جمعه, ۱۵ اسفند ۱۳۹۹

ذهنی گری بازهم شکست

چهار شنبه ششم ژانویه 2021 روزی ثبت خواهد شد که رئیس جمهور آمریکا نژاد پرستان سفید پوست، ناسیونالیست های راست افراطی، فاشیستها ی ضد سوسیالیسم و کمونیسم را از سراسر پنجاه و سه ایا لت آمریکا جمع کرده بود تا به کنگره مقر نمایندگان دو مجلس حمله کنند، آنرا بازور تسخیر نمایند، انتخاب جوی بادن و هریس را باطل اعلام نمایند. روزی به یادگار خواهد ماند که نیروی انتظامی اش که برای دستگیری یک سیاه پوست یک گردان بسیج می کند،

بااینکه از قبل معلوم بود چنین تظاهراتی سازمان داده شده است، گذاشت تا راست های فاشیست جنایتکار تا اشغال کامل ساختمان معروف کپیتال پیش روی کنند. ما را یاد بیش از صد سال پیش محمدعلی شاه قاجار می اندازد که مجلس شورای ملی ایران را به توپ بست و موفق شد استبداد صغییر را برای مدتی کوتاه در ایران مستقر سازد. البته شورش دونالد ترامپ با شکافی که در میانشان افتاد، چند ساعتی بیشتر طول نکشید و نمایندگان دومجلس پس از اخراج متجاوزان توسط نیروهای تازه وارد انتظامی، تا صبح نشستند و نتیجه انتخابات را بسود بایدن تائید کردند.

 بررسی همه جانبه این حادثه و نتایج آن که هنوز معلوم نیست به کجا کشانده خواهد شد، برای شناخت فرایند تکاملی سرمایه داری جهان و بحران ساختاری آن دارای اهمیت زیادی است که به وقت دیگر محول می کنیم. در اینجا اشاره ای داریم به نتیجه آن برای نیروهای پرو ترامپ ایرانی که در این چند ساله گوش به فرمان کاخ سفید ودل به گفته های وزارت امورخارجه آمریکا بسته بودند. پرو ترامپی ها ی ایرانی تا آنجا رفتند که پرچم سه رنگ ایران راهم در تسخیر کنگره آمریکا با پرچم دوران برده داران آمریکا همراه کردند؟ این دریوزگی و اجنبی پرستی از کجا آمده است ؟ راست برانداز ایران ریشه در گرایش های عظمت طلبانه شونیسم فارس وناسیونالیسم فاشیستی دارد. رضا شاه را انگلیس ها از ایران بیرون کرده بودند که در رشد تضاد های امپریالیستی گرایش به فاشیسم هیتلری پیداه کرده بود.

درست است که در این چهار دهه آنقدر این دارودسته حاکم خیانت وجنایت کرده اند که خواست قاطبه مردم خلاصی از سلطه این رژیم بهر وسیله ای شده اند. درست است کارد به استخوانشان رسیده و اکثریت عظیم مردم برای نان شبشان محتاجند. اما یکیار آنها حکومتی را برانداختند به این امید که دموکراسی مستقر شود، جایش را رژیمی بدتر و سرکوبگر تر گرفت. سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی به دست بیگانه و یک شور تجاوزگر امپریالیستی حتی اگر عملی شود به سود ایران و توده های مردم نیست. براندازی رژیم جنایتکار اسلامی تنها هنگامی بنفع مردم ایران خواهد بود که بدست خود اکثریت عظیم وبا اتکا به نیروی خود صورت گیرد. رهایی ایران تنها هنگامی تحقق خواهد پذیرفت که همراه با رهایی طبقه کارگرو دیگر زحمتکشان و ستمدیدگان باشد. این امر با دنباله روی از سیاست خارجی امپریالیسم آمریکا نه تنها خوانایی ندارد بلکه ضد آنست. اما چرا آنقدر پرو آمریکایی پیدا شده است که بی شرمانه علنا از عملکرد امپریالیسم دفاع می کنند.؟ این امر در درجه اول از ماهیت طبقاتی وجهانبینی این نیروها برمی خیزد که به نقش توده ها بویژه طبقه کارگر در تغییر انقلابی جهان کنونی باور ندارند و در عین حال تا اندازه ای به شرایط تاریخی و گذشته آنها در شکست های پی در پی.

با سرازیر شدن پناهندگان سیاسی اولیه به خارج که از بازماندگان رژیم سابق سلطنتی بودند وپس از آنها نیروهای گرایش های اسلامی هر دوی این دو جریان از لحاظ عقیدتی خصوصیات میهن دوستی نداشتند اولی که رژیمشان دکتر مصدق را زندانی کرده بود و رهبرشان هم باکودتای 28 مرداد آمریکایی تاج وتختش را باز پس گرفته بود و به دستور همان اربابها با رفتن از ایران، جا را برای خمینی خالی کرده بود، ماهیتن و تاریخی پرو سرمایه داری و آمریکایی بودند. جناح اسلامی هم با توجه به اینکه یکبار تجربه کرده بودند که آمریکایی ها جنبش اسلامی را پشتبانی کردند و خمینی را برای رسیدن به قدرت یاری دادند طبعا بدین نتیجه رسیدند چرا نه، تاریخ می تواند باردیگر تکرار شود ودر همان روزهای اول استقرار در خارج تا حد تعیین رئیس جمهور انتصابی خود مریم رجوی پیش رفتند. از شاهپور بختیار آغاز شد که دل به صدام بست، تا مجاهدین خلق که دربست ومستقیمن با صدام حسین برای براندازی خمینی یکی شدند و سپس سلطنت طلبان که در این مسیر گام بر داشتند. همه در این سالهای طولانی همچنان روی این خط شکست خورده پافشاری کردند. با روی کار آمدن ترامپ شور وشوق آنها بیشتر شد. دارودسته رهبری این دو گرایش سیاسی لطمه بزرگی به جنبش آزادیخواه و انفلابی ایران در مبارزه با رژیم جمهوری اسلامی زدند. آنها با همکاری نزدیک با قدرت های ارتجاعی منطقه و همسو کردن خود با نیروهای امپریالیستی زمینه را برای تبلیغات دروغ بزرگ ضد امپریالیستی بودن رژیم حاکم را میسر کردند. دروغ بزرگی که با تسخیر سفارت آمریکا شروع شد و تا به امروز ادامه دارد. آنها چهل سال زیر این پرچم دروغین بزرگترین چپاول وغارت را به مال وجان مردم دامن زدند و به شخم زدن منطقه توسط امپریالیستها در عمل یاری رساندند، در حالی که نظام جمهوری اسلامی سیاست نئولیبرالیستی سرمایه داری را نعل به نعل پیاده کرد و با سیاست خارجی تجاوزگری زمینه را برای فروش اسلحه در منطقه فراهم تر ساخت. رقابت این گرایش یکی در قدرت در مخالفت ظاهری با امپریالیسم و دیگری در اپو زیسیون در موافقت و همسوئی و همراهی با امپریالیسم آن چنان اغتشاش فکری در جنبش بوجود آورده اند که سال ها طول خواهد کشید تا تاثیرات آن از بین رود بخصوص اینکه هر دو گرایش کاذب دارای امکانات وسیع تبلیغی هستند. در برابراین آلترناتیو های مجاهدین و سلطنت طلبان جنبش نوین کمونیستی و کارگری ایران به درستی وبا حرکت از تاریخ مبارزات مردم ایران و شرایط تاریخی، مبارزه با ارتجاع داخل را با مبارزه با امپریالیسم پیوند زده است امروز با افشاء شدن توطئه ترامپ فرصتی است مناسب برای این نیروها که دست از این دنباله روی از قدرت های محلی ارتجاعی و امپریالیسم جهانی بر دارند. از منافع ملی ایران حرکت کنند تا تلاش برای کسب قدرت سیاسی بهر وسیله حتی همکاری با مرتجع ترین نیروهای منطقه ای و جنایتکار ترین امپریالیسم جهانی. امروز تنها راه نجات و جلو گیری از اضمحلال کامل جامعه توسط رژیم جمهوری اسلامی، تنها آلترناتیو دمکراتیک وانقلابی چپ وکمونیست جواب گوست: آلترناتیوی است که از استقلال وعدم وابستگی جنبش انقلابی ایران دفاع می کند، برنامه سیاسی اش از منافع اکثریت عظیم مردم تا نودونه درصدی ها حرکت می کندو بر این باور است که با شرکت مستقیم آنها پیروزی در آخرین تحلیل حتمی است. از لحاظ تاریخی و تجارب انقلابات سیاسی قرن اخیر و بویژه انقلابات دهسال پیش معروف به بهار عربی گواهی است بر این واقعیت که هیچ نیروی سیاسی و طبقاتی دیگری در جامعه ایران نمی تواند دارای یک برنامه جامعی باشد که در برگیرنده ی ترکیبات ضروری تحولات انقلابی جامعه کنونی باشد. هم استقلال طلب ضد امپریایسم و مرتجعان منطقه باشد، هم وسیعترین دموکراسی را در برابر سلطنت طلبی و نوعی دیگر از اسلام مجاهدینی در ایران مستقر کند و برای خاتمه دادن به استثمار انسان از انسان و ستم های چند لایه ای به زنان، ملیت های ایران وادیان و مذاهب دیگر طبق اصول وبرنامه عمل کند مگر طبقه کارگر و آترناتیو کارگری. گرایش راست فاشیستی جهان از جمله ترامپیستها را هیچ نیروی طبقاتی و سیاسی دیگری مگر آلترناتیو کارگری نمی تواند جلو گیرد. آلترناتیو کارگری امروز دیگر آلترناتیو جهانی است، ضد فاشیست جهانی است، جبهه ای که در این سالهای اخیر در آمریکا در حال رشد وگسترش هست و متحدان نزدیک ما در مبارزه با رژیم جمهوری اسلامی اند. گرایش راست جهانی در پوشش های مختلف از داعش گرفته تا طالبان، از شیعگری خامنه ای گرفته تا سنیگری ابن سعود شاهزاده سلمان، از ترامپیست آمریکایی گرفته تا صیهونیسم نتن یاهو، همه وهمه در سه نکته متحدند

یکم - ضد کمونیسم وسوسیالیسم اند

دوم - ضد دموکراسی و رهایی اکثریت مردمند

سوم – ضد پیشرفت های علمی رهایی انسان از خرافات ومتافزیک اند.

با روی کار آمدن دولت بایدن دارودسته حاکم در ایران مثل اپوزیسیون بیرون مرزی که با پیروزی ترامپ در انتخابات 2016 قند در دلشان آب می شد اینروزها از خوشحالی در پوست خود نمی گنجند که بایدن به برجام بر می گردد و بار دیگر جهان گردد به کام کاسه لیسان. زهی خیال واهی. ذهنی گری بازهم شکست، ذهنی گری بازهم شکست چنین است منطق نیروهای ارتجاعی جهان و ایران آزادی واستقلال ایران، رهایی اکثریت عظیم مردم ایران تنها از سرنگونی انقلابی کلیت نظام جمهوری اسلامی می گذرد. هدفی است که برای رسیدن به آن با دید طولانی، در مسیری سخت و بغرنج باید در سه زمینه زیر برنامه ریخت وکار مشترک و متحد کرد:

*باید نیروهای چپ و کمونیست براساس اصول وبرنامه ودر پیوند با جنبش مستقل کارگری ایران یکی شوند و حزب متحد وسراسری ایران را بوجود آورند

**باید به شعار چاره رنجبران وحدت وتشکیلات است وفادار ماند و برای بسط وگسترش تشکلات کارگری در سراسر ایران با تمام نیرو کوشید

***باید برای اتحادی بازهم وسیعتر وهمه جانبه تر با پیروی از نکات مشترک با هدف سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی و استقراربدیل کارگری مبارزه کرد.

این سه وظیفه واقعی، در پیوند باهم در جامعه ایران در حال انجامند. از هم اکنون می توان دید سالی که در پیش است بازهم نمایان تر در صحنه مبارزات سیاسی ایران خود را نشان خواهند داد.

وفا جاسمی- دهم ژانویه 21

در زمینه مالی ما را یاری دهید

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ