جمعه, ۰۲ مهر ۱۴۰۰

مبارزه برای استقلال و عدم وابستگی کارگری

طبقه کارگر ایران و سیاست پرولتاریایی احزاب، سازمانها و نهادهایی که در پی تحقق برنامه و سوسیالیستی و برای ایرانی سوسیالیستی مبارزه می کنند باید در کلیه زمینه ها از سبک کارها و سیاست ها یی پیروی کنند که به رسیدن به این هدف خدمت می کند. یکی از این زمینه ها مسئله سیاست خارجی است که در اینجا مختصراً بدان می پردازیم.
چهار دهه پیاده کردن اقتصاد نئولیبرالیستی آمریکایی

توسط رژیم جمهوری اسلامی جز فقر و بدبختی برای کارگران و توده های وسیع مردم به بار نیاورده است. در حرف ضد آمریکایی و در عمل اقتصادی خدمت گزار بانک جهانی. در عرض این چهار دهه در آمد نفت بالاترین رقم ها را نسبت به گذشته داشته است اما اقتصاد ایران امروزه یکی از ورشکسته ترین اقتصاد های جهانی است طبعاً کشوری که بنیاد های اقتصادی و اجتماعی اش فرو ریخته باشد نمی تواند دارای یک سیاست خارجی استوار مستقل باشد و از سیاست اتکا به نیروی خود پیروی کند. ایران امروز بسی محتاج تر و وابسته تر به اقتصاد جهانی است و درست بدین دلیل حاکمانش مجبورند برای ادامه قدرت خود یا جام زهر سر کشند و یا عقب نشینی قهرمانانه کنند. در هر صورت چه در شعار ضد آمریکایی شان وچه در عملکرد شان خائین به ملک و ملت اند و دودش بویژه به چشم اکثریت عظیم مردم ایران می رود از این زاویه است که ما در اینجا مسئله اصل استقلال و عدم وابستگی را از موضع طبقه کارگر مورد بررسی قرار میدهیم. و توضیح خواهیم داد که چنین سیاستی نقش تعیین کنندەای با آزادی و مهمتر با مسئله معیشتی زحمتکشان دارد. شعار استقلال، آزادی، عدالت اجتماعی یک مجموعه ی بهم بافته ایست که در عصر کنونی تنها با برقراری یک نظام سوسیالیستی قابل تحقق است. چقدر این حقیقت علمی کمونیسم علمی با ارزش است که تأکید دارد میدان امتحان کردن من نه در کتابخانەها و مجالس بحث و گفتگوست میدان من در تلفیق با شرایط مشخص جامعه است و آنهم طی روندی طولانی از تئوری به عمل و بار دیگر از عمل با جمعبندی از پراتیک، بازگشت به تئوری.

در جهانی که رقابت های امپریالیستی بشدت برای غارت منابع کشور ما جریان دارد. در دورانی که نظام های دولت – ملتی در جنگ های طولانی برای یک وجب خاک، توده زحمتکش را به گوشت دم توپ تبدیل می کنند. در منطقه ای چون خاور میانه که هنوز امپریالیستها رویای ویرانی آنرا در سر دارند و نقشه بالکانیزه کردن آنرا سالهاست ریخته اند. طبقه کارگر، احزاب سیاسی طرفدار طبقه کارگر و نهادها ی کارگری چگونه باید به این اصل استقلال و عدم وابستگی برخورد کنند؟ چگونه باید از یکسو به اصل حق تعیین سرنوشت تا حد جدا شدن وفادار ماند و از سوی دیگر بدام شونیسم تنگ نظرانه خرده بورژوازی و بورژوازی ملیت های ستمدیده نیفتاد؟

پرولتاریا باید علیه هرگونه سلطه قدرت امپریالیستی در منطقه بایستد و با بورژوازی بومی در حاکمیت که همدست غارتگران جهانی مبارزه کند. یکی از اساسی ترین رهنمود های کمونیستی « کارگران جهان متحد شوید “ است. برای پیروزی سوسیالیسم و ایجاد یک سرزمین پهناور پیشرفته ای در خدمت اکثریت عظیم استثمار شوندگان و ستمدیدگان، با توجه به تاریخ گذشته و طولانی مردمان این منطقه که هزاران سال است در کنار هم زندگی کرده اند، با توجه به تغییرات عظیم جهانی و ورشکستگی کامل بورژوازی و ادیان و مذاهب و فرقه ها، باید پرچم آلترناتیو پرولتاریایی یعنی سوسیالیستی را در برابر امپریالیستها، بورژوازی فاسد وغارتگر که همدست امپریالیسم جهانی عمل می کنند برافراشت. باید دفاع از وحدت پرولتاریایی منطقه و مبارزه برای ایجاد اتحاد کنفدراتیو شوروی سوسیالیستی که همه ملل منطقه با حقوق مساوی و بطور داوطلبانه در آن شرکت می کنند تا آخر به پیش برد.

در این زمینه از گذشته و حال در جنبش جهانی کمونیستی و ایران اختلاف نظر بوده و هست. در این چهل سال گذشته نیروهای سیاسی خارج کشور بورژوازی و خرده بورژوازی هم بخاطر جنایت عظیم حاکمیت علیه مردم آشکارا از تز همکاری با نیروهای ارتجاعی منطقه و امپریالیستی دفاع کرده اند. این شیوه تفکر و سبک کار در ایران ما سابقه طولانی دارد. بورژوازی و مرتجعان حاکم ایران ضمن حفظ به اصطلاح استقلال سیاسی در عمل به نیروهای امپریالیستی و بازار جهانی سرمایه خدمت کرده اند. علاوه براین در این چهار دهه نیروهای بورژوازی مخالف رژیم جمهوری اسلامی هم وارد مناسبات نزدیکی با کشورهای امپریالیستی و قدرت های ارتجاعی محلی مخالف حاکمیت کنونی ایران شده اند. درست بدین دلیل آلترناتیو کارگری باید سیاست خود را روشن و شفا ف در مقابل بورژوازی به مردم اعلام کند.

چون این روزها هفتادمین سالگرد ملی شدن صنعت نفت در ایران است فرصتی است تا اشاره ای به تاریخ مبارزه سیاسی در این زمینه افکنیم یکی از انحرافات رهبری حزب توده طرح دادن امتیاز چیزی شبیه امتیاز دارسی به شوروی ها بود. احسان طبری در آن زمان نوشت « ما به همان ترتیب که برای انگلستان در ایران منافعی قایلیم و بر علیه آن سخنی نمی گوئیم باید معترف باشیم که شوروی در ایران منافع جدی دارد « از « خواب های آشفته نفت « محمدعلی موحد ٌص.82.

با اوج گیری مبارزه با انگلیس پس از تصویب قانون ملی کردن صنعت نفت در سراسر ایران و خلع ید از شرکت امپراتوری بریتانیا به روشنی معلوم شد که در حاکمیت ایران و یا بعبارت دیگر گرایش سرمایه داری ایران دو خط مشی روشن جریان دارد یکی که راه استقلال و عدم وابستگی را در پیش دارد و بر این باور است که مردم ایران این توانایی را دارند سرنوشت خود را بدست گیرند. باید تأکید کنم که این نظریه پس از پیروزی انقلاب اکتبر و در پرتو آموزش های لنین در پشتیبانی از جنبش های ملی جان گرفت و بخشی از پروگرام انترناسیونال سوم شد. دیگری گرایش وابستگی و خدمت به سرمایه جهانی و امپریالیسم است. که اساساً به توانایی های داخلی کم بهاء داده از جهانی شدن اقتصاد جهانی شیفته پیروی از سیاست اقتصادی نئولیبرالیستی است.

درست بخاطر چنین وضعی است که جنبش کارگری و کمونیستی هم در این سالها در مورد پیاده کردن سیاست استقلال و عدم وابستگی دچار راست و چپ زدن بوده و هست. تجربه نشان می دهد دفاع از منافع ملی در دوران تاریخی انقلابات پرولتری و عصر امپریالیسم کمونیستها باید از موضع طبقه کارگر با دید طولانی از سرزمینی که کارگران در آن بدنیا آمده اند و خانه شان هست در برابر دشمنان خانه شان و مردمانشان دفاع کنند و بهترین دفاع مبارزه برای کسب قدرت سیاسی توسط طبقه کارگر و متحدان آنست یعنی پیروزی آلترناتیو سوسیالیستی.

برای درک این موضوع اشاره ای به براندازی سلطنت محمد رضا شاه پهلوی بندازیم. شکی نیست که یکی از علل خیزش مردم علیه شاه روش دیکتاتوری او در سرکوب مخالفانش بود اما این تمام قضیه نیست فاکتور بورژوازی و خرده بورژوازی ایران فرومایه ای انگلی هم نقشی بس مهم داشت. امپریالیسم در ایران بذر وابستگی را از دیر باز کاشته بود. از فراماسیون ها بگیرید تا میسون های مسیحیت آمریکایی که هنوز نشانه های آنها موجود است بیمارستان های آمریکایی و الیانس فرانسه ها و گوته ها بازوی دراز فرهنگی آنها، همچنان نقشی مؤثر در گرایشات حاکمان داشت و دارد. در اسناد سفارت آمریکا در تهران معلوم شد چهار هزار از سیاستمداران و فعالان اجتماعی دوران محمد رضا شاه با سفارت رفت و آمد داشتند.

البته فاکتور نفت در آن زمان و کل منابع معدنی و زیر زمینی ایران امروزه و موقعیت ژئوپلتیک ایران از عوامل مهمی هستند که امروز ایران را در سطح جهانی به یک سوژه جهانی تبدیل کرده است و بورژوازی حاکم ایران را چه در دوره سلطنتی و چه در دوره ولایت فقیه به یکی از بازیگران مهم در سیاست جهانی تبدیل کرده است.

بورژوازی کمپرادور ایران در پرتو در آمد نفت در ایران در دو دهه آخر حکومت شاه چاق و چله شده بود و فیلش هوای هندوستان را داشت و دنبال خصوصی سازی بیشتر و اقتصاد آزاد بود. در نتیجه با گرایش اقتصادی شاه که در پی تقویت بخش دولتی بود در تضاد بود. درست پس از پیروزی خمینی و استقرار حکومت اسلامی در عمل سیاست اقتصادی بورژوازی بازار آزاد را در پیش گرفتند. برای درک این موضوع شاید بهتر باشد به سیاست های پس از جنگ با عراق در زمینه اقتصادی نگاهی بیندازیم. رفسنجانی، خاتمی، احمدی نژاد و روحانی همه رو به آشتی با سرمایه جهانی و پیروی از اقتصاد نئولیبرالیستی داشتند و دارند.

امروز بورژوازی ایران بار دیگر با دو گرایش متضاد در برابر هم قرار دارند. آنقدر شدید است که حاضر به نفی یکدیگرند. برای براندازی یکدیگر شمشیر از غلاف بیرون کشیده اند. بخش بورژوازی بیرون از حاکمیت همچنان امید به قدرت آمریکا و اسرائیل و عربستان بسته است. بورژوازی حاکم به دو دسته مشخص تقسیم شده اند. هر دو واقفند که طبقه کارگر ایران در این دو دهه در پیشاپیش مبارزات توده ای در حال ایجاد صفوف گسترده تر سراسری حتی پر قدرت تر از آبانماه 98 است و هر دو میدانند که نیروهای چپ، سوسیالیست و کمونیست در پیوند با این جنبش های توده ای درحال رشد و گسترشند. آنها آگاهند که این جنبش با درایت تر از گذشته عمل می کند، مراکز اندیشه های درست دارد و اینبار یک مشی سیاسی عمومی مستقل طبقاتی را دنبال می کند.

درست یکی از برنده ترین سیاست های آلترناتیو کارگری بر افراشتن پرچم سیاست مستقل پرولتاریایی است که در داخل با علیه خصوصی سازی و نئولیبرالیسم مبارزه کند و در سطح جهانی علیه دخالت گری های امپریالیستی و سلطه جهانی سرمایه بجنگد. چنین سیاستی با پرچم روشن استقلال و عدم وابستگی تنها زمانی تحقق می یابد که کل نظام بورژوازی حاکم سرنگون شود و کارگران و توده های وسیع مردم ستمدیده و استثمار شده قدرت سیاسی را به کف آورند.

وفا جاسمی

mod_easyslider

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ