جمعه, ۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۰
مطلبی دیگر از میان نامه‌های رسیده
در این رابطه باید به نقش آگاهی و قشر پیشروان توده ها توجه کرد. من در مقاله قبلی خود اشاره ای که انگلس به رشد آگاهی طبقه کارگر آن زمان طبقه می کند دارم که حایز اهمیت است. در درجه اول او در احوال کارگران و وظیفه کارگر کتاب خود را نوشته و مارکس و انگلس هم همیشه مبدا حرکتشان تحولات همین طبقه بوده است. ببین در گزارش خودت از کار در میان کارگران اشاره کردی حتی میان اقشار مختلف کارگری کارکردن نتیجه متفاوتی

حاصل شد. لنین در جمعبندی از رمز موفقیت  بلشویسم سه نکته را تاکید دارد و اولین را ایجاد تشکیلات در مراکز بزرک کارگری آنزمان روسیه می داند. .بنظر من این اهمیتی که لنین به این موضوع میدهد از چند جنبه می تواند مورد بررسی ما قرار گیرد بنظر من کارگران متمرکز در صنایع پیشرفته زمینه بهتری را برای بلشویک شدن داشته اند. حزب ما بعلت موفق نشدن به جلب کارگران صنایع متمرکز پیشرو با اینکه از همان آغاز برای کار در ذوب آهن برنامه داشت و رفتن یکی از اعضای هیئت اجرائیه با همین برنامه بود و پس از او رفتن دکتر معصومه طوافچیان هم با برنامه مشخص کار در ذوب آهن بود ولی هیچگاه نتوانستیم به معنی واقعی تشکیلات در آنجا بزنیم. ما باید این تجربه خود را با کمک تو جمعبندی کنیم. بهر حال دور نشوم انگلس سه مرحله از وضع کارگران انگلیس را توضیح می دهد. اولی زیر فشار ماشین آلات را می شکستند و خیال می کردند تقصیر ماشین آلات است این وضع در مرحله دوم آگاهی بالا رفت و دست به دزدی اموال سرمایه دار زدند چون به این نتیجه رسیدند حلال است و خودشان تولید کرده اند وحق خودشان را بر داشته اند و سومین مرحله را که انگلس بدان اهمیت می دهد نفرت به سرمایەدار است، که اینرا جزو رشد آگاهی طبقاتی می گذارد.

در جامعه کنونی ایران بنظر من خود طبقه دارای پیشروانی شده است که آگاهند و آگاهی تا مسلح شدن به تئوری ها یپیشرفته عصر رسیده است. تو نگاه بینداز به اعلامیه اول ماه مه کارگران و معلمان و بازنشستگان چقدر درست و پر معنا و طبق شرایط مشخص است. ما باید به ریسمان درست محکم به قول رفیق ابراهیم بچسبیم آنهم نیروهای آگاه طبقه کارگر، آنهایی که در 120 مراکز کارگری سراسر کشور متمرکزند و بادید طولانی بمانیم وکارکنیم. خرده بورژوازی چنانچه آگاه نشود بخاطر توهماتی که مذهب و خرافات در این چهل ساله به مغزش کرده اند حا لا که می بیند نه خدا و نه خامنه ای به کمکش نمی آیند وچون بیکار ومنفرد شده است راه حل را حرکت های آنارشیستی می داند. بنظر من این جریان فرعی است جریان اصلی هفت تپه ای ها، اتوبوسرانی تهران، هیپکو ها هستند. و من در نوشته ام سعی می کنم خط و روال روحی آنها را تا آنجا که بدان دستیابی دارم بازتاب کنم. تا بعد رفیق جان مواظب خودت باش. تبادل نظر است اگر در حرفهایم اشتباه می بینی یاد آوری کن.

سپاسگزار می شوم.

مطلب خوب و قابل درکی فرستا دی بخصوص مناسبات رو بنا و زیر بنا را بطور عام انگشت گذاردی مشکل ما در جای دیگریست و آنهم وضع مشخص ایران است. باید به این مسئله جواب بدیم و مقایسه کنیم جامعه سرمایه داری زمان شاه ودوره ی اسلامی از لحاظ روبنایی چه تفاوت هایی دارد؟

حد اقل می شه اشاره کرد در باره زنان تفاوت چشم گیری کرده است. تفاوت های دیگری هم هست که می شود اشاره کرد بنظرم خوبست جواب بدیم که حکومت کنونی چه نقشی در ایجاد روبنای سرمایه داری داشته است؟ از سوی دیگر بین آنچه دولت کرده و آنچه نیروهای غیر حکومتی انجام داده اند تمایز بگذاریم برای نمونه دولت میخواسته زنان حجاب اسلامی داشته باشند ولی زنان مقاومت کرده اند –باید به حساب دولت در اینجا یک نکته فئودالی را گذاشت و هنوز هم ول نکرده است. مثال در این زمینه ها بسیار است.

باید توجه کنیم ما در ایران یک قشر رو حانیت منسجم داریم که در مقایسه با اروپا که مثال زدی در آن هیچگونه حرکت موثر رفرمیستی انجام نشده است. در اروپا جنگ ها میان فرقه های دینی صورت گرفت. در همان منطقه ی شمالی اروپا جنگ سی ساله میان فرقه های دینی مردم را به خاک سیاه کشاند. در ایران ما همه ی جنبش های اصلاح گرانه از جمله بهایی گری سرکوب شده است و در این چهل سال گذشته حتی بازرگان و ملی مذهبی ها راهم اجازه فعالیت ندادند من فکر می کنم باید تلاش کنیم به اصطلاح انگلیسی کفشی را پیدا کنیم که با پا جور بیاید. باید ویژگی های ایران را تلاش کنیم در شناخت از جامعه پیدا کنیم. این موضوع تنها در زمینه نقش دین و مذهب نیست. در مورد زمینەهای اقتصادی و حتی عادات و رسوم هم که اشاره کرده ای مهم است.

در زمینه مالی ما را یاری دهید

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ