شنبه, ۲۷ دی ۱۳۹۹

یلدای ۱۳۵۵، راه سرخ پرویز

ما ادامه دهندگان راه سرخ پرویز- شکوه - وفا هستیم

سال ۱۳۵۵ برای ما ادامه دهندگان راه سرخ پرویز، شکوه و وفا از کادرهای رهبری سازمان انقلابی حزب توده ایران درد بزرگی است به سنگینی کوه شکوهمند دماوند. هر سال در آذر ماه و بهمن ماه به یاد آنها و جانفشانی آنها برای سازماندهی کمونیستی در داخل کشور همچنان بر عزم خود می افزاییم تا پرچم مبارزه تا آخر آنها را برافراشته نگه داریم .  پرویز واعظ زاده مرجانی، دکتر شکوه طوافچیان و مهوش جاسمی وظیفه نشست

 تدارکی مونیخ، بنیانگذاران سازمان انقلابی حزب توده ایران را که در سال ۱۳۴۳ برای انتقال نیروهای چپ و کمونیست خارج کشور جدا شده از رهبری حزب توده ایران با موفقیت تشکیل شد را همچنان به عهده داشتند. آنها از سال ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۵ توانستند با تلفیق کار مخفی و علنی در عمل تشکیلاتی را بوجود آورند که یکی از دستاورد های بزرگش تحقیق وبررسی در باره جامعه ایران و تلفیق تئوری عام کمونیسم با شرایط مشخص بود. آنها طی یک سند همه جانبه ای به نقد مواضع سازمان انقلابی که تحت تاثیر جامعه چین بود - تز نیمه مستعمره - نیمه فئودال - پرداختند و جامعه ایران را سرمایه داری وابسته به امپریالیسم تشخیص دادند. علاوه براین موکدا به این باور رسیدند که ایجاد یک حزب واقعی انقلابی پیشرو باید از وحدت تشکل های موجود کمونیستی در داخل کشور و در پیوند با جنبش کارگری باشد.این مواضع برخاسته از تحقیق و بررسی میدانی و داخل کشور کمک بزرگی به نوسازی سازمان انقلابی و شناخت مشخص جامعه ایران و امر حزب سازی کرد.

اما خدمت آنها با ایستادگی شان تا آخر و مقاومت تا پای جان به جنبش کمونیستی ایران مهر ابدیت زد. چون ثابت کرد یک هسته کوچک از طبقات غیر پرولتاریایی دکتر و مهندس و پرستار می توانند با خیانت به طبقه و قشر اجتماعی خود و انتخاب راه کارگری آزادی و رهایی بشریت، چنانچه در سازمانی بر اساس اصول و برنامه کمونیستی یکی شوند، به نیرویی تبدیل می شوند که دو دهه کل دستگاه امنیتی را حیران زده کند و تازه پس از بکار بردن یکی از موفق ترین عملیاتش علیه سازمان انقلابی و کشتن سه رفیق کادر رهبری اش همچنان پا برجا بماند و به مبارزه ادامه دهد. دستگاه امنیتی ایران تحت رهبری مستقیم محمدرضا شاه ضد کمونیست و وابسته به امپریالیسم، سیاست نابودی کامل تشکیلات کمونیستی بخصوص سازمان انقلابی را دنبال می کرد. هر جا مقاومتی بود می کشت و هرجا ضعفی موجود بود به شو های تلویزیونی می سپرد تا به هدف ضد انسانی و کینه توزانه اش برسد. در آن زمان مبارزه ای بین یک سازمان کوچک تشکیل شده از فعالان وپیشروان محصلین و دانشجویان زن ومرد خارج کشور که برای آزادی و دموکراسی علیه دیکتاتوری شاه در کنفدراسیون جهانی جمع شده بودند و دستگاه مخوف ساواک دست پرورده ی موساد و سیا به مسئله مرگ و زندگی وانتخاب دوراه برای آینده ایران تبدیل شده بود. شکوه ،وفا و پرویز شاهد زنده و پا در عمل این نبرد تاریخی بودند. آنها با مقاومت خود وکشته شدن زیر شکنجه کلیه اطلاعات سازمان را حفظ کردند. شکنجه به وفا و شکوه نه تنها برای شکستن روحیه آنها بود بلکه بخاطر این بود که دستگاه امنیت از طریق نهاوندی بو برده بود که برای تشکیل چهارمین کنفرانس سازمان انقلابی کادر رهبری سازمان به داخل انتقال یافته ولی علیرغم ارتباطی که این سه رفیق با نهاوندی داشتند ساواک نتوانسته بود به جا و مکان آنها پی ببرد. تاریخ ثبت شده روی پیکر جان باخته وفا هفدهم بهمن است و طبق گزارش رفقای دیگر زن دستگیر شده در زندان اوین بیش از یکماه زیر شکنجه بوده است. سه تشکیلات ما به رهبری عباس صابری از کادر های گروه فلسطین و سخنگوی رادیو بغداد، عباس تمرچی از کادرهای سازمان انقلابی در واحد شمال کالیفرنیا که سال ها در دبی طبق برنامه سازمان برای پیوند با کارگران به یک کمونیست تمام عیار کارگر تبدیل شده بود و دکتر ایرج فرهمند، متخصص امور ساختمان های هسته ای، باز هم از رفقای تشکیلاتی شمال کالیفرنیا که پس از بازگشت به ایران تحت هدایت رفقای رهبری سه گانه به شغل استادی در دانشگاه تهران مشغول بود درست بخاطر رعایت اصول پنهان کاری توانستند جان سالم بدر برند. درایت رفیق پرویز واعظ زاده در تقسیم کار درست با اینکه در تور نهاوندی گیر بود و در رعایت اصول مخفی کاری به خاطر آمادگی و آموزش های درست تشکیلاتی، باعث نجات کل این رفقای کادر شد. آنها توانستند خون ها را پاک کنند و امر سترگ سازمان انقلابی را ادامه دهند. البته این سه رفیق از پنجه های خون آلود ساواک جان سالم بدر بردند ولی در همان سالهای اول دهه شصت بدست دستگاه امنیتی رژیم جمهوری اسلامی گرفتار آمدند و به جوخه اعدام سپرده شدند. در حقیقت این سه رفیق دیگر جزو رهبرانی بودند که نسل پرویز، شکوه و وفا تربیت کردند. این مسیر خونین و گلگون شده همچنان در دهه ی شصت ادامه یافت و امروز جزئی جدا ناپذیر از خمیره ی اخلاقی و باوری حزب رنجبران ایران است.

بیش از نیم قرن مبارزه، در حزب رنجبران ایران یاد گرفتیم انقلاب کردن آنهم براندازی نظام سرمایه داری در جامعه ای همچون ایران که قرن هاست زیر سلطه استبداد شرقی بود و جایگزینی اش با سوسیالیسم شرکت در یک مجلس مهمانی نیست، مبارزه ایست سخت، بغرنج و طولانی. پیروزی اش تنها وقتی تحقق می یابد که اعضای حزب پیشرو پرولتاریایی اش با کارگران و توده ها عجین و جزئی از آنها شوند، براساس اصول و برنامه تشکل های چپ وکمونیستی یکی شوند و حزب متحد و سراسری ایران را سازمان دهند. از این طریق قدم به قدم در مبارزات جاری با طرح سیاست های درست که مورد قبول توده قرار می گیرد، اکثریت عظیم توده های ستمدیده و استثمار شده را متشکل کنند و با اتکا به نیروی لایزال آنها نظام طبقاتی جنایتکار تا دندان مسلح کنونی را براندازند و سوسیالیسم را جایگزین سازند.

توده ها سازندگان تاریخند و امروز در ایران ما آنها عظیم ترین با اقتدارترین و شرافتمند ترین ها هستند. با تمام فشارهای حد اکثری، حقوق های عقب مانده، فاجعه ی کوید نوزده همچنان برای حقوق خود می رزمند.

مرتجعان جهانی و داخلی مشتی کوچک، دزد و بی شرف و آدم کشند و بوی گند از لاشه های گندیده شان جهان را به تباهی کشانده است و بهیچوجه توان مقاومت در برابر نود و نُه درصد از مردم ایران و جهان را نخواهند داشت.

به پیش برای ایجاد حزب کمونیست یکی شده و متحد

به پیش برای بسط و گسترش باز هم وسیع تر تشکل های کارگری و توده ای

به پیش بسوی ایجاد صف متحد نیروی لایزال توده عظیم ستمدیده و استثمار شده برای نان، کار، آزادی اداره شورایی

سرنگون باد نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی

زنده باد سوسیالیسم

حزب رنجبران ایران

در زمینه مالی ما را یاری دهید

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ

گفتگوئی با دکتر علی صادقی (کاک ابراهیم) و محمد اشرفی