جمعه, ۱۵ اسفند ۱۳۹۹

جایگاه سپاه پاسداران

زمانی که رژیم جمهوری اسلامی به قدرت رسید و اختلافات سیاسی بر سر مسائل متعدد سیاسی در جامعه بشدت جریان داشت، و دولت هنوز پایه های قدرت خود را تحکیم نکرده بود و به تبع آن قادر نبود اوضاع متشنجی را که بر اساس خواسته های محقانه انقلاب سالهای 56 و 57 به جلوی صحنه مبارزه اجتماعی جهت تحقق آن شکل گرفته بود، کنترل کند.

طرح تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ایران در زمان بنی صدر و با فرمان خمینی در سال

1358 به سرانجام رسید. تشکیل سپاه پاسداران تمام گروههای مسلح طرفدار رژیم جمهوری اسلامی را زیر یک نهاد امنیتی – اطلاعاتی نظامی متحد کرد. فرماندهان این نیرو از زمان تشکیل آن همیشه یکی از سرسخت ترین مریدان خمینی و خامنه ای از عناصر دو آتشه مرتجع بوده اند. تا به حال اکثر فرماندهان سپاه بعد از کنار گذاشته شدن، به شغل ها و مسئولیت های بالای سیاسی در رژیم جمهوری اسلامی گماشته شدند.

در طی بیش از چهار دهه پرونده سپاه پاسداران در کشت و کشتار و شکنجه و اعدام مخالفین رژیم جمهوری اسلامی در خارج و داخل کشور آنچنان سنگین و جنایتکارانه است که فقط بعد از سرنگونی کل رژیم جمهوری اسلامی می توان به ابعاد جنایت های این ارگان نظامی ساخته دست خود رژیم پی برد.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران (در اینجا فقط به نام سپاه آورده می شود) بعد از تشکیلش، دو وظیفه اساسی را عهده دار شد. یکم شرکت در عملیات نظامی همچون ارتش و دفاع از مرزهای سیاسی ایران و دوم مبارزه تام و تمام علیه مخالفین جمهوری اسلامی در بیرون و داخل کشور.هر دو این وظیفه در یک تعریف عمده تر دفاع از انقلاب اسلامی و رژیم اسلامی گنجانده شده است.

روند اوضاع نشان داد که بعد از شرکت سپاه در جنگ ایران و عراق وظیفه این نیرو گسترش پیدا کرد و به عرصه های کنترل و یا دخالت در امور سیاسی فرهنگی و اقتصادی کشور کشیده شد و سپاه علاوه بر امور نظامی و امنیتی قدم به قدم برای کنترل تمامی رژیم با کل نهادها و عناصر و در تلاشی بی وقفه و ویرانگر است. پایان جنگ ایران و عراق سپاه اکثر نیروهای ایدئولوژیک خود را به دانشگاهها و ارگانها و نهادهای فرهنگی و اقتصادی و....... گسیل داشت تا بتوان در طی زمانی میان مدت به تمامی آن ارگان و نهادها دسترسی مستقیم داشته باشد. این وظیفه که با موفقیت در حال انجام است، سپاه را اگر نگوییم به تنها نیرو ولی عمده و بزرگترین نیرو و نهاد دولتی که بر اکثر جامعه قدرت هیولایی خود را با استفاده از شبکه های متعدد سرطانی و پیچ در پیچ مافیایی انداخته است؛ تبدیل کرده است بطور مثال یکی از آنها نیروی بسیج بود که با دست انداختن بر روی آن تقریبا اکثر نیروهای مدافع رژیم را یا در خود ادغام و یا تحت کنترل گرفت.

قریب به اکثر نهادهای عمده اقتصادی یا بطور مستقیم از طرف سپاه اداره می شوند و مدیران آنها از فرماندهان سپاه بوده اند و یا مورد حمایت و تایید سپاه می باشند.

البته با تغییر اوضاع سیاسی و اجتماعی در ایران عناصر و سیاست های سپاه هم تغییر کرده و می کند. برای نمونه نمایندگان مجلس شورای اسلامی اکثرا وابسته به سپاه هستند. بدون تایید اطلاعات سپاه هیچ ارگانی اعم از شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام و یا خبرگان رهبری قادر به تایید و یا رد مصوبات، تایید صلاحیت ها، استفاده از حقوق قانونی و غیره نیستند. داستان رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی برای انتخابات ریاست جمهوری و دخالت مستقیم سپاه یک نمونه روشن از قدرت مافیایی است که این نیرو در ایران بدست آورده است. در زمینه وظایف نظامی هم نه ارتش از حجم و تکنولوژی سلاح های سپاه برخوردار است و نه بودجه ای که به آن تعلق می گیرد برابر سپاه می باشد. حتی تحقیقات نظامی و در بسیاری رشته های تولیدی و تکنولوژیکی هم تحت نظارت آنها انجام می گیرد.

رژیم جمهوری اسلامی همچون همه رژیم های سرکوبگر و مستبد از نیروهای مختلف نظامی – امنیتی سود می برد.

در زمینه سرکوب نیروهای سیاسی و مخالفین جمهوری اسلامی. اگر نگوییم صد در صد ولی بیشتر سفیران و نمایندگان جمهوری اسلامی عملا از عوامل سپاه هستند. این نهاد برای خود نیروی متشکلی از زندان و زندانبان و بازجو شکنجه گر جداگانه دارد و احکام زندانیان سیاسی را قبل  از دادگاهها برایشان تعیین می کنند.

در زمان رژیم شاه دو ارگان دولتی دارای زندان های رسمی مختص به خود بودند، اطلاعات ارتش، شهربانی و ساواک. در رژیم جمهوری اسلامی هر ارگان امنیتی دارای زندان های مختص به خود است. در اوایل انقلاب آنچنان هرج و مرجی بوجود آمده بود که هر آخوند پر قدرتی برای خود زندان داشت. از پسر منتظری تا آخوند قرائتی و غیره. رشد خواست های مردم باعث شد که ضد انقلاب حاکم برای مقابله با اعتراضات نیروی سرکوب خود را در همه عرصه ها متمرکز کند. ادغام سازمان زندان ها و کوتاه کردن دست عناصر و سپردن آن به سازمان های رژیم توانست توان بالاتری به رژیم سرکوب اسلامی بدهد.

زمانی خمینی توصیه می کرد که نظامیان از دخالت در سیاست خودداری کنند که اعتراض علیه فشار نظامیان به جامعه در حال اوج گیری بود، ولی بعدا که به آنها احتیاج مبرم داشت، حرف خود را پس گرفت و گفت که این یک فریضه الهی است. امروز این فرضیه الهی را سپاه بخوبی انجام می دهد وقتی که به عمده ترین نیروی شکنجه گر و اعدام کننده تبدیل شده است، سپاه امروز بزرگترین دلال اقتصادی و نیز قاچاقچی کالا از مرزها و گمرک های قانونی و غیر قانونی است.

قریب به اکثر نهادهای عمده اقتصادی یا بطور مستقیم از طرف سپاه اداره می شوند و مدیران آنها از فرماندهان سپاه بوده اند و یا مورد حمایت و تایید می باشند. دخالت در ترانزیت مواد مخدر، شرکت در عملیات برون مرزی نظامی و تروریستی،  به کنترل اسکله های قاچاق اجناس و توضیح آن با استفاده از سر دست و پنجه ها در بازار های گوناگون. از تجارت رسمی کالا تا قاچاق غیر قانونی آن بدست گرفتن و کنترل تکنولوژی و صنعت آنلاینی و استفاده و نظارت بر خرید فراورده هایی مانند ابزارهای جنگ سایبری، سافتورهای کنترل و جاسوسی از موبایل ها و اپلیکیشن ها دادن خدمات نظامی و مالی به گروههای نیابتی در خارج از کشور مجموعه ای از فعالیت های این نهاد را به یک انحصار مالی و تسلیحاتی و امنیتی در ایران تبدیل کرده است که به طور فزاینده ای در حال نفوذ و قدرت گیری سیاسی و نهادی تعیین کننده در آینده رژیم ایران و مقابله با جنبش های مترقی است.

دومین نیروی بزرگ که در سال 1370 تشکیل شد نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران (ناجا) است که از ادغام سه نیروی شهربانی، ژاندارمری و کمیته های انقلاب اسلامی بوجود آمد که وظیفه اساسی مقابله و تامین انتظامات داخلی کشور است. رهبری این نیرو همیشه با یکی از سرداران سپاه می باشد.

ما با یک نیروی دیگر نظامی که حضورش ضروری و اساسا برای حفظ نظام و چند لایه کردن قدرت نظامی می باشد مواجه هستیم این نیرو که از ارتش شاه بیرون آمد. در اوایل مورد اعتماد رژیم اسلامی نبود ولی قدم به قدم با تعویض رهبران نظامی و کل ارتش آنرا به نیرویی خودی تبدیل کردند.

سه نیروی نظامی و امنیتی مهم که بر شمردیم از مهمترین آنها هستند. البته قوه قضائیه هم برای خود دم و دستگاه سرکوب جداگانه ای به راه انداخته. اما در بین آنها سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از همه پرقدرت تر و پرنفوذتر بوده و نقش رهبری را در بین این نیروها بازی می کند. به لحاظ سمت و سوی سیاسی و فکری آنها بسیار نزدیک به مرتجع ترین و هارترین جناح های قدرت دولتی تحت رهبری علی خامنه ای هستند.

امروزه در ایران سپاه پاسداران یکی از نیروهای نظامی و سیاسی است که در آینده ایران می تواند نقش بسیار مخرب و ویرانگری را بازی کند. شناخت از این نیروی مرتجع و سرکوبگر و ریختن تمامی توهم های سیاسی به این نیرو یکی از وظایف هر نیروی مترقی و انقلابی است.

مهران پیامی

در زمینه مالی ما را یاری دهید

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ