دوشنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۹

انفجار لبنان پی آمد تشدید تضادها

انفجار لبنان، تضادها تشدید می شود

روز پنجشنبه انفجار مهیبی در بخش شرقی بیروت که عمدتا توسط حزب الله لبنان کنترل می شود، باعث کشته شدن ۱۵۴ نفر تا روز جمعه و ۵ هزار نفر زخمی شده است. کارشناسان نظامی قدرت انفجاری را معادل یک سوم بمب اتمی که بر سر هیروشیما در جنگ دوم جهانی ریخته شد، ارزیابی می کنند. خبرهای ضد و نقیضی هم در فضای اینترنتی پخش شده است، از جمله حمله

نظامی اسرائیل با سلاح های سری و ضعیف شده اتمی، انفجار یک مخزن نیترات آمونیاک متعلق به حزب الله. حزب الله تعلق انبار نیترات آمونیاک را رد کرده است. آنچه که تا به حال اتفاق افتاده است دولت لبنان قول داده است که عوامل این انفجار را به سزای اعمالشان خواهد رساند.در عین حال برخی از وزرا و نخست وزیر گفته اند که انفجار ناشی از فساد ریشه دار اداری است. موضع دولت لبنان این مسئله را به صورت دو گانه ای مطرح کرده است که انفجار یک عمل تروریستی بوده است. اما بعلت ضعف اقتصادی و سیاسی که از آن برخوردار است، قادر به موضع گیری صریحی در این مورد نشده است. دولت لبنان با این انفجار در مخمصه چندگانه ای گیر کرده است. از یک طرف قادر به خلع سلاح حزب الله که از طرف غرب و اسرائیل مطرح می شود نیست و از طرف دیگر امکان بازسازی لبنان در این وسعت خرابی را نداشته و هنوز آب و برق و تلفن و نان روزمره مردم تامین نشده است. چشم انداز بازسازی خرابی ها همراه تامین امنیت سیاسی، اقتصادی و نظامی بعلت خالی بودن خزانه دولت مبهم و نگران کننده است.

روز دوم بعد از انفجار مکرون وارد بیروت شد و با التیماتومی خواهان اصلاحات سیاسی در بیروت شد. این حرکت مکرون دارای پیامی روشن به دولت کنونی لبنان که به حزب الله نزدیک است می باشد. قرض های ما را دریافت کنید و از حزب الله فاصله بگیرید. پیام مکرون، پیام یک دولت امپریالیستی فرانسه به دولت لبنان جهت باز کردن درهای اقتصاد کشورشان به سوی سرمایه امپریالیستی از طریق صندوق های بین المللی پول ، بانک جهانی و....است. انفجارهای اخیر در خاورمیانه از ایران و افغانستان و عراق و سوریه و لبنان نشان از زنجیره ای از درگیری های علنی و مخفی بودن دارد. اما این انفجارها و تحرکات نظامی که ناشی از رقابت های افسار گسیخته امپریالیستی از یک سو و مبارزات مردم به جان آمده از سرکوب و بی حقوقی و غارت کشورهایشان توسط امپریالیست ها است، هنوز مورد بررسی قرار نگرفته به کشمکشی در بین رقبای منطقه ای و جهانی برای متهم کردن یکدیگر به انجام آن خلاصه شده و تکلیف نهایی مردم و کشور ویران شده هیچگاه و در هیچ نهاد ملی و بین المللی روشن نمی شود.

خاورمیانه یکی از نقاط گرهی تضادها و کشمکش های جناح های مختلف امپریالیستی و سرمایه داری است. در. این میان هراس امپریالیسم آمریکا بعلت از دست دادن هژمونی سیاسی و نظامی و اقتصادی خود در خاورمیانه و چنگ و دندان نشان دادن به حریفان قدرتمند منطقه ای و جهانی از جمله اتحادیه اروپا، چین و روسیه است. مقدار اسلحه ای که در سال ۲۰۱۹ فروخته شده است رکورد تاریخ فروش اسلحه در این منطقه را شکسته است. جنگ ها و خشونت ها و جدال های مذهبیِ، ملی در ابعاد بسیار بالاتر و خونین تری در راه هستند و نیروهای انقلابی بایستی برای سازماندهی انقلابی ترین طبقه و نیز فرودستان جامعه آنرا دقیقا بررسی کرده و تاکتیک های روشنی در برابر آن اتخاذ کنند.

چند نکته در اوضاع کنونی قابل بررسی است. چین با شتابی حیرت انگیز و بسیار مدیریت شده و مبتکرانه در حال باز کردن تمامی اقتصادهای جهان به طرف کالا و سرمایه های خود است و مقاومت و توطئه های تا کنونی امپریالیست های غربی نتوانسته اند جلوی این روند را بگیرند. برای اولین بار در تاریخ سرمایه داری است که غرب در حال از دست دادن هژمونی خود می باشد. نتیجه آن می تواند برای سیستم اقتصادی و سیاسی غرب ویرانگر باشد به همین دلیل با تمام نیرو حاضر نیست که این عقب نشینی تاریخی را بپذیرد. طرح یک کمربند و یک راه که به نام راه ابریشم جدید معروف شده است. با صدها میلیارد دلار در حال راه اندازی است. و در سر راه خود در هر کشوری حداقل اینکه عملا رقبا را منفعل کرده، ثبیت اقتصادی بوجود آورده است و نقش دلار را در معاملات اقتصادی از بین برده و یا به درجات زیادی تنزل داده است. اروپا که مدتی درگیر یکسان کردن پول خود و ایجاد نهادهای بین قاره ای مانند پارلمان اروپا و غیره بود، هنوز نتوانسته است که به تمرکز دلخواه خود برای هماوردی با آمریکا و اقمارش از یک سو و از سوی دیگر گروه بریکس دست پیدا کند. سیاست های دولت ترامپ هم به انفراد دولت آمریکا در سراشیبی که قرار گرفته است کمک های زیادی کرده است. جهان سه قطبی شکل گرفته در حال تثبیت موقعیت جهانی خود است، هنوز قادر نشده است که تقسیم بازارها و کشورهای جهان را به پایان برساند، این موضوع نه ناشی از ضعف ناتو و یا ارتش های نظامی کشورهای رقیب بلکه ناشی از مبارزاتی است که مردم این کشورها علیه اشغالگری کرده و خواهند کرد و ارتش های اشغالگر را آنچنان زمینگیر خواهند کرد که مانند عراق، آمریکا مجبور شد بعد از سرنگونی صدام و اشغال عراق آنرا با سرشکستگی ترک کند. در افغانستان و تا حدودی در سوریه این امر در حال روی دادن است و ارتش های اشغالگر در حال عقب نشینی از این کشورها هستند. مسئله دوم در محدودیت کاربرد های نظامی، رشد و گسترش تکنولوژی نظامی و اختراع سلاح های کشتار جمعی است که در صورت بکارگیری به نیروی بکارگیرنده هم رحم نخواهد کرد. روشن است که پیروزی در نبردهای کلاسیک بین قطب های معظم جهان در بالاترین سطح و قدرتمندترینشان وجود نخواهد داشت. به همین دلیل رقابت اقتصادی و روی آوردن به جنگ های نیابتی، جنگ های داخلی و ترور و کودتا و....چهره این رقابت های علنی و پوشیده را نمایان می کند.

امروزه چین به بازارهایی دست یافته است که غرب یا به آن اهمیت نمی داد و یا آنرا قابل سود و رقابت نمی دانست. اما سرمایه داری نوخاسته، نه تنها وارد این بازارها با سرمایه گذاری های کلان شده است بلکه باعث بسته تر شدن میدان های رقابت اقتصادی برای امپریالیست های غربی شده است.

توهم غرب برای شکاف بین چین و روسیه بعد از کمک نقدی ۱۰ میلیارد دلاری چین در مسئله تحریم های غرب بعلت مسئله اوکرائین و کریمه کاملا ازبین رفته است ولی رقابت بین اتحادیه اروپا و آمریکا بر سر منافع و هژمونی بر بازارهای جنگ سرد، اجازه متحد شدن آنها را مانند دوران جهان دو قطبی نمی دهد. اما قطب چین و روسیه حتی بیش از دوران های گذشته در برابر کشورهای امپریالیستی متحد هستند. بویژه اینکه بعد از فروپاشی شوروی، روسیه توانست مجددا به جمع قدرت های بزرگ نظامی و اقتصادی جهان بازگردد.

کشورهای پیرامونی با اینکه خواهان استقلال از کشورهای مداخله گر هستند ولی در برابر کشورهای بزرگ امپریالیستی و سرمایه داری  و قطب های جهانی دو راه بیشتر ندارند؛ یا جایگاه خود را در یکی از این سه قطب پیدا کنند و یا با انقلابات اجتماعی راه نوینی را انتخاب کنند. راه کشورهای غیر متعهد در جنگ سرد با شکست روبرو شده است.

رقابت سه گروه بندی ذکر شده می تواند در عین حال فرصت های محدودی برای سرمایه داری کشورهای پیرامونی در جهت چک و چانه زدن برای سهم خواهی بیشتر در عرصه کشوری و منطقه ای بوجود بیاورد.

رقابت افسارگسیخته غرب با گروه بریکس به تشدید فروش اسلحه و خرابکاری اقتصادی، توطئه های سیاسی و ترور و ایجاد نفرت در بین گروههای اجتماعی و ... انجامیده است. سرمایه داری هر چه می گذرد در چاه عمیقی که ناشی از رقابت خودش کنده است فرو می رود. و گندیدگی و سدی را که در برابر رشد جوامع انسانی بوجود آورده است تشدید می کند. انحصارات فراملی و کمپانی های چند ملیتی و بانک ها همراه دولت های مربوطه شان برای عقب نماندن از اوضاع با اختصاص سرمایه های عظیم ثابت برای تحقیقات و توسعه عملا قادر نیستند که سرمایه های کافی را در بخش های سرمایه در گردش صرف کنند. این مسئله باعث کاهش خدمات اجتماعی، از بین رفتن کارهای ثابت و فقر اقتصادی و عدم امنیت اجتماعی شده است.بویژه اینکه بعد از تمرکز بیرون کشیدن هر چه بیشتر سرمایه از کشورهای پیرامونی و طبقه کارگر خودی آنرا در بخش هایی مانند نظامی و بوروکراسی نظامی به هدر می دهد تا قادر به تقابلات نظامی شوند.

روشن است که روندهای نوین جهانی در شکل بندی های سیاسی به مثابه ترکیب دولت – ملت در حال بوجود آمدن هستند. جهان گذشته دیگر قادر نیست با ساختارهای گذشته اجتماعی ادامه یابد. روند جهانی شدن که با رشد تکنولوژی و مبادله کالا و صدور سرمایه تشدید شده است در عین حال باعث تغییرات وسیعی در افکار عمومی جهانی نیز شده است. با همه محدودیت هایی که اطلاعات آنلاینی به همراه دارد، اما به گسترش اطلاعات کمک های شایانی کرده است. حاکمیت مطلق آمریکا به اینترنت در حال از بین رفتن است و در این روند که انعکاسی از اوضاع جهانی است. اطلاعات صحیح هم اگر چه به سختی، قابل دسترسی است. در کنار آن ما با توطئه هایی که کشورهای معظم سرمایه داری جهان از طریق اینترنت علیه مردم کشورهای جهان و براه انداختن شورش های کور و سازماندهی مرتجع ترین گروههای سیاسی مذهبی و ملی علیه مردم کشورهاعمدتا پیرامونی و بویژه طبقه کارگر و فرودستان جامعه روبرو هستیم که نقش جدی در استراتژی های سیاسی آنان بازی می کنند.

فروریختن اقتصادی کشورهای خاورمیانه از طریق جنگ های داخلی و کشوری، ترور و انفجار و ناثباتی دائمی دولت ها، باعث وابستگی هر چه بیشتر آنان به سرمایه گذاری های خارجی، وابستگی اقتصادی و سیاسی شده و اجازه بازسازی و رشد ساختارهای تولیدی را از آنان گرفته و اجازه برنامه ریزی را تقریبا در هیچ زمینه اجتماعی نمی دهد فقط به سرمایه های تجاری و رانت خواری میدان عمل بیشتری می دهد. این روند در بیشتر کشورهایی که امپریالیست ها به دلایل مختلف از اشغال تا کودتای نظامی در آنها دست بالا را دارند انجام گرفته و یا در حال انجام است. نقطه مشخصه این نوع جوامع حضور یک دولت سرکوبگر ضعیف و فاسد و دزد است. ما نمونه هایی مانند افغانستان، عراق و لیبی را داریم که همین روند را طی کرده اند.

لبنان در همین روند و پروسه قرار گرفته است. آنچه که مسئله لبنان را کمی پیچیده تر کرده است، حضور حزب الله به مثابه یک نیروی مرتجع ولی پر قدرت در جامعه است که از حمایت های ایران و سوریه برخوردار است. پی آمدهای انفجار در لبنان و اعتراض و تظاهرات گسترده ای که به دولت اینروزها در کف خیابان هاست. دو نکته را در خود نهفته دارد. یکم اینکه لبنان در حال نزدیک شدن به یک فاجعه اجتماعی و از هم پاشیدگی و تشدید تضادهای سیاسی مذهبی و ملی در درون آن است دوم آنکه در صورتیکه دولت لبنان نتواند خود را در یکی از جناح ها و بلوک بندی های جهانی تثبیت کند و از دل اعتراضات کنونی نیروی رادیکال و چپ بیرون نیاید، جنگ داخلی بسیار نزدیک است.هرج و مرج و بی ثباتی اقتصادی خاورمیانه در شرایط کنونی به ضرر چین است که بر اساس تحکیم اقتصاد و مقابله با غرب در کشورهای پیرامونی عمل می کند، خواهد بود. لبنان به نقطه بالاتر ازبحران رسیده است و هر آن امکان دارد که با کودتاهای نظامی روبرو شود. انفجار بیروت، باز شدن دهنه غده چرکینی است که مدتها در جامعه لبنان، توسط حزب الله و دولت های راست لبنان با آن دست به گریبان است، بوجود آمده است. فساد، بی قانونی، هرج و مرج دولتی، بی برنامه گی و بالاخره دخالت آشکار و پنهان دست های بیگانه در امور لبنان از ایران و عربستان و اسرائیل تا آمریکا و فرانسه و گروههای مختلف مذهبی و ملی از دوروزی ها تا شیعیان و مسیحیان امکان بهره گیری از موقعیت استراتژیک لبنان در خاورمیانه و جهان را به یک موضوع مهم و ضروری تبدیل کرده است. در لبنان مانند فلسطین کمک کشورهای خارجی به گروههای مختلف، وحدت درونی در لبنان را بسیار شکننده کرده است. به همین دلیل تا چند دستگی و پراکندگی نیروهای مترقی لبنان ادامه دارد ،مقاومت لبنان در برابر توطئه ها تقریبا ناممکن و یا بسیار ضعیف خواهد بود. شرایط اجتماعی کنونی لبنان سالهاست که با سایه روشن هایی به همین شکل بوده است. جنگ داخلی و تجاوزات مکرر اسرائیل هم مزید بر علت شده و مشکل را پیچیده تر کرده است. کلاف سر درگم لبنان امروز فقط و فقط به دست مردم متشکل و آگاه لبنان قابل حل است. روشن شدن دلایل انفجار بیروت هم تا جنبش کف خیابان های بیروت استراتژی و سیاست های روشنی را برای حل بحران کنونی تعریف نکند هیچ مشکلی را از لبنان حل نخواهد کرد.

مهران پیامی

در زمینه مالی ما را یاری دهید

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ

گفتگوئی با دکتر علی صادقی (کاک ابراهیم) و محمد اشرفی