دوشنبه, ۲۰ مرداد ۱۳۹۹

قتل رومینا جنایتی دیگر علیه جنبش زنان

رومینا اشرفی توسط پدرش در خواب به طرز فجیعی کشته شد. خبری که با عکس العمل جامعه روبرو شد. و مسئله زنان و حقوق آنان را در سطح جامعه به سر خط خبرها و تاسف شدید جامعه و در عین حال مورد بررسی مجدد قرار داد. توضیح جزئیات واقعه وقتی که معلوم شد که رومینا با شکایت بستگانش به دادگاه کشیده شده از دادگاه تقاضا می کند که او را تحویل پدرش ندهند چرا که پدرش قصد کشتن او را دارد

ولی دادگاه بعلت اینکه به لحاظ قانونی و شرعی؛ پدرش در حکم ولی او بحساب می آمده است، او را تسلیم پدرش می کنند ابعاد جدید به خود گرفت. اما پدر بعلت اینکه او را در ارتباط با جنس مخالف می داند از قبل تصمیم به کشتن او می گیرد و سعی می کند از طریق همسرش یعنی مادر رومینا او را بکشد. فاجعه ادامه پیدا می کند وقتی معلوم می شود که جزای چنین کاری در جمهوری اسلامی ایران نه قصاص ( که خود جنایتی تحمیل شده از طرف حکومت به مردم است ) بلکه پرداخت یک جزیه بسیار کم به مادر است.

این جنایت علیه رومینا توسط پدری که بندهایی هم با جماعت اسلامی دارد. نشان از فاجعه ای دارد که در حکومت اسلامی علیه زنان در جریان است. این نه اولین و نه آخرین قتل ناموسی در جمهوری اسلامی با قوانین موجود خواهد بود. در رژیم جمهوری اسلامی اخلاقیات معیارهای کاملا وارونه ای پیدا کرده است. اخلاقیات صرفاً از زاویه مناسبات جنسی و رابطه بین جنس مونث و مذکر دیده می شود. دزدی های میلیاردی، براه انداختن پرستوها در وزارت اطلاعات، دروغگویی، براه انداختن قوانین صیغه، پوشش اجباری، چند همسری و.ازدواج کودکان  اساساً با اخلاقیات اسلامی توضیح داده نمی شود و آنجا هم که باید حکومت آنرا توضیح دهد. آنها را تبلیغات ضد انقلاب و فتنه گران و غیره می خواند. خشونت خانوادگی؛ سپردن سرپرستی کودکان خردسال به پدر و فامیل پدری، از بین بردن حق زنان در خانواده، ارث، سفر، عدم حقوق مساوی با مردان در برابر کار برابر، عدم امنیت زنان در جامعه، عدم حضور زنان در ارگان های بالای مدیریت و تصمیم گیری، تحقیر دائمی زنان توسط منبر نشینان و آخوندهای حاکم، گذاشتن قوانین دست و پا گیر علیه زنان در ادارات و مجامع دولتی و کاری، جدا کردن زنان و مردان در عرصه های مختلف از سنین کودکی و.....بخشی از ستمی است که حکومت سرمایه داری جمهوری اسلامی علیه زنان بکار گرفته است. قتل رومینا ادامه قوانین و سنت های مذهبی اجباری و تحمیلی جامعه به زنان و مردان در جامعه طبقاتی ایران است. زنان با مهریه فروخته می شوند و امروزه هزاران نفر مرد در زندان های ایران بعلت نداشتن پول مهریه بعد از طلاق در زندان بسر می برند. زنان با مهریه است که قادر به تامین مالی خود خواهند بود و دولت تامین مالی زنان بعد از طلاق را عملاً از دوش خود برداشته است. در قوانین ناعادلانه علیه زنان؛ مردان هم دچار مشکلات جدی هستند. مشکل زنان یک مشکل اجتماعی و طبقاتی است. مشکلی است که فقط با گفتن برابری زن و مرد حل نمی شود.

برای اینکه زن و مرد به حقوق واقعا مساوی در جامعه چه به لحاظ فردی و چه اجتماعی دست پیدا کنند؛ اولا بایستی قوانین سرمایه داری و مذهب  را از جامعه طرد و بجای آن قوانین سوسیالیستی مترقی را جایگزین آن کرد. ثانیاً برای اینکه عادات و فرهنگ مردسالارانه در جامعه از بین برود احتیاج به باز سازی و نوسازی دائم فرهنگی کل جامعه و متحد کردن مردان در مبارزه علیه مردسالاری است. ما با جامعه ای روبرو هستیم که قتل و کتک خوردن زنان توسط شوهر،  پدر، برادر و هر روزه جریان دارد. بیشتر این نوع قتل ها و خشونت ها هم ناشی از مسائل ناموسی ( یعنی رابطه بین زن و مرد خارج از قوانین رسمی ) است.

قتل رومینا در عین حال نشان داد که قوانین عقب مانده و جاهلانه مذهبی می تواند آنچنان نفرتی در افراد بوجود بیاورد که فرزند خود را هم سلاخی کند. کمونیست ها در این زمینه به آموزش دائمی و تربیتی برای از بین بردن عادات و سنت های عقب مانده اهمیت خاصی می دهند. بدون متحد کردن مردان جامعه در کسب حقوق زنان و نیز حاکمیت قوانینی که ضد مردسالاری و برابری طلبانه باشد؛ امکان به پیروزی رساندن جنبش زنان بسیار ضعیف است.

 فرودستی زن، ستم بر زن ریشه در آغاز مبارزه طبقاتی در جهان دارد. اتفاقاً در جامعه سرمایه داری ستم بر زن تشدید گردید. در دوران فئودالیسم زنان کار خانگی میکردند و تحت اراده مرد روزگار میگذراندند ولی در جامعه سرمایه‌داری هم باید در تولید شرکت کنند و استثمار شوند و هم در خانه بی مزد کار کنند و به لحاظ حقوقی هم انسان درجه دوم باشند. این فرو دستی شدید در جامعه سرمایه‌داری به علت نابرابری در ارزش کار مساوی آنها با کار مردان است.

جنبش زنان بخش جدایی ناپذیر از مبارزه برای رهایی کل جامعه از استثمار و ستم است. در نتیجه این مبارزه بخشی از مبارزه برای رهایی از سیستم سرمایه داری است. جدا کردن مبارزه زنان برای خود و یا توهم اینکه می توان در سیستم سرمایه داری برابری زن و مرد را تحقق بخشید به مبارزه کل جامعه علیه سیستم سرمایه داری لطمات جدی زده است و بخشی از جامعه را تحت عنوان اهداف فمینیستی جدا کرده است. آمار طلاق هر روز در جامعه بالا می رود. خانواده ها بصورت کاملا بورژوایی از هم می پاشند و بچه ها کانون گرم خانواده را از دست می دهند. موسسات دولتی که خود اسیر خرافات و مذهب و سود هستند؛‌با این نوع کودکان همچون مشتری های یتیم خانه ها رفتار می کنند و برای آینده جامعه خشونت و دربدری و عدم احترام و محبت به هم نوع را پرورش می دهند. رومینا کودکی است که در حال بلوغ و رشد است. او به محبت بجای فشار برای اجرای قوانین مذهبی و سنتی جامعه احتیاج دارد. او باید دوران جوانی خود را به بهترین نحوه ممکنه و بطور طبیعی بگذراند؛ اما قوانین جامعه سد راه هستند. رومینا این قوانین را می شکند و با دوست پسرش از خانه می رود. او تابو جامعه را می شکند و پدر که آلوده به این قوانین و سنت هاست او را می کشد. جامعه اعتراض می کند. اما چون این قوانین سرمایه و مذهب و نیز تابوها قدرت را در بخش هایی از جامعه شکل می دهند؛ با سکوت و یا برخورد تعلل آمیز از جانب حاکمیت روبرو می شود.

جنبش زنان برای آزادی و رهایی و حقوق مساوی با مردان راه طولانی را پیموده است و بسیار بالنده است. اینکه رومینای ۱۴ ساله به خود جرات می دهد که تابوی خانواده و جامعه را بشکند را باید در تاثیر همین جنبش مبارزاتی و شجاع زنان دید.

از طرف دیگر باید در رابطه با رومینا نگاهی به حقوق کودکان در جمهوری اسلامی انداخت. آیا آنها از حمایت اجتماعی برخوردارند؟ آیا آنها حق دارند که در رابطه با زندگی خود اظهار نظر کنند؟ آیا آنها می توانند تصمیم گیرنده زندگی خود باشند؟. قوانین در ایران سن بلوغ برای دختران را ۹ سال و برای پسران ۱۵ سال در نظر گرفته است

در سال ۱۳۸۱ سن ازدواج برای پسران ۱۵ سال شمسی و برای دختران ۱۳ سال شمسی در نظر گرفته شده است و این قانون تا به حال بدون تغییر مانده است. بدین ترتیب ازدواج کودکان به رسمیت شناخته می شود. ولی والدین و یا قیم  در شرایطی می توانند دختران را از سن ۹ سالگی شوهر دهند. این قانون اسلامی که در قوانین اساسی هم گنجانده شده است عملاً تجاوز به کودکان را تحت عنوان ازدواج به رسمیت شناخته است. و هیچ گاه دولت تضمینی مبنی بر تحصیل تا ۱۶ سالگی را برای آنان بعهده نگرفته است. البته وضع آموزش و پرورش خرابتر از آن است که آموزش و پرورش و بهداشت همگانی شده باشد. اما در قانون آنرا حق عموم به حساب آورده است ولی در مسئله کودکانی که ازدواج می کنند که اکثراً از طبقات روستایی و فقیر جامعه هستند رسماً آنرا نادیده می گیرد.

در قانون کار برای کودکان زیر ۹ و ۱۳  ممنوع است. ولی یکی از مشکلات جامعه کودکان کار و کودکان خیابانی و کارتن خواب هستند. معمولا اجرا کنندگان قوانین آنچنان در فساد و رشوه آلوده شده اند که از آنها هیچ انتظاری حتی برای تامین این قوانین ارتجاعی هم نمی شود داشت.

 قانون مدنی در تبصره یک ماده ۱۲۱۰ اعلام کرده است؛ سن بلوغ در پسر ۱۵ سال تمام قمری و در دختر، ۹ سال تمام قمری است. بنابراین از نظر قانون مدنی، دختری که ۹ سال قمری و پسری که ۱۵سال تمام قمری دارد، بالغ محسوب شده و می‌توانند مانند فردی کبیر و بزرگسال تمامی اعمال حقوقی را انجام داده و ..، مسئولیت کیفری آن‌ها شروع می‌شود   ((سایت یاسا))

در جامعه سن متوسط ازدواج بین ۲۳ -۲۶ است و قوانین فوق معمولا در طبقات بسیار فقیر و حاشیه ای شهرها و مرزی بیشتر اتفاق می افتد ولی مسئله نه وسعت جغرافیایی آن بلکه قوانین حاکم در دفاع از کودکان است .که در رژیم جمهوری اسلامی عملاً فقط نوشته ای برای خاک خوردن در قفسه مجلس و نهادهای دولتی است.

در سایت سازمان بهزیستی کشور در بحث کنوانسیون کار کودک آمده است:

 از نظر این کنوانسیون، اصطلاح «کودک» در مورد کلیه اشخاص کمتر از (۱۸) سال بکار برده می‌شود

ما در بالا دیدیم که مفهوم کودک در رژيم اسلامی برای دختران ۹ و پسران ۱۵ سال است. امضاءٔ قوانین این کنواسیون حقوق کودک یک بازی کثیف سیاسی است. کار کودکان در کورپزخانه ها و آجر چینی و غیره به امری عادی تبدیل شده است. و خانواده های روستایی که به حومه شهرها آمده اند در سطح وسیعی کودکان خود را به کارهای سخت بخاطر فقر شدید وا می دارند.

رومینا یک دختر تازه به سن بلوغ رسیده است که نه از حق کودک برخوردار است و نه از حق زن؛ او نه تنها اسیر بی حقوقی بلکه عقب ماندگی فرهنگی و سیستمی جامعه هم هست. صدای او و ۳ زن دیگری که بعد از نوشتن این مقاله توسط شوهران و پدرانشان کشته شدند؛ در عقب ماندگی سیستم حاکم اجتماعی به جایی نمی رسد. اما جنبش زنان در طی چند دهه اخیر با اعتراضات خود رژیم را در خیلی از صحنه های اجتماعی به عقب رانده است. اما این قتل ها نشان داد که بیش از پیش باید به کمک جنبش زنان شتافت کاری که مشخصا به رفقای درگیر در جنبش زنان بویژه زنان طبقات زحمتکش و کارگر جامعه بر می گردد.

در زمینه مالی ما را یاری دهید

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ

گفتگوئی با دکتر علی صادقی (کاک ابراهیم) و محمد اشرفی