جمعه, ۱۵ اسفند ۱۳۹۹

از شکست انقلاب و انتخابات پالمانی بیاموزیم

انقلاب نیمه تمام و شکست خورده بهمن ۱۳۵۷با غصب رهبری توسط بورژوازی مذهبی و خرده بورژوازی یدک کش آن وارد ٣٤ مین سال خود می شود. انقلابی که قرار بود "استقلال، آزادی و عدالت اجتماعی" را با سرنگون ساختن رژیم مستبد سلطنتی به ارمغان آورد، خود از فردای پیروزی اش توسط آخوندها به مثابه نمایندگان بورژوازی تازه به قدرت رسیده به محاق کشیده شد و جای سلطنت مستبده ی سرمایه داران نیمه سکولار و وابسته 

به امپریالیسم را، سلطنت مستبده ی سرمایه داران مذهبی در قالب "ولایت فقیه "، گرفت. اگر برای فریب توده ها امام علی آنها کارگر از کار درآمد و با کار خود امرار معاش می کرد و حتا ادعا شد که "خدا هم کارگر است"، اما به ندرت می توان در ایران سراغ حتا آخوند کوره دهی را گرفت که در مزرعه کار کرده و خرج خود و خانواده اش را از زحمت و کار خود در آورد. هم چنین کمتر آیت اللهی را می توان یافت که میلیونها و میلیاردها ثروت نداشته باشد. در کنار این جماعت به آلاف و علوف رسیده، بورژوازی و خرده بورژوازی تازه به دوران رسیده در چاپیدن ثروتهای جامعه و مکیدن ثمره ی کارو زحمت کارگران و زحمت کشان مان، خیز عجولانه ای برداشتند برای ثروت اندوزی! و میلیاردرها مثل قارچ از زمین بیرون آمده، با دیدگاههای عقب مانده دستگاه استثمار و ستم و غارت گری را در سرتاسر ایران پهن کردند. 

اگر حاکمان برای فریب توده ها قبل و بعد از اوایل انقلاب صحبت از تبدیل زندان اوین و شکنجه گاههای دیگر به مکانهای آموزشی و مجانی شدن برق و آب و امثالهم می کردند و خود را مستضعف خواه معرفی می نمودند، پس از سرنگونی رژیم شاه نه تنها بر تعداد زندانها افزودند، بلکه در هر زندانی هم دو تا سه برابر گنجایش آن انسانها را اسیر کردند. شکنجه ها، تیربارانها و اعدام مبارزان ضد رژیم و خلاف کاران معمولی به حدی عادی شد که حتا به اعتراف خودشان، بی گناهان هم شکنجه، زندانی و اعدام شدند و بعدا خلخالی های رژیم گفتند "اگر اشتباها اعدام شده باشند این اعدامیها شهید حساب شده و به بهشت می روند" و بی حیائی آخوندی را تا بدان جا رساندند که به جای خدای شان هم قضاوت کردند و رای به بهشتی یا جهنمی بودن انسانها دادند تا آتوریته قلابی و حیوانی خود را مستقر سازند!! 

این برخوردها نشان داد که جمهوری اسلامی نه در راه خدا و اسلام مورد ادعای شان، بلکه خدا و اسلام و این جمهوری را در خدمت حریص ترین و بی وجدان ترین انسان های سرمایه دار شیاد و زالو صفت لازم دارند و در عین حال خون خواران هستند بسان گرگان وحشی گرسنه!

سخن گفتن از مجموعه ظلم هایی که بر مردم و به ویژه زنان روا داشته اند، موی بر بدن هر انسان با وجدانی را سیخ می کند که تجاوز به دختران اسیر اعدامی قبل از اعدام و سنگسار دو نمونه از این وحشی گری ها هستند. در مورد انتخاب کردن نیز نظام انتخابات پارلمانی در ایران مضحکه ای به تمام معنا است. این امر هم از آنجا شروع شد که مجلس خبرگان جای مجلس موسسان گذاشته شد تا آنچه که حاکمان می خواهند به تصویب برسد. در انتخاب نام جمهوری، تنها یک پیشنهاد باقی ماند که خمینی سردسته ی مستبدان جدید مطرح ساخته بود: "جمهوری اسلامی ایران، نه یک کلمه بیش و نه یک کلمه کم" ! و حتی نام جمهوری اسلامی دموکراتیک هم تحمل نشد. نظارت استصوابی شورای نگهبان بی رحمانه هر کسی را که برای نامزدی مجلس اسم خود را نوشته بود، کنار زد و نمایندگان دلخواه حاکمان باقی ماندند و حتی نظام حاضر نشد در این حیله گری انتخابات پارلمانی به ظاهر هم شده بازی را همانند انتخابات در کشورهای غربی پیش ببرد و به ضرب پول و تطمیع و تبلیغ، نمایندگان خود را به مجلس بفرستد. حاکمان پول را برای خود لازم داشتند تا برای خرج در باز ی های انتخاباتی!! این در منطق آخوندی با صرفه تر بود! اما با گذشت زمان و با تشدید حرص دسته بندی های درون حاکمیت که هر کدام سهم بیشتری را از خوان یغمائی به بزرگی ایران می خواستند، و به هم خوردن اتحاد نسبی اولیه پس از پیروزی انقلاب، انتخابات رژیم هم دچار بحران شد و کار به جایی رسید که خودی های دیروزی به همدیگر تاختند و امروز از مجلس شان گرفته تا مطبوعات و در رادیو تلویزیون و دادگاه ها و غیره به جویدن یکدیگر مشغول شده اند. بزرگترین اعتراضات خیابانی مردم ایران علیه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در تابستان سال ١٣٨٨ را شاهد بودیم و انتظار می رود که مردم این بار، برعکس بار گذشته که در توهم به انتخاب فرد دیگری رای دادند، از شرکت در انتخابات بپرهیزند و نشان دهند که از این نظام بیزارند.

طبعا گرم کردن بیش از پیش تنور جنگ و تجاوز امپریالیستی ـ صهیونیستی را رژیم به سود خود می داند و این بار به بهانه ی بروز جنگ و ضرورت مقابله با آن خواهد کوشید تا تعداد هرچه بیشتری از رای دهندگان را به پای صندوق های رای بکشد تا بار دوم و با گذشتن از روی لاشه ی میلیون ها ایرانی قربانی جنگی ناعادلانه، حاکمیت خود را به مدت دو تا سه دهه ی دیگر تضمین کند. بنابر این تحریم فعال این انتخابات نشانی خواهد بود از شروع وحدتی سراسری در ربیدن جمهوری اسلامی و برقراری دموکراسی شورائی و از میان برداشتن نظام سرمایه داری.

کم نیستند نیروهای سیاسی و از جمله برخی از نیروهای چپ که در این شرایط حساس بار دیگر شعار "همه باهم" را پیش میکشند. تاریخ انقلاب در کشورمان نشان داد که "همه با هم" گرچه می تواند در برچیدن نظامی موثر افتد ـ نظیر آنچه که در انقلاب بهمن ٥٧ روی داد ـ اما این کافی برای بعد از انقلاب نیست. کما این که با رفتن "دیو" سلطنتی، نه فرشته که "دیو" وحشی تر ولایت فقیه وارد شد که قانونی سرش نشده و "حکم حکومتی" را که استبداد مطلق است به عمل در آورد. این امر بار دیگر نشان داد که تا زمانی که کارگران و زحمت کشان ـ این تولید کنندگان نعمات مادی و معنوی جامعه ی ما ـ متحد نشده و زیر پرچم واحد انقلابی طبقه ی کارگر پیشرو ـ حزب واحد کمونیست ایران ـ مبارزه نکنند، تمامی جان فشانی های آنان به سود طبقات استثمارگری خواهد شد که از پشتیبانی بین المللی نیز برخوردارند. تاریخ انقلاب بهمن نشان داد که نباید نسبت به ادعای افراد و نیروهائی که، در حفظ مالکیت خصوصی بر وسایل تولید و مبادله و استثمار انسان از انسان فعالیت می کنند، درمورد استقرار دموکراسی، آزادی و عدالت اجتماعی باور داشت. چون که نفس استثمارگری و مالکیت خصوصی مانع از آزاد بودن انسانها می شود و پدیده ی زور گوئی را برای تحقق این امکانات الزاما وارد کارزار می کند. کسانی که با روشن بینی و با جدیت در تغییر شرایط غیر انسانی کنونی حاکم بر کشورمان مشغول فعالیت هستند، اگر این چند درس اساسی انقلاب ٥٧ و ٣٣ سال حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی را خوب یاد گرفته باشند، باید امیدوار بود که از این آگاهی ثمرات جانانه ای به بار خواهد نشست. در غیر این صورت چرخ مملکت مان برپایه سابق و حتا بدتر از آن خواهد چرخید و ثمرات ٣٣ سال مبارزات و جانبازی و فداکاری های مردم ما در نبرد با اهریمنان حاکم برباد خواهد رفت.

و چنین مباد! فراموش نکنیم که وقتی تاریخ جامعه ای به تند پیچ تغییر نزدیک می شود، فرصت طلبان شعار "بگذار از دست رژیم فعلی خلاص شویم" را پخش کرده و انسان های نا آگاه و یا بی طاقت شده از دست مرارتهای رژیم به این دیدگاه لبیک می گویند و به آینده و این که چه حکومتی سرکار خواهد آمد، بی اعتنا می مانند. از هم اکنون باید علیه این توهم پراکنی به پا خیزیم.

ک. ابراهیم ـ ١٨ بهمن ١٣٩٠

در زمینه مالی ما را یاری دهید

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ