دوشنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۹

نقش مذهب در چالش های طبقاتی

اعتراضات مردم آمریکا به نژادپرستی و گسترش آن به دیگر کشورهای جهان و وقایع حول و حوش آن ؛ برای مدتی کوتاه مسئله کرونا و کشت و کشتاری را که براه انداخته به موضوعی درجه دوم در افکار عمومی رانده بود. اما کرونا همچنان در حال کشت و کشتار انسان هاست و دولت ها با اهمال و عدم تخصیص بودجه های کافی و باز کردن درهای جوامع بخاطر مسائل اقتصادی و در واقع رقابت های اقتصادی، حتی به توصیه های پزشکان و نهادهای بین المللی تحقیقاتی هم

با دیده اغماض می نگرند. آمار های روزمره نشان می دهد که با اینکه تعداد کشته شدگان کمی پائین آمده است ولی به هیچ وجه از خطر آن کاسته نشده است و هر لحظه امکان گسترش و سرایت سریع آن موجود است. کرونا نشان داد که مبارزه با آن در عین اینکه یک مبارزه علمی و تلاش برای پیدا کردن واکسن مربوطه است در عین حال یک مبارزه طبقاتی برای تامین بهداشت عمومی و مجانی است. کرونا در عین حال ناتوانی سرمایه داری را برای تامین زندگی انسانی، در شرایطی که تولید کنونی قادر به تامین چند برابر جمعیت کنونی جهان است را نشان داد

کرونا باعث شد که مذهبی ترین جوامع جهان هم برای مقابله با این ویروس و نجات حاکمیت خود درهای زیارتگاهها و اماکن مذهبی را بسته و عملا مذهب را تعطیل کنند. اما احتیاج سرمایه داری به مذهب بار دیگر انجیل را به دست ترامپ می دهد تا در برابر کلیسا سوزانده شده توسط مردم معترض ژست مذهبی بودن بگیرد.

کرونا و بحران اقتصادی این نظر مارکس را که دین افیون تودههاست برای توده های متوهم نیز روشن کرده است. مذهب در افکار نیروهای متوهم اجتماعی در حال رنگ باختن است فقط پادوهای رژیم های مرتجع و نیز مزدورهای مزدبگیر سرمایه داری همچنین به دفاع از کاربرد سلاح مذهب اصرار دارند.

مردمی که قرن هاست با توسل به مسجد و کلیسا و کنیسه خواهان شفا دردهای بی درمان اجتماعی و فردی خود بودند سربزنگاهی که باید به این توسلات جواب داده شود، با حیرت متوجه می شوند دارودسته های مذهبی خود اولین کسانی هستند که با بستن اماکن مذهبی بی اعتقادی و دروغ بودن همه ادعاهای گذشته را ثابت می کنند.رنگ باختن افکار مذهبی خطری جدی برای طبقات حاکم استثمارگر جهان سرمایه داری است. ترامپ و خامنه ای این خطر را خوب فهمیده اند. اما روی دیگر سکه جوانان عصر و دورانی هستند که می توانند روزمره به تمام وقایع جهان از طریق اینترنت و مدیاهای اجتماعی دسترسی داشته باشند. شدت مبارزه طبقاتی و خشونت افسارگسیخته ای که حاکمان جهان اعمال می کنند چشم و گوش مردم جهان را نسبت به سیاست ها و عملکردهای آنان بیشتر باز کرده است. دور شدن نسل های تازه از خرافات و مذهب و با تمام فشاری که سرمایه داری برای مذهبی کردن مردم می آورد نشان از شکست طبقات حاکم در کشورهای امپریالیستی و پیرامونی در این رابطه دارد. در ایران بالاترین آیت الله های ایران فریاد وامصیبتا سر دادند که دین و ایمان مردم رفت، زودتر درهای مشهد و قم را به روی زوار باز کنید، نمازهای جماعت را براه بیاندازید و.......این جماعت که از قبرهای تاریخ سربرآورده اند و نمایندگان خدایان سرمایه هستند، به چیزی که بتواند خمس و زکات و خیریه هایشان را براه بیاندازد متوسل می شوند. آنها برای اینکه در حاکمیت بمانند، برخی اوقات مجبور شده اند که بگویند طبق دستور پزشکان و متخصصین عمل می کنیم ولی آخوندهای خود را در بیمارستان ها برای کنترل و از دست نرفتن مذهب و خرافات بسیج کرده اند. آنچنان این عمل حاکمیت مورد نفرت بخش های پزشکی و علمی ایران قرار گرفت که برخی از آنها با نوشتن نامه و التیماتوم به دولت اجازه دخالت مذهب و روحانیت در امور پزشکی را از آنان حتی موقت گرفتند. با شکست سنگینی که مذهب در برابر علم در مبارزه با کرونا خورده بود، ناگهان تعدادی از آخوندها از علوم پزشکی اسلامی نام بردند که پیشتر و قبل از اینکه باعث اختلاف شود به شوخی و مزاح غائله خاتمه یافت. اما این اول یک اختلاف بر سر کوتاه کردن دست رژیم اسلامی و مذهب از سر نهادهای مدنی و علمی جامعه است که موسسات علمی و آموزشی ما در تمام طول عمر رژیم اسلامی بر سر اصول علمی و کاری خود در برابر مذهب و دولت مذهبی کوتاه نیامده است.

جمهوری اسلامی بعد از اینکه مجبور شد که همه مکان های مذهبی را تعطیل کند و عملا به همه اعلام کرد که تا اطلاع ثانوی دین و مذهب تعطیل، اما با تحریک عناصری از لومپن ها و عقب مانده ترین عناصر اجتماعی، تظاهرات ضد دولتی جهت فشار برای باز کردن همان امکان را سازمان داد. طی ۴ دهه عمر رژیم جمهوری اسلامی تعداد مقبره امام زاده ها به صدها برابر رسیده است. این دیگر تبلیغ صرفا خرافات نیست عمق کثافتکاری دارو دسته های حاکم برای خالی کردن جیب مردم است. سرمایه داری به گندیدگی رسیده است و آنرا در همه عرصه های اجتماعی به وضوح می توان دید. امام زاده های سیار برای جمع کردن نذریه ها و براه انداختن سایت های زیارت خوانی و غیره و از این طریق دزدی قانونی از مردم ناآگاه نمونه هایی از لیست طولانی است که دولت مذهبی حاکم برای تحمیق فکری مردم بخاطر غارت اقتصادی براه انداخته است. هر چه اعتقادات مذهبی در بین تودهها کمتر می شود فشار برای حقنه آن بطرق مختلف زیادتر می شود. نمازهای جمعه و مساجد عملا خالی است. کشوری که ۴دهه پیش شاهد قران خوانی از بلند گو ها ی مساجد با صدای وحشتناک و عذاب آوری بودند، امروز با مبارزه مردم شاهد گروههای موسیقی توسط جوانان خسته از مذهب و سرکوب هستند. این روندی که شروع شده است. رژیم در زمینه حقنه مذهب به نسل جوان بطور روشنی با شکست روبرو شده است. این روند تا پایان عمر رژیم اسلامی ادامه خواهد داشت. دیگر گماردن آخوند ها در مدارس و بیمارستان ها نمی تواند مذهب را برگرداند. عمر پول های میلیاردی برای درست کردن قصرهایی به عنوان کلاس درس طلاب گذشته است. اعتقادات مذهبی که بعلت سرکوب های دو رژیم شاهنشاهی و اسلامی فرصتی برای بیرون آمدن از قبرهای خود پیدا کرده بودند در روند بدور ریختن افکار واهی نسبت به حاکمیت مذهب در حال روبیده شدن از جامعه است. بطور مثال قوانین ۴ زن عقدی و صیغه دیگر توسط ملایان بحث نمی شود. جنبش زنان آنرا به گورستان می فرستد و روحانیت نظاره گر عصبی آن است. بحث حلال و حرام جای خود را به درستی و نادرستی و علمی و ضد علمی داده است و مذهب قادر به وارد شدن در این موضوع نیست. عرصه های مختلف تفکر و قوانین مذهبی در مبارزات اجتماعی به چالش گرفته شده است. جواب مذهب و دادگاههای آن مانند دادگاههای قرون وسطا مفسد فی الرض، محارب با خدا، اخلال در امنیت اجتماعی، توهین به مقدسات، توهین به مسئولین و کفر و غیره است. در ۴ دهه گذشته هیچ حکمی علیه مخالفین سیاسی و فعالین اجتماعی از چهارچوب های فوق فراتر نرفته است. رژیم با بن بست فکری و ایدئولوژیکی روبرو شده است که گریزی از آن نیست. سرمایه داری عادات کهنه را به عنوان ابزاری جهت تحمیق و بهره کشی از توده های کارگر و زحمتکش جامعه به خدمت گرفته است. مذهب به خودی خود و فقط در روشنگری علیه نظرات خرافی آن از بین نمی رود. پشتگاه و خواستگاه حضور مذهب در جامعه دارای منافع طبقاتی معینی است که بورژوازی ایران در دوره مشخصی قادر شده است آنرا با کمک امپریالیست ها به خدمت بگیرد. این منافع بر دو پایه تحمیق توده ها در جهت سلطه سیاسی و سرکوب جنبش های مترقی بویژه جنبش کارگری-کمونیستی برای استثمار کارگران و زحمتکشان جامعه استوار است

برنامه حزب رنجبران روشن کرده است که در عین آزادی وجدان و عقیده ما خواهان جدایی دین از دولت و خصوصی شدن دین به مثابه یک امر خصوصی هستیم. و عملی شدن این بند از برنامه بدون سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی امکان پذیر نیست.

مهران پیامی

در زمینه مالی ما را یاری دهید

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ

گفتگوئی با دکتر علی صادقی (کاک ابراهیم) و محمد اشرفی