یکشنبه, ۰۹ آذر ۱۳۹۹

فلسطین و روابط اعراب و اسرائیل

اخیرا تلاش دولت ترامپ برای عادی کردن روابط اسرائیل با دول عربی به سرخط روزنامه های ترامپیستی در آمریکا و برخی کشورهای جهان کشیده شده است. ترامپ آنرا کارت برنده ای در انتخابات خود تلقی می کند و آن را یک پیروزی برای دیپلماسی دولت آمریکا به حساب می آورد.

با تکیه به این سیاست یعنی نزدیک کردن کشورهای عربی به اسرائیل بدون در نظر گرفتن منافع فلسطین، آمریکا تصمیم گرفته که موقعیت تضعیف شده اش در خاورمیانه را باز گرداند.

 دولت آمریکا که بعد از اشغال افغانستان و عراق و جنگ در سوریه و یمن کاملا مورد نفرت خلق های خاورمیانه قرار گرفته است، قصد دارد که از طریق زدوبندهای دولتی جبهه ای علیه محور مقاومتی که ایران و سوریه و بخشا عراق همراهش هستند بوجود بیاورد و جای پای خود را مجددا در خاورمیانه تحکیم کند. در عین حال به یک بازیگر درجه اول با کنار زدن ایران و روسیه و اتحادیه اروپا تبدیل شود.

جنگ ۱۹۶۸ و ۱۹۷۳ باعث نزدیکتر شدن بسیاری از کشورهای عربی شد که در ادامه می توانست برای دول امپریالیستی مشکلات عدیده ای ایجاد کند. نتیجه آن تا آنجا رفت که ملک فیصل شیرهای نفت خود را به سوی کمپانی های نفتی در جنگ ۷۳ بست و باعث خشم کمپانی های نفتی و سرانجام کشته شدن خودش نیز شد. در طی این مدت اتحادیه عرب و کنفرانس کشورهای اسلامی شکل گرفت. با اینکه در جنگ، اسرائیل به پیروزی رسیده بود ولی نتایج جنگ شش روزه می توانست صفی مخالف غرب و بویژه آمریکا را در خاورمیانه شکل بدهد. اما مصر و اردن بطور جداگانه با صلح با اسرائیل عملا به این روند خاتمه دادند. از آن زمان به بعد جنبش فلسطین پشتیبانی همگانی دول عربی را از دست داد و دولت های مختلف برای ایجاد جناح های وابسته به خود کمک های خود را بر اساس نوع رابطه با جنبش فلسطین شکل دادند و جنبش فلسطین عملا به چند جناح منشعب شد. فروپاشی شوروی، قدرت گیری آمریکا و فشار به جنبش فلسطین و دفاع بی چون و چرا از اشغالگران صهیونیسم باعث شد که مجددا مقاومتی در بین دولت عربی علیه آمریکا بصورت علنی و غیرعلنی شکل بگیرد. حضور چین و بازگشت روسیه و اتحادیه اروپا به خاورمیانه به عنوان بازیگران مهم نمی توانست مورد ناخشنودی آمریکا به عنوان یکه تاز این صحنه استراتژیک جهانی قرار نگیرد. آمریکا سراسیمه با اشغال عراق، افغانستان و جنگ در سوریه و یمن سعی کرد پیش دستی کرده دست رقبا را از مناطق خاورمیانه کوتاه کرده و از طرف دیگر با باز گذاشتن دست دولت اسرائیل با شهرک سازی در سرزمین های اشغالی عملا ملت فلسطین را در مناطق پراکنده از هم به طرف اضمحلال بکشاند.

خوشبختانه بسیاری از سیاست های تجاوز و دخالت گرانه آمریکا در خاورمیانه با شکست روبرو شده است. آمریکا از هر زمان دیگری در خاورمیانه منزوی تر و در عین حال متهاجم تر به نظر می آید. آمریکا در عراق و افغانستان کاملا منفرد شده است. ماندن در سوریه برایش نه تنها نفوذی نیاورده است بلکه مشکلات عدیده نظامی برای متحدینش در برابر نفت سوریه را بوجود آورده است. چنین وضعیتی در خاورمیانه برای دولتی که روزگاری یکه تاز میدان و سرکرده همه امپریالیست های جهان بود اصلا قابل قبول نیست. با توجه به این شرایط آمریکا با تکیه به سیاست نزدیکی اسرائیل و اعراب و فشار برای ایجاد یک جبهه متحد. قصد دارد آخرین تیر را به اتحادیه عرب شلیک کند. و مناقشه بر سر رابطه با اسرائیل را به نقطه جدایی سیاسی از اتحادیه عرب و تسلیم برخی از دول عربی بکشاند.

آمریکا با فشار بر کشورهای عربی از امارات متحده تا دیگر کشورهای غیر مخالف عربی از یک طرف به کشمکش بین دول عربی و تضاد بین آنها دامن زده و باعث مشغول شدن اعراب به مناقشات خود و بی تفاوتی به جنبش فلسطین و از طرف دیگر به نزدیک شدن آنها در همراهی با اسرائیل بر علیه سیاست های دیگر رقبا و بویژه روسیه و ایران و بخشا ترکیه دامن می زند.

در این میان جنبش فلسطین که در مدتی به دنبال مذاکره با آمریکا و گرفتن کمک از آمریکا و سازش با دولت اسرائیل بخاطر ایجاد دو دولت دو کشور بود، تا حدودی به توهمات خود پی برده است و بطور فزاینده ای از یک طرف از سیاست های گذشته فاصله گرفته و از طرف دیگر به نزدیکی دو جناح اصلی الفتح و حماس باز می گردد. در واقع در خاورمیانه تمام دولت ها و عناصر تاثیر گذار اجتماعی سرگرم نیرو گیری و آمادگی برای جدال های آینده هستند. آیا اسرائیل برنده واقعی نزدیکی به کشورهای عربی است و یا این شکل دیپلماسی بدون پشتوانه ای عملی است. آنچه که می تواند به سود اسرائیل تمام شود جدایی فزاینده کشورهای عربی از یکدیگر و انشعاب و ایجاد دسته ها و گروههای مختلف سیاسی در جنبش فلسطین. سیاست نزدیکی اعراب به اسرائیل بدون در نظر گرفتن منافع جنبش فلسطین در نهایت به این کشورها ضربات سیاسی خواهد زد که به انفراد آنها و دنباله روی بیشتر به امپریالیست ها خواهد انجامید. نقشه سیاسی جدید آمریکا یعنی ایجاد محور جدیدی علیه محور مقاومت ایران باعث خواهد شد که آنچه که آمریکا با اسلحه و نیروی نظامی خود نتوانست در خاورمیانه جلو ببرد با این سیاست به دست دول متحد عربی جلو خواهد برد. در این میان غلتیدن به ناسیونالیسم و تعصبات مذهبی و نژادی زمینه هایی هستند که بعلت تاریخ خاورمیانه برای دامن زدن به تضادهای بیشتر و براه انداختن درگیری های نظامی داخلی و منطقه ای کاربرد عینی تری دارد که چپ های خاورمیانه از هم اکنون باید فرودستان جامعه را در برابر آن آگاه کنند تا با متحد کردن کارگران و زحمتکشان کشورهایشان علیه توطئه های بورژوازی داخلی و امپریالیست ها بیایستند. ادبیاتی نظیر تلاش های صلح آمیز، دموکراسی، حقوق بشر مقولاتی برای فریب و کشاندن مردم زیر حکومت های دیکتاتوری فاشیستی، زیر سیاست هایی با چشم اندازهای غیر واقعی دنیایی بهتر است. رنگ آمیزی سیاست های دخالتگرانه و جنایتکارانه نیروهای امپریالیستی و مرتجع در خاورمیانه همراه است با به غارت بردن منابع کشورها، کاهش ارزش پول، رشد میلیتاریسم و رشد بیشتر استبدادهای مذهبی و فاشیستی. جلوی این روند ها را فقط نیروهای انقلابی جوامع خاورمیانه از جمله کارگران و زحمتکشان و کمونیست های کشورهای عربی و اسرائیلی می توانند بگیرند

مهران پیامی

در زمینه مالی ما را یاری دهید

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ

گفتگوئی با دکتر علی صادقی (کاک ابراهیم) و محمد اشرفی