شنبه, ۲۷ دی ۱۳۹۹

اعتراضات در حکومت اقلیم کردستان عراق

مدتها است که بحران سرمایه داری تاثیر مخرب و ویرانگرش را بر ملت ها و جوامع بشری نشان داده است و با تشدید این بحران وضعیت معیشتی کارگران و زحمتکشان روز به روز بدتر می شود. در این میان فاصله طبقاتی و در حقیقت فاصله بین فقرو ثروت ابعاد غیر قابل تصور به خود می گیرد. سفره مزد بگیران دون پایه هر روز خالی تر و شرکت های فراملی و بین المللی هر روز فربه تر می شوند. بحران سرمایه داری

در سطح جهانی و عدم وجود یک جنبش قوی کارگری – کمونیستی گرایش به راست و فاشیسم را در بین اکثر دولت های جهان بوجود آورده است. تشدید روند گلوبالیزاسیون سرمایه داری که پی آمدهایش عدم امنیت شغلی، روند رو به افزایش بیکاری، گسترش میلیتاریسم (‌نظامیگری)، گسترش مواد مخدر، آوارگان جهان، جنگ های نیابتی (بین کشورها – جنگ داخلی در درون کشورها ) و.... است، با مسئله کرونا به وضع وخیم تر و غیر قابل تحمل تری غلتیده است.

نابسامانی در بودجه های حکومتی، بی ارزش شدن پول و ارزهای کشورهای عمدتا پیرامونی و راکد شدن بخش هایی از اقتصاد این کشورها که اساسا بر پایه فروش منابع طبیعی مانند نفت و مواد معدنی قرار دارد بیش از پیش توده های استثمار شده و ستمدیده را به تنگ آورده است. گرایش راست و فاشیستی در بین دولت های جهان که ناشی از این وضع خود به رقابت افسار گسیخته برای بدست آوردن سهم بیشتری از بازار جهانی با تکیه به زور و قلدری دست زده اند. باز هم به تنش های اجتماعی دامن زده است بویژه اینکه اکثر حکومت های جهان دارای گرایش های قوی و ویرانگر فساد مالی و باند بازی در بالا هستند. بالاترین رهبران کشورهای جهان اکثرا آلوده به فساد و پول شویی هستند. بسیاری از آنها کمترین مالیات ها را به خزانه های دولتی پرداخت کرده اند و در یک الیگارشی خانوادگی مشغول حیف و میل بودجه های دولتی بوده و هستند. با توجه به نمای کلی که در بالا نسبت به اقتصاد جهانی بدست داده می شود، می توان به دلایل شورش ها و اعتراضات و تظاهرات در اکثر کشورهای جهان نزدیک شد. روشن است که کشورهای مختلف بر اساس مشخصات و ویژگی های هر کشور از انواع و اشکال گوناگونی از مبارزه برخوردارند. اما همگی دریک موضوع مشترک هستند. فساد حکومتی و فقر و بیکاری و استثمار. ثروت بطور فراینده ای در دست عده معدودی از شرکت های و گروههای مالی متمرکز می شود و در برابر آن فقر بطور فزاینده ای در میان کارگران و زحمتکشان و مزدبگیران دون پایه گسترش می یابد.

بر طبق اخبار رسیده در طی چند روز اخیر در حکومت اقلیم کردستان عراق ( حکومت حریم کردستان ) و بویژه در در شهرها و شهرک های مناطق جنوبی اعتراضات به بیکاری و کمبود های مالی و برق و آب و عدم پرداخت حقوق ها به مدت طولانی انجام گرفته است که در برخی از مناطق به درگیری نظامی و کشته شدن (‌تا زمان نوشتن این مطلب ) ۱۲نفر انجامیده است.

حکومت اقلیم کردستان که بعد از سرنگونی صدام حسین شکل گرفت در طی بیش از دو دهه نتوانسته است به خواست هایی که خلق کرد از حکومت کردی انتظار داشت پاسخ مثبت دهد و بعد از یک دوره بسیار کوتاه، وضعیت سیاسی و اقتصادی کردستان رو به وخامت و بحران گذاشت.

حکومت اقلیم کردستان عراق به شکل دولت خودمختار اداره می شود. دولت عراق در اداره آن نقشی ندارد. ارتباط دولت مرکزی عراق با حکومت اقلیم کردستان از ناروشنی های بسیاری در عرصه سهم اقتصادی کردستان از کل در آمدهای دولت عراق و نیز سهم دولت عراق از فروش نفت مناطق کردستان کاملا روشن نیست و درعین اینکه دولت عراق پذیرفته است که حقوق کارمندان حکومت اقلیم کردستان را بپردازد ولی وقتی که حکومت اقلیم کردستان دست به فروش نفت از طریق ترکیه یا ایران به خارج می زند، دولت عراق هم در اعتراض به عدم دریافت سهمش حقوق کارمندان حکومت اقلیم را یا نمی پردازد و یا آنرا به تاخیر می اندازد.

دولت مرکزی عراق بعد از سرنگونی حکومت صدام حسین قدرت را به سه بخش تقسیم سیاسی تقسیم کرده است، که بخش اصلی را شیعیان عراق و بخش دیگر را سنی ها و سپس کردها در دست دارند. بطور مثال پست ریاست جمهوری متعلق به کردها و نخست وزیری (که قدرت اصلی در آنجا متمرکز است) در دست شیعیان و رئیس پارلمان در دست سنی هاست.

 رقابت بین این سه نیروی اصلی بویژه اینکه دولت مرکزی (بخش شیعه ) با حکومت ایران بسیار نزدیک است و ادامه ضعف و بحران حکومت اقلیم کردستان خود می تواند در بین اپوزیسیون کرد ایرانی، سوریه، ترکیه مستقر در کردستان عراق تاثیرات مشخص مالی و عملیاتی داشته باشد، بطور ضمنی مورد موافقت دولت های ترکیه و ایران هم هست. روشن است که ایران عمدتا با جناح های شیعیان نزدیک است و دولت ترکیه بعلت درخواست های سیاسی و اقتصادی با دولت عراق دارای مشکلاتی است و سعی کرده است که به جناح حزب دمکرات کردستان عراق ( پارتی -بارزانی ) نزدیک شود. مقدار زیادی از نفت کرکوک و مناطق شمالی هم از مناطق تحت کنترل پارتی عبور می کند. ایران در حکومت اقلیم کردستان در عین اینکه با جناح بارزانی ارتباطاتی دارد ولی بیشتر به اتحادیه میهنی کردستان (یکیتی نیشتیمانی کردستان) بعلت مرزهای طولانی با آن، نزدیک است.

حکومت اقلیم کردستان نیز به چند جناح تقسیم شده است که قدرتمندترین آنها در دولت و بخش شمالی حزب دمکرات کردستان عراق (پارتی – بارزانی) و سپس اتحادیه میهنی کردستان (یکیتی – طالبانی) و حزب تغییر (گوران) ‌است. نزدیکی این سه حزب به دولت های مختلف و رقابت های تاریخی بویژه بین پارتی و یکیتی و درگیری های نظامی که آنها در طی دو دهه گذشته در عین تشکیل حکومت مشترک داشته اند. باعث رشد برخی از احزاب اسلامی با پشتوانه ایران و عربستان در کردستان شده است. به همین دلیل حکومت اقلیم کردستان همیشه دچار بحران رهبری و مدیریت و تقسیم قدرت بوده است و عملا دو بخش جنوبی تحت کنترل اتحادیه میهنی و بخش شمال تحت کنترل حزب دمکرات کردستان عراق قرار دارد.

در چنین وضعیتی حکومت عراق دچار چند دستگی و حکومت اقلیم با وضع مشابهی روبرو است .علاوه بر آن از طرف دولت های همسایه حکومت اقلیم کردستان عراق مورد معامله و فشار های گوناگون است. و از طرف دیگر فساد و شکل گیری رانت خواری، فامیل بازی و باز تولید مناسبات عشیره ای در تقسیم قدرت بویژه توسط بارزانی ها و بخشا طالبانی دیگر توجه به مردم ،‌پایه ریزی سیاست های عمرانی و یا تولیدی و ایجاد کار و اجرای حقوق های اولیه اجتماعی مانند بهداشت و تحصیل مجانی و غیره..... نه قابل اجرا و نه محلی از اعراب پیدا می کند. رقابت و فساد همه عرصه های قدرت را در نوردیده است. بعلت عدم چشم اندازهای روشن هیچ برنامه دراز مدتی ریخته و اجرا نمی شود و سیاست از این ستون به آن ستون فرجی است به سیاست های رهبران اقلیم کردستان برای گذران زندگی و سازماندهی و نگاه به وظایف دولت تبدیل شده است.

مسائل مطرح شده دیگری هم وجود دارد که در حوصله این نوشته نیست مثل مسئله زنان و جوانان که بایستی در نوشته دیگری به آن برخورد کرد.

با توجه به نکات بالا می توان به روشنی دریافت که اعتراضات کردستان بطور ناگهانی اتفاق نیافتاده و تضاد های اجتماعی بویژه بین حاکمین و مردم در طی بیش از دو دهه حاکمیت حکومت اقلیم کردستان به نقطه انفجاری رسیده است. برخورد خشن و سرکوبگرانه حکومت که تا به امروز باعث کشته شدن ۱۲ نفر شده است، فقط می تواند موقتا سرپوشی بر این تضادها بگذارد. تهاجم مردم به مقر سازمان های سیاسی شریک در قدرت از همین تضاد سرچشمه می گیرد. متاسفانه چپ در کردستان در وضعیتی نیست که قادر به رهبری و سازماندهی جنبش اعتراضی و حق طلبانه کنونی باشد. تا زمانی که چپ در کردستان به نیروی تاثیر گذار بر جامعه امروز کردستان که بسیار با گذشته متفاوت است، تبدیل نشود، چشم انداز حتی اصلاحات و رفرم در ساختارهای موجود حکومت اقلیم هم نا ممکن است. جنبش انقلابی در کردستان راهی بس طولانی را طی کرده است. خلق کرد در هر ۴ بخش کردستان از شرایط متفاوتی برخوردار است ولی بیش از آنکه ما به شرایط متفاوت نظر داشته باشیم بایستی آن طبقاتی را ببینیم که از این جنبش انتظار قدرت و نان و آبی برای خود دارند. بورژوازی کرد در حکومت اقلیم کردستان به بخشی از درخواست ملی خود که تشکیل حکومت کردی رسیده است. رفراندوم برای استقلال که چند ماهه اخیر برگزار شد، عملا کم لن یکون شد. و دولت اقلیم کردستان در رسیدن به استقلال به عنوان یک کشور به پیروزی نرسید. اما دولت اقلیم کردستان با این حال هنوز و تا حد زیادی به بازارهای داخلی کردستان عراق مسلط است و از قبل آن قادر شده است که سیاست و خواست های خود را جلو ببرد. اعتراضات اخیر در حکومت اقلیم کردستان باز شدن زخم هایی است که در بی اعتنایی تاریخی به خواست های توده های وسیع و عمدتا زحمتکشان کردستان انجام گرفته است. در این منطقه هم هیچ راهی برای رسیدن به حل مشکلات کنونی تا وقتی که طبقه کارگر و زحمتکشان کردستان و یک حزب واقعی کارگری به آلترناتیو سیاسی در راس مبارزات جامعه قرار نگیرد وجود ندارد.

ع.غ

در زمینه مالی ما را یاری دهید

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ

گفتگوئی با دکتر علی صادقی (کاک ابراهیم) و محمد اشرفی