جمعه, ۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۰

فرایند انقلاب ایران ..... ادامه

گورکنان نظام سرمایه داری در این صد سال گذشته، از نیروی اجتماعی کوچکی به نیروی میلیونی که اکثریت عظیم جمعیت را تشکیل میدهند، تبدیل شده اند. در حالی که تعداد سرمایه داران به نسبت آنها با تمرکز هرچه بیشتر سرمایه، همچنان مشتی کوچک هزار فامیلی باقی مانده اند که توسط این نیروی میلیونی حلقه به حلقه در محاصر می باشند .اما این مشت کوچک در این صد ساله به کمک همپالگان جهانی شان به غارت و چپاول مشغول بوده و توانسته اند

قدرت دولتی سرکوبگری را تحکیم نمایند که وظیفه اساسی اش در قید نگهداشتن طبقه کارگر و جلوگیری از یک انقلاب اجتماعی بسود توده های وسیع مردم است. سرمایه دار برای افزایش سود خود احتیاج به نیروی کار دارد در نتیجه در هر قدمی به جلو گورکن خود را بوجود آورده است. امروز در ایران طبقه کارگری شکل گرفته که برای گرفتن حق خود، برای ادامه زندگی مجبور شده دائما با صاحبان سرمایه مبارزه کند، قدم به قدم تجربیات خود را جمعبندی کند و به پیشروی ادامه دهد. طبقه کارگر امروز ایران کوله باری از تجربه صد ساله دارد و همچنان پیگیر و بی وقفه در مبارزه است. اما درست بخاطر وجود پرقدرت سرمایه جهانی، بخاطر وجود صاحبان سرمایه دولتی و خصوصی در داخل راهش بس سخت و پر پیچ و خم و در نتیجه طولانی شده است. وجود دیکتاتوری ضد کارگری، در شکل سلطنت یا قبای جمهوریت اسلامی با پشتیبانی امپریالیستها و پیشبرد دائمی سیاست نفاق انداز و حکومت کن، مبارزه برای رسیدن به هدف نهایی طبقه کارگر را سخت، بغرنج و طولانی تر کرده است. این از ویژگی های انقلاب کردن در جامعه ماست که در ارزیابی از چگونگی روند انقلاب در ایران باید همیشه در مد نظر باشد. چنانچه اشتباهات خط مشی کلیه نیروهای سیاسی چپ را بخواهیم مورد ارزیابی قرار دهیم می بینیم ریشه در عدم درک همه جانبه این ویژگی ها دارد.

 تلاش سالهای طولانی روشنفکران انقلابی و انسان های از خود گذشته چپ و کمونیست برای پیوند با جنبش کارگری تا حدی که به جزوی از خود طبقه شوند هنوز تحقق نیافته است. با اینکه در آغاز کادر های کارگری آگاه در تشکیل حزب کمونیست ایران شرکت داشتند، اما پس از سرکوب سراسری ضد کمونیستی رضا شاه پس از شهریور 20 حزب توده ایران نه براساس یک پلاتفرم کمونیستی بلکه با یک برنامه حزب سیاسی سوسیال دموکراتیک شکل گرفت و کادر های کارگری نقشی در پایه ریزی آن نداشتند. البته ایجاد شورای متحده کارگری در این دهه یکی از دوران درخشان مبارزات کارگری را نشان میدهد ولی پس از کودتای آمریکایی 28 مرداد 32 سرکوب شدید کارگران و منحل کردن شورای متحده عملا ضربه مهلکی به جنبش آگاه طبقه کارگر وارد کرد. جنبش کارگری هیچگاه موفق به ایجاد تشکل سراسری خود نشد. با توجه به این روند تاریخی مبارزه میان دو طبقه بورژوازی و متحدانش در سطح داخلی و خارجی از یکسو و طبقه کارگر با متحدان داخلی و خارجی اش از سوی دیگر است که امروز می توانیم بهتر فرایند روند انقلاب ایران را مشخص کنیم.

بگذارید کمی بیشتر به ویژگی های این دو طبقه بپردازیم:

بورژوازی

 بورژوازی ایران بت پتیاره ایست در دامن استعمار گران و در برهه ای از زمان حتی اشغالگران  جان گرفته و پرورش یافته، هر جایی است و نمایندگان سیاسی آن رشوه خوار، جیره خوار و وطن فروش بوده و هستند و با صنف روحانیت از دیر باز پیوند نا گسستنی داشته و پول نفت و گاز آنرا در عین حال به مار خوش خط و خالی تبدیل کرده است. سرکوبگری و ضد کمونیستی از ویژگی های آنست. این بورژوازی بومی ما بر عکس سرمایه داران غرب از همان آغاز پیدایش باید سهم بیشتری از ارزش اضافی را در طبق اخلاص به اربابان خارجی خود تقدیم می کرد و نمایندگان سیاسی آنها با بستن قرار دادهایی چون دارسی، کاپیتولاسیون و کنسرسیوم نفتی پس از کودتای 32، دست انحصارات جهانی را در غارت منابع طبیعی ایران باز می گذاشت. اگر آغاز دوران مدرن ایران را کودتای رضاخان میر پنج در سال1299 که این روزها صدمین سالگرد آنست، بگیریم تا بحال عملکرد دولت ها را سر انگشتی بخواهیم بشماریم و نتیجه آنرا جمع بزنیم، ایران ویران به لبه نابودی و پرتگاه رسیده امروز است. بعضی ها که به تحلیل طبقاتی برای محک زدن درستی و نادرستی سیاست ها اعتقاد ندارند بر اساس شخصیت ها، حکومت ها به ارزیابی می پردازند. شکی نیست که شخصیت ها نقشی بازی می کنند ولی نقش شخصیت ها را در چارچوب دوران تاریخی و نظام اقتصادی و سیاسی باید مورد بررسی علمی قرار داد. از رضا شاه گرفته تا محمد رضا و خمینی و خامنه ای همه از مالکیت خصوصی بر وسایل تولید دفاع کرده اند و ضد خواست های کارگران بود ه و با کمک بیگانگان به سرکوب کمونیستها و سوسیالیستها و نیروهای میهن دوست و آزادیخواه پرداخته اند.

این خصوصیات سرمایه داری در ایران در دوران امپریالیسم تا اندازه زیادی در کلیه کشورهای پیرامونی دیده میشود. حتی در کشور هایی هم که بخشی از بورژوازی داخلی تلاش کرده از زیر پنجه های آهنین سرمایه جهانی خود را رها سازد، با خشم نماینده جهانی سرمایه روبرو شده است. در ایران ما با تلاش دکتر محمد مصدق برای خلع ید از شرکت نفت بریتانیا آشنائیم که چگونه با کودتای 28 مرداد 32 بدست سیا حکومت او را سرنگون کردند و پس از آن بهترین فرزندان انقلابی ایران را به جوخه های اعدام سپردند. در همین شماره رنجبر گزارشی از اندونزی می باشد که جنایت سرمایه جهانی در براندازی سوکارنو و سرکوب میلیونی کمونیست ها را بر ملا می سازد. در این چهار دهه هم رژیم جمهوری اسلامی که با وعده های فراوان به مستضعفان قدرت سیاسی را غصب کرد در زمینه اقتصادی حتی شدیدتر از دوران پهلوی، سرمایه داری با ستم بازهم بیشتر قوانین قرون وسطایی اسلامی ادامه یافت.

پرولتاریا

طبقه کارگر ایران به یک نیروی عظیم اجتماعی تبدیل شده است و از لحاظ سیاسی در سال های اخیر فعالیت های کلیه نهادها و احزاب و سازمان های چپ و کمونیست را بخود جلب کرده است. این یک تحول بزرگ تاریخی است. شاهرخ زمانی یکی از نمونه های رشد کادرهای کارگری است که با مطالعه آثارش به سیر تکاملی دوران جدید جنبش کارگری ایران می توان واقف شد. او در حقیقت یک سیاستمدار پرولتاریایی در دوران معاصر ایران است با اینکه او را کشتند و ادامه دهندگانش هر روز بیشتر می شوند. شاهرخ زمانی نمونه نوین کادر کارگری است. سازمانده است، مبلغ و مروج است و هر جا که هست، بیرون ودرون زندان به امر سازماندهی می پردازد. او با بکار برد کمونیسم علمی، علم رهایی بشریت و تلفیق آن به شرایط مشخص بر ضرورت ایجاد حزب کمونیست، حزب پیشرو طبقه کارگر تاکید می کند و ایجاد آنرا در پراتیک مبارزات جاری جامعه و نوسازی و نفی دیالکتیکی احزاب و سازمان های موجود کمونیستی تا یکی شدن میداند. او با آگاهی به نقش طبقه کارگر سازماندهی جنبش کارگری را حلقه اصلی در حل بقیه مسایل انقلاب ایران ارزیابی می کند.

بحران ساختاری سرمایه داری جهانی، رشد تضاد های جهان سرمایه داری، فقر و فلاکت ناشی از فروماندگی دولت در حل حد اقل زندگی برای مردم، ستم مضاعف به زنا ن و نابودی کامل محیط زیست در ایران شرایط را برای سازماندهی مدبّرانه طبقه کارگر در یک تشکیلات سراسری مقتدر فراهم ساخته است. مبارزه چند دهه اخیر تشکل های کارگری چون کارگران خاتون آباد، هفت تپه، سندیکای اتوبوسرانی تهران و حومه و ده ها نهاد و تشکیلات کارگری دیگر با مبارزه خود و با از جان گذشتگی پیشروانشان به امیدِ کل جامعه برای نجات از وضع موجود تبدیل شده اند. طبقه کارگر بمثابه آلترناتیو سیاسی جامعه هر روز بیشتر شناخته می شود. کلیه نیروهای چپ و دموکراتیک در یک صف در این سال ها به تقویت این گرایش عظیم طبقاتی جامعه پیوسته اند. در سالهای اخیر بورژوازی و خرده بورژوای ایران که در تضاد با بورژوازی حاکم هستند، تلاش کردند با کمک بیگانگان بویژه امپریالیسم آمریکا،عربستان و اسرائیل پرچم براندازی را بر دارند. با شکست ترامپ در انتخابات آمریکا ضربه شدیدی خوردند . حالا با عوض شدن وزیر امور خارجه آمریکا و رئیس سیا با جمعبندی از شکست خود طرح جدیدی ریختند. تابحال این نیروها در خارج و در تلویزیون های خارج طرح های براندازی خود را مطرح می کردند این بار تو طئه ای جدیدی ریختند با امضای طرفدارانشان در داخل ولی با تدارک حامیان خارجیشان با شعار " نه به جمهوری اسلامی " زمینه را برای تقویت مواضع دولت بایدن در برابر حاکمیت ایران فراهم ساختند تا علاوه بر تحریم ها و فشار حداکثری بایدن بتواند کارت " نه به جمهوری اسلامی " را روی میز مذاکره بگذارد

نیروهای چپ و کمونیستی همراه تشکلات مستقل کارگری با افشای همه جانبه جناح های بورژوازی و خرده بورژوازی وابسته به بیگانگان در این سالها توانستند راه راستین پرولتاریا را نشان دهند و پرچم مبارزه علیه سرمایه داری حاکم را با مبارزه با گرایش های سرمایه داری سلطنتی و امپریالیسم جلو برند. نجات ایران و توده های عظیم مردم ایران سرنگونی کل طبقه دارا و سرمایه دار است نه دست بدست شدن قدرت بین آنها. بغرنجی مبارزه طبقه کارگر ایران درست در همینجا ست که در جامعه کنونی ایران بخش بزرگی از خرده بورژوازی بر اثر بحران اقتصادی به پائین جامعه رانده شده، آنها با منافع خود وبا آرزوی بازگشت به موقعیت اجتماعی قبلی خود به صفوف جنبش های توده ای از جمله جنبش دیماه پیوسته اند. شعار نه به جمهوری اسلامی با حذف سرمایه داری و بدون طرح جایگزینی پس از سرنگونی جمهوری اسلامی به آرزوهای خاک گرفته همین ها خدمت می کند تا به طبقه کارگر. را ه انقلابی برای تغییر بنیادی جامعه ایران از مسیر بغرنجی گذشته و همچنان می گذرد. پیروزی اش در گرو سه فاکتور اساسی درونی و یک فاکتور بیرونی است: راه انقلابی برای تغییر بنیادی یعنی مبارزه برای سازماندهی توده های وسیع کارگران و زحمتکشان و متحدان آنها تا حد 99 درصدی ها علیه مشتی کوچک حاکمیت و برای جایگزینی آن با نظام نوین سوسیالیستی در خدمت همان توده های وسیع. معنی استقرار دیکتاتوری پرولتاریی در ایران کنونی با توجه به استثمار شدید و ستم مضاعف شد ید نیروهایی که در سمت انقلاب می ایستند عظیمند و حاکمیت مشتی بس کوچک می باشند. درست بدین خاطر است که با بسیج و متشکل کردن این نیروی تاریخ ساز، پس از سرنگونی کل نظام سرمایه داری نظامی شکل خواهد گرفت که تا حد 99 درصدی ها را به خود جذب می کند. انقلاب در حال شدن ایران کنونی از پائین با استخوان بندی مستحکم کارگران، با وسیع ترین دموکراسی های توده ای دارد شکل می گیرد

. فاکتور بیرونی همسویی و همراهی با دیگر نیروهای کارگری و کمونیستی و چپ در سطح جهان است. هنگامی که از اتکا به نیروی خود حرف می زنیم نفی پشتیبانی جهان مترقی از جنبش انقلابی ایران بهیچوجه نیست ما همچنان از شعار پرولتاریا و خلقهای سراسر جهان متحد شوید پیروی می کنیم. و باید در سطح منطقه خاورمیانه برای امر اتحاد عمل میان نیروهای ضد ارتجاع و سرمایه کار کنیم.

حزب رنجبران ایران روند تکاملی اوضاع را به شیوه زیر دنبال می کند: مرکزی ترین وظیفه خود را همراهی با و پشتیبانی از جنبش های کارگری و دیگر جنبش های مستقل توده ای در امر سازماندهی و اتحاد سراسری می داند. این وظیفه مرکزی را با دو وظیفه اساسی دیگر بعنوان تدارک استراتژیکی انقلاب پیش می برد. وظیفه مبارزه برای ایجاد حزب پیشرو طبقه کارگر با استخوان بندی کارگری و در پیوند فشرده با جنبشهای اجتماعی و وظیفه ایجاد یک پلاتفرم وسیع سیاسی که بتواند در بر گیرنده اقشار دیگر اجتماعی تا حد 99 درصدی ها را داشته باشد وظیفه مرکزی را تکمیل می کند.

ادامه دارد 

محسن رضوانی

 

در زمینه مالی ما را یاری دهید

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ