یکشنبه, ۰۹ آذر ۱۳۹۹

خشونت جنسی علیه زنان

روز ۲۵ نوامبر روز  علیه خشونت جنسی بر زنان است. خشونتی که یکی از کهن ترین نوع خشونت های انسانی  علیه زنان است که با شکل گیری جوامع طبقاتی شکل سیستماتیک پیدا کرد. امروزه محققین و روانشناسان در سطح جهانی ۴ نوع خشونت علیه زنان را بر می شمارند که عبارتند از فیزیکی، روانی، اقتصادی و جنسی است. اگر در گذشته خشونت در جوامع نیمه حیوانی- انسانی شکلی از تنازع بقا بود، در پیدایش تقسیم کار اجتماعی و متعاقبا بهره کشی و ستمگری، زنان بیشترین فرودستی

  اجتماعی را نصیب شدند. در برخی مقاطع کوتاه تاریخی که جوامع زن سالار تشکیل شد، انسان درجه دومی به نام زن موجود نبود. تا مقطع سرمایه داری، زنان همچنان بخشی از مالکیت مردان به حساب می آمدند. وقتی سرمایه داری زن را به عنوان نه تنها تولید کننده انسان بلکه نیروی کار تولید کننده کالا سرمایه داری از خانه ها به بازار کار و تولید و در کارخانجات و واحدهای تولیدی و خدماتی اجتماعی بکار واداشت. قدرت زنان در جوامع بشری رو به فزونی گذاشت و گرایش به برابری اجتماعی از هر زمانی در تاریخ بشریت بیشتر به جریان اجتماعی تبدیل شد. متاسفانه بخشی از فمنیست ها بدون اینکه به تاریخ نابرابری بین زن و مرد که یکی از پیامدهای آن خشونت جنسی توجه کنند، آن را صرفا در چهارچوب جنسیت مطرح کرده و خواهان از بین بردن این نابرابری در جامعه طبقاتی هستند. البته این روشن است که زنان بعلت قدرت اجتماعی کنونی قادر به رسیدن به بسیاری از خواست های برابری طلبانه خود هستند. اما این هنوز به مفهوم حل نهایی موضوع نابرابری اجتماعی بین مردان و زنان نیست. بطور مثال در بسیاری از کشورهای بزرگ سرمایه داری حقوق زنان در امور اجتماعی بسیار پیشرفته تر از حقوق زنان در کشورهای پیرامونی و توسعه نیافته است. این حقوق زمینه های حقوق زنان در خانواده، اقتصاد و مدیریت و فرهنگ و آموزش و پرورش و غیره را در بر می گیرد و بسیار فراتر از هر زمان دیگری در تاریخ جامعه بشری است.

توضیح خشونت جنسی اگر زنان و فعالین جنبش زنان را در امر رهایی به درکی دقیق، علمی نرساند صرفا در حیطه یک گفتگو و خشم  به پایان می رسد. به همین دلیل برای تغییر وضع موجود اول بایستی وضع زنان در جهان کنونی را در عرصه های مختلف شناخت

۱ – اکثر قریب به اتفاق کشورهای جهان به کشورهای سرمایه داری تبدیل شده اند ولی این به مفهوم قبول حتی حقوق بورژوایی زنان در تمامی این جوامع نیست.

۲- نابرابری حقوق اجتماعی با بوجود آمدن تقسیم کار و طبقات اجتماعی بصورت سیستماتیک شکل گرفت

۳ – خشونت جنسی ادامه خشونت طبقاتی و در خدمت مالکیت و خدمات صورت می گیرد.

۵ – سرمایه داری از زن و سکس به عنوان کالا استفاده ابزاری می کند.

۴- خشونت جنسی یک رفتار فردی نیست، بلکه ادامه یک نگاه و منافع و استفاده از سکس به مثابه یک اهرم است.

خشونت جنسی بخشی از ستم و استثمار به زنان در جامعه طبقاتی است. در بسیاری از کشورهای بخصوص مذهبی بسیاری از رفتارهای خشونت آمیز علیه زنان یا خشونت بحساب نمی آید و یا به عنوان حقی از حقوق اجتماعی نه تنها دارای هیچ مجازات و بازخواستی نیست بلکه به عنوان امری عادی به فرهنگ بخشی از جامعه تبدیل شده است. قدرت گیری نیروهای مذهبی در ۴ تا ۵ دهه گذشته در سرتاسر جهان به گسترش خشونت جنسی دامن زده است. هنوز فروش زنان ایزدی در بازار برده فروشان داعش از خاطره ها از بین نرفته است که از کشته شدن زنان بسیاری بدست شوهران، برادران و دیگر بستگان و آشنایان در تقریبا اکثر کشورهای جهان هر روزه خبرهای بیشتری انتشار می یابد. با رشد خشونت ها در درگیری های نظامی و بحران های منطقه ای، زنان اولین افرادی هستند که مورد تجاوز و دربدری و خشونت های لجام گسیخته جنسی قرار می گیرند.

سازمان بهداشت جهانی در سایت خود در گزارش ۲۹ نوامبر ۲۰۱۷ می نویسد: ۳۵٪ زنان خشونت جنسی را تجربه کرده اند. یک سوم از خشونت های جنسی توسط شوهر، دوست پسر و یا پارتنر صورت گرفته. و ۳۸٪ زنان توسط نزدیکان مردشان کشته شده اند.

گزارش ادامه می دهد که مقدار خشونت در کشورهای ثروتمند ۲۳.۲٪ در کشورهای اروپای غربی ۲۴.۶٪ و کشورهای مدیترانه و جنوب شرقی آسیا ۳۷.۷٪ در صد است.

البته در کشورها و جوامع مختلف این آمار یکسان نیست مثلا مقدار خشونت در جوامعی مانند افغانستان بسیار بیشتر از خشونت در کشورهای اسکاندیناوی است. بخاطر آنکه حقوق زنان در این دو جامعه بسیار متفاوت است.

بسیاری با استفاده از داده های اطلاعاتی در کشورهای مختلف جهان در ارتباط با خشونت جنسی علیه زنان آنرا موضوعی مردانه و راه حل آن را از طریق زنانه کردن سیاست و غیره می دانند. آنها آگاهانه جدایی زنان و مردان علیه سیستم حاکم را برای رهایی کل بشریت تبلیغ می کنند. امروزه یکی از پردرآمدترین شغل های دنیا جابجایی زنان برای فروش سکس در دیگر کشورها و استفاده از فیلم های پورنوگرافی که خشونت جنسی را در سطح وسیع دامن می زند، است.

در ایران وضع زنان بسیار ناهمگون است. در طبقات ثروتمند سکولار وضع زنان بهتر از وضع زنان در اقشار مذهبی است. قانون اساسی ایران بعلت مذهبی بودن آن مملو از قوانین ضد زن است. اما وضع جنبش زنان نسبت به درخواست های حاکمیت رژیم مذهبی ایران بسیار خوب است. زنان در آموزش و پرورش، همچنین در سازمان های خیریه غیر دولتی و خدمات انسانی مانند پرستاران و معلمان دست بالاتر را دارند. آنها در مدیریت غیر دولتی در سالهای اخیر سهم بیشتری را کسب کرده اند. به لحاظ فرهنگ اجتماعی جامعه ایران از قوانین اساسی حاکم بر ایران نسبت به زنان جلوتر است و با قوانین چند زنه و حضانت فرزند و غیره مخالف هستند. از یک طرف حاکمیت با قوانین قرون وسطایی اش و از طرف دیگر مخالفت با خشونت جنسی، چند همسری، حضانت کودکان بطور غیر عادلانه و.... چهره فرهنگی و سیاسی و سمت گیری دولت در برابر اکثریت مردم را نشان می دهد. در عین حال فقر به مسئله ازدیاد  کارگران سکسی دامن زده است. و مسئله دیگری که باید در مسئله خشونت جنسی مورد توجه قرار گیرد از بین رفتن خانواده توسط جامعه بورژوایی بدون جایگزینی روابط نوین انسانی است. خشونت جنسی ادامه یک سیستم نابرابر طبقاتی و انسانی است که با از بین رفتن آن از جامعه رخت بر خواهد بست.

ع.غ

در زمینه مالی ما را یاری دهید

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ

گفتگوئی با دکتر علی صادقی (کاک ابراهیم) و محمد اشرفی