جمعه, ۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۰

ستم در ایران و نقش آن در برنامه

ایران سرزمین کهنی است که قدمتش به هزاران سال و تمدنش در کشاکش برخورد تمدنها صیقل خورده و امروز هم درست بخاطر همین تاریخ طولانی و موقعیت ژئوپولتیک آن از ویژگی خاصی برخوردار است. در این جا می خواهیم روی یکی از این ویژگی های جامعه ایران که در برنامه انقلابی پرولتاریا در اوضاع کنونی ایران تاثیر بسزایی دارد انگشت بگذاریم: ظلم و ستم در ایران که هیچ برنامه انقلابی دمکراتیک و سوسیالیستی نمی تواند به این ویژگی و خصوصیات توجه نکند. گفتن اینکه جامعه

ایران سرمایه داریست و دو طبقه بورژوازی و پرولتاریا در برابر هم صف کشیده اند گامی است اساسی در شناخت جامعه اما مو را دیدن و پیچش آنرا ندیدن است. باید برنامه عمومی سیاسی خود را برای انقلاب کردن با توجه به خصوصیات جامعه ایران پایه ریزیم. بعضی ها چنین تصور دارند که مارکس چون کار عمده اش متمرکز روی تحلیل نظام سرمایه داری بود ه، تنها به عامل استثمار توجه داشته و از این منظر به عامل ظلم و ستم در جوامع بشری کم توجه کرده است. در مانیفست حزب کمونیست مارکس و انگلس تاکید دارند که “ شکوفایی آزادانه فردی، شرط شکوفایی آزادانه همگانی است " و برای مارکس و انگلس کاملا روشن بوده است که شکوفایی آزادانه فردی بهیچوجه در جوامع ما قبل سرمایه داری ممکن نبوده است. آنها مؤکدا یاد آور شده اند که تنها با ایجاد دنیایی بدون استثمار انسان از انسان، بدون ستم و تبعیض است که می توان به شکوفایی آزادانه انسان دست یافت. مارکس نه تنها یک اقتصاد دان، جامعه شناس و تحلیل گر تاریخ بود بلکه یک شورشگر و کنشگر اجتماعی هم بوده و تماما و کاملا زندگی خود را همانطور که خود تاکید می کند در خدمت تغییر انقلابی جهان و رهایی بشریت گذاشته است. عظمت مارکس در اینست که عالم اجتماعی است و کمونیسم علمی هم روشنگر است وهم ستیزگر و این دو وظیفه را تواماً انجام میدهد. یعنی از روند دایمی تئوری به پراکتیک و از پراکتیک به تئوری می گذرد و با جمعبندی دایمی با درایت تر می شود. بررسی بیش از صد سال تلاش کمونیست های ایرانی نشان میدهد چگونه این مسیر را با گذشتن از فراز و نشیب های زیادی طی کرده اند. آنها هم روشنگران پر کاری وهم ستیزگران پر جرات و پای در عملی بوده اند. یکی از وظائف اساسی ای که از همان آغاز در برابر آنها قرار داشت، شناخت از جامعه ایران و بر اساس آن تعیین دوستان و دشمنان و وظایف برای تغییر انقلابی جامعه بوده است. حزب کمونیست ایران از کسانی در سال 1320 تشکیل شد که اکثرأ کارگران پیشرو بودند که در سازماندهی کارگری دستی داشتند و روشنفکرانی بودند فعال و انقلابی حرفه ای چون حیدر عموغلی، غفار زاده، سلطان زاده و درست بدین خاطر تزهای کنگره اول حزب کمونیست منطبق با شرایط مشخص جامعه ایران است و در تحلیل از جامعه ایران به ظلم و ستم توجه دارد. شکوفایی و رشد کمونیسم علمی مدیون  اصل دوگانه ایست. پژوهشگر و ستیزگر است. یعنی دائما اوضاع تغییر یافته را به حساب می آورد، سیاست ها ی معین شده در پرتو اوضاع جدید را به میان توده ها می برد، بدین وسیله صحت و سقمشان را می سنجد. معیار نهایی توده ها هستند. لنین در جمعبندی از چرا حزب بلشویک موفق شد می گوید در عمل سیاست های طرح شده توسط حزب بلشویک، توده ها دریافتند درست اند و از منافع شان دفاع می کند.

 در این دویست سال گذشته تغییرات عظیمی در جوامع بشری صورت گرفته است و نظام سرمایه داری بعنوان یک نظام در حال گسترش، نوآوری و تمرکز در آن بیشتر بوده است و با برپا کردن جنگ ها و تخریب محیط زیست بشریت را به لبه پرتگاه کشانده است. ما همچنان در دوران تاریخی مبارزه میان دو طبقه اساسی یعنی طبقه کارگر و بورژوازی، مرحله سرمایه داری به مرحله ی انحصارات و امپریالیسم قرار داریم ولی در این صد سال گذشته، تاریخ مسیر پر پیچ و خمی را گذرانده پرولتاریا هنوز در میزان جهانی نه به برابری رسیده و نه تضاد های طبقاتی ازمیان رفته است بلکه این تضاد ها شدت یافته و جهان را بیشتر نا موزون و نا متعادل کرده است. در اکثر کشور های جهان تحول مثبتی صورت نگرفته و همچنان زیر سلطه ی سرمایه جهانی با فقر و بدبختی و ویرانی دست به گریبانند. ایران ما یکی از آن نوع کشورهاست که با تمام زمینه های تاریخی و امکانات طبیعی امروز به لبه پرتگاه کشانده شده است. در این دوقرن گذشته با تمام تلاش های آزادیخواهان، میهن دوستان و چپ ها و سوسیالیستها، امپریالیستها دست در دست حاکمیت فاسد، دست نشانده، دنباله رو و متحجّر و قرون وسطایی، ایران ما را به خاک سیاه نشانده اند. اکثریت عظیم مردم زیر خط فقر زندگی می کنند و از حداقل امکانات در کلیه زمینه ها محرومند. چرا چنین شده؟ چرا امپریالیستها با تکیه به عناصر خود فروخته و فاسد هم انقلاب مشروطه، هم اولین قدرت سیاسی سوسیالیستی شورائی گیلان، هم خیزش عظیم توده ای 57 و ده ها حرکت اجتماعی مترقی مردمی را مصادره کردند، آزادیخواهان و کمونیستها را کشتند و جنبش های کارگری و تهی دستان را وحشیانه سرکوب نمودند؟ از میان علل مختلف در اینجا روی یک نکته اساسی انگشت می گذاریم وآن اینکه به مسئله ظلم و ستم در برنامه ی چپ و کمونیست توجه کافی نشده است. در جامعه امروز ایران علاوه بر معیار استثمار، باید عامل ستم و ستمگری را هم به حساب آورد و صف دوستان و دشمنان را نه تنها با معیار استثمار شوندگان و استثمار کنندگان بلکه همواره با معیار ستم مشخص کرد چون ستم و ظلم همان استثمار نیست. استثمار از فروش آزادانه نیروی کار توسط کارگر مزدبگیر که ارزش اضافی تولید می کند بدست می آید. تولید کنندگان ارزش اضافی کارگران هستند. اما ظلم و ستم همگانی تر از طبقه کارگر است، تنها قربانیانش یک طبقه نیست جریمه فردی نیست بلکه توده ایست .برای مثال حجاب اجباری را در نظر بگیرید ستم تنها به زنان کارگر نیست به کل زنان است به نیمی از جامعه است. در دوران کنونی راه اندازی جنگ های نیابتی توسط امپریالیستها و به ویرانی کشاندن جوامع مدنی، کلنگی کردن بسیاری از کشورهای آفریقا، آسیا و آمریکای جنوبی و در نتیجه سقوط هر روز بیشتر توده های مردم به زیر خط فقر نمونه ای دیگر از نوع ظلم ستمی است که در جهان کنونی موجود است. تحریم های عمومی کشوری و قرارداد های نابرابر امپریالیستی که زیر سایه ی کشتی های جنگی قدرت های امپریالیستی بسته می شود تنها شامل استثمار کارگران ایران نمی شود بلکه کل جامعه را دربر می گیرد.

ستم در نظام های کهن قبل از سرمایه داری بسیار عریان و در قوانین جامعه، ادیان و رسوم بعنوان یک امر طبیعی جلوه داشته است. نظام برده داری، فئودالیسم و ارباب رعیتی در ایران قرن ها سلطه داشته و مشتی کوچک ستمگر و قلدر وسایل تولید را در تصاحب داشته و اکثریت عظیم توده ها را از هرگونه آزادی محروم کرده بودند. این گذشته ستمگری نه با انقلاب زدوده شده و نه حاکمان دوران مدرنیته و امپریالیسم حامیان آنها خواهان قطع ریشه ای این ستمگری ها بوده اند. چون سرمایه داری شدن ایران در دوران امپریالیسم و بعنوان مدرنیزه کردن ایران از بالا و تحت دیکتاتوری مطلق پهلوی و ولایت فقیه وابسته به اقتصاد جهانی امپریالیستی با شرکت فعال انحصارات بین المللی و بانک جهانی صورت گرفته است. سرمایه داری کنونی ایران از نوع وابسته، و صنایع آن اکثرأ مونتاژ و طفیلی و انگلی اند. از لحاظ زیر بنایی و رو بنایی در کلیه زمینه ها بقایای نظام های کهن نه تنها موجودند بلکه ستم امپریالیستی دوران قبل هم به شیوه های مدرن همچنان باقی مانده است. با اینکه در نظام سرمایه داری کنونی از آن نوع روابط سابق موجود نیست یعنی کسی صاحب برده نیست و اربابی وجود ندارد و نیروی کار ارزان در بازار منبع استثمار است اما قراردادهای نا برابر، سلطه ی کامل انحصارات در دستکاری کردن قیمت مواد خام کشورهای پیرامونی، عقب مانده نگه داشتن کشور های جهان توسط مشتی کوچک کشورهای امپریالیستی و حفظ برتری علمی و تکنولوژی همه و همه در قلمرو ظلم و ستم می گنجند. هر کمونیست ایرانی وظیفه دارد ادعا نامه دکتر محمد مصدق را علیه شرکت نفت انگلیس در دیوان لاهه و سخنرانی او را در سازمان ملل مطالعه کند تا به ماهیت روابط انحصارات با کشور های پیرامونی پی ببرد.

در نتیجه برنامه پرولتاریایی برای این مرحله از انقلاب باید از نوع سوسیالیستی با شد با خصوصیات جامعه ایران. یعنی در عین حال دربر گیرنده ی محتوای دموکراتیکی هم باشد که سرمایه داری ایران نتوانسته مثل بورژوازی اروپا حل کند. با اینکه در همه ی احزاب و سازمان های چپ امروزه در مبارزات خود از این وضع مشخص حرکت می کنند و نشریه خود ما اکثر مقالاتش دارای محتوای دموکراتیک هستند ولی هنگامی که به بحث تئوریک می رسند از واقعیات جامعه ایران حرکت نمی کنند. بیخود نیست که هر جا در میان توده ها از سوسیالیسم و کمونیسم حرف می زنیم عناصر طرفدار سرمایه با عوامفریبی خاص وار بحث می شوند و اکثرأ موضوع وطن پرستی و آزادی را به رخ می کشند .در اینجاست که معلوم می شود در افشای آنها تنها نمی توان به توضیح استثمار شدید کارگران در جامعه اکتفا کرد. باید ضمن تاکید روی استثمار شدید موجود در جامعه، روی محتوای دموکراتیک برنامه پرولتاریا هم انگشت بگذاریم. مثل زن ستیزی، شکنجه، قوانین قرون وسطایی شریعه، حجاب اجباری، ستم های ملی و مذهبی....... این نکات در جزئیات بسیارند ما روی چند نکته از آنها برای نمونه انگشت می گذاریم تا اهمیت موضوع برجسته شود:

یکم

ستم استثمار مضاعف ملی – وجود نظام امپریالیستی در جهان، اعمال سیاست نئولیبرالیستی در کشور های پیرامونی از جمله ایران شرایطی را برای چپاول غارت توسط دزدان وغارتگران کشورهای متروپل فراهم ساخته است. بورژوازی انحصاری کشور های متروپل با کنترل اقتصاد جهانی در کلیه زمینه ها از مالی گرفته تا ترانسپورت، از طریق شرکت های بیمه گرفته تا در دوران جدید ارتباطات و جهان اطلاعاتی سیبریک، نه تنها مشغول استثمار شدید کار ارزان هستند بلکه در مناسباتی نابرابر به غارت ثروت ملی کشور هم مشغول می باشند. درست بدین دلیل است یکی از وظایف اولیه انقلاب سوسیالیستی لغو تمام قراردادهای نابرابر با کشورهای امپریالیستی است همانطور که پس از به قدرت رسیدن پرولتاریا در روسیه و استقرار جمهوری فدرال سوسیالیستی شوروی  حکم لغو تما م قرا دادهای نابرابر با ایران صادر شد. ایران نیمه مستعمره در دویست سال گذشته تا به امروز که نظامش سرمایه داریست توسط امپریالیستها غارت و چپاول شده است. زمانی با تیغ و شمشیر و اشغال مستقیم و زمانی دیگر تحت نام بانک جهانی و سیاست لیبرالیستی؛ ظاهرا شریک شدن و بورژوازی ایران را به پیمان کاران خود در آوردن. درست از اینجاست که مبارزه پرولتاریای ایران برای سوسیالیسمِ باید نه تنها علیه سرمایه داران داخلی بلکه باید علیه امپریالیسم نیز باشد.

دوم

ستم به زن - این ستم از قرن ها قبل از سرمایه داری بوجود آمده و در دوران سرمایه داری که با انقلاب بورژوازی که یکی از شعارهایش برابری بود هنوز موجود است. در ایران امروزی به یک سیاست اصلی رژیم جمهوری اسلامی تبدیل شده است. این ستم مضاعفی است که تنها بعلت اینکه زن به دنیا آمده اند باید از گهواره تا گور رنج مضاعف بکشند، ستم مضاعف داشته باشند. رفع ستم به زن و مبارزه علیه زن ستیزی با اینکه در حیطه انقلاب بورژوا دمکراتیک بوده ولی امروز جزیی جدا ناپذیر از برنامه سوسیالیستی در ایران است و امریست همگانی.

سوم

ستم ملی – ایران کشوریست تشکیل شده از ملیت های مختلف که قبل از حتی فرماسیون جدید دولت – ملت نام آنها در تاریخ هزاران سال است ثبت شده است، زبان و فرهنگ و رسوم مشترک خود را دارند. آنها در طول تاریخ صرف نظر از اینکه کدام قلدر، سردار شرور و از کدام ملت و عشیره بر آنها حکومت کرده وحدت فرهنگی و جمعی قومیت خود را حفظ کرده اند. در گذشته این نوع یکی شدن ها و جدا شدن ها نه به اراده دموکراتیک مردم بلکه به اراده ی شمشیر فاتحان صورت گرفته است. ما باید از طریق اراده ی مردم برای حل این مشکل عمل کنیم و حق تعیین سرنوشت تا حد جدا شدن را که مضمونی دمکراتیک دارد در برنامه سوسیالیستی محفوظ داریم. در عین حال ما بعنوان کمونیست و جهانبینی پرولتاریایی تلاش خواهیم کرد وحدت کارگری را حفظ کنیم. تجربه نشان میدهد. که این وظیفه عمدتا به دست کمونیست های همان ملیت های ستم دیده به درستی می تواند صورت گیرد.

نتیجه

نظام سرمایه داری ایران دارای خصوصیات قرون وسطایی ستم به اکثریت عظیم مردم است. صنف روحانیت حاکم خود را نماینده ی خدا می داند و قوانین هزار و چهارصد سال پیش را در کلیه شئون زندگی با زور اعمال می کند. این زور از احکام شریعت هست تا نظام ولایت فقیه مطلقه. این یکی از خصوصیات جامعه سرمایه داری ایران است که در باره ی کل جامعه ایران تا 99 در صد و بیشتر اعمال می شود. مبارزه علیه این نظام سیاسی حاکم با اینکه از لحاظ تاریخی جزئی از انقلاب دموکراتیک است ولی امروز گریبان سوسیالیستها را گرفته و مجبورند در برنامه سوسیالیستی انقلاب ایران امروز بگنجانند.

حزب رنجبران ایران ادامه دهنده حزب کمونیست و جنبش کارگری ایران وفادار به آموزش های کمونیسم علمی بویژه تکامل آن در عصر امپریالیسم مبارزه برای پیروزی انقلاب سوسیالیستی را نه تنها علیه استثمار سرمایه داخلی بلکه علیه ستم شدید موجود و امپریالیسم زور گو و چپاول گر می داند و درست بدین خاطر مبارزه برای سوسیالیسم را مبارزه ای از آن 99 درصدی ها میداند و آنرا در خدمت وحدت و سازماندهی اکثریت عظیم توده ها ی مردم ایران گذاشته است و در این سال های طولانی از این مشی عمومی بدور از هرگونه سکتاریسمی پیروی کرده است.

برای انجام چنین وظیفه ای باتوجه به اوضاع مشخص کنونی و بخاطر تحقق خط مشی عمومی انقلاب سوسیالیستی به گسترش سه تشکیلات اساسی و ضروری انقلاب که در این صد سال گذشته طبقه کارگر و نیروهای انقلابی کارگری، ملی و آزادیخواه برای آنها مبارزه کرده اند بپردازند.

1 - حزب یکی شده پیشرو کارگری

2 - بازسازی و ایجاد تشکیلات مستقل شورایی کارگری و سراسری

3 - اتحاد بزرگ ملی کلیه طبقات و اقشاری که حاضرند در یک صف برای سرنگونی رژیم سرمایه داری اسلامی و جایگزینی اش با یک نظام سوسیالیستی با ویژگی های ایران بایستند.

محسن رضوانی اول آذر 99

در زمینه مالی ما را یاری دهید

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ