دوشنبه, ۲۰ مرداد ۱۳۹۹

جهان بعد از کرونا

جهان بعد از کرونا: چه خواهد شد؟

تا به امروز بیش از یک و نیم میلیون از جمعیت جهان به بیماری کرونا مبتلا گشته‌ و زندگی نزدیک به صد هزار نفر برباد رفته است. این ویروس مرگبار روز افزون گسترش می‌یابد و نظام سرمایه‌داری هنوز راهی جهت ریشه کن کردن آن نیافته است. بیکاری‌ گسترده، فقر فزاینده، خطر ابتلا به ویروس کرونا و مرگ ناشی از آن کل جامعه انسانی را تهدید می‌کند. در گذشته‌یی نه چندان دور، یعنی در سال ۱۸۹۱ بیماری ایدز (HIV) ظاهر شد

و تا سال ۲۰۰۹ باعث ابتلای ۳۴ میلیون و مرگ ۳۰ میلیون نفر شد. این ویروس هنوز هم هر ساله جان میلیون ها نفر را می‌گیرد.

بیماری آبولا در سال ۱۹۷۶ شناخته گردید که تا کنون در غرب افریقا و دیگر کشورهای جهان جان هزاران نفر را گرفته است. امروز نیز ویروس کرونا شیوع جهانی یافته و مشغول کشتار است. سرمایه‌داری با شروع هر ویروسی سعی می‌کند از آن به عنوان یک ساتر استفاده کند و بحران‌های خود را بپوشاند. وقتی هدف برآورده شد، آن را به حال خود رها می‌کند. این که بعدا جان چند میلیون انسان در خطر قرار می‌گیرد برای سرمایه‌داری دارای اهمیت چندانی نیست. همان طور که سرمایه‌داری نتوانست و یا نخواست ایدز و آبولا را ریشه کن کند، همان طور هم ممکن است که کرونا به سرنوشت ایدز و آبولا دچار شود، یعنی پس از پروسه اوج‌اش پشت صحنه کشیده شود. به احتمال قوی آینده جهان همزیستی ویروس‌های خطرناک با نظام سرمایه‌داریست، که در آن روزانه چند ده هزار نفر قربانی خواهند شد.

ما در این نوشته واژه‌ی «بعد از کرونا» را به مفهوم بعد از ریشه کن شدنش در نظام سرمایه‌داری (که احتمال‌اش بعید به نظر میرسد) و یا بعد از فروکش آن و کشیده شدنش پشت صحنه آورده‌ایم.

لازم به یادآوری‌ست که تا پیش از کرونا، بحران عمیقی اقتصاد جهانی را می‌لرزاند. چرخش سرمایه هر روز کندتر و بازدهی سرمایه هر روز کمتر می‌گردید. درآمد دولت‌ها دیگر کفاف مخارج روزافزون‌شان را که بخش اعظم آن صرف ساخت و خرید تسلیحات نظامی می‌شد، نمی‌داد. این پروسه که از دهه‌های پیش آغاز شده بود در سال‌های ۲۰۱۷-۲۰۱۸ به اوج خود رسید. این بحران لاعلاج اقتصاد سرمایه‌داری امپریالیستی را می‌توان در مقدار قرض‌ کل نظام جهانی سرمایه‌داری مشاهده کرد.

مقدار قرض کلیه کشورهای جهان حدود ۲۳۳ بیلیون دلار (۲۳۳ هزار میلیارد دلار) و برابر است با ۳۲۱ درصد تولید ناخالص جهانی. کسری بودجه کشورهای جهان که در سال ۲۰۱۸ نسبت به سال ۱۹۹۸ دو برابر شد و به ۴۴ بیلیون دلار بالغ گردید، نشان از رشد تصاعدی این قرض و بحران مزمن نظام جهانی سرمایه دارد.

در نظام سرمایه‌داری بعد از کرونا، جهت حل این معضل لاینحل، دو فاکتور مکمل تشدید خواهد گردید: ۱- استثمار کارگران برای سود هر چه بیشتر و جبران خسارات حاکمین ناشی از شیوع کرونا ۲- رقابت افسار گسیخته بین نیروهای امپریالیستی جهت جمع آوری هر چه بیشتر ثروت ایجاد شده در انبان خود.

ویروس کرونا در روابط اقتصادی کشورهای جهان وقفه‌ و افت به وجود آورد. مثلا کشورهای اروپائی که هر ساله‌ میلیاردها دلار از کشور چین کالا وارد میکردند، با شروع کرونا حجم معاملاتی این خط واردات به حداقل ممکن رسید و وقتی کرونا تمام سرزمین‌ها را درنوردید، وقفه تجارت، جهانی شد. این امر به اضافه تعطیل مؤسسات و شرکت‌های خدماتی و از کار افتادن حدود ۳۰ درصد از تولید جهانی، بحران اقتصادی نظام سرمایه‌داری را به بالاترین سطح خود در ۱۰۰ سال گذشته رسانده است که هر روز عمیق‌تر می‌گردد. مؤسسه Ifo مونیخ آلمان که سعی در تخفیف تأثیرات کرونا در اقتصاد جهانی دارد، تشدید بحران اقتصادی ناشی از کرونا را با بحران سال ۲۰۰۹ برابر ارزیابی می‌کند. در کشور چین از آغاز ظاهر شدن این بیماری تا اواخر ماه فوریه همین سال ۵۰ درصد تولید اتومبیل نسبت به سال گذشته کاهش داشته است. تولید ناخالص ملی در آمریکا و آلمان به ترتیب حدود ۲۴ و ۲۰ درصد افت نشان می‌دهد. که ناشی از آن فقط در آمریکا ۱۰ تا ۱۵ میلیون نفر محل کارشان را از دست داده و بیکار خواهند شد[1].

تلاش ذاتی سرمایه‌داری کسب سود هر چه بیشتر است. در نتیجه بعد از کرونا مؤسسات طلبکار بر مؤسسات و کشورها و شرکت‌های بدهکار برای پرداخت وام‌هاشان فشار می‌آورند. شرکت‌های تولیدی و خدماتی نیز با پشتیبانی دولت‌هاشان برای بدست آوردن سود بیشتر و پرداخت قرض‌هاشان بخشی از کارگران را اخراج کرده و استثمار و فشار دائم‌التزاید به بخش‌های فعال و دیگر زحمتکشان جامعه را برای راندمان بیشتر، اعمال خواهند کرد.

دیگر این که ریاضت اقتصادی، هم اکثریت کشورهای جهان را و هم طبقات فرودست در این کشورها را به فقر و بی بهداشتی مزمن کشانده است.

در نتیجه، بیکار سازی‌های گسترده کارگران، فقر روز افزون اکثریت جامعه در کلیه کشورها، گسترش جنایات اجتماعی، اعتیاد، دزدی، فحشا و گرانی بی رویه قیمت‌ها و در نتیجه گرسنگی و گسترش انواع بیماری‌های ناشی از سوء تغذیه، بشریت را لب پرتگاه نابودی خواهد کشاند. دقیقا کرنا این فقر گسترش یابنده و تعمیق شونده را مورد حمله قرار داده است.

هر کجا ستم هست، مبارزه هست و هر کجا مبارزه هست آزادی هست. این یک قانونمندی اثبات شده‌ی اجتماعی است. طبقه کارگر که امروزه تحت خطرناک‌ترین شرایط، به کار در کارخانه‌ها مجبور گشته است و چهره واقعی و نفرت انگیز سرمایه داری را با وضوح بیشتری می‌بیند، در شرایطی که تمام بخش‌های این طبقه در کشورهای مختلف در همین شرایط خطرناک به سر می‌برند و با همین سسیستم نظامی و پلیسی دست و پنجه نرم می‌کنند، بعد از کرونا که زنجیر استثمار با شدت و قدرت بیشتری بر بدنش فرود آید، قیام می‌کند، عصیان می‌کند و دست به مبارزه متشکل جهانی می‌زند. آگاهی دیگر اقشار و نیروهای مردمی نیز در تجربه این سه ویروس خطرناک نیز بالا رفته است و ناکارآمدی سرمایه‌داری در حل قطعی این معضل را با گوشت و پوست و استخوان درک کرده‌اند.

جهان بعد از کرونا، جهان بی اعتمادی فزاینده مردم به سیستم سرمایه‌داری، دنیای مبارزات بین‌المللی و همه جا گیر طبقه کارگر و دیگر زحمتکشان و آزادیخواهان است. جهان آینده را بحران انقلابی فرا خواهد گرفت.

لذا وظیفه مبارزه قطعی علیه چنین بلایای مخوفی، به عهده سوسیالیسم گذاشته شده است. زیرا فقط نظام سوسیالیستی که در آن زندگی سعادتمندانه هر انسان پیشرو، هدف جامعه است، می‌تواند چنین معضلاتی را ریشه‌ای حل کند. از این نظرگاه، حمله اساسی کرونا به کشورهای فقیر و طبقات فرودست یک معضل طبقاتی و برخورد به حل آن نیز برخوردی‌ طبقاتی‌ست.

ما زمانی می‌توانیم حوادث بعد از کرونا را روشنتر درک کنیم که رفتار جنایت‌کارانه و نفرت انگیز سرمایه‌داری نسبت به اکثریت جامعه را در همین ایام در نظر آوریم: رستوران‌ها، کافه ها، سینماها، مدارس، دانشگاه‌ها و دیگر مؤسسات غیر تولیدی، اجبارا تعطیل شدند. حرکت بیش از دو نفر با هم، مشمول جریمه‌های سنگین می‌شود، هر فردی در خیابان باید با یک متر و نیم فاصله از فرد دیگر حرکت کند و... این اقدامات ظاهرا نشان دهنده نیت انسان دوستانه دولت سرمایه‌داریست به ویژه این که در برخی از کشورها به بعضی از مؤسسات در حال ورشکستگی نیز اندکی کمک مالی می‌شود. لازم به تذکر است که در هر بحران اقتصادی، سرمایه‌داری مقدار عظیمی از سرمایه را آگاهانه یا نابود می‌کند و یا به هدر می‌دهد. این امر برای به حرکت درآوردن مجدد چرخه تولید در ساختار سرمایه‌داری ضروریست. «کمکهای» دولتی فوق نیز از این قبیل‌اند. در عین حال چشمان نزدیک بین را نیز از دیدن بحران فزاینده‌ای که کل سیستم سرمایه جهانی را گرفته و در سایه ویروس کرونا مستتر شده، می‌پوشاند. به بیان دیگر «کمک»های دولتی، ایست به قیام مردم است.

ولی آنجائی که ارزش اضافه تولید می‌شود، یعنی در کارخانه‌ها و کارگاه‌ها و شرکت‌های خدماتی آن‌ها، نه تنها چنین «دلسوزی» و «حمایت»هائی دیده نمی‌شود، بلکه برعکس دولت‌ها کارگران را وادار می‌کنند سر موقع در محل کار حاضر شوند، دوش به دوش هم در سالن‌های سربسته در شرایطی که هیچ گونه حفاظ بهداشتی در اختیار نیست، به تولید و ثروت برای سرمایه‌داران بپردازند. این امر باعث گسترش سریع بیماری کرونا در بین کارگران می‌گردد و چون اعضای این طبقه در بین مردم عادی زندگی می‌کنند، در نتیجه بیمار شدن کارگران به بیماری اکثریت آحاد جامعه میانجامد. در یکی از کارخانجات آلمان کارگران اعتصابی می‌گویند؛ شما که اجازه نمی‌دهید دو نفر در فاصله کمتر از یک متر و نیم با هم حرکت کنند، چگونه است که ما را مجبور می‌کنید که در همان شرایط و با همان درجه خطر کنار هم در گفتگو با هم جهت پیشبرد کار و در سالن‌های سربسته و بدون حفاظ کار کنیم و زندگی خود و جامعه خود را به خطر اندازیم؟

دقیقا در این زمینه‌هاست که سرمایه‌داری چهره ضد کارگری و ضد بشری خود را با شفافیت نشان می‌دهد و نشان می‌دهد که برای رسیدن به سود حاضر است صدها میلیون نفر را قربانی نماید.

در جریان مبارزه علیه گسترش کرونا، دولت‌های جهان رفتار تا اندازه‌ای هماهنگ و نزدیک به هم را در پیش گرفته‌اند، در بسیاری از زمینه‌ها یک شکل و به یک شیوه عمل میکنند. مثلا ضرورت قرنطینه شدن مردم در خانه‌هاشان با توضیح بسیار اندک علمی ولی با تهدید و فشار حداکثر نظامی و پلیسی همراه بوده و هست. بعد از کرونا این روند نه تنها قطع نخواهد شد بلکه سرمایه‌داری با سیستم نظامی و پلیسی خود و با تجربه‌یی که در دوران شدت شیوع کرونا کسب کرده است، به محدود کردن هر چه بیشتر زمینه‌های دمکراتیک زندگی اقشار و طبقات مختلف به ویژه طبقه کارگر خواهد پرداخت. فشار حداکثر بدین جهت برای سرمایه‌داری ضروریست که در شرایط بعد از کرونا بحران اقتصادی، سیاسی و فرهنگی این نظام و ناتوانی و بی کفایتی سرمایه‌داری در حل بحران به روشن‌ترین وجهی خود را نشان خواهد داد. سرمایه‌داری برای موجودیت‌اش وسیله‌یی جز سرکوب، کشتار و نابود کردن ندارد. وسیله ای که ناکارآمدی تاریخی‌اش را از گذشته‌های دور تا کنون ثابت کرده است.

لذا: بعد از کرونا سرمایه‌داری کشورهای مختلف ترور فاشیستی را هماهنگ با هم علیه اپوزیسون در پیش خواهند گرفت.

ریزش اقتصادی سرمایه‌داری در جهان یک سطح نیست، همانند کل این نظام ناهمگون است. در جریان شیوع و گسترش کرونا مناسبات و تعادل اقتصادی موجود بین قدرت‌های بزرگ جهان بهم خورده است.

در نتیجه بعد از کرونا بر سر غارت و تقسیم دسترنج زحمتکشان جهان، رقابت بین قدرت‌های امپریالیستی شدت و حدت بی سابقه‌یی خواهد یافت، که جهان را به پرتگاه بحران‌های جدیدی خواهد کشاند.

علم همانند اسب راهواری‌ است که سوارکار را به آن‌ سمتی می‌برد که می‌خواهد. در نتیجه این امر که کنترل علم را چه طبقه‌یی در دست دارد از اهمیت فراوانی برخوردار است. امروزه سرمایه‌داری بر علم حاکم است و سعی می‌کند هر دستاورد علمی را در خدمت اهداف خود به کار گیرد. در جریان کرونا روشن شد که نقاط ضعف اساسی در سیستم کنترل جمعی، تبادل تجربه بین‌المللی دولت‌ها، آمادگی مقابله با حوادث پیش بینی نشده و غیره وجود دارد. در عین حال تعطیلی بسیاری از مؤسسات اجتماعی و گاها تولیدی، احتمال وجود سیستم‌های نوینی را در بهره‌ کشی انسان از انسان، آموزش و پرورش، مراکز تفریحی، و خانه به عنوان محل کار و غیره، در مقابل سرمایه‌داری گشود.

در نتیجه بعد از کرونا تغییرات اساسی در کلیه سیستم‌های اجتماعی کار، آموزش، بهداشت، تفریح، خدمات عمومی و غیره به وجود خواهد آمد که از اکنون درک روشن از هر زمینه‌ی آن غیر ممکن است.

ایران بعد از کرونا: چه خواهد شد؟ و چه باید کرد؟

ویروس کرونا چیست: این ویروس مثل هر ویروس دیگری عبارت است از یک زنجیره‌ی ژنی که در یک غلاف پروتئینی پوشانده شده است. در صورت ضعیف بودن سیستم ایمنی فرد، ویروس وارد گلبول سفید می‌شود و به علت ژن بودنش چگونگی فعالیت گلبول را بر عهده می‌گیرد. لذا کار گلبول و سلول‌های دیگر را مختل کرده، در صورت عدم مداوا، باعث مرگ می‌شود.

آیا رژیم سرمایه‌داری ایران قادر است ویروس کرونا را از کشور ریشه کن کند؟ احتمال این که سرمایه‌داری کلا و رژیم سرمایه‌داری مذهبی ایران خصوصا قادر به ریشه کن کردن بیماری کرونا باشند و بخواهند این بیماری را از روی نقشه جغرافیائی بزدایند، بسیار کم است

ما در همین نوشته دیدیم که اصولا سرمایه داری از هر ویروسی برای پرده پوشی بحران‌های درونی خود و یا پیش برد اهدافش سود میجوید و وقتی ویروس وظیفه‌اش را انجام داد و یا بی اثر بود، به حال خود رها می‌شود تا جان مردم را بگیرد. در نتیجه باید قبول کرد؛ تا زمانی که این ساختار اجتماعی در ایران برقرار است، معالجه قطعی و ریشه‌ای این بیماری مرگبار نیز امکان ندارد. به بیان دیگر زمانی که جمهوری اسلامی احساس کرد که دیگر نمی‌تواند به وسیله این ویروس جنبش‌های اجتماعی و غلیان‌های کارگری را بخواباند و به عنوان ساتری بحران‌های درونی خود را زیر آن مخفی کند، و قادر نیست قتل عام زندانیان سیاسی را به وسیله این ویروس به اتمام برساند، مثل دیگر نقاط جهان هیاهوی ویروس کرونا را می‌خواباند، و ویروس را به حال خود رها می‌کنند، همان طور که در مورد ایدز و آبولا کردند. از آنجائي که این ویروس می‌تواند اکثر مردم جهان را نابود کند، سرمایه‌داری داروهای تخفیف دهنده‌ای را به بازار عرصه خواهد کرد. ولی احتمال معالجه قطعی بسیار کم است.

به نظر میرسد تا دولت سرمایه‌داری جمهوری اسلامی برپاست، زمانی به عنوان زمان بعد از کرونا وجود نخواهد داشت. همان طور که هنوز زمان بعد از ایدز و آبولا نیامده است.

اگر مردم ایران اراده کرده‌اند که واقعا از شر چنین ویروس‌هائی خلاص شوند باید در درجه اول ویروس سرمایه‌داری حاکم بر این کشور را از میان بردارند.

مردم ایران طی ۴۰ سال حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی، تحریم‌های اقتصادی آمریکا و گسترش بیماری کرونا، در تجربه روزانه دریافته‌اند که حاکمین از هر حادثه و انگیزه‌یی جهت غارت اموال عمومی، بسط گسترش نفوذ خود در منطقه با تقویت گروه‌های تروریستی، تسویه حساب جناحی و غیره سود می‌برند.

هنوز کرونا پایش را بر زمین ایران محکم نکرده بود که ۵ میلیون ماسک صورت گم شد. بخوانید گم‌اش کردند تا گرانتر بفروشند.

در شرایطی که طبقه استثمار شونده و زحمتکش ایران بیش از هر طبقه و قشری در جامعه فشارهای اقتصادی و سیاسی و فرهنگی را تحمل می‌کند و خط فقر در ایران ۵ الی ۶ میلیون تومان است، دولت و کارفرمایان حداقل حقوق کارگران را یک میلیون و هشتصد و سی و پنج تومان تعیین کرده‌اند

در حالی که گسترش کرونا و قتل عام ناشی از آن به کلیه احاد به ویژه اقشار و طبقات پائین جامعه ایران چنگ و دندان نشان می‌دهد، و مردم خواهان محدودیت‌های بیشتری در حفاظت خود علیه کرونا هستند، دولت محدودیت‌های موجود را لغو می‌کند. «در یک نظر سنجی ۸۶٫۴ درصد جامعه آماری اعلام کردند که با اعمال محدودیت‌های بیشتر که سلامت آن‌ها را تضمین کند، موافق هستند»[2]

اما آقای روحانی در فکر تثبیت حاکمیت خود و دیگر سران رژیم جمهوری اسلامی است که می‌گوید: «می‌توان کار کرد و کرونا هم نگرفت» ولی بعد اقرار می‌کند که این دو با هم در شرایط ایران همخوانی ندارند و «همانگونه که تأمین سلامت مهم است تأمین نیازهای ضروری مردم نیز اهمیت دارد.» و در این اولیت‌ها «گاهی ممکن است یکی فدای دیگری شود.» به بیان دیگر مردم کارکن باید فدای نیازمندی‌های «عمومی» (بخوان نیازمندی‌های سرمایه‌داری حاکم بر ایران) شوند.

در همین حال در بحبوحه‌ی کشتار کرونا، در حالی که مبتلایان بیش از هر موقع دیگر به کادرهای درمانی فداکار و از جان گذشته محتاج هستند، پرستاران جان بر کف و فداکار بعضی از بیمارستان‌ها را اخراج می‌کنند. این ابتذال تا بدانجاست که حتی بعضی از دست اندرکاران این رژیم را هم به اعتراض وادار کرده است: «رئیس سازمان نظام پرستاری تأکید کرده که این اخراج‌ها در بیمارستان‌هایی صورت می‌گیرد که به خاطر تلاش و کوشش پرستاران و به „مدد تعرفه‌های سنگین و چند برابری خدمات و مراقبت‌های سلامت“ میلیاردها تومان سود و درآمد، عاید سهامداران و مسؤولان آن‌ها شده است.»[3] آنچنان وضعیت در مقابله با کرونا و بی مسئولیتی دولت ایران و دیگر دولت‌ها نسبت به جان مردم فاجعه بار است که حتی نویسندگانی از سایت‌های امپریالیستی هم مجبور به اقرار شده‌اند : «ویروس کرونا نه فقط در ایران که در تمامی کشورها باعث شده که اختلافات طبقاتی در جامعه به نحو روشن‌تری آشکار شود.»[4]

با قدری دقت می‌توان دید که تعداد تلفات طبقات فرو دست ناشی از کرونا به ویژه در ایران، به مراتب بیشتر از تلفات طبقات فوقانی جامعه است. علت نیز روشن است: امکانات رفاهی و درمانی طبقه حاکم به مراتب بیشتر از امکانات طبقات و اقشار فرودست جامعه است. کرونا کاملا طبقاتی مردم را درو می‌کنند.

اکثریت مردم ایران به این اجحافات، دزدی‌ها، بی مسئولیتی‌ها، بی لیافتی‌ها و ستم‌های سیاسی به اشکال مختلف انعکاس نشان می‌دهند، مبارزه می‌کنند و نارضایتی خود را با شدت ابزار می‌نمایند.

ایران بعد از کرونا، ایران بی اعتمادی عمیق اکثریت مردم نسبت به بورژوازی حاکم، ایران مبارزه و ایران غلیان‌های اجتماعی‌ست.

طبقه کارگر ایران همبستگی طبقاتی خود را در جریان مبارزه با رژیم حاکم و خطرات بیماری کرونا، بیش از پیش درک نموده و به آن آگاه گشته است.

طبقه کارگر بعد از کرونا، با تجربیات گران قدری که در طول تاریخ زندگی‌اش کسب کرده، با تجربیاتی که از مناسبات دولت، خودش و بیماری کرونا نصیب‌اش گشته، با شعور سیاسی بالائی که در این جریان بدست آورده‌ است، خواسته‌هائی را مطرح خواهد کرد که در قالب این رژیم سرمایه‌داری مذهبی ایران نخواهد گنجید.

لذا بعد از کرونا گرایش طبقه کارگر به چپ، و تقابل‌اش با رژیم سرمایه‌داری ایران با گستردگی بیشتری نسبت به دوران پیش از کرونا جریان خواهد داشت.

در جریان کرونا، اقشار و طبقات تحت استثمار، ستم دیده و آزادیخواهان کشور در عمل دریافته‌اند که فقط همبستگی‌ و همیاریشان می‌تواند حلال مشکلات باشد. آن‌ها در یاری و همدردی و کمک رسانی، گوی سبقت از هم میربایند و از فداکاری و از جان گذشتگی دریغ ندارند. از آن جمله‌اند؛ کارکنان زحمتکش و از جان گذشته سیستم درمانی که علی‌ رغم کارشکنی‌های مقامات دولتی، با تمام توان در خدمت این مردم ستم دیده قدم در راه گذاشته و جان بر کف نهاده‌اند.

بعد از کرونا این تجربه عامل قدرتمندی در تعمیق، گسترش و ثبات مبارزات اقتصادی، سیاسی و خیزش‌های انقلابی و سازماندهی کلیه نیروهای مترقی جامعه خواهد بود. این تجربه مبارزه طبقاتی در جامعه را تسریع خواهد کرد.

ویروس کرونا که با میکروسکپ‌های قوی نیز به سختی قابل تشخیص است، خدای پر عظمت تمام ادیان الهی را با سر به زمین کوبید. همین ذره ناچیز خدایان بی شمار و تمام دار و دسته مقدسین، از ارواح مقدسه تا پیامبران و امامان رنگارنگ را به قرنطینه فرستاد و نشان داد تبلیغات هزار و چند صد ساله رهبران مذهبی جز عوامفریبی و سوار شدن بر ذهن و اندیشه مردم جهت رسیدن به زندگی پر طمطراق این جهانی نبوده است.

بعد از کرونا، جمهوری اسلامی تلاش خواهد کرد این شکست را جبران کند و این برملا شدن را سرپوش نهد. بعد از کرونا در حالی که اکثریت مردم هر چه بیشتر به علم و داده‌های علمی اعتماد خواهند کرد و بدان رو خواهد آورد و از اعتقادات مذهبی دورتر خواهند شد، تبلیغات اسلامی و دامن زدن به عقاید خرافی نیز ابعاد وسیع‌تری خواهد یافت.

چه باید کرد؟

در همین مدت کوتاه شیوع بیماری کرونا، آگاهی مردم از طفیلی بودن نظام سرمایه‌داری، ضد مردمی بودن آن، پوچ بودن هذیان‌های خرافی، بی لیاقتی و ارتشاء حاکمین، پوشالی بودن نظام سرمایه‌داری ایران، به اندازه ده‌ سال معمولی تکامل یافته است. مردم در زمینه‌های مشخصی به ویژه در مقابله با بیماری کرونا دریافتند که با همبستگی، اتحاد و یکی شدن می‌توان به دستاوردهایی رسید.

این امر در حالی که برای تسریع تکامل مراحل مختلف مبارزه علیه رژیم سرمایه‌داری مذهبی ایران لازم و ضروری است، ولی کافی نیست.

رژیم ایران جهت حفظ و بقای نظام سرمایه‌داری، مقابله و سرکوب جنبش‌های طبقات و اقشار ناراضی، دارای رهبری بسیار منسجم، نیروی نظامی و خدماتی کاملا متشکل و ارگان‌های سرکوب تا به دندان مسلح نظامی و مذهبی می‌باشد.

بودجه علنی نظامی ایران حدود ۲۰ میلیارد دلار است. ولی بودجه ناگفته‌ی نظامی ایران بیش از این ارقام می‌باشد.

علی خامنه‌ای، فرماندهان ارشد ارتش، سپاه پاسداران و دستگاه عریض و طویل بوروکراسی، این رهبری منسجم را تشکیل می‌دهند. تعداد نیروهای مسلح و ابواب جمعی خدماتی آن حدود ۹۳۴ هزار نفر است[5] که همه در سلسله مراتب گوناگون متشکل هستند و متشکل عمل می‌کنند.

این رهبری منسجم و دستگاه عریض و طویل نظامی با هر اوج مبارزات مردم، ترک بر می‌دارد، تضادهای درونی‌اش رشد می‌کند و آشفتگی بر ارکانش غالب می‌شود، کوچکتر می‌شود و در پروسه بعدی منسجم‌تر عمل میکند.

در نتیجه: باید متشکل شد. ولی این تشکل به علت وجود زمینه‌های مختلف فعالیت اجتماعی و ناهمگونی بخش‌های مختلف هر زمینه فعالیت، نمی‌تواند یک دست و تک گونه باشد. لذا تشکل اقشار و طبقات و عناصر ناراضی و مردمی بسیار گسترده و نا همگون خواهد بود. نفی این گستردگی نفی واقعیت جامعه است. از گردهم‌آئی چند نفر برای همیاری، کمک و حل یک مسأله در خدمت مبارزه و انقلاب، تا ایجاد سندیکاها و شوراهای کارگری مستقل و انجمن‌های علنی در خدمت مبارزه علنی همه و همه می‌توانند در شرایط متفاوت نوعی تشکل برای پیشرفت و مبارزه علیه رژیم دد منش جمهوری اسلامی باشد ولی از نگاه ما متکامل‌ترین نوع تشکل، تشکل شورائی است، تشکلی که در درون آن گسترده ترین دموکراسی و در عین حال منسجم‌ترین عمل کرد مشترک، امکان پذیر می‌گردد.

در این تشکل‌ها می‌بایست به طور دائم اقدامات رژیم علیه اپوزیسیون بحث و تحلیل شود و راهکارهای نوین و منطبق با شرایط آن لحظه اتخاذ گردد.

تشکل‌های مختلف در هر زمینه فعالیت اجتماعی می‌بایست همدیگر را پیدا کنند و شرایط را برای همبستگی و ایجاد شورای عمومی زمینه‌ فعالیت اجتماعی خود فراهم آورند. به ویژه فعالین جنبش کارگری می‌بایست بتوانند شوراهای مستقل کارگری خود را در هر کارخانه‌یی که کار می‌کنند، سازمان دهند. باید از اسماعیل بخشی و دیگر فعالین هفت تپه آموخت و سرسختانه این تشکل‌های کارگری را به وجود آورد. باید همه جویبارها را به سیل خروشانی تبدیل کرد تا رژیم سرمایه‌داری ایران را از بیخ و بن برکند.

در این لحظه‌ی تاریخی کشور ما ضروری است که مذاهب نقد شوند (نقد و نه توهین) باید ریشه‌ها و شرایط به وجود آمدن، رشد و گسترش آن‌ها مورد تحقیق قرار گیرد. باید سیستم‌های فلسفی اید‌آلیستی مورد مداقه قرار گیرد و تضاد داده‌ها و نرم‌های مذهبی با داده‌ها و نرم‌های علمی (دیالکتیک ماتریالیستی) مقایسه شود تا پوچی و ارتجاعی بودن آن‌ها با دلائل کافی توسط مردمان مترقی پذیرفته گردد. بدون چنین نقد ریشه‌ای پیشرفت و تکامل تاریخی برای پرولتاریا و زحمتکشان تقریبا غیر ممکن است.

و اما آن نیروئی که می‌تواند و وظیفه دارد به لحاظ تاریخی این جویبارهای پراکنده را به سیلی خروشان تبدیل کند و مذهب و آئین‌های ایدآلیستی و متافیزیکی را نقد علمی نماید، حزب کمونیست سراسری ایران است

در نتیجه کلید حل معضل سرنگونی سرمایه‌داری در ایران، در دست حزب کمونیست سراسری می‌باشد. ولی متأسفانه جنبش کمونیستی ایران در پراکندگی و بی رابطه با طبقه کارگر در انزوا به سر می‌برد. دقیقا علت پراکندگی آن هم همین انزواست. لذا در مقابل جنبش کمونیستی ایران یک وظیفه تخطی ناپذیر قرار دارد و آن حرکت در سمت طبقه و جنبش کارگری و تلاش مستمر در یکی شدن است.

پیشنهاد ما این است که سازمان‌ها و حزب در این جنبش معیارهای خود را برای وحدت و برنامه عام خود را برای رسیدن به طبقه کارگر طرح کنند تا مبارزه ایدئولوژیک سالم و انقلابی برای یکی شدن آغاز گردد. ما چاره‌یی جز وحدت نداریم. تشکیل جبهه‌های واحد همکاری در جنبش کمونیستی نیز ناکارآمدی خود را عیان ساخته و نشان داده است که تشکیل این جبهه‌ها فقط برای وقت گذرانی آگاهانه به وجود می‌آیند.

لذا کوشش پیگیر و تا پای جان برای پیوند با طبقه و جنبش کارگری و ایجاد حزب کمونیست سراسری ایران در این روند، وظیفه آن سازمان‌ها، گروه‌ها و احزابی است که خود را انقلابی و کمونیستی می‌دانند.

بگذار با انجام این وظیفه طبقاتی در دادگاه تاریخی طبقه کارگر سرافکنده و شرمسار نباشیم.

ایران بعد از کرونا، ایران مبارزه و انقلاب علیه نظام سرمایه داری خواهد بود. خود را آماده کنیم.

 ۱۳ آوریل ۲۰۲۰

[1]- تجارت نیوز - قرائت شده در ۱۱/۴/۲۰۲۰ - مارک زندی، اقتصاددان ارشد آمریکا در موسسه مودیز

[2]ـ دویچه وله - علیرضا زالی، فرمانده ستاد مقابله با کرونا در شهر تهران، روز جمعه ۲۲ فروردین

[3]- دویچه وله - اعتراض به اخراج پرستاران... - قرائت شده در ۱۱/۴/۲۰۲۰

[4]- دویچه وله - آمار مرگ و میر بر اثر کرونا در ایران در میان فقرا بالاتر است - قرائت شده در ۱۲/۴/۲۰۲۰

[5]- سایت تحلیلی خبری عصر ایران - قرائت شده در ۱۲/۴/۲۰۲۰

در زمینه مالی ما را یاری دهید

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ

گفتگوئی با دکتر علی صادقی (کاک ابراهیم) و محمد اشرفی