دوشنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۹

درباره شوراهای کارگری

این روز ها با اعتصاب طولانی و بی نظیر کارگران هفت تپه و گسترش آن به بیش از چهل واحد تولیدی دیگر، موضوع اداره شورایی را به یکی از مباحث اصلی جنبش کارگری تبدیل کرده است.

اداره شورایی یک شکل سازمانی پرولتاریایی است که از جهانبینی آن بر می خیزد وتاکید را بر شرکت توده ها در سرنوشت خود دارد و جزیی جدا ناپذیر از دمکراسی کارگری یعنی طرز حکومت داری جامعه ایست که مالکیت جمعی بر وسایل تولید بطورعمده استقرار یافته و طبقه کارگر برنامه سیاسی واجتماعی یعنی سوسیالیستی را پیاده می کند. اداره شورا یی در کلیه نظام های طبقاتی در دوران تاریخی جوامع بشری طبق شرایط خود بکارگرفته شده است و واژه شورا ریشه در زبان عربی دارد و در قران سوره 23، بنام شورا ست. در نزد مسلمانان اولیه شورا بمعنی مشورت و جستجوی نظرات پائینی ها با هدف جلوگیری از خود کامگی قدرتمندان در اصل بکار رفته است .بحث امروز ما در باره شورا بطور عام نیست بلکه شورای کارگری است که توپ های انقلاب اکتبرآنرا به ایران پرتاب کرد. پس از ایجاد حزب کمونیست ایران صد سال پیش اولین اقدام مهم سیاسی حزب وحدت با جنبش جنگل و قیام مسلحانه علیه اشغالگران انگلیس و قدرت مرکزی بود.نتیجه وحدت میرزا کوچک خان با گرایش اسلامی با حزب کمونیست ایران پس از شکست دادن نیروی انگلیس ایجاد شوروی ایران در گیلان بود

طبقه کارگر ایران در جامعه ای پا به عرصه وجود گذاشت با گذشته ای از نظر زیر بنایی و رو بنایی با ویژگی های خود که ماتریالیست های تاریخی باید برای شناخت دقیق جامعه به حساب آورند..برای نمونه در سرزمین ایران برای مدت طولانی نظام حاکم ازنوع استبدا د فردی مطلقه بوده و تا امروز همچنان ادامه دارد. درست بخاطر چنین شرایط اجتماعی جنبش کارگری ایران به جنبه آزادی و دموکراسی و ضد دیکتاتوری توجه خاص مبذول داشته است. پس از شهریور بیست کارگران به درستی تشکیلات سراسری خود را شورای متحده کارگری نامیدند، در جریان رشد جنبش های توده ای ضد رژیم شاه بار دیگر شورا های کارگری شکل گرفتند و در آستانه انقلاب پنجاه وهفت در خوزستان بویژه شرکت نفت کارگران شوراهای خود را بوجود آوردند. پس از بهمن 57 هم مبارزه میان نیروهای چپ وکمونیست از یک سو و رژیم جمهوری اسلامی در جنبش کارگری بلاخره کلمه شورا ، اسلامی را اضافه کردند.

از نظرگاه کمونیسم علمی در نقد جوامع گذشته و جامعه سرمایه داری کنونی، قدرت های سیاسی بنابر ماهیت طبقاتیشان دیکتاتوری های اقلیت یا مشتی نمایندگانشان بوده وهستند. اولین بار در تاریخ، طبقه ای حاکم می شود که در برگیرنده ی اکثریت عظیم مردم تا حد نود ونه در صداست و بر مشتی کوچک دیکتاتوری اعمال می کند. طبقه ای پا به عرصه اجتماع گذاشته که آزادی خود را در نفی خود می بیند ودر پی نه قدرت سیاسی ماندگار بلکه در پی محوآنست.

دمکراسی کارگری از یک جهانبینی پرولتاریی برمی خیزد، مبارزه برای تحقق آن جزیی از رسالت تاریخی طبقه کارگر است.

پرولتاریا در جریان مبارزه برای رهایی در یافت که روند تاریخی رسیدن به آزادی از مسیر بس سخت وبغرنجی می گذرد و طبقه سرمایه دار با تما م نیرو و با بکار گرفتن کلیه پیشرفت های علمی و در عین حال ایجاد عظیم ترین زراد خانه های جنگی و پنجه انداختن به منابع طبیعی سراسر جهان تا آخر مقاومت می کند.تسخیر دژ محکم کشور شورا ها از درون درست بدست کمونیست هایی که کت عوض کرده بودند و برای سالها در کمین نشسته بودند خود تجربه ای شد که پرولتاریای پیروزمند هم بتواند جمعبندی کند که در دوران گذار سوسیالیستی مبارزه طبقاتی همچنان ادامه دارد و هنوز مسئله کی بر کی بویژه در دورانی که هنوز کشور های امپریالیستی موجودند و از لحاظ اقتصادی برتری دارند، حل نشده است.

.مدتی است کارگران هفت تپه به درستی شعار اداره شورایی را مطرح می کنند و در بیش از دو ماه اعتصاب واعتراض خود ضمن مخالفت با خصوصی سازی، خود گردانی شرکت هفت تپه را خواهانند و تا امروز هیچگونه پاسخی از حکومت نگرفته اند و در آخرین دیدار با نمایندگان مجلس گفته اند که معاون رئیس جمهور که مسئولیت پروژه خصوصی سازی را دارد باید در اینمورد تصمیم بگیرد.خصوصی سازی یک سیاست راهبردی نظام جهانی نئولیبرالیستی است که رژیم جمهوری اسلامی آنرا در این چهار دهه دنبال کرده است. بخش زیادی از دزدان غارتگر نظام از همین سیاست به جایی رسیده اند. مخالفت کارگران ایران با خصوصی سازی همگانی است وتنها محدود به کارگران هفت تپه نمی شود.. ده ها کارخانه دیگر هست و حتی بزرگتر از مرکز تولیدی هفت تپه که هم اکنون کارگرانشان در اعتصاب هستند واز خصوصی سازی ناراضی اند. مبارزه برای اداره شورایی حتی اگر حاکمیت در برابر کارگران هفت تپه عقب نشینی کند چون خصوصی سازی همچنان یک سیاست راهبردی کل نظام است و به گفته جهانگیری معاون رئیس جمهور مورد تائید رهبر است اینجا وا بدهد، رژیم جمهوری اسلامی بویژه آقای جهانگیری که از مهره های رفسنجانی است و از طرفدران اقتصاد نئولیبرالیستی و خصوصی سازی است در عمل با کارشکنی های همه جانبه این پروژه را به شکست خواهند کشاند.تا وقتی چنین سیاستی حاکم است و قدرت سیاسی و بازار اقتصادی ومهمتر قدرت مالی کشور را در دست دارد پس از مدتی این پروژه با شکست روبرو خواهد شد و سرمایه داری حاکم آنرا به حساب ناتوانی کارگران خواهد گذاشت. دمکراسی کارگری نافش به قدرت سیاسی وصل است و در دریایی از جامعه سرمایه داری یک گل سرخ خوش بوی هفت تپه نمی تواند دیر پا دوام بیاورد مگر اینکه این حرکت گسترش یابد و شرایط سیاسی جامعه بسود کارگران تغییر بنیادی کند.

درست بدین خاطر باید شعار ضدخصوصی سازی و اداره شورایی رابه خواست عمومی کل جنبش کارگری با پشتیبانی اکثریت عظیم توده های استثمار شده تبدیل ساخت. از توطئه های بورژوازی باید همه جانبه پرده برداشت و افکار عمومی توده کارگری را نسبت به شرایط پیروزی آگاه کرد. در صورتی که همچنان قدرت سیاسی حاکم به سیاست چندین دهه ی ضد کارگری خود ادامه دهد، با توجه به بحران ساختاری اقتصاد ایران و تاثیرات فاجعه انگیز اثرات ویروس کرونا و تحریم اقتصادی آمریکا اداره کردن مرکز تولیدی هفت تپه با مشکلات زیادی روبرو خواهد شد. درست با توجه به این دلیل باید برای اطمینان به تحقق این برنامه کارگری همانطور که جنبش تاریخی آبان نودهشت مبارزه با سرمایه داری را مطرح کرد و جنبش دانشجویی به ندای آن پاسخ داد و نه به نئولیبرالیسم گفت؛ در کارزار کنونی کارگری ضروریست مبارزه علیه خصوصی سازی را تا سطح استراتژیکی براندازی نظام ضد کارگری نئولیبرالیستی ارتقا داد.باید خواست اداره جمعی را در دیگر رشته ها و صنا یع گسترش داد و همه جانبه برای ایجاد شرایط موفقیتش با درایت کارگری و حرفه ای برنامه ریزی کرد.

اما برگردیم سر نکته اصلی اداره شورایی نهادهای اجتماعی که در ایران سابقه ی طولانی دارد و از همان آغاز ودر سازماندهی اولیه بعنوان اداره ی جمعی پذیرفته شده است. طبق بررسی های تاریخی معلوم شده است هر طبقه ای که در طول تاریخ قدرت سیاسی را تصاحب کرده است، با توجه به رشد نیروهای مولده و شرایط اقلیمی و امکانات طبیعی واز همه مهمتر نیروی انسانی شکل اداری خود را بوجود آورده است. برای مثال شاهنشاهی ایران در دوره هخامنشی که اولین امپراتوری جهان محسوب می شود بر اساس یک نظام کنفدراسیونی با استقلال یا خود گردانی قومی اداره می شده است و داریوش شاه در کتیبه بیستون خود را شاه شاهان می نامد. یعنی در همان امپراتوری بشکل کنفدراسیون، شاهان دیگری هم حق حیات داشته اند و جزء امپراتوری موجود بوده اند. در حالیکه در روم روند یک پارچگی کل جامعه تحت سلطه ی امپراتوری هدف بوده و شکل قدرت هرمی داشته اند.گفته معروف « همه راه ها به رم ختم می شود « از همین مناسبات حکایت می کند. ممکن است گفته شود با جهانی شدن سرمایه داری دیگر این تفاوت ها از بین رفته و نقشی آنچنانی بازی نمی کنند. درست است که بازار سرمایه و بازار تبادل کا لا و دادوستد آن جهانی شده است و دیگر تا حد زیادی مرز ی نمی شناسد اما مهمترین بازار سرمایه داری هنوز جهانی نشده است. بازار کار هنوز در چار چوبه نظام جهانی “ دولت – ملت “ باقی مانده است و نیروی انسانی که مهمترین عامل تولید ومنیع اصلی ارزش اضافی است هنوز در پشت مرزهای ملی کشور ها حبس است و حق عبور آزاد را ندارد. دیوار چین را ساختند تا جلوی تجاوز اقوام تجاوز گر را بگیرند اما در همین دوران گرایش سرمایه به جهانی شدن، آمپریالیسم آمریکا دیوار مرزی با مکزیک را می سازد تا ازورود تهیدستان لاتینی جلو گیرد.

بنابراین تاریخ جوامع طبقاتی نشان داده است:

هر طبقه ای شیوه اداره کردن خود را با توجه به سطح پیشرفت وسایل تولید و علم وتکنولوژی وهمینطور ویژگی های خود بوجود آورده است و تکامل داده است.

دوم

 اداره شورایی ازنوع طبقاتی کارگری است و هنگامی به معنی واقعی صورت خواهد گرفت که پرولتاریا قدرت سیاسی را بدست گیرد، ماشین دولتی سرمایه داری حاکم را خورد کند، قدرت اقتصادی سرمایه داری را در اولین گام با عمومی کردن وسایل تولید در هم شکند.

 سوم

 از یک مشی عمومی سیاسی که تنها ناشی از ماهیت طبقاتی کارگریست پیروی کند. برای اولین بار در تاریخ قدرت سیاسی حاکم دیگر قدرت سیاسی طبقاتی یک اقلیت کوچک که تابحا ل بوده نباشد بلکه قدرت سیاسی اکثریت عظیم مردم باشد.. پس با توجه به این نکات خواست اداره شورایی یک خواست تمام عمری واستراتژیک جنبش کارگری است که به درستی اکنون مطرح است، فردا با رشد وگسترش جنبش کارگری بیشتر مطرح خواهد شد و با کسب قدرت توسط پرولتاریا تحقق خواهد یافت ودر عمل پیاده می شود.

وفا جاسمی

در زمینه مالی ما را یاری دهید

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ

گفتگوئی با دکتر علی صادقی (کاک ابراهیم) و محمد اشرفی