پنجشنبه, ۰۸ آبان ۱۳۹۹
طبقه کارگر روسیه، لنین و انقلاب اکتبر
انقلاب اکتبر که  همچون توفان و زلزله ای دنیای سرمایه داری را تکان داد و نوید دنیای آزاد و عادلانه ای را برای کارگران و زحمتکشان و  مردم ستمدیده سرتاسر جهان به ارمغان آورد. تاثیرات انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ که در آن پرولتاریای روسیه در یکی از پهناورترین کشورهای بزرگ سرمایه داری به قدرت رسیده، در حیطه روسیه نماند و اکثر جوامع بشری با الهام از این انقلاب دست به انقلابات برای تغییر جوامع خود زدند.

به ماه اکتبر نزدیک می شویم و باز خوانی دو انقلاب، انقلاب اکتبر روسیه و انقلاب چین بخاطر ضرورتی برای بکار گیری تجربیات آن در ادامه انقلابات آینده جهان همیشه وجود داشته است. ما در این نوشته سعی کردیم به انقلاب اکتبر برخورد کنیم و در نوشته های دیگر مسئله انقلاب چین را مورد درس آموزی قرار خواهیم داد.

تغییراتی که در خود روسیه در زمینه رشد تکنولوژی و بار آوری تولید و نیز مبارزه طبقاتی تحت لوای دیکتاتوری پرولتاریا به نفع طبقات فرودست اجتماعی بوجود آمد، زمینه های ماندگاری و تثبیت قدرت سیاسی پرولتاریایی را تا چند دهه حفظ نمود. ولی بعلت کم تجربگی پرولتاریای جهانی، در زمینه ساختمان سوسیالیسم در روسیه اشتباهات متعددی و نیز خیانت هایی صورت گرفت که باعث از دست رفتن قدرت سیاسی و بازگشت روسیه به یک کشور سرمایه داری شد. با تمامی این احوال با نگاهی به این انقلاب که تا به حال در سرنوشت بشریت تاثیرات شگرف و همیشگی به جای گذاشته است و یکی از پردامنه ترین انقلابات جهان محسوب می شود، برای همه آزادیخواهان و عدالت طلبان و مبارزینی که علیه ظلم و ستم و استثمار و استعمار مبارزه کرده و می کنند دارای تجربیات بس ذیقیمت و گرانبهایی است که می تواند با درس گیری از آنها راه های مبارزه علیه سرمایه داری را هموارتر کرد.

این انقلاب وقتی به پیروزی رسید که طبقه کارگر روسیه تحت اندیشه های درست مارکسیستی-لنینستی نقش هدایت کننده آنرا بعهده گرفت، نقشی که توسط لنین و با تطبیق کمونیسم علمی بر مبارزه طبقاتی در روسیه ایفا شد. لنین نه تنها در انقلاب روسیه در بسیاری مواقع نقش تعیین کننده ای داشت بلکه در عین حال در مبارزه نظری علیه دشمنان و دوستان متزلزل طبقه به غنای نظریات کمونیسم علمی کمک های تعیین کننده ای کرد. او به مثابه رهبر نه تنها انقلاب کارگری در روسیه بلکه یکی از برجسته ترین رهبران پرولتاریای بین المللی بسیاری از اندیشه های علمی را در زمینه های مختلف مبارزاتی تکامل داد و به گنجیه کمونیسم علمی افزود. در عین حال او یک رهبر عملی و سازمانده برجسته انقلاب اجتماعی در روسیه بود. ما در زیر بعلت نقش اندیشه های او در پیروزی انقلاب روسیه برخی از آنها بصورت تیتروار می آوریم :

۱ – نظریه اقتصادگرایی در جنبش کارگری را نادرست و دنباله روی از جریان خود به خودی را ایدئولوژی اپورتونیستی می دانست

۲ – لنین نقشه و برنامه ریزی برای انقلاب، ساختمان حزب کارگری (حزب کمونیست سرتاسری روسیه)، ساختمان سوسیالیسم را به گنجینه های مارکسیسم افزود.

۳ – لنین با درک رشد روند سرمایه داری کارکرد قوانین درونی آن، مسئله امپریالیسم و دوران عصر جدید سرمایه داری و پیش درآمد انقلابات پرولتاریایی در این دوران را بیرون کشید.

۴ – با طرح علمی مسئله دولت در طول جوامع طبقاتی، نه تنها علیه نظریات اپورتونیستی همچون دولت همگانی را افشا کرد بلکه به آموزش مارکسیسم در زمینه طرح دیکتاتوری پرولتاریا، رژیم شورایی و مناسبات حزب و طبقه و قدرت سیاسی پرداخت

۵-- لنین نقش اشرافیت کارگری و انشعاب در سوسیالیسم را که ناشی از ریزش بخشی از فوق سود امپریالیستی به درون طبقه کارگر کشورهای امپریالیستی بوجود آمده است را نشان داد.

۶ –  نقش کمونیست ها در مبارزات کشورهای پیرامونی برای بدست گیری رهبری مبارزات طبقاتی و انقلابات دمکراتیک در یک مبارزه بی امان با بورژوازی و دارو دسته های مذهبی و فئودالی را نشان داد و درسهای آنرا در انقلاب روسیه بیرون کشید

۷ – لنین با افشای نقش اپورتونیستی انترناسیونال دوم در تسلیم طلبی به امپریالیست های خودی، دست به ایجاد انترناسیونال پرولتاریایی سوم زد.

۸-  در زمینه فلسفه  با مبارزه سرسختانه با کسانی که از انقلاب روی برمی گردانند و یا منفعل می شود و بیرون کشیدن زمینه های فلسفی آن بویژه در کتاب امپریوکریتیسیم و ماتریالیسم تاریخی، نقش ایده های ماتریالیستی و ماتریالیسم دیالکتیک را برای پیروزی در مبارزات طبقاتی روشن کرد.

۹ – در زمینه ملی، لنین با شناخت از عصر و دوران امپریالیسم و تکامل مسئله ملی، آنرا با دقت توضیح داد و استراتژی و تاکتیک های حزب طبقه کارگر را با این مسئله روشن کرد.

۱۰-  در بعد از پیروزی انقلاب اکتبر لنین برخی از مسائل اقتصادی و سیاسی دوران سوسیالیسم و درکی که از مبارزه طبقاتی در این دوران وجود دارد چه در سطح بین المللی و چه در سطح روسیه فئودال-امپریالیستی روشن کرد.

۱۱- او نحوه برخورد سیاسی و ایدئولوژیکی حزب طبقه کارگر به مذهب را توضیح داد.

موضوعات اشاره شده بخش هایی از درس های لنینی از انقلابات پرولتاریایی نه تنها در روسیه بلکه در سرتاسر جهان را به مثابه آموزش هایی برای پرولتاریای بین المللی به ارمغان گذاشت.

در کشور ما ایران تاثیر این انقلاب نسبت به کشورهای منطقه بازهم بیشتر بود چون از یکسو روسیه تزاری  نیروی تجاوزگر و سرکوبگری نسبت به ایران بود و بلشویک ها با رسیدن به قدرت تمام امتیازات روسیه را نسبت به ایران یکطرفه لغو کردند و از سوی دیگر کارگران ایرانی مهاجر توانسته بودند به جنبش کارگری روسیه پیوند یابند و تجربه بیاموزند.

رفیق یونس پارسابناب در «تاریخ صد ساله جنبش‌های سوسیالیستی، کارگری و کمونیستی ايران» می‌نویسد::

 «دست اندرکاران و اعضای فعال سازمان «همت» با جناح بلشويک حزب سوسيال- دمکرات روسيه به رهبری لنین رابطه‌ی تشکیلاتی داشتند. یکی از کمک‌های این سازمان نقل و انتقال نشريه‌ها، به ويژە نسخه‌های روزنامه «ايسکرا» بود که در شهرهای لایپزیک، مونيخ و وين چاپ و از راه تبريز به باکو و ديگر نقاط روسيه تزاری می‌رسيد. در آن زمان روزنامەی «ايسکرا» که لنين نشر آن را برای تشکيل و تقويت يک حزب طراز نوین کارگری امری ضروری می‌دانست، توسط خودش و همسرش ناديا کروپسکايا در شهرهای آلمان و اتريش چاپ و به وسيله بلشويک‌ها از طريق کشورهای همجوار ايران به تبريز ارسال می‌شد و فعالين سازمان «همت» در شهر تبريز که مدتی بعد حزب سوسيال - دموکرات (فرقه اجتماعيون-عاميون) ايران را تاسیس کردند، نسخه های «ايسکرا» را به باکو می‌رساندند. به طوری که از مکاتبه‌های دست اندرکاران و خبرنگاران «ايسکرا» مشاهده می‌شود اين کار را لنين و کروپسکايا نظارت می‌کردند. در نامه‌ای که کروپسکايا در بهار ۱۹۰۱ از سوئيس به مسئول اين کار نوشته است تاکيد می‌کند: از طريق ايران چهار بسته فرستاده شد... چگونگی را اطلاع بده، سرعت حمل مطبوعات تا چه اندازه است؟ دانستن اين موضوع اهميت دارد تا بدانيم آيا اين راه برای ارسال شماره های «ايسکرا» هم بدرد بخور است يا اينكه تنها جزوات را از اين راه [می‌شود] حمل کرد. آنچه می‌دانی بنويس.”

این پیوند  کمونیستی بین  کمونیست های ایرانی و روسی در سال های پیروزی انقلاب اکتبر و پس از آن ادامه یافت.

سوسیال دمکراسی روسیه طی قطعنامه ای در باره ایران چنین می گوید: صویر،

سوسیال دموکرات کارگری روسیه علیه سیاست راهزنانه دار‌و‌دسته تزار که در صدد اختناق آزادی خلق ایران است و در این کار از هیچ‌گونه عمل وحشیانه و کثیفی روگردان نیست، اعتراض می‌کند. کنفرانس اعلام می‌دارد که اتحاد دولت روسیه و دولت انگلستان که لیبرال‌های روس با انواع وسایل آن‌را تبلیغ و از آن پشتیبانی می‌کنند قبل از هر چیز علیه جنبش دموکراسی آسیا متوجه است و این اتحاد، حکومت لیبرال انگلیس را به شریک جرم در جنایات خونین حکومت تزاری تبدیل می‌کند. کنفرانس، همبستگی کامل خود را با مبارزه مردم ایران و به‌خصوص با حزب اجتماعیون عامیون ایران که در مبارزه علیه ستمگران تزاری متحمل اینهمه تلفات شده است اعلام می‌دارد.”

در اعلامیه‌ای خطاب به مسلمانان روسیه و مشرق زمین چنین می‌نویسد: “... ما اعلام می‌کنیم که عهدنامه‌ی سری راجع به تقسیم ایران نابود شده و به محض پایان عملیات نظامی، قشون روس از ایران خارج شده و حق تعیین مقدّرات ایران به دست ایرانیان تامین خواهد شد.”

این نگاه لنین به مسئله‌ استعمار نه فقط در بین نیروهای سوسیالیست ایرانی که حتی در بین ملّیون ایران هم شور و شعف بسیاری را برانگیخت. عارف قزوینی در وصف لنین شعری سروده و او را «فرشته رحمت» می‌خواند. محمد تقی بهار در سال ۱۳۲۴ در نشریه پیام نو مقاله «لنین بزرگ” را می‌نویسد. او در این مقاله سعی می‌کند علاوه بر اینکه طرحی از زندگی لنین را ارائه ‌کند خلاصه‌ای از ایده‌های او را نیز به ایرانیان معرفی کند

ملک الاشعرا بهار در توصیف اوضاع ایران ونقش دو قدرت استعماری که ایران را بین خود تقسیم کرده بودند  نقش لنین را چنین توصیف می کند: “دو دشمن از دو سو ریسمانی به گلوی کسی انداختند که او را خفه کنند. هرکدام یک سر ریسمان را گرفته می‌کشیدند و آن بدبخت در میان تقلا می‌کرد، آنگاه یکی از آن دو خصم یک سر ریسمان را‌‌‌‌ رها کرد و گفت: ای بیچاره من با تو برادرم و مرد بدبخت (ایران) نجات یافت. آن مرد که ریسمان گلوی ما را‌‌‌‌ رها کرده لنین است.

در زمینه مالی ما را یاری دهید

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ

گفتگوئی با دکتر علی صادقی (کاک ابراهیم) و محمد اشرفی