جمعه, ۱۵ اسفند ۱۳۹۹
فرایند روند انقلابی در ایران چگونه تکامل خواهد یافت؟
قسمت اول این نوشته کوششی بود برای شناخت گذشته و اساسی ترین عوامل تغییر یافته تابه امروز. در قسمت دوم که در زیر می آید با توجه به اوضاع تغییر یافته و اوضاع کنونی به عواملی خواهیم پرداخت که بطور مستقیم نقشی در تکامل روند انقلابی ایران دارند.
الف
یکم – طبقه کارگر
طبقه کارگر ایران امروز به نیروی میلیونی تبدیل شده 

و در چند دهه اخیر گرایش ایجاد تشکل های مستقل کارگری در حال رشد بوده است. از دیدگاه ماتریالیسم تاریخی، بر اساس تحلیل همه جانبه کارل مارکس از نظام سرمایه داری در اثر اقتصاد سیاسی او و ثابت شدن درستی نظرات مارکس در فرایند جهان در این دویست سال گذشته، امروز ما در ایران برای پاسخ به اینکه فرایند انقلابی چگونه تکامل می یابد باید از طبقه کارگر حرکت کنیم. درست براثر این شناخت تاریخی و در عین حال علمی بود که مارکس وانگلس و پس از آن هزاران و صدها هزار انسان های از خود گذشته و با شعور ودانا هنگامی که به این آگاهی رسیدند تمامن و کاملن خود را وقف رهایی طبقه کارگر کردند. طبقه ای که آزادی اش در گرو آزادی کل بشریت است. اما این طبقه به خودی خود به نقش تاریخی اش هر چقدر هم در مبارزات روزمره اقتصادی اش با سرمایه دار شود و هر چقدر در این زمینه هم موفقیت بدست آورد در بهترین حالت بورژوازی به قول لنین اریستوکراسی کارگری را از آنها میسازد. درست طبق آموزش های مارکس و انگلس این طبقه احتیاج به « مانیفست حزب کمونیست « دارد. در اینجا مارکس وانگلس دو نکته اساسی را با نامگذاری نوشته خود حل کردند حزب و مانیفست حزب یعنی تشکیلات و تئوری یا افکار هدایت کننده حزب. بزرگترین نعمت تاریخی جنبش کارگری ایران در اینست که در همسایگی کشور شوراها، کارگران متشکل اولیه در پیوند تنگاتنگ با حزب بلشویک پا به میدان مبارزه آگاهانه گذاشته است. بزرگترین دستاورد حزب رنجبران هم در اینست که هیچگاه در این بیش از نیم قرن مبارزه اش از این مسیر جدا نشده است. بنیادش در جدایی از حزب توده ایران بر اساس نقد جوانب رفرمیستی حزب بود. از آن زمان تا بحال هم همیشه وهمه وقت وظیفه مرکزی خود را در کلیه فعالیت ها متحدکردن کمونیستها در حزبی یکی شده و بردن تئوری انقلابی به میان طبقه کارگر و دانشجویان قرار داده است. امروز هم با سربلندی می توانیم افتخار کنیم ادامه دهندگا ن راه ورسم بلشویک های ایرانی هستیم. طبقه کارگر ایران بدون تئوری انقلابی خود وبدون مسلح شدن پیشروانش به آن، بدون یک تشکیلات یکی شده، براساس نظم انقلابی از کادرهای توانا همچون حیدر عمواوغلی ها، غفارزاده ها، سلطان زاده ها، افتخاری ها، روزبه ها، وارتان ها، کورش زمانی ها نمی تواند به نقش رهبری و تاریخی خود عمل کند. از این رو شناخت همه جانبه این طبقه، سیر تکاملی کمی و کیفی ان از ضرو ریات درجه اول است. درست است که تئوری عام به ما می آموزد که کارگران گورکن سرمایه داری هستند و تاریخ گواهی دارد که مبارزه طبقاتی در جوامع به حدی رشد می کند که طبقه ای از پائین طبقه حاکم را سرنگون میکند ولی کمونیسم علمی بهیجوجه به نظریه دترمنیستی باور ندارد و برای تغییر جهان به درستی به نقش خلاق انسان و آگاهی به قانون مندی تکامل تاریخی تغییرات بسیار اهمیت می دهد. علاوه براین کمونیسم علمی تاکید دارد برندگی و کاربری تئوری عام در تلفیقش با شرایط مشخص است. از این منظر چون نیک بنگری در می یابی که طبقه کارگر در هر جامعه ای طبق خصوصیات خود تکامل یافته است و از میان همه ی مبارزات آنهایی به پیروزی انقلاب و به قدرت رسیده اند که احزاب کمونیست آنها توانسته اند تئوری عام را با وضع مشخص جامعه تلفیق دهند و با ارائه ی مانیفست حزب کمونیست ویژە جامعه خود و بروز وبردن آن به میان توده ها پیروزی بدست آورند. امروز ما در ایران احتیاج به چنین حزبی داریم و بنظر حزب رنجبران ایران همه شرایط برای ایجاد آن در ایران و در قلب جنبش کارگری ایران موجود است. 

دوم – طبقه سرمایه دار

در جنگ طبقاتی بدون شناخت از دشمن هیچ طبقه ای نمی تواند به پیروزی رسد. همانطور که طبقه کارگر ایران ویژگی های خود را داراست، سرمایه داری ایران هم چه از لحاظ زیر بنایی و چه رو بنا دارای خصوصیات خود است که باید همه جانبه شناسایی شود. سرمایه داری ایران درست بخاطر اینکه در دوران امپریالیسم و جهانی شدن سرمایه تکامل یافته، درست بخاطر وجود نفت و معادن دیگر که نقش مهمی در ایجاد یک سرمایه داری کمپرادوری و بوروکراتیک داشته، دارای ویژگی های خود است. سرمایه داری ایران نه تنها استثمارگر است ستمگر هم هست. قدرت سیاسی اش را با قوانین 1400 سال پیش دمساز کرده و نیمی از جمعیت ایران را به زیر حجاب اجباری کشانده و توده ای وسیع زنان را در چنبره دیکتاتوری مضاعف خود نگه داشته است.

سوم – امپریالیسم

 امپریالیسم و نقش آن در شکل دادن جهان کنونی بی شک در فرایند انقلابی ایران در گذشته نقش مهمی و در زمان هایی تعیین کننده داشته است. برای مدت طولانی در دویست سال گذشته قدرت های سیاسی حاکم ایران دست نشانده ی آنها بوده اند و مال و دارایی ملت ایران را شریکی بین خود تقسیم کرده اند. امروز هم با تمام ترهات ضد آمریکایی حاکمان اقتصاد ایران براساس نقشه های نئولیبرالیستی می چرخد و در گیری چهار دهه ی اخیر میان رژیم جمهوری اسلامی و امپریالیسم آمریکا یکی از مهمترین عوامل موثر در تکامل انقلابی ایران است. بنابراین شناخت همه جانبه از بحران ساختاری کنونی سرمایه داری جهان، گرایش های عمده آن و رقابت های امپریالیستی دارای اهمیت است. برای درک تاثیر گذاری های عوامل خارجی در روند تکاملی انقلاب ایران مهم و اساسی است..

جنبش کمونیستی و کارگری ایران در این صد سال گذشته از آن وقتی که کمونیسم علمی به ایران وارد شد و کارگران و روشنفکران ایرانی بدان دسترسی یافتند تا بحال در شناخت سه مقوله بالا تدریجا شناخت نسبی بدست آورده است. روشن است که به خاطر عقب ماندگی فرهنگی جامعه ایران و مهمتر عدم تکامل سرمایه داری به شیوهایی که در اروپا تکامل یافت، نقش مخرب امپریالیسم در این روند و تسلط دیکتاتور های ضد کمونیستی در صد سال گذشته و سرکوب تشکل های کارگری و کمونیستی در این زمینه ها باید هنوز کار شود.

ب

 انقلاب ایران در مسیری سخت، بغرنج و طولانی

حزب ما در مسیر تلاش برای شناخت از سه عامل بالا و در روند تلفیق تئوری عام با شرایط مشخص که هدف در تشخیص خصوصیات روند انقلابی ایران بوده وهست، به پاره ای از تجارب مشخص خود رسید که دارای اهمیت اساسی برای یافتن راهکارهای استراتژیکی مبارزه طبقاتی در ایران است. این ویژگی ها در سه کلمه خلاصه می شوند: سخت، بغرنج و طولانی.

 ما در آغاز با توجه به رشد انقلابات جهانی و وجود یک اردوگاه عظیم سوسیالیستی و پیروزی های عظیم جنبش های ضد استعماری در آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین چنین تصوری را داشتیم که مشکل اصلی بودن رهبری حزب توده ایران در خارج کشور است و در نتیجه اگر بتوانیم این کمبود را رفع کنیم مشکل اصلی انقلاب کردن حل می شود و یا بعدها رفقای چریک ها چنین تصور می کردند که با روشن کردن موتور کوچک که منظورشان ایجاد یک دسته مسلحانه یا فوکو بود، کل جنبش کارگری و توده ای به حرکت در می آید. یا باز خود ما در کردستان یا در جنوب ایران در میان ایل قشقایی کوشیدیم به مبارزات مسلحانه محلی بپیوندیم و آنرا گسترش دهیم که نشد و با شکست روبرو شدیم. و یا رفقای دیگر که در آمل در دوران جمهوری اسلامی به یک تعرض جانانه تا حد تسخیر شهردست زدند و باز هم باسرکوب توسط نیروهای مسلح روبروشدند. همه این تلاش ها حتی در سطح وسیع تر آن در کردستان، خوزستان نتوانست یک روند سراسری انقلابی را در ایران بوجود آورد. اینها درسهای گرانبهایی بودند که با ازدست دادن بهترین فرزندان انقلابی طبقه کارگر همراه بود. پی از هر شکستی بایستی جمعبندی می کردیم و اشتباهات را تصحیح می کردیم.

علاوه براین مبارزه طولانی ما در کار میان توده ها، سازماندهی مبارزات اجتماعی و دموکراتیک که اساس و مادر کار کمونیستی وانقلابی است هم همیشه چه در دوره شاه وچه در دوره حاکمیت خمینی و خامنه ای با یک دستگاه مخوف امنیتی که در جهان کم نظیر است روبرو بوده ایم. دستگاهی که نه تنها جنایتکار است بلکه به کلیه فنون ردیابی، نابود کردن تشکیلات از درون از طریق رخنه کردن و دامن زدن به اختلافات مسلط است.

 علاوه براین در ایران دو رشته کلفت و تاریخی حکومتی و دینی - مذهبی بهم تنیده داریم که در این صد سال گذشته نقش ضد انقلابی، ضد جنبش کارگری و کمونیستی را با دستاری وهمکاری با امپریالیسم بعهده داشته اند. کمتر کشوری در جهان است که اولین امپراتوری رابنا نهاده باشد وپادشاهی دوهزار پانصد ساله حک شده بر کتیبه سنگی بیستون داشته باشد. پراتیک کل جنبش کمونیستی با گرایشات مختلف نشان می دهد مبارزه سیاسی در ایران بویژه مبارزه ی انقلابی برای تحقق رسالت تاریخی پرولتاریا و طبقه کارگر به عنوان گورکن سرمایه داری به آسانی جلو نمی رود، روندی بسیار سخت و بغرنجی را طی می کند و چه بسا از نبردهای های فراوانی که شکست و پیروزی زیادی در آن است می گذرد. در نتیجه باید آگاهانه با پیروی از این خصوصیات جامعه ایران برنامه ریزی کرد. هر بار و هر زمان که در پی پیروزی های سریع بوده ایم، به دشمن کم بهاء داده ایم از روند انقلابی ایران دور افتاده، متاسفانه دچار شکست شده ایم.

پ

حل درست مناسبات بین سه سازماندهی اساسی

یکم – کار کمونیستی و سازماندهی حوزها وکمیته های حزبی در میان کارگران و زحمتکشان. این یک کار تمام عمری، نا ایستا و تا پیروزی کامل کمونیسم در جهان ادامه خواهد یافت. بدون یک حزب سیاسی پیشرو طبقاتی، پرولتاریا هیچگاه قادر نخواهد شد وسیعترین تشکیلات کارگری با توجه به نوع تولید و شرایط منطقه ای و محلی در اتحادی سراسری بوجود آورد آنهم در کشوری چون ایران که بورژوازی هار آن سرکوبگر ضد هرگونه افکار سوسیالیستی و کمونیستی است. بیش از صد سال است این امر در مبارزه ای سخت وبغرنج ادامه یافته است. هربار که شرایط اجتماعی بسود طبقه کارگر پیشرفته و بورژوازی حاکم قدرت سرکوبش بر اثر پیروزی های جهانی طبقه کارگر تقلیل یافته است تشکیلات کمونیستی و سوسیالیستی پرو بال گرفته اند. کمونیسم یک جهان بینی علمی است بدور از متافیزیک و خرافات و دروغ و تزویر است. خوشبختانه در جامعه امروز ما بر اثر عملکرد رژیم جمهوری اسلامی زمینه های پذیرش نظرات ماتریالیستی و شیوه های فکری متکی به دیالکتیک فراهم شده است. حزب ما از همان آغاز، بنیاد گذارانش در اوایل دهه ی چهل شمسی روی سازماندهی کمونیستی پافشاری کرده است و شاید تنها تشکل کمونیستی در پنجاه سال گذشته است که توانسته بجای انشعاب، 9 تشکل بزرگ و کوچک را در روند ی برای یکی شدن بر اساس اصول و برنامه مشترک در جمعی بزرگتر متحد کرده است. امروز هم همان وظیفه یکی شدن با دیگر تشکل های کمونیستی را دنبال می کند. روشن است که بزرگترین کمبود کنونی جنبش چپ و کمونیستی ایران در جدایی آن از جنبش در حال رشد کارگری است. اما بر اثر رشد همه جانبه خود جنبش کارگری در ایران همه شواهد گواه براینست که ایجاد وحدت و تکامل آن به یک حزبی که استخوان بندی اش را کارگران پیشرو تشکیل میدهند از درون خود جنبشهای توده ای ایران و در پیوند آنها با هم شکل خواهد گرفت و احزاب و سازمان های خارج کشور با نفی دیالکتیکی خود به آن خواهند پیوست

دوم – چاره رنجبران وحدت و تشکیلات است. این گفته تاریخی ابوالقاسم لاهوتی صد سال است در جنبش کارگری ایران در سرلوحه ی هر قد تشکل زایی کارگری بوده است. بزرگترین پیروزی طبقه کارگر در این صد سال گذشته در اینست که با مبارزات طولانی خودش با تمام سرکوب ها امروز به طبقه آلترناتیو برای رهایی ایران از استثمار و ستم تبدیل شده است. در بطن این جامعه ی اسلام زده ی دیکتاتوری ولایت فقیه همانطور که می بینیم مبارزات کارگری، اعتصابات و اعتراضات آنها به مشق روزانه جامعه تبدیل شده است. همراه کارگران، معلمان، زنان، دانشجویان، پرستاران، بازنشستگان روانند و در عمل یکی از گسترده ترین جنبش های متشکل توده ای را بوجود آورده اند. جنبش های دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸ گواهی است برای حقیقت که در مبارزه انقلابی ایران این کارگران و زحمتکشان هستند که نیروی عظیم میلیونی جامعه را تشکیل میدهند و شکست یا پیروزی انقلاب در حال شدن بدست آنها تعیین خواهد شد.

سوم – سازماندهی وسیع ترین نیروی ممکن از کلیه نیروهایی که حاضرند آلترناتیو کارگری را که سوسیالیسم است قبول کنند و صادقانه در عمل از گرایش دموکراتیک و انقلابی اکثریت عظیم مردم در براندازی نظام سرمایه داری موجود و دیکتاتوری ولایت فقیه پشتیبانی کنند. درست بخاطر سخت و بغرنج بودن پیروزی انقلاب سوسیالیستی ایران پرولتاریا برای اینکه به پیروزی خود اطمینان یابد باید در مبارزات جاری چنان عمل کند که بتواند دشمن طبقاتی و سیاسی خود تا آنجا که توانستند منفرد کند. تجربه نشان میدهد امپریالیستها پس از پیروزی هر نیروی انقلابی در یک کشور، اول جنگ داخلی را بر پا کردند و چون موفق نشدند از خارج نیرو برای براندازی قدرت انقلابی پیروز شده وارد کردند. از شوروی گرفته تا چین، از کوبا گرفته تا شیلی، از ویتنام گرفته تا کره، سرمایه جهانی مستقیماً وارد جنگ شده است. در ایران ما با توجه به نفوذ طولانی امپریالیستی، با توجه به وجود ایرانی کثیرالمله چنانچه پرولتاریا بخواهد تنهایی خود قدرت را بدست بگیرد خطر باز پس گرفتن قدرت توسط بورژوازی زیاد خواهد شد. این امر در مورد جامعه ما که اکنون یک قشر وسیعی را خرده بورژوازی تشکیل میدهد کار را برای بورژوازی و امپریالیستها برای اخلال گری آسان می کند.

این سه نوع سازماندهی باید دقیقن طبق برنامه ها و ویژگی ها ی خود عمل کنند؛ اما لازم و ملزوم یکدیگرند و به رشد و تکامل هم کمک می کنند.

ت

به سبک کار پرولتاریایی باید توجه کرد

باید به عامل دیگر هم اشاره ای کنیم تا معلوم شود در پاسخ به پرسش فرایند انقلاب ایران از چه هفت خان رستمی باید گذشت و آنهم سبک کار کمونیستی است. تاریخ گواه بر این است هر طبقه ای نه تنها هدف و سیاست و ایدئولوژی خود را دارد بلکه ناشی از آنها دارای سبک کار مختص به خود هم هست. بنابراین طبقه کارگر و کمونیست هایی که خود را جزئی از طبقه می دانند باید از سبک کار پرولتاریایی پیروی کنند.

یکم – کمونیسم علمی آشکارا اعلام می کند که دارای خصلت طبقاتی است و هرکس این تئوری را قبول دارد و بکار می گیرد برای پیروزی طبقه کارگر کار می کند. ما باید این حقیقت کمونیسم را هیچگاه پنهان نکنیم در عین حال جنبه ی عملی آن را هم که نقش تعیین کننده در تغییر جهان دارد بشناسیم. کافی نیست که تنها در موضع پرولتاریا بایستیم و شعار زنده باد طبقه کارگر بدیم تنها وقتی چنین موضعی مورد قبول واقع می شود که در عمل انقلابی برای تغییر جهان متشکل شویم و انجام وظیفه کنیم.

دوم - پراتیک اساس شناخت است. تئوری ها، رهنمود ها، سیاست ها همگی هنگامی صحت وسقمشان معین می شود که در عمل پیاده شوند و تغییر در اوضاع بوجود آورند. روند دائمی از تئوری به پراتیک، از دعوت عام به دعوت مشخص یعنی شعار چاره رنجبران وحدت و تشکیلات است را که دعوت عام است باید در عمل و بطور مشخص سازمان حزبی، برای پیاده کردن این شعار هر جا که کار میکند در کارخانه یا موسسه ای یا محله ای به کار مشخص سازماندهی بپردازد. تنها پس از این کار است که تغییر در اوضاع بوجود می آید و وظیفه انجام می شود.

سوم – جمع بندی دائمی از کارها به شیوه ماتریالیسم دیالکتیکی یعنی همه جانبه گری کردن و از همه چیز خوب و یا همه چیز بد دوری جستن، یعنی پس از جمع آوری داده ها تحلیل را در پیش گرفتن و اندیشیدن را برای رسیدن به حقیقت بکار گرفتن. جمعبندی دائمی نه تنها گذشته را به روز می کند بلکه اوضاع تغییر یافته راهم در رسیدن به شناخت بکار می گیرد. حزب ما این سبک کار را رمز بقای خود می داند و این شیوه کار باعث شده که به موقع با جمعبندی به انحرافات و اشتباهات پی ببریم و با نوسازی کل تشکیلات به خدمت خود ادامه دهد. در این زمینه باید روی سبک انتقاد و انتقاد از خود انگشت گذاشت که پس از هر جمع بندی شرایطی بوجود می آید که رفقایی که دچار اشتباه شده اند در محیط گرم سیاسی خود را نوسازی کرده و به کار و خدمت خود ادامه دهند

حال میرسیم به پاسخ به پرسش چگونه فرایند انقلابی کنونی تکامل خواهد یافت؟ از نکات بالا برای خواننده روشن شده است که پاسخ به پرسش چیست. ما عوامل وعناصر موثر در این روند را یک به یک تشریح کرده، ابزار اساسی کار را در اختیار خواننده گذاشته ایم تا خود با توجه به تجارب، امکانات و شرایطش مستقلن به نتجه گیری رسد. حزب رنجبران ایران در کنگره سوم خود مانیفست حزب را همه جانبه تشریح کرده است که مراجعه به آن برای پیوستن وهمکاری با آن از باید هاست و در موضع گیری های رسمی خود طبق اوضاع تغییر یافته در نشریه رنجبر تکامل اوضاع را بیان می کند. در نتیجه بهترین راه برای پاسخ مشخص تر به پرسش فرایند تکاملی اوضاع رجوع به ارگان سیاسی حزب است. در آخر باید تاکید کنم.

حزب ما بر آنست که که باید نیروهای چپ و کمونیست با تمام نیرو متحدا هم در سطح عمومی و هم در سطح مشخص برای بسط و گسترش مبارزات جاری کارگران و زحمتکشان و کلیه جنبش های توده ای به گرد جنبش کارگری به عنوان وظیفه عمده خود کار کنند و ایجاد تشکیلات کارگری را در کارخانه ها و موسسات زمینه کارهای مشترک و عملی خود قرار دهند. در خدمت این وظیفه براساس اصول و برنامه ای که مورد توافق هست یکی شوند و وظایف بسط و گسترش جنبش کارگری را بهتر و متشکل تر با هدف ایجاد حزب کمونیست به پیش برند.

ادامه دارد

محسن رضوانی

در زمینه مالی ما را یاری دهید

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ