دوشنبه, ۲۰ مرداد ۱۳۹۹

ضرورت کار مخفی و علنی از شرایط اجتماعی و واقعیت تاریخی جوامع بر می خیزد.

وجود طبقات و مبارزه طبقاتی در مدت طولانی تاریخ بشر نشان می دهد که نیروی محرکه ای که جامعه را به جلو می برد وجود طبقات و تضادیست که میان آنها موجود بوده است. مارکس و انگلس در مانیفست حزب کمونیست آشکارا از مبارزه ای آنتاگونیستی که طبقه ای، طبقه دیگری را از قدرت به زیر می کشد و خود قدرت را به کف می گیرد

و دیکتاتوری طبقاتی خود را مستقر می سازد سخن می گویند. با تاکید و گواهی فردریش انگلس بزرگترین کشف مارکس همین نکته است که مبارزه طبقاتی تا حدی تکامل می یابد که شرایط برای انقلابی دیگر فراهم می شود یا بعبارت دیگر طبقه ای طبقه دیگری را از قدرت سیاسی به زیر می کشد و خود جایش را می گیرد.

 حزب رنجبران با حرکت از این نظریه کمونیسم علمی که وظیفه انقلاب کردن است را در دستور دارد. برنامه سیاسی آن از رسالت طبقه کارگر در دوران تاریخی انقلابات پرولتاریائی بر می خیزد. حزب هدف خود را سازماندهی طبقه کارگر و دیگر نیروهای انقلابی برای سرنگونی نظام سرمایه داری حاکم کنونی در ایران و جانشینی‌اش با طبقه کارگر مشخص کرده است. درست وجود چنین وظیفه ای در برابر طبقه کارگر است که آنرا به طبقه انقلابی دوران در عمل تبدیل کرده است و دشمنی سرمایه داری و نمایندگان سیاسی آنها را علیه خود برانگیخته است. زندگی به انقلابیون و حزب ما ثابت کرده است که سرمایه داران حاکم ایران به آسانی صحنه را ترک نخواهند کرد..

حزب رنجبران بعنوان جزئی از طبقه کارگر طی سال های طولانی مبارزه با دشمن، به اشکال گوناگون در بیش از نیم قرن، با هر دو نظام سلطنتی و اسلامی، آگاهانه در جدالی بین مرگ و زندگی بوده و بهترین فرزندانش، زن ومرد جانشان را بی دریغ در دفاع از راهشان فدا کرده‌اند. در عمل آموخته که دشمنان طبقه کارگر هیچگاه به سازمان های کمونیستی در ایران رحم نخواهند کرد و همیشه برای نابودی آنها تلاش می کنند. بوروکراسی نظامی و اداری شاهنشاهی با قدرت گیری اسلامیست‌ها تقویت شد و دستگاه های امنیتی همچنان باقی ماندند و بر وسعت خود افزودند. بنابراین اکنون که جنبش های نوینی چون دیماه ٩٦ و آبان ٩٨ بوجود آمده است و نیروهای جوانی پا به میدان مبارزه گذارده اند وظیفه ماست تجارب خود را در اختیار نیروهای جوانی که این روزها درگیر مبارزه هستند بگذاریم. البته این تجارب از آنِ گذشته است و باید تنها بعنوان یک راهنما تلقی گردد. مهم اوضاع کنونی و شرایط مشخص کنونی است که باید در پرتو این تجارب مورد بررسی قرارگیرند و امر سازماندهی به پیش برده شود. در زیر به نکاتی بر خواهیم گشت که برای تربیت کادرهای کمونیست نقش تعیین کننده‌ای در ادامه مبارزه برای سازماندهی لشگر آگاه پرولتاریا داشته است

یکم- جهان بینی

اصل اساسی در امر سازماندهی کمونیستی درک این نقطه نظر ماتریالیسم تاریخی است که نه خدا و نه شیخ و نه شاه جهان را تا بحال ساخته‌اند. توده ها سازنده تاریخ‌اند و در دوران جهانی شدن تولید سرمایه داری این کارگران هستند که گورکن سرمایه داری می باشند. بنابراین ایجاد یک سازمان رزمنده انقلابی در گرو سازماندهی طبقه کارگر است. امروز در ایران بالای هشتاد میلیون نفر جمعیت کارگران با خانواده‌هایشان اکثریت عظیم مردم را تشکیل می دهند. چنانچه براین آمار اقشار دیگر حاشیه نشینان و تهی دستان را اضافه کنیم این اکثریت بازهم گسترده تر میشود. بنابراین راه ما برای سازماندهی کار مخفی و علنی روشن است. تنها کادرهایی می توانند برای مدت طولانی از دست نیروهای ضد کمونیست و ضد انقلابی مصون باشند که خود در میان توده‌ها کار و زندگی کنند. این حلقه تعیین کننده حل مناسبات بین کار مخفی و علنی است .

دوم- انقلاب امر توده‌هاست.

انقلابات تابحال شده در ایران از جمله انقلاب مشروطیت، انقلاب سفید شاه و انقلاب بهمن همگی به رهبری طبقه ی بورژوازی و در نهایت بسود آن طبقه تحقق یافته است. امروز کارگران و کمونیستها در پی انقلابی هستند که به رهبری طبقه کارگر و بسود اکثریت عظیم مردم باشد. درست بر اساس چنین برنامه سیاسی است که سازماندهی کمونیستی را باید در میان کارگران انجام داد و ستون فقرات حزب کمونیست را با چنین سازماندهی تضمین کرد. متاسفانه با اینکه در این صد سال گذشته کمونیست ها و بطور کلی چپ ایران با این جهان بینی آشنایی داشته اند و در ده ها نشریه و رسانه ی چپ از توده و بویژه در چند دهه ی اخیر از کارگران حرف زده اما هیچگاه نتوانسته به امر کار مخفی و علنی از دید جهان بینی و نقش خود کارگران در سازماندهی تشکیلات مخفی همه جانبه برخورد کنند و هنوز این وظیفه جلو پای آنها قرار دارد ..

سوم – خواست توده ها

برای کار در میان توده ها باید از نیازمندی ها ی واقعی آنها و در کشور ما که امروز اکثریت در تهیدستی زندگی می کنند از مسئله نان و آب آنها حرکت کرد. کادرهای کمونیستی تنها وقتی موفق می شوند که کارگران را به مبارزه ای متشکل در شرایط ایران بکشانند که با کارگران عجین شده باشند، توانایی درک احساسات و نیازمندی های آنها را بدست آورده باشند. در چنین حالتی است که کادرها می توانند خود را در میان توده ی وسیع برای مدت طولانی پنهان کنند. وقتی همه توانمند شوند کار دستگاه های امنیتی بس سخت خواهد شد که فعالین اصلی را پیدا کنند.

چهارم - اتکاء به نیروی خود

 تشکیل یک حوزه کوچک کمونیستی در شرایط دیکتاتوری که هم سرمایه داخلی با آن مخالف است وهم امپریالیسم، امر بسیار سختی است و باید کلیه اصول را برای حفظ آن رعایت کرد. اجرای اصل اتکاء به نیروی خود در این امر بسیار یاری دهنده است. اکنون در ایران ما جنبش کارگری داریم که توانسته پیشروان خود را به جامعه تحویل دهد. بنا براین وظیفه سازماندهی خود همین نیروست. اکنون همه وسایل ارتباط عمومی برای انتقال نظرات درست و تئوریک موجود است و پیشروان کارگری توانایی استفاده از رسانه ها را دارند. بخاطر وجود احزاب چپ در خارج و امکانات تبلیغی آنها گاهی تمایل به خارج از جنبش و نیروی خود بوجود می آید که شاخک های دستگاه های امنیتی چنین ارتباطاتی را زود شناسایی می کنند. کادرهایی که در درون جنبش کارگری به کار مخفی می پردازند باید کلیه امور خود را با اتکاء به نیروی توده ای خود جلو ببرند و يا، از هرگونه ارتباط با بیرون از تشکیلات توده ای خود پرهیز کنند. از سوی دیگر وظیفه نیروهای بیرون از جنبش کارگریست که همه جانبه به ارگان های علنی جنبش با پوشش های مناسب کمک رسانند. هر گونه گرایش های سکتاریستی و گروهی گری نتیجه اش لطمه زدن به سازماندهی مخفی است و بس.

پنجم - چاره رنجبران وحدت و تشکیلات است

بدون اتحاد هیچگاه نمی‌توان تشکیلات مخفی پایدار و به مدت طولانی داشت.

طبقه کارگر دارای منافع مشترک طبقاتی است و هیچ زمینه مادی برای نفاق و تضاد درونی موجود نیست. این ایدئولوژی خرده بورژوازی و بورژوازیست که طبقه را دسته بندی می کند و با ایجاد دیوارهای نوع تولیدی یا درجه بندی های در آمدها تخم عدم وحدت را در درون طبقه می پراکنند. از سوی دیگر اپورتونیسم راست و چپ در جنبش کمونیستی که در آخرین تحلیل ریشه در همان ایدئولوژی ها دارند باعث اختلاف در درون جنبش کارگری می شوند. درست بدین خاطر مبارزه برای وحدت جنبش کارگری از مبارزه با نظرات انحرافی گروهی گری و هژمونی طلبانه می گذرد. دشمنان آشکار طبقه کارگر و دستگاههای امنیتی رژیم جمهوری اسلامی بهر وسیله می توانند نفاق افکنی کنند تا از آب گل آلود ماهی بگیرند. حزب رنجبران ایران وظیفه خود می داند با تمام نیرو از وحدت طبقه و از یکی شدن آن دفاع کند. کار سازماندهی در میان کارگران تنها با پرچم روشن و تاریخی این طبقه امکان دارد." کارگران جهان متحد شوید "

ششم - کار توده ای باید با پوشش علنی باشد

در دوره‌هایی که تشکیلات کمونیستی اکثریت کادرهایش از کارگران نیستند.؛ از جمله تشکیلات ما برای پیوند با جنبش کارگری، رفقا داوطلبانه تغییر حرفه می دادند و چون با نام خود نمی‌توانستند کار کنند با نام دیگری به کار در میان کارگران می پرداختند. ما در دبی و کویت برای مدتی طولانی این شیوه کار را بکار بردیم با اینکه نتایج خوبی بدست آوردیم اما چون کار در میان کارگران مهاجر بود و بدور از جریان اصلی کارگری نتوانست تشکیلات را به یک تشکیلات پا در میان کارگران تبدیل کند. کار درست و کمتر خطر داشتن همانطور که اشاره شد باید توسط خود کارگران پیشرو صورت گیرد. این کادرها باید با نام واقعی خود باشند و کلیه توجیهات را برای حفظ قانونی خود دارا باشند. تجربه نشان میدهد قاطی کردن کادر مخفی تشکیلاتی با کادرهای فعال علنی اشتباه است و نتیجه خوبی ببار نمی آورد. هر گونه ارتباط بین این دو نوع تشکیلات باید با پوشش کاملاً توجیه پذیر از نظر قانونی و پلیس امنیتی باشد.

هفتم - کار توده ای باید در چار چوب امکانات قانونی صورت گیرد

بدون وجود جنبش توده ای و توده ها امکان سازماندهی موجود نیست. نیروهای پیشرو کارگری از درون خود جنبش است که شکل می گیرند و پا به میدان مبارزه آگاهانه طبقاتی می گذارند. بنابراین کمونیست ها باید به جایی روند که جنبش موجود است. علاوه بر اینکه جایی کار خود را تمرکز دهند که بزرگترین نیروی کارگری در آنجاست. لنین یکی از سه دلیل پیروزی بلشویک ها را پیوند حزب بلشویک با تمرکز کارگری در روسیه می داند و این فاکتور را بعنوان فاکتور درجه اول به حساب می آورد. بنا براین ما اکنون برای سازماندهی باید هم جنبشی وهم تمرکزی به موضوع نگاه کنیم اما کلید اینکار اینست که بتوانیم با شناخت همه جانبه امکانات قانونی و با استفاده از آن برای مدت طولانی به کار بپردازیم. کار در چارچوب قانونی نه از خواست ما بلکه از دید طولانی ما برای کار طولانی بر می خیزد.

نتیجه گیری

حال در رابطه با وضع مشخص کنونی چند پرسش مطرح می شود:.

 اولین پرسش اینست کارگران کجا هستند و ما چقدر در میان آنها هستیم؟ ما فرض را بر آن می گذاریم که ما پیوندی نداریم یعنی در موقعیت مشکلی قرار داریم. در این صورت مجبوریم از یک روند شناخت و پیدا کردن راه بگذریم. باید ببینیم مراکز تمرکز کارگری کجاست و از میان آنها در کدام یک نشانی از فعالیت کارگری هست. الان در ایران تشکل های کارگری موجود اند و سال ها در مبارزه رو در رو با صاحب کار و دولت هستند. باید به بررسی این واحد ها پرداخت و برای نزدیک شدن به آنها طبق شرایط خود راه پیدا کرد. چنانچه هیچ امکانی نیست باید تلاش کرد با استفاده از امکانات علنی و وسایل مجازی در مراحل اول تاثیر گذار بود. مثالی بزنم الان کارگران از لحاظ معیشتی در وضع بدی بسر می برند. سازماندهی یک گروه انتفاعی که اِن جی او می گویند بطور علنی و با پوششی مناسب که بشود منطقی آنرا از چشم نیروهای امنیتی پنهان کرد می توان به این پیشروان کارگری و تشکل های مستقل یاری رساند. افرادی که مایل به کمک به جنبش کارگری هستند را جمع کرد. همه اینکار ها باید علنی صورت گیرد و به هیچ وجه با کار مخفی تداخل نکند. و همه کسانی که در این سازمان کار می کنند نباید مسئولیتی در کار تشکیلات مخفی داشته باشند.

در اوضاع کنونی تمرکز کار باید روی فعالیت ها یی که معروف به کار توده ایست باید باشد. بدون وجود حلقه های توده ای هیچ سازمان مخفی را نباید بوجود آورد. در دوره رژیم شاه برای مدت طولانی ما دارای تشکیلات مخفی سیاسی بودیم و بقول رفیق پرویز واعظ زاده مثل یک بُطری در بسته ای بودیم که در دریا شناور. بنابراین کادر های ما باید برای تشکیل سازمان مخفی هنوز کار کنند و عجله در سازماندهی بدون پایه توده ای و بدون پوشش توده ای نکنند .

تشکیلات ما در خارج هنوز می تواند به کار تبلیغی و ترویجی خود ادامه دهد.

در زمینه مالی ما را یاری دهید

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ

گفتگوئی با دکتر علی صادقی (کاک ابراهیم) و محمد اشرفی