جمعه, ۰۹ خرداد ۱۳۹۹
نقش منصور حکمت در جنبش کمونیستی(5)
آغاز بحران
ولی آن نیروی عظیم طبقاتی که با سرنگون کردن دولت بورژوازی، صحنه اقتصادی و سیاسی جهان را تغییر داد، نه پرولتاریای آلمان بود و نه پرولتاریای لوکزامبورگ و یا اتریش. بلکه پرولتاریای پر شمار روسیه بود که تکان خورد و به هم طبقه‌ای‌هایش در کشورهای دیگر نشان داد که آن‌‌ها نیز باید تکان بخورند. می‌شود تکان خورد و پیروز شد. برای تروتسکی این مسأله محلی از اعراب نداشت.

او راه تسلیم طلبی در پیش گرفته بود. در بحثی که منصور حکمت و غلام کشاورز شرکت داشتند، غلام کشاورز به روشنی در جانب تروتسکی ایستاده و معتقد بود که ساختمان سوسیالیسم در یک کشور امکان ندارد.

منصور حکمت نیز همین سمت سیاسی - ایدئولوژیک را در پیش گرفت: «کمونيستها در مقابل موضع بورژوازی (تحت عنوان “ساختمان سوسياليسم در يک کشور” که رفيق غلام بدرستی نشان داد که چطور بورژوازی از اين موضع حمايت ميکند) آلترناتيو اقتصادی ندارد.»[1]

به بیان دیگر منصور حکمت به لنین و استالین و دیگر رهبران حزب بلشویک که به امکان ساختمان سوسیالیسم در یک کشور معتقد بودند مهر بورژوازی میزند ، ولی از تروتسکی به عنوان کمونیستی نام میبرد که متاسفانه در انقلاب اکتبر علیه این بورژواها (لنین و استالین) برنامه اقتصادی نداشته است.

منصور حکمت قادر نیست اندیشه تسلیم طلبان و پشت کردن خود را به لنین استتار کند. او میگوید: « بطور مشخص‌تر مدافعين سوسياليسم در يک کشور ناسيوناليسم روسی را نمايندگی ميکردند که خواهان صنعتی کردن روسيه بودند و رفيق [منظورش غلام کشاورز است - ما] نيز در توضيحات خودش حاميان واقعی و طبقاتی اينها را برشمرد. متقابلا منتقدين ديدگاه فوق هم کسانی بودند که ميگفتند از نظر اقتصادی چنين کاری عملی نيست. بايد منتظر انقلاب جهانی بود. آنچه در اين ميان نمايندگی نميشود لنينيسم است.»[2]

او وقتی که می‌گوید « آنچه در اين ميان نمايندگی نميشود لنينيسم است.» أولا میخواهد درون ضد لنینی خود را بپوشاند و دوما به خواننده القا می‌کند که گویا لنین مخالف ساختمان سوسیالیسم در یک کشور بوده است. این دیگر شارلاتانیسم است. اگر لنین مخالف ساختمان سوسیالیسم در یک کشور بود اساساً انقلاب سوسیالیستی را رهبری نمیکرد.

بر مبنای قبول «امکان ساختمان سوسیالیسم در یک کشور» لنین با نوشتن «دو تاکتیک سوسیال دموکراسی در انقلاب دموکراتیک» پرولتاریا را آماده برای برپائی سوسیالیسم در یک کشور می‌کند. در عین حال از روند تأثیر انقلاب و یا ضد انقلاب بین‌المللی نیز عمیقا مطلع بوده و روی انقلاب روسیه حساب میکرد.

حال برای روشنائی بیشتر، بد نیست به طور اجمال، قدری به حوادثی که از ۱۹۱۴ به بعد روی داد اشاره کنیم. شاید مشکل برای طرفداران آقای منصور حکمت کشاده گردد:

جنگ جهانی اول (۱۹۱۴-۱۹۱۸) از سرزمین روسیه جز میلیون‌ها کشته، هزاران شهر و روستای ویران شده و میلیون‌ها مردمان فقر زده و گرسنه چیزی بر جای نگذاشت. رشته‌های گوناگون صنایع و کشاورزی روسیه عمدتا تخریب شده بود. انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ بورژوازی جدید جنگ طلب را سرنگون کرد و پرولتاریا به قدرت سیاسی دست یافت. اولین اقدامات دولت پرولتری تلاش جهت برقراری صلح و رفع ستم از ملیت‌های موجود در اتحاد شوروی و دیگر کشورهای جهان بود. این سیاست توجه و پشتیبانی پرولتاریا و زحمتکشان کلیه ملل جهان را به خود جلب نمود.

اتحاد شوروی هنوز گرد جنگ جهانی را از خود نزدوده بود که نیروهای مرتجع داخلی در هماهنگی کامل با دولت‌های امپریالیستی، تهاجم همه جانبه و وسیع خود را آغاز کردند. آن‌‌ها از پرولتاریای مسلح شوروی شکست خوردند ولی سرزمین سوخته و ویران شده‌تری برجای گذاشتند که تصورش قلب هر انسان آزاده‌ای را بدرد می‌آورد.

حال پرولتاریا در قدرت سیاسی است و بورژوازی سرنگون شده و در صدد تهاجم است. در آن شرایط بورژوازی سرنگون شده به لحاظ عینی و ذهنی خواهان شکست کلیه اقدامات دیکتاتوری پرولتاریا منجمله صنعتی شده بود ولی منصور حکمت نعل وارونه می‌زند.

لنین تعریف بسیار ساده‌ای از سوسیالیسم ارائه داده است. او می‌گوید: «کمونیسم قدرت شوراهاست به علاوه تجهیز تمام کشور با شبکه برق رسانی»[3]

یعنی تحت هدایت قدرت شوراها، با ایجاد شبکه برق رسانی در کل کشور، صنایع مدرن در کشور سوسیالیستی ایجاد می‌شود و تکامل می‌یابد. این سیاست لنین با خواست بورژوازی سرنگون شده در تقابل و تضاد آشتی ناپذیر قرار داشت. و همچنین نشان میدهد که لنین به ساختمان سوسیالیسم در اتحاد شوروی باور دارد.

منصور حکمت ادعا می‌کند که لنین برای اقتصاد سوسیالیستی برنامه نداشت: این ادعا کاملا پوچ و بی اساس است. لنین پیش از انقلاب اکتبر یعنی در آوریل همان سال تزهای آوریل را ارائه کرد که اولین برنامه جهت برداشتن اولین گام‌ها در ساختمان سوسیالیسم بود. بندهای اقتصادی این برنامه را ما به طور موجز میآوریم.[4]

خود ویژگی لحظه فعلی در روسیه عبارت است از انتقال انقلاب از نخستین مرحله خود...به دومین مرحله که در آن باید قدرت حاکمه به دست پرولتاریا و قشرهای تهیدست دهقانان بیفتد.

ضبط کلیه زمین های مالکین.

در آمیختن فوری کلیه بانکهای کشور به صورت یک بانک ملی واحد و برقراری نظارت بر آن از طذرف شوراهای نمایندگان کارگران.

وظیفه مستقیم امروز ما „معمول داشتن“ سوسیالیسم نیست بلکه اقدام فوری به برقراری کنترل از طرف شوراهای نمایندگان کارگران بر تولید اجتماعی و توزیع محصولات است.

لنین در „قطعنامه درباره مسأله ارضی “ از «بی مرز کردن اراضی» نیز صحبت می‌کند. یعنی اراضی متعلق به کل جامعه است. این با برنامه بورژوازی در مورد زمین تضاد آنتاگونیستی دارد.

لنین در مقاله وظائف پرولتاریا در انقلاب ما نیز همه جانبه این وظائف را در زمینه‌های اقتصادی و سیاسی توضیح میدهد

پس از به قدرت رسیدن طبقه کارگر در روسیه، اشتراکی کردن اراضی کشاورزی و تمرکز صنایع شهر در دست دولت شوراها، آغاز گردید. در سال ۱۹۲۱ جامعه شوروی با کمبود غله روبرو شد. لنین کشف کرد که باید به اقتصاد جنگی که در آن مازاد دهقانان را اخذ می‌کردند خاتمه داد و به سیاست نوین اقتصادی یعنی (نپ) وارد شد. لذا بر مبنای طرح „نپ“ کشاورزان فقیر و میانه حال میتوانستند زمین‌های خود را داشته باشند و کشت کنند و از مازاد تولید خود بهره‌مند شوند. و اجازه داده میشد که صنایع کوچک خصوصی دایر گردد. در واقع به طور تاکتیکی برای رشد اقتصاد کشور شیوه کنترل شده سرمایه‌داری را در بخش‌هائی از اقتصاد احیا کردند.

لنین در مورد سیاست اقتصادی نپ چنین می‌گوید: «این سیاست، سیاست نوین اقتصادی نامیده می‌شود، زیرا چرخشی به عقب انجام می‌دهد. ما اکنون به عقب برمی‌گردیم تا همزمان برای پیشروی در موقعیت مساعدی قرار بگیریم. ما این کار را برای این انجام می‌دهیم که قدری عقب برویم تا برای یک جهش بزرگ‌تر دورخیز کنیم...».[5]

نتیجه این طرح رشد صنعتی و کشاورزی بود. در عین حال نقل قول میرساند که لنین به امکان ساختمان سوسیالیسم در جهش بعدی در کشور شوراها باور د ارد.

لنین در سال ۱۹۲۲ در مورد برق رسانی مینویسد: « مهندسین ما میگویند، که این امر ده سال طول میکشد. پایان برق رسانی اولین دوران مهم در راه سازمان کمونیستی زندگی اقتصادی جامعه خواهد بود.»[6] لنین از این روشن‌تر نمیتوانست بگوید که به امکان ساختمان سوسیالیسم در یک کشور اعتقاد دارد.

متأسفانه او در جوانی با زندگی وداع کرد و نتوانست شاهد تحقق آرزوهایش باشد.

بحث امکان „ساختمان سوسیالیسم در یک کشور“ بعد از مرگ لنین نیز تا سال ۱۹۲۷ با شدت در حزب بلشویک جریان داشت. در طول این سال‌ها با رشد فکری پرولتاریای شوروی و آشکار شدن ماهیت تزهای تسلیم طلبانه تروتسکی، او هر روز ایزوله‌تر و تنهاتر میشد. حتی روشنفکران که پایه اجتماعی او بودند، در ابعاد وسیعی ترکش‌اش کردند.

برنامه ۵ ساله صنعتی شدن شوروی با همت و ارادهء آهنین حزب بلشویک به رهبری استالین در سال ۱۹۲۷ آغاز شد. در آخر اولین برنامه پنج ساله، تولید برق اتحاد شوروی سه بار بیشتر از آن مقداری بود که لنین بیان نموده بود. در برنامه‌های پنج ساله بعدی، تا سال ۱۹۳۹ اتحاد شوروی از یک کشور فقر زده، ویران، بی سواد و قرون وسطائی به کشوری عظیم و صنعتی سوسیالیستی تبدیل شد که در رأس آن حزب بلشویک و استالین قرار گرفته بود. با اعمال سیاستی پرولتری و پشتیبانی ده‌ها میلیون از زحمتکشان شوروی و جهان، پیروزی بر بورژوازی به ویژه بورژوازی فاشیست بین‌المللی امکان پذیر گردید. در واقع ساختمان سوسیالیسم در کشور شوراها تا سال ۱۹۵۳ با موفقیت به پیش میرفت. نفرت بورژوازی روسیه و بورژوازی بین‌المللی از استالین نیز در همین نکته نهفته است.

حال ادعای منصور حکمت که می‌گوید صنعتی شدن اتحاد شوروی خواست بورژوازی بود و بورژوازی پشت‌اش قرار گرفت، را باید با واقعییات آن زمان بیازمائیم.

آیا بورژوازی با این صنعتی شدن موافق بود و پشت آن قرار گرفت؟

در دوره لنین و استالین، بورژوازی در اشکال و امکانات مختلف علیه صنعتی شدن توطئه میکرد، کار شکنی میکرد و در صنایع موجود اخلال به وجود میآورد

ما در اینجا فقط دو نمونه از هزاران خرابکاری بورژوازی در روند صنعتی شدن اتحاد شوروی را می‌آوریم:

۱- باشانوف عامل بورژوازی اوکرائینی می‌نویسد: «بلشویک‌ها شهر را در سال 1919 غصب کرده، وحشت و ترور را دامن زدند. اگر من تحقیر خود را با فریاد به صورتشان می‌کوبیدم، 10 گلوله در بدنم جای می‌گرفت. من تصمیم دیگری گرفتم. برای نجات برگزیدگان شهرم، پشت ماسک ایدئولوژیِ کمونیستی سُریدم».[7] «از 1920 مبارزه آشکار علیه شلاق چند شاخه بلشویکی پایان یافت. مبارزه از بیرون علیه آن دیگر غیر ممکن بود. می‌بایست از درون زیر بنای آن را تخریب کرد. از حالا مهم این بود که بتوان اسب ترویا را به قلعهء کمونیستی وارد کرد. تمام فرزندان دیکتاتور هر چه بیش‌تر در تنها هسته دفتر سیاسی اجتماع کرده بودند. کودتا فقط می‌توانست از آنجا آغاز شود».[8]

 او بعد از شناخته شدن پا به فرار گذاشت ولی بسیاری از روشنفکران بورژوازی معیارهائی همانند این اوکرائینی داشتند.

۲- نقل قولی از لیتل‌پیج[9]: «در یکی از روزهای سال 1928 به محل ژنراتور معدن کوشکار [Koschkar] رفتم. در هنگام عبور از کنار یک موتور دیزل بزرگ، دستم را در ظرف اصلی آن فرو کردم. احساس کردم که دستم در لخته‌های روغن فرو رفته است. ماشین را لحظه‌ای نگهداشتم. ما حدود یک لیتر شن کواتز، که فقط می‌توانست عمداً در آن ریخته شده باشد، از آن خارج کردیم. در موارد بسیاری ما در تأسیسات جدید کارخانه کوشکار، شن در ماشین‌ها یافتیم، به طوری که تنظیم کننده تعداد چرخش‌ها قفل شده بودند و فقط هنگامی که سرپوش را با تمام قدرت بلند می‌کردیم، می‌توانست باز شود.»

نمونه‌های دیگر خرابکاری صنعتی در اتحاد شوروی را خودتان می‌توانید در آدرس‌های زیر مطالعه کنید

خرابکاری بورژوازی در صنایع اورال[10] - خرابکاری بورژوازی در صنایع قزاقستان[11] - پیاتاکوف در برلین[12]

این نمونه‌ها همانند هزاران نمونه دیگر از نفرت بورژوازی از کمونیسم و استالین و خرابکاری آن در امر صنعتی شدن حکایت دارد.

از قرار معلوم، این بورژوازی نبود که پشت صنعتی شدن قرار گرفت. بورژوازی روسیه همانند بورژوازی بین‌المللی در تقابل با صنعتی شدن اتحاد شوروی قرار داشت ولی این منصور حکمت بود که در خدمت جعل تاریخ طبقه کارگر اتحاد شوروی، پشت تروتسکی و بورژوازی روسیه و بورژوازی بین‌المللی قرار گرفته بود.

وارونه جلوه دادن و جعل حقایق ساختمان سوسیالیسم در اتحاد شوروی توسط منصور حکمت توانست عده‌ای از کادرهای روشنفکر حزب کمونیست ایران را قانع کند تا جائی که عکس تروتسکی و آثار او را تا سالیان سال در سایت حزب کمونیست ایران گنجاندند ولی این مواضع تروتسکیستی، عده دیگری از کادرهای حزب کمونیست ایران را به خشم آورد.

این مواضع وارونه، باعث ایجاد دومین بحران بزرگ در حزب کمونیست ایران گردید.

بهرنگ

ادامه دارد

[1]- منصور حکمت - زمينه های انحراف و شکست انقلاب پرولتری در شوروی - بولتن نظرات و مباحثات (ضميمه بسوی سوسياليسم) اسفند ١٣٦٤

[2]

[3]- لنین - مجموعه آثار - برلن 1982 - جلد ۳۱ -صفحه 414

[4]- خواننده می‌تواند کل تزهای آوریل را در منتخب آثار لنین به زبان فارسی - جلد دوم - قسمت اول - راجع به وظائف پرولتاریا در انقلاب حاضر، مطالعه نماید.:

[5]5- همان جا، صفحه 423

[6] - لنین - مصاحبه با خبرنگاران لینکلن ایر - مجموعه آثار - جلد ۴۳ - ضمیمه‌های ۱۹۲۳-۱۹۱

[7] - لودو ماتنس - سیمای دیگری از استالین - ترجمه غلامرضا پرتوی - کتاب چاپی - صفحه ۱۹۵ / کتاب online

http://www.ketabkhaneh.net/images/sosi%20bucher/partovi/stalin418-ohne%20bilder.pdf صفحه ۱۹۵

[8]- همانجا - کتاب چاپی - صفحه ۱۹۶ / کتاب online - صفحه ۱۹۶

[9] - مهندس آمریکائی است که اتحاد شوروی او را استخدام کرده بود. همانجا - کتاب چاپی - صفحه ۲۱۸ / کتاب online - صفحه ۲۱۸

[10]- همانجا - کتاب چاپی - صفحه ۲۱۹ / کتاب online - صفحه ۲۱۹

[11] - همانجا - کتاب چاپی - صفحه ۲۲۳ / کتاب online - صفحه ۲۲۳

[12] - همانجا - کتاب چاپی - صفحه ۲۲۵ / کتاب online - صفحه ۲۲۵

در زمینه مالی ما را یاری دهید

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ

گفتگوئی با دکتر علی صادقی (کاک ابراهیم) و محمد اشرفی