دوشنبه, ۲۰ مرداد ۱۳۹۹

کابوس مالی در حال ورود: این چنین است زندگی در رویای آمریکا (۱)

توسط جان دبلیو وایتهد، تحقیقات جهانی – ۲۶ فوریه ۲۰۱۲۰
اقتصاد دان فرانسوی، فردریک باستیات می‌گوید: «هنگامی که چپاول و غارت سیرت یا طبیعت گروهی از انسانها در جامعه می شود، با گذشت زمان آنها

برای خود یک سیستم قانونی ایجاد می‌کنند که آن را تأیید می کند و هم چنین یک قانون اخلاقی که آنرا میستاید. »

بیائید از اعداد و ارقام صحبت کنیم؟

بدهی ملی (مبلغی که دولت فدرال طی سالها وام گرفته است و باید بازپرداخت كند) ۲۳ تریلیون دلار می‌باشد و رو به رشد است.

مبلغی که این کشور مدیون است اکنون بیشتر از تولید ناخالص ملی آن است (کلیه محصولات و خدمات تولید شده در یک سال توسط زحمتکشان و اموال تهیه شده توسط شهر وندان). ما سالیانه بیش از ۲۷۰ میلیارد دلار تنها به منظور پرداخت سود به عنوان بدهی کشور (اجتماعی) پرداخت می‌کنیم. و دو کشور رأس که ما به آنها بدهکاریم، چین و ژاپن هستند.

پیش بینی می شود که کسری ملی ( تفاوت آنچه دولت خرج می کند و درآمدی که دولت بدست می آورد) از یک تریلیون دلار برای هر سال در ۱۰ سال آینده باشد.

ایالات متحده بیش از سایر کشورها در مورد کمک های خارجی هزینه می کند ( تنها ۵۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۷). بیش از ۱۵۰ کشور در سراسر جهان کمک های مالی از مالیات دهندگان در ایالات متحده دریافت می کنند (در اینجا نویسنده خاطر نشان نمی کند که انگیزه تجاوز برای رأس نظام سرمایه داری غارت کشورهای پیرامونی ست) که بیشتر این کمک ها به خاور میانه، آسیا و آفریقا میرود.

 در همین حال ، تقریباً ۶۰ ٪ آمریکایی‌ها آنقدر از نظر مالی محروم هستند که حتی ۵۰۰ دلار پس انداز هم ندارند و هیچ مبلغی را نیز برای بازنشستگی نمی گذارند، و با این حال مجبور می شوند برای برنامه های (تسلیحاتی به منظور تجاوزُ غارت و جاسوسی - مترجم) دولتی هزینه هایی را پرداخت کنند که هیچ کمکی برای پیشرفت زندگی آنها نمی کند.

خلایق، اگر هنوز آن را مجسم نکرده‌اید، ما در رویای آمریکائی زندگی می کنیم.

ما در یک کابوس مالی زندگی می کنیم.

دولت ایالات متحده – که شامل دولت کنونی می شود – مبالغی را برای برنامه هایی که قادر به پرداخت آنها نیستیم خرج می کند، و « ما مالیات دهندگان » کسانی هستیم که باید هزینه آنرا بپردازیم.

همانطور که کریستین تیت ، تحلیلگر مالی توضیح می‌دهد، «وقتی دولت صورتحساب بدهی خود را به پایان برساند، همه ما در چنگال آن خواهیم بود.» این در گذشته اتفاق افتاده است: در طول بحران بدهی اروپا، قبرس به منظور تأمین بدهی‌های خود، وجوه خصوصی را از حساب‌های بانکی شهروندان خود را به منظور پوشش بدهی های خود نصاحب کرد، با کسانی که برای حفظ پنی های خود بسیار مراقب بودند، می‌بایست بین ۴۰ تا ۶۰ در صد از دارا یی های خود چشم پوشی کنند.

آیا ممکن است اینجا هم اتفاق بیفتد؟ آیا دولت می تواند برای حفظ خود بودجه های خصوصی را تصرف کند.؟

به اطراف خود نگاه کنید، این هم اکنون اتفاق می افتد.

 از نظر دولت، "ما مردم، رأی دهندگان، مصرف كنندگان و مالیات دهندگان" چیزی مثل كتاب‌های جیبی آنها هستیم و در انتظاریم که آنها دستبرد ببرند.

 در نظر بگیرید، دولت می تواند خانه و اتومبیل شما (که خریداری کرده‌اید و هزینه آنرا پرداخت کرده‌اید) به دلیل عدم پرداخت مالیات توقیف کند. مأمورین دولتی می توانند حساب‌های بانکی و سایر اشیاء با ارزش شما را مسدود و ضبط کنند ، اگر صرفاً به شما "ظن" کنند که "خطا" کردید. و آی آر اس اصرار دارد برای پرداخت برنامه های دولتی از حقوق شما برداشت کند و شما هیچ حرفی برای گفتن هم نخواهی داشت.

ما در مورد نحوه اداره دولت یا چگونگی استفاده از وجوه مالیات دهندگان، شما حقیقتا حرفی نخواهید داشت که بزنید، اما به هر حال مجبور به پرداخت بی چون و چرا هستید.

ما حقیقتا حق اظهار نظر نداریم، اما این مانع نمیشود که دولت مارا در هر نوبت سروکیسه نکند و مجبور به پرداخت هزینه های جنگه های بی پایان برای به اصطلاح حفاظت از ما نکند و یک دولت پلیسی که فقط برای زندانی کردن ما در پشت دیوارهای زندان خدمت می کند بکار میرود.

اگر شما جرات هیچ ادعایی را ندارید، هیچ صدایی ندارید و هیچ گزینه ای ندارید وقتی مطالبات دولت در باره اموال و پول شما مطرح می شود، شما هرگز آزاد نیستید.

البته همیشه اینگونه نبوده است.

در ابتدای تاریخ این کشور، آمریکائی های اولیه به دلایل حقوق غیر قابل انکار شرح داده شده توسط فیلسوف جان لاک به عنوان حقوق طبیعی زندگی و مالکیت توصیف شده به جنگ پرداختند.

معهذا، طولی نکشید - در واقع ۱۰۰ سال – قبل از آنکه دولت آمریکا به منظور پرداخت هزینه جنگ داخلی، مالیات از شهروندان مطالبه کند. همانطور که نیویورک تایمز گزارش می دهد، « مقاومت گسترده سراسری منجر به لغو آن در سال ۱۸۷۲ شد. »

مصمم به ادعای برخی از ثروت شهروندان برای مصارف خاص خود ، دولت در سال ۱۸۹۴ مالیات بر درآمد را مجدداً احیا کرد. چارلز پولاک مالیات را غیرقانونی دانست و دیوان عالی ایالات متحده به نفع وی حکم داد. پیروزی پولاک نسبتاً کوتاه بود. اعضای کنگره  - متحد در تصمیم خود به منظور پرداخت مالیات بر درآمد مردم آمریکا شدند - با هم متحداْ کار کردند تا اصلاحیه قانون اساسی را برای نادیده گرفتن تصمیم پولاک اتخاذ کنند.

ما در عصر جنگهای با سودآوری بسیار هستیم: « جنایات » یک هیولا، دلار های مالیاتی شما در گردش اند

در آستانه جنگ جهانی اول، در سال ۱۹۱۳، کنگره ایالات متحده با استفاده از شانزدهمین اصلاحیه قانون اساسی و قانون درآمد ۱۹۱۳ بطور دائمی مالیات بر درآمد وضع کرد. براساس قانون درآمد، افراد با درآمد بیش از ۳۰۰۰ دلار از ٪۱ و برای درآمدهای بیش از ۵۰۰ هزار دلار تا ٪۷ مالیات به آنها تعلق می گیرد.

اکنون تمام آن قوانین به زباله دانی تاریخ سپرده شدند.

بدون کوچکترین تعجبی، دولت از قدرت مالیاتی خود برای پیشبرد برنامه های امپریالیستی خود استفاده کرده است و دادگاه ها بارها از قدرت دولت برای مجازات یا زندانی کردن کسانی که از پرداخت مالیات خود امتناع ورزیده اند ، حمایت کرده اند.

اروین ای شیف، یکی از معترضین معروف مالیاتی در کشور بود. او بخش زیادی از زندگی خود را صرف مخالفت با غیر قانونی بودن مالیات بر درآمد کرد و او کیف پولش را جایی گذارد که وجدانش قرار داشت: شیف در سال ۱۹۷۴ از پرداخت مالیات به دولت فدرال سرپیچی کرد.

شیف نیز بهای سنگینی را برای مقاومت خود پرداخت: او جداگانه سه بار زندانی شد ( در کل بیش از ده سال) به دلیل خود داری از پرداخت مالیات. وی در سن ۸۷ سالگی و گذراندن ۱۴ سال زندانی درگذشت. همانطور که رابرت ال شولتز، فعال قانون اساسی در آگهی درگذشت شیف خاطرنشان کرد، « در جامعه ایکه وحشت بیش از اندازه از دولت به ویژه آی آر اس وجود دارد، احتمالاً {شیف} مؤثر ترین معلم در مورد عملکرد غیر قانونی در مورد پرداخت غیر قانونی مالیات و اجرای قانون فدرال بود. در مقابل قانون ایستادن کار بسیار دشواری ست و او بهای بسیار سنگینی پرداخت.

در مقابل قدرت ایستادن هنوز کار بسیار دشواری است، و کسانی که این کار را می کنند، بهای سنگینی را می پردازند.

در حالیکه دولت بهر کاری که مایل است ادامه می دهد – باج گیری به صورت مالیات ها، بدهی های دولت را کاهش دادن، به طرز ظالمانه و غیر مسئولانه خرج کردن – بدون ذره ای احساس برای شهروندان نیازمند ش.

با گفتن تمام این نکات، تمام آن جنگ‌هایی که امپریالیسم آمریکا مشتاقانه برای جنگیدن شرکت می کند تماما با بودجه وام تامین می شود (البته شرکتهای غول پیکر که به آن مناطق میروند غارت می کنند و مالیات هم نمی دهند- مترجم). همانطور که مجله آتلانتیک گزارش می دهد، « اکنون ۱۵ سال است که ایالات متحده آمریکا این جنگها را بر روی کارت اعتباری قرار داده است...رهبران ایالات متحده اساسا با این بدهی ها در حال ورشکستگی هستند، به شکل خرید اوراق خزانه داری آمریکا توسط نهادهای مستقر در آمریکا مانند صندوق حقوق بازنشستگی، صندوق های ایالتی و دولتی و کشورهایی مانند چین و ژاپن.»  

اگر آمریکایی ها امور مالی شخصی خود را مثل نحوه مدیریت دولت مالی کشور مدیریت می‌کردند، اکنون همه ما در زندان بدهکاران می بودیم.

هنوز هم دولت مصرانه، غافلگیرو منصرف نشده در به چنگ آوردن پول باقی می ماند.

در حالی که ما در تلاش هستیم تا بتوانیم تصمیمات سختی درباره نحوه خرج کردن پول کمی که برای امرار معاش داریم، البته پس از آنکه دولت فدرال ، ایالتی و محلی سهم خود را از ما میگیرند، در جیب های ما تعلق می گیرد (این شامل مالیات های نهانی نیست که از طریق عوارض، جریمه، و جریمه های مالی دیگر به ما اعمال می شود)، دولت پلیسی در حال خرج کردن دلارهای مالیاتی که ما به سختی درآوردیم است تا بتواند قدرت خود را به منظور کنترل و مهار شهروندان خود بیشتر کند.

 به عنوان مثال ، مالیات دهندگان آمریکایی از تاریخ 11 سپتامبر مجبور شده اند بیش از ۶ و نیم تریلیون دلار برای هزینه های تجاوز نظامی علیه کشورهای فقیر و ضعیف بطور بی پایان و به اصطلاح "جنگ با تروریسم" هدر دهند.

این مبلغ تقریباً ۲۳۰۰۰ دلار برای هر شهروند مالیات دهنده برای جنگ در تجاوز نظامی درکشور، اشغال کشورهای خارجی، تأمین کمک مالی به متحدین خارجی و پر کردن جیب پیمانکاران و چرب کردن دست شخصیتهای وابسته فاسد خارجی است.

به خاطر داشته باشید که هزینه های متناوب 6 تریلیون دلاری تنها بخشی از هزینه های پنتاگون برای امپراتوری نظامی آمریکا است. این هزینه های مربوطه نیز در حال رشد هستند.

به این ترتیب ، مجتمع صنعتی نظامی حتی ثروتمند ترهم می شود و شهروندان مالیات دهنده آمریکایی مجبور می شوند حتی بیشتر بودجه برنامه هایی را تقبل کنند که کمکی برای تقویت زندگی ما، تضمین شادی و بهزیستی ما یا تضمین آزادی های ما داشته باشد.

پایان قسمت یکم

در زمینه مالی ما را یاری دهید

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ

گفتگوئی با دکتر علی صادقی (کاک ابراهیم) و محمد اشرفی