و میوه جزء کالاهای اولیه لوکس به حساب می آید و بسیاری از خانواده های کم درآمد ماهها است که گوشت نخورده اند. در شرایط کنونی اساسی ترین خواسته های کارگران افزایش دستمزدها بر اساس تورم و نیز تامین سبد معیشت، جلوگیری از اخراج های بی رویه، آزاد شدن همه زندانیان و فعالین کارگری و سیاسی، اجازه فعالیت رسمی نهادهای مستقل کارگری از طرف دولت و... است. اما این خواسته ها اساسا در حد صنفی نمانده است . طبقه کارگر خواست های مشخص از جمله به رسمیت شناختن اتحادیه ها و سندیکاهای دولتی کارگری مستقل را مطرح کرده است. این حقی که سالهای طولانی از طبقه کارگر گرفته شده است و به جای آن تشکلات فرمایشی را حاکمان و رژیم های گوناگون سلطنتی و اسلامی سرمایه داری سعی کرده اند به طبقه کارگر تحمیل کنند.

اعلامیه و اطلاعیه های گوناگون تشکلات مستقل کارگری نشان می دهد که طبقه ما بدرستی نظام نه تنها جمهوری اسلامی بلکه کل سرمایه داری را باعث این همه محنت و ستم و استثمار بی رحمانه ای می داند که در جامعه جریان دارد. تقابل امروز کارگر و جمهوری اسلامی بخشی از تقابل اولیه کارگران ایران با کل سیستم سرمایه داری است. رژیم جمهوری اسلامی در طی 42 سال حاکمیت خود اجازه هیچگونه تشکل کارگری مستقلی را نداده است. تشکلات مستقل موجود با مبارزه طبقه کارگر و صدها زندانی و جانباخته حاصل شده است. نفرتی که امروز بین کارگران علیه جمهوری اسلامی شکل گرفته ناشی از آگاهی و شرایط عینی اقتصادی و سیاسی است که رژیم بوجود آورده است. جمهوری اسلامی سالهاست که براساس سیاست های بانک جهانی و سرمایه داری نئولیبرالیستی به آزاد سازی قیمت کالاها از جمله نیروی کار دست زده است. نتیجه آن بالا رفتن روزمره قیمت ها و پائین آمدن قدرت خرید کارگران و زحمتکشان جامعه بوده است.

بالاخره بعد از مدتها مقدار افزایش حقوق پایه ای برای کارگران توسط کمیسیون سه جانبه (کمیسیون متشکل از نمایندگان دولت، نمایندگان کارفرما، نمایندگان قلّابی کارگران ) معین شد. روشن شد که نمایندگان قلّابی کارگرانی که قبلا اعلام حداقل 8 میلیون تومان برای حقوق پایه کارگران کرده بودند به 4 میلیون و 200 هزار تومان رضایت دادند. در واقعیت امر طبقه کارگر نسبت به 43 % رشد تورم، اضافه حقوق 39% حتی بنا بر آمارهای نهادهای دولتی که با آمارهای واقعی - بین 45 %تا 53% - بطور جدی فاصله دارد، حدود 5 در صد طبقه کارگر نسبت به سال گذشته کاهش درآمد دارد. در حقیقت سرمایه داری ایران هر روز بیشتر بار بحران را بر دوش کارگران و زحمتکشان جامعه می اندازد و آنها را به خط زیر فقر بیشتری می راند.

در خواست های روشن برای تشکلات مستقل و افزایش حقوق ها و جلوگیری از اخراج ها و آزادی زندانیان سیاسی که در چند سال گذشته در اکثر تظاهرات و اعتراضات کارگری مطرح شده است، به پشتوانه همبستگی معلمان و پرستاران و دانشجویان و روشنفکران و فعالین اجتماعی به خواست های اکثر اقشار و توده های تحت ستم و استثمار تبدیل شده است .

اختلاف در تاکتیک و درک از اوضاع نه تنها نبایستی به امر نادرستی گرفته شود. بلکه این اختلافات اگر به درستی حل شود خود باعث رشد آگاهی و متحد شدن بیش از پیش بخش های مختلف طبقه در سطح ایران خواهد شد. در پراتیک اجتماعی است که تشکلات کارگری آبدیده خواهند شد شکست ها خود درس های بزرگی هستند که با درس گیری از آنها آینده روشنی را رقم خواهد زد.

در نتیجه می توان دو روند را در جنبش کارگری بررسی کرد 1- سرکوب شدید فعالین کارگری و به دادگاه کشیدن دائمی آنها در جهت ناپایدار کردن مبارزه جنبش کارگری- هنوز دهها و صدها فعالین کارگری و مترقی در زندانها بدون هیچ مدرک و دلیلی برای مدتهای مدیدی گرفتار هستند. 2 – مبارزه طبقه کارگر در ابعاد کمی ( تعداد اعتراضات و تظاهرات )و کیفی( تحکیم همبستگی و سازماندهی کارگری ) که همچون آتش زیر خاکستر در حال سر برآوردن و ویرانی دنیای ستم و استثمار است.

امروزه نه طبقه کارگر تنهاست و نه دشمنانش .صفی از اکثریت عظیم کارگران و زحمتکشان با حمایت طبقه کارگر جهان در برابر بورژوازی با دولتش و پشتگاههای جهانی امپریالیستی اش در همه جهان رو در روی هم ایستاده اند. ایران از این روند جهانی جدا نیست. اما بعلل گوناگون از جمله موقعیت استراتژیک ایران در سطح جهانی و دولتی مذهبی بورژوازی (بوروکراتیک – نظامی موجود است که سمت سوی تولید و صادرات را در پیش گرفته و کلیه صنایع اسلحه سازی را هم در دست دارد و سرمایه داری خصوصی و نئولیبرالیستی که در این سالها دولت ها نقش مهمی در آن داشته اند.)و تاریخ مبارزه طبقه کارگر در بیش از صد سال گذشته تضاد های طبقاتی و نیز دخالت بورژوازی بین المللی برای جلوگیری از پیروزی انقلاب بسیار شدید و سخت و بغرنج است. آنچه که روشن است بحران سرمایه داری در ایران با دولت جنایتکارش را در ابعاد وسیعی در جامعه گسترش داده است. فشار اقتصادی نه تنها امنیت شغلی را از بین برده است بلکه باعث شده است که خانواده های کارگری و کم در آمد جامعه دو و یا سه شیفته کار کنند. بسیاری از جوانان با 50 در صد حقوق واقعی هم نمی توانند کار پیدا کنند. با تمام این احوال جنبش کارگری بی وقفه علیه رژیم جمهوری اسلامی مبارزه کرده است . با بررسی گزارشات کارگری سال گذشته هیچ روزی در سال گذشته نبوده است که ما شاهد تظاهرات، تحصن، پخش اطلاعیه و اعتصابات نبوده باشیم.

رژیم جمهوری اسلامی در برابر وضعی که برای اکثریت جامعه بوجود آورده است بطور دائم دست به شایعه سازی، دروغگویی و ایجاد توهم در رابطه با آینده و برداشتن تحریم ها و غیره می زند. رژیم جمهوری اسلامی همه تقصیر ها ر ا به گردن تحریم های می اندازد آنهم در شرایطی که می دانیم رژیم جمهوری اسلامی در سال گذشته روزانه بیش از یک میلیون بشکه نفت فروخته است.

اوضاع در مجموع خود به نفع جنبش کارگری – کمونیستی است. درخواست تشکل و دخالت فعال در امور سیاسی دیگر متعلق به سازمان های سیاسی نیست با درس گیری از اشتباهات گذشته جنبش کارگری به نیرویی با تاثیرات تعیین کننده در جنبش های توده ای، در حال بازگشت به کف خیابان ها است. باید به این تحرکات جدید با دید مثبت نگاه کرد. و کمونیستها بایستی در کمک به رشد و پویایی این جنبش در آن شرکت فعال داشته باشند. اپوزسیون بورژوازی با درک تحرکات از پائین جنبش کارگری و توده است که مجددا سعی کرده اند که با امضای بیانیه 630 نفر از اپوزسیون و فعالین سیاسی و اجتماعی زمینه های دوباره قدرت گیری بورژوازی را فراهم کنند. این بیانیه تحت سیاست های همه با هم با آرمان های حاکمیت ملی و منافع ملی زمینه های فریبی دوباره را در دوران دست به دست شدن قدرت و سوار شدن بر شانه های کارگران و زحمتکشان برای رسیدن به قدرت رقم بزند. اما طبقه کارگر هوشیارانه این نوع اتحادهای سیاسی را می شناسد و دست رد به آنها زده است. مسئله طبقه کارگر نه دست به دست شدن قدرت بین جناح های مختلف سرمایه و انتخاب بین بد و بدتر بلکه انتخاب بین ستم، استثمار و آزادی، عدالت اجتماعی است. بین سرمایه داری و سوسیالیسم است. چنین است وضع کنونی طبقه کارگر و رشد و اتحاد و همبستگی بیشتر بین کارگران، معلمان، پرستاران، بازنشستگان، دانشجویان و روشنفکران انقلابی. به این روند باید خوش آمد گفت و با تمام توان از آن حمایت و پشتیبانی کرد.

مرگ بر سرمایه داری

زنده باد انقلاب زنده باد سوسیالیسم

ع.غ

mod_easyslider

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ