پنجشنبه, ۰۸ آبان ۱۳۹۹

انتخابات در رژیم های سرمایەداری

دو انتخاب در چند ماه آینده در ایران و جهان برگزار می شود که تاثیراتی بر رژیم و مردم در ایران به اشکال مختلف خواهد گذاشت. یکی انتخابات آمریکا بعد از تظاهرات میلیونی ضد نژاد پرستی بین حزب دمکرات و جمهوری خواهان و دیگری انتخابات ریاست جمهوری در ایران بین اصول گرایان و اصلاح طلبان حکومتی می باشد.

انتخابات آمریکا در دوماه آینده و انتخابات ایران در سال آینده خواهد بود. هر دوی آنها از شباهت های

 زیادی برخوردارهستند.

۱ – در هر دوی آنها فقط دو جناح رسمی عملا صاحب اختیارات هستند و بقیه گروهها عملا در کنار دو جناح رسمی فعالیت دارند. در امریکا حزب دمکرات و جمهوری خواهان و در ایران اصولگرایان و اصلاح طلبان حکومتی

۲ – در هر دو انتخابات نه برنامه های سیاسی و اقتصادی بلکه تبلیغات و وعده و وعید ها حرف اول را می زنند.

۳ – غیر خودی ها بطور عملی و نه رسمی حق ورود به انتخابات نه در آمریکا و نه در ایران را ندارند.

۴ – هر دوی آنها انتخاب بین بد و بدتر است.

۵ – سازمان های امنیتی و مالی فیلترهای کاندیدهایی برای عبور هستند. حرف آخر در این انتخابات را قدرت سرمایه و امتیازات اجتماعی طبقات دارای حاکم در گزینش کاندیدا ها تعیین می کند.

۶- هیچکدام نماینده طبقه کارگر و زحمتکشان جامعه نیستند و طبقه سرمایه دار و امپریالیستی کشورشان را نمایندگی می کنند.

۷- هر دو رژیم از دروغگوترین و فریبکارترین رژیم های جهانی به حساب می آیند

۸ – هر دو رژیم مدافع مرتجع ترین و نیروهای تروریستی جهانی با ایده های هژمونی طلبانه و تقابل علیه یکدیگر هستند.

۹ – هردو رژیم در یکی از بدترین شرایط اقتصادی و سیاسی تاریخ خود در حال برگزاری انتخابات هستند.

این انتخابات در عین حال در دو کشوری در حال برگزاری است که هم رژیم هایشان و هم شرایط اجتماعی اشان متفاوت است.

۱ – رژیم آمریکا یک رژیم امپریالیستی است که به مدت بیش از ۶۵ سال سرکرده امپریالیست های جهان بوده است و دستش تا مرفق به خون مردم جهان آلوده است. در عین حال برخی از آزادی های فردی اجتماعی در درون جامعه آمریکا را تا حد منافع سرمایه داری امپریالیستی رعایت می کند. در عین حال رژیمی بشدت نژادپرست بوده و اختلافات نژادی بشدت در جامعه موجود است. فاصله طبقاتی و ثروت و فقر در این کشور بیداد می کند.

۲ – رژیم ایران یک رژیم کشور پیرامونی با استبداد مذهبی است که آزادی های فردی اجتماعی و سیاسی را کاملا از مردمش سلب کرده و بصورت دیکتاتوری فردی اداره می شود. و دستش تا مرفق به خون مردم خودش آلوده است. انتخابات در این رژیم در حقیقت یک انتصاب است با بهره گیری و سوء استفاده از بازی انتخابات در افکار عمومی.

مارکس درباره انتخابات در ٰرژیم های سرمایه داری می گوید "هر چندگاهی بورژوازی از بین طبقه خود افرادی را برای جایگزینی با دولت قبلی برمی گزیند تا وظایف و منافع طبقه حاکم را به نحو بهتری انجام دهند". آنچه در این دو انتخابات روشن است هردو رژیم گرایش های فاشیستی داشته و انتخابات در آنها را باید از همین زاویه و گرایش های درونی این دو رژیم دید.

انتخابات در ایران

سال آینده در ایران سال انتخاب هشتمین ریاست جمهوری است. در این انتخابات کاندیدها از چندین فیلتر امنیتی و سیاسی عبور کرده و می بایستی در گذشته بطور کامل در خدمت سیاست های بشدت سرکوبگرانه و مخرب بوده باشند. لیست چهره هایی که روزنامه های وابسته و نزدیک به بالاترین ارگان های دولتی مطرح کرده اند، نشان می دهد که آنها تماما از چهره های با سابقه نظام و نزدیک به خامنه ای هستند و در دایره خودی های نزدیک به "بیت رهبری" بوده و هستند. این انتخابات حتی خودی های منتقد را هم کنار خواهد گذاشت. تمامی کاندیداها در دایره مافیایی قدرت حضوری فعال داشته اند و در رانت خواری و دزدی و زد و بند و سرکوب نیروهای آزادیخواه و دمکرات از سابقه "درخشانی" برخوردارند. بسیاری از آنان عضو نهادهای امنیتی و نظامی بویژه سپاه پاسداران و از شکنجه گران این رژیم هستند. در عین حال آنها در حال زد و بند با جناح اصلاح طلب و برداشتن حصر از خانه کروبی و شل کن سفت کن با جناح خاتمی و احمدی نژاد هستند.

این انتخابات در حالی برگزار می شود که بحران اجتماعی و رشد فقر و فلاکت در ابعاد وسیع و سیاست های ویرانگرانه، مردم را از دست رژیم کاملا عاصی کرده است. عدم لیاقت رژیم در کنترل شیوع کرونا و کشته های بالای این بیماری در ایران به کمتر شدن توهم مردم از وعده و وعیدهای انتخابات و کاندیداها و بالا رفتن هشیاری آنان انجامیده است. کمتر کسی در ایران بجزء جیره خواران این رژیم باور دارند که این انتخابات می تواند تغییری در وضعیت جامعه بوجود بیاورد. بی اعتمادی مردم نه تنها حقانیت داشته بلکه از پایه های قوی مادی و تجربه تاریخی ازاین رژیم برخوردار است. معمولا انتخابات در رژیم های سرمایه داری با وعده و وعیدهایی برای جمع آوری رای شرکت کنندگان شروع می شود و بعد از انتخابات به بهانه های مختلف این وعده ها یا انجام نمی گیرد و یا آنرا به فراموشی می سپارند. این قانون در ۴۰ سال گذشته بارها در ایران تجربه شده است. یک نمونه آخری آن، کسی که پاکترین دولت تاریخ ایران خود را معرفی می کرد( احمدی نژاد) معلوم شد از دزدترین دولت های معاصر ایران بوده است. دولت تدبیرو امید( روحانی) که قول رفاه و ثروت می داد، با تورم ۳۵٪ دست و پنجه نرم می کند. سفره های کارگران و زحمتکشان در دوره او به ۲ تا ۳ برابر زیرخط فقر سقوط کرده است.

 ظاهرا جناح های مختلف برای نشستن بر کرسی ریاست جمهوری در حال تدارک و جمع آوری نیرو برای رقابت هستند. اما این جناح ها اولا هیچ برنامه اقتصادی و سیاسی متحول کننده ای را ندارند و بیشتر به ایراد گیری های کودکانه و بی ارزش از یکدیگر مشغول هستند. ثانیا این جناح ها دارای قدرت تصمیم گیری نبوده و نیستند و تصمیمات مهم و اساسی را شخص خامنه ای و مشاورانش می گیرند و آنها تنها پادوها و اجرا کننده هستند. ماههای آینده مسائل دیگری از جمله جانشینی خامنه ای و تاثیر آن بر انتخابات ریاست جمهوری و تعیین کاندیداها از فیلتر شورای نگهبان و دستگاههای امنیتی روشن تر خواهد شد. اما از همین حالا روشن است که جناح های مختلف رژیم در عین اختلافات، برای حفظ رژیم به هر قیمتی "متحدانه" در انتخابات آینده شرکت خواهند کرد. اما ما کمونیست ها و مدافعین کارگران و زحمتکشان می دانیم که قول مبارزه علیه فقر نابرابری و دزدی و تامین دمکراسی و عدالت اجتماعی با رژیم هایی نظیر جمهوری اسلامی یک فریب و دروغ بزرگ است.

حداقل مبنا ها برای برپایی یک انتخابات آزاد و دمکراتیک عبارتند از : اولا حق آزاد و برابر و حضور نیروهای دمکراتیک و انقلابی و چپ و کمونیست در جامعه بصورتی نهادینه است. دوما برابری همه در برابر قانون و مجازات کسانی است که قوانین را نقض می کنند. سوما عدم مذهبی بودن یک دولت و یا رژیم است. چهارما حق ایجاد تشکلات مستقل صنفی و سیاسی غیر دولتی بویژه برای طبقات فرودست اجتماعی. پنجما حضور یک سیستم کنترل متقابل قوی و کارآ و مستقل

مسائل دیگری هم هست که نمی تواند در عادلانه و دمکراتیک بودن یک انتخابات تاثیر مستقیم نداشته باشد مانند. برسمیت شناختن حق برابر همه شهروندان جامعه برای انتخاب شدن و انتخاب کردن، حق برابر زنان و ملیت ها و غیره.

با توضیحات بالا روشن است که انتخاباتی عادلانه و دمکراتیک هیچ همخوانی و یا قرابتی با انتخابات رژیم اسلامی که فقط خودی ها را در دایره مافیایی قدرت جای داده است ندارد. دیگر انتخاب بین بد و بدتر هم موجود نیست انتخاب بین بدتر و بدترین هاست.

 چند نقطه بحرانی در انتخابات گذشته مثل حمله آمریکا به ایران، عملا با شکست آمریکا در سازمان ملل ضعیف شده است. طی چند سال گذشته که آمریکا ایران را در تحریم اقتصادی قرار داد به گفته مسئولین رژیم با شکست مفتضحانه روبرو شده است آن هم در شرایطی که بار فشار کمرشکن اقتصادی کاسه صبر مردم را لبریز کرده است . اما همین گفته نشان از دروغ گویی رژیم حتی در مسائلی دارد که مردم بطور روزمره با آن دست به گریبان هستند، نمی دهد؟.

اما انتخابات نوع دیگری هم در جوامع انسانی تجربه شده است که نیروی واقعی قدرت را ناشی از مردم می داند و برای احراز این نیروبطور دائم آنرا از طریق شوراها سازمان می دهد. شوراها پایه های دمکراسی جامعه ای است که در آن حق عمومی انتخاب شدن و انتخاب کردن در وسیع ترین و آزادانه ترین شکل آن اجرا می شود. انتخاب کنندگان هر زمان که بخواهند قادر به به زیر کشیدن منتخبین خود بصورت مستقیم و بازو خواست از آنان هستند.

انتخابات آمریکا: که شباهت های زیادی به انتخابات ایران دارد. در آن میلیاردها دلار پول صرف تبلیغات انتخاباتی از طریق شرکت های سرمایه داری می شود تا بعد از پیروزی بتوانند با شرکای سیاسی حامی شان در دولت نه تنها پول های تبلیغاتی را برگردانند بلکه با شیوه های مافیایی شرکت های رقیب را به کنار بزنند.

آمریکا در شرایطی به انتخابات ریاست جمهوری می رود که رژیم آمریکا بخاطر سود شرکت ها و رقابت های بین المللی از مبارزه با کرونا کاملا عاجز شده است. بیش از ۲۰۰ هزار نفر جان خود را از دست داده و یک میلیون مبتلا در جامعه روی دستش مانده است. از طرف دیگر جامعه آمریکا همچنان در بستر یک اعتراضات و کشاکش های اجتماعی که با شعار جان سیاهان مهم است، رشد یافته است روبرو است. دو حزب دمکرات و جمهوری خواه آمریکا که بطور سنتی ریاست جمهوری های آمریکا را تعیین می کنند، در این بحران هم نشان دادند که در تقابل با جنبش های اجتماعی سربرآورده از درون جامعه آمریکا بسیار فریبکارانه و در خدمت اهداف سیاسی خود سیاست های نان قندی و چماق را پیش می برد. حزب دمکرات آمریکا ظاهرا با دلسوزی نسبت به این جنبش ها و حزب جمهوری خواه با انگشت اشاره و سرکوب به آن برخورد می کنند.

مشکل دیگر در جامعه آمریکا مسئله اقتصاد و نیز خدمات اجتماعی در داخل و قدرت هژمونیکش در خارج است که هردو در حال سقوط نرم هستند. نرخ بیکاری به حد بالای ۱۰ در صد رسیده است و رقبای آمریکا هر چه بیشتر این کشور را در چالش های جهانی به عقب نشینی وادار می کنند. مدتی است که مسئله جواب به مشکلات بین المللی و از دست دادن قدرت هژمونیک آمریکا باعث شده است بخشی از تبلیغات را در انتخابات آینده آمریکا بخود اختصاص دهد. دمکرات ها در عین ضدیت افسارگسیخته با چین و روسیه خواهان تعامل و شراکت با برخی از کشورهای اروپایی برای سلطه بر بازارهای جهان حتی به صورت موقت هستند در حالیکه جمهوری خواهان بر سرکرده گرایی آمریکا و سلطه بر کشورهای اروپایی و تهاجم سیاسی و اقتصادی و نظامی تاکید می کنند.

آنچه که روشن است با تمام سایه و روشن های سیاست جناح های مختلف در آمریکا و ایران سیاست های استراتژیک و راهبردی آنها با این انتخابات تغییر نخواهد کرد. رژیم های طبقاتی را با انتخابات نمی شود تغییرداد. کسانی که در این توهم و خود فریبی دچار هستند که با انتخاب این و یا آن جناح و به قول معروف از "این ستون به آن ستون فرجی هست" و می توانند در زیر پاهای بورژوازی نفس بکشند، فقط به بدتر و طولانی شدن اوضاع کنونی کمک می کنند.

هیچ راهی بجزء انقلاب کردن و سرنگونی این رژیم ها نمی تواند اوضاع را برای کارگران و زحمتکشان این کشورها حتی بهبود ببخشد. این وظیفه یک طبقه تاریخی است که این امر تاریخی را به پایان برساند و آن نیرو طبقه ای بجزٔء طبقه کارگر بین المللی نیست.

مهران پیامی

در زمینه مالی ما را یاری دهید

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ

گفتگوئی با دکتر علی صادقی (کاک ابراهیم) و محمد اشرفی