اوضاع کنونی و جنبش کارگری

در دو دهه گذشته جنبش کارگری در یک مبارزه سخت و پیگیر برای ایجاد تشکلات مستقل خود درگیر بوده است. حوادث متعددی از ترور و دستگیری و شکنجه و زندان و اعتراف گیری های تلویزیونی، تا توطئه برای انشعاب در بین فعالین کارگری، پیش آمده است که جنبش کارگری توانسته است با توانمندی و آگاهانه از آنها گذر کند. بطور مثال سازماندهی  اعتصابات در عین حال مبارزه علیه هرج و مرج و نامحدود کردن اعتصاب و بکار گیری اصل حق داشتن، سود جُستن و اندازه نگه داشتن ویا نحوه برخورد با دولت. به همین دلیل روند رشد جنبش کارگری با همه موانع ادامه پیدا کرده است و اعتصابات اخیر در هفت تپه و فولاد اهواز، کارگران پروژه ای شرکت نفت و پتروشیمی و شرکت‌های پیمانکار و دیگر واحدها و کارخانجات از جمله هپکوی اراک و معلمان و پرستاران نشان از رشد کمی و کیفی آن است. اعتراضات سال‌های ۹۶ و ۹۸ با اینکه به شدت توده‌ای بود هم نتوانست جنبش کارگری را به دنباله روی از آن بکشد و اصل سازماندهی در درون جنبش طبقه کارگر به مثابه ستون فقرات جنبش آزادیخواهی و عدالت طلبی اجتماعی، کماکان در دستور کار فعالین کارگری است. و در عین حال حضور دائمی اعتصابات و تظاهرات کارگران در جامعه به اعتلای جنبش توده ای کمک‌های شایانی کرد.

1 -بحران ساختاری اقتصاد: وضعیت  سخت اقتصادی برای کارگران و زحمت‌کشان و مردم فرودست اجتماعی، به زیر خط فقر راندن هر چه بیشتری از توده‌های زحمتکش و خالی کردن سفره‌های آنان، گرانی روزافزون کالاهای اولیه، عدم مدیریت مبارزه با کرونا و آلودگی بیشتری از مردم و بالا رفتن آمار درگذشتگان ناشی از آن. گران شدن مواد اولیه زندگی و رشد بیکاری  که یکی از پیامدهای آن اعتصابات اخیر کارگران پروژه ای نفت و پتروشیمی و گسترش آن به بیش از ۱۱۰ کارگاه و کارخانه های پیمانکاری و حمایت بخش های دیگر طبقه در سطحی بسیار وسیع تر و علنی شدن تقابلات طبقاتی با درخواست های روشن صنفی و اجتماعی

2 – بحران سیاسی که از گذشته ادامه داشته ولی در  انتخابات ریاست جمهوری و پشت کردن مردم به رژیم و انتخاباتش بصورت علنی و انفراد هرچه بیشتر کل رژیم در بین حتی اقشار متوهم اجتماعی سرباز کرد. روشن شدن همه دروغگویی های رژیم همراه بحران مدیریت آب و منابع طبیعی در استان‌های مرزی و تحقیر خلق های ساکن ایران بصور گوناگون که اینبار با اعتراضات کشاورزان اصفهانی به خوزستان و دیگر شهرهای این استان و نیز حمایت دیگر شهرهای ایران از خواست های محقانه مردم خوزستان و باز شدن بغض ۴۰ سال جنایت و خیانت رژیم به منافع مردم  به دهها شهر دیگر ایران کشیده شده است. به قدرت رساندن یکی از جلادان رژیم و یک دست کردن سه نهاد اصلی قدرت تحت رهبری خامنه‌ای.

 تا به حال رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی خود را در پشت مقولاتی مانند اسلام، ایرانیت، اصلاح طلبی، دفاع از مستضعفین، تحریم‌های اقتصادی خارجی، توطئه‌های خارجی و... پنهان کرده است. نتیجه آن همه دستگیری، شکنجه و سرکوب اما با وجود انفراد بیشتر توده‌ای، جمهوری اسلامی از این تلاطمات اجتماعی گذر کرده است. ولی این بار جنبش کارگری و جنبش توده‌ای هر دو در حال پیشروی هستند. در این پیشروی نکات اساسا مثبت زیادی وجود دارد. در عین حال بایستی مواظب خطرات آن نیز بود.

اعتراضات و اعتصابات با گستردگی و فراگیری آن به بیش از ۲۰ شهرهای بزرگ و متوسط ایران، روحیه انقلابی را تا حد زیادی بالا برده است و همه از تحول و تغییر حتمی و فوری صحبت می کنند. بر طبق خبرها ناشی از سرکوب شدید نظامی در بعضی مناطق درگیری‌های نظامی رویداده است. تعداد زیادی دستگیر و کشته شده‌اند. برخی ها از اعتلای انقلابی صحبت می کنند و گروههایی از سرنگونی رژیم تا اعتراضات مدنی، تعدادی به اصلاح طلبان درون حکومتی امید بسته اند. بطور خلاصه باید گفت که هم در رهبری جمهوری اسلامی و هم در رهبری اپوزیسیون بورژوازی نظرات گوناگونی وجود دارد. جناح‌هایی در رژیم خواهان سرکوب شدید و برخی دیگر خواهان جلوگیری از تشدید اعتراضات به شیوه‌های دیگر هستند. آنچه که روشن است هنوز یک آلترناتیو سوسیالیستی بر جنبش کنونی در ایران تحکیم نشده است و اعتراضات کنونی بویژه در جنبش کارگری و وجود تشکلات مستقل آنچنان توانمند نیستند که بتوانند مُهر خود را بر جنبش عمومی کنونی بکوبند. در نتیجه جنبش کنونی بدون حضور پرقدرت جنبش کارگری در آن می تواند به نردبان ترقی جناح‌های دیگر بورژوازی ایران بیانجامد. این وضعیت شکننده می تواند اِشکالات زیر را در جنبش کارگری و مترقی بوجود بیاورد

۱ – علنی شدن کادرهای سازمانده .۲ - فعال شدن جنبش توده‌ای بدون رهبری سیاسی و تشکیلاتی رادیکال و دنبال روی جنبش کارگری از آن . ۳ – دست برداشتن از اصول و برنامه انقلابی و دنباله روی از شرایط پیش آمده و عدم توجه به تجربیات تاریخ چند دهه گذشته. ۴- انفعال و سرخوردگی از کار منظم و دقیق و گرایش به کار صرفا کف خیابان و عملی  و عدم توجه به هماهنگی کار علنی و مخفی.

در صورتیکه ما دچار دنباله روی از اوضاع نشویم و جنبش کارگری با دید طولانی به مفهوم کار سازماندهی و فکری در عین مبارزات در کف خیابان‌ها برای درخواست‌های خود به جلو حرکت کند و نیز جنبش کمونیستی بتواند خود را به مثابه اصلی‌ترین گرایش فکری تحکیم کند، آنوقت اکثر روشهای مبارزاتی برای کسب قدرت سیاسی با آمادگی کافی به نفع تغییرات پایه‌ای و سرنگونی رژیم سرمایه‌داری خواهد بود. در غیر این صورت تجربیات سال‌های ۵۶ و ۵۷ در یک شکست دیگر می تواند تکرار شود. تکرار تاریخ در عین خونباربودنش مُضحک خواهد.

تلاطمات طبقاتی موج وار در حال تکرار شدن و هر بار در سطح موج‌هایی بلندتر و با دامنه پهن‌تری در جامعه است. تعداد اعتصابات در هر دور جدید بزرگتر و گسترده تر می شود. تعداد اعتراضات و اعتصابات و طولانی‌تر شدن و پیوستن بخش های بیشتری به هم، سازمان‌های کمونیستی متعلق به این جنبش طبقاتی را بر سردوراهی وحدت و یا براه خود رفتن قرار داده است. فعالین کارگری بصورت دائم انتقاد خود را به پراکندگی سازمان‌های جنبش کمونیستی – کارگری نشان داده‌اند. آیا ما قادر خواهیم بود که از هم بیاموزیم و وحدت جنبش کمونیستی را تحقق بخشیم و یا خود را صاحب تمامی دست آوردهای جنبش کارگری – کمونیستی دانسته و شکست‌ها و عدم موفقیت‌های آنرا به حساب دیگران بگذاریم؟. آیا جنبش کارگری و فعالین کارگری قادر خواهند بود با سبک کار درست تفاوت‌های فکری و تاکتیکی یکدیگر را بپذیرند و امید کارگرانی که در مبارزه به آنها گره زده شده، برآورده کنند؟.

هیچ انقلاب کارگری نتوانسته است که تمامی جنبش کارگری را متحد کند زیرا این امر در اعتلای شرایط انقلابی اتفاق می افتد. در بین طبقه کارگر هم سه بخش پیشرو، میانی و عقب مانده وجود دارد. انقلاب کارگری اساسا با رهبری پیشروان و همراه بخش‌های دیگر شکل می گیرد. امروز در بخش‌هایی از طبقه کارگر پیشروانی توانا وجود دارد دارند که توانسته‌اند بخش‌های میانی و حتی عقب مانده را متشکل کنند. اما این هنوز تا متشکل کردن تمامی پیشروان طبقه کارگر فاصله دارد. وحدت سازمان‌های جنبش کمونیستی و تشکیل حزب کمونیست روند بالا را تسریع خواهد کرد و رهبری طبقه کارگر را برای سرنگونی رژیم سرمایه‌داری و برپایی سوسیالیسم تأمین می نماید.

تاریخ مبارزات کارگری در ایران همواره با سرکوب و شکنجه و زندان همراه بوده است. از زمان شکل گیری اولین هسته‌های کمونیستی و تشکلات مستقل کارگری از زمان مشروطیت تا به امروز هیچ دولتی در ایران روی کار نیامده است که ضد کمونیست نبوده باشد. تنها دکتر مصدق مواضع دو پهلویی اتخاذ می کرد و او هم بسیار کم در قدرت بود. رژیم پهلوی و جمهوری اسلامی هر دو شدیدا ضد کمونیست بوده و هستند واجازه آزادانه تشکلات کارگری و کمونیستی را نداده و نمی دهند. ویژگی مبارزه طبقه کارگر در ایران نه در مبارزه‌اش علیه دولت سرمایه‌داری سرکوبگر بلکه علیه یک رژیم بورژوا مذهبی پیرامونی است.

حزب رنجبران از زمان بوجود آمدنش با تلاش برای متحد کردن طبقه کارگر دست به ایجاد کنفدراسیون کارگری زد و سعی کرد که به این روند کمک کند ولی اشتباهات سیاسی – ایدئولوژیک اجازه موفقیت در این روند را نداد. این خطاها بعدا در کنگره‌های دیگر حزب مورد نقد و بررسی قرار گرفت.

بطور واقعی چشم امید تمام جنبش‌های اعتراضی و مترقی اجتماعی به جنبش کارگری دوخته است. آیا کمونیست‌ها با پیوندشان با طبقه کارگر و متحد شدن فعالین کارگری می توانند این انتظار جنبش آزادیخواهی و عدالت طلبی را برآورده کنند. این وظیفه‌ای که در برابر ماست. جواب آینده در دست‌های طبقه کارگر است: سوسیالیسم و نه به بربریت سرمایه‌داری.

ع.غ

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ