دوشنبه, ۲۰ مرداد ۱۳۹۹

 جامعه ایران را برای انقلاب کردن بشناسیم

ما هیچ راهی نداشتیم وهنوز هم نداریم جز کوشش همه جانبه کردن برای شناخت بیشتر جامعه خود ،جامعه ای که کهن سال است،طبعیعت وجغرافیایش پراز تناقض و تضادهاست . جامعه ای که انواع فرماسیون های تاریخی را با ویژگی های اقلیمی و احتماعی اش پوشانده و هنوز برسر چگونگی های آنها شرق شناسان ودانشمندان بومی بحث وجدال دارند. در دوران معاصر هم که پای  شرق شناسان به این سرزمین  رسید  بطور طبعی

براساس شناخت خود و با معیار های اروپائی با ارزیابی از جامعه ایران پرداختند.با آمدن مارکسیسم امید می رفت که با فراگیری شیوه های تحلیل علمی یک بازشناسی نوینی صورت گیرد.اما اکثر پیش کسوتان این راه  راه الکو برداری را در پیش گرفتند و دربهترین حالت ها ارزیابی های شرق شناسان را اساس کارخود قرار دادند.. وظیفه  حزب ما ست  برای انقلاب کردن خود را همه جانبه وعلمی  مسلح کند در مبارزه با شیوه تفکر متافیزیک حاکم که رژیم جمهوری اسلامی در این چهار دهه در کلیه زمینه ها پراکنده کرده است کارگران و انقلابیون  را به علم کمونیسم – ماتریالیسم –تاریخی و ماتریالیسم دیالک مسلح سازیم و در جیان این نوسازی قشونی از محقانان پرولتاریائی برای شناخت علمی جامع پرورش دهیم.

چنانچه بخواهیم از شکست های خود جمعبندی جامعه شناا سانه ای کنیم در آخرین تحلیل علل شکست جنبش انقلابی ایران را در این صد ساله باید در عدم شناخت عمیق جامعه ایران توسط انقلابیون بویژه رهبران دانست. ما امروز باید از این گذشته خود درس بگیریم و با نوسازی آموزش خود قدم های درستی را برداریم. تنها در این صورت است که می توان اطمینان به پیروزی را در میان توده ها برد و آنها را برای مبارزه ای سخت وبغرنج که در پیش دارند آماده کرد.چنانچه ما بتوانیم اندیشه های درست وشیوه تفکرعلمی را بکار گیریم با اطمینان می توان گفت قا در خواهیم شد تا اندازه زیادی از انحرافات راست وچپی که در ا ین صد سال جنش کارگری با آن دست وپنجه نرم کرده است و  خسارت دیده  تا حد ممکن مصون شد و اعضا و توده ها با آگاهی بدان به حدی رسند که چنانچه اشتباهی در پیاده کردن سیاست  ها از طرف مرکزیت صورت گیرد،انرا تشخیص داده و به تصحیح بپردازند.چنین شناختی باید بتواند نه تنها مرز دوستان و دشمنان  انقلاب را مشخص کند بلکه در برنامه ریزی  استراتژی و  تاکتیک را هم ترسیم نماید.

اما این  وظیفه به آسانی صورت نمگیرد " گاو نر می خواهد ومرد کهن " . جامعه ما غرق در خرافات ومحیط علمی ما لبریز از متافیزیک است . جنبش کمونیستی ما خود کاغذ سیاهی است که صدتا مداد پاکن هم نمی تواند آنرا پاک کند.اینکار هم  با ترجمه آثار مارکسیستی و خواندن آنها صورت نمی گیرد. کار تحقیق وبررسی هم مثل هر کار دیگری در جامعه طبقاتی مهر طبقاتی خورده است. هر طبقه ای بسود خود نتیجه گیری ها را عرضه می کند. ممکن است فاکت ها یکی باشند ولی چگونگی استفاده از فاکت ها و مهمتر نتیجه گیری از آنها نقش تعین کننده را دارد.درست بدین خاطر پرولتاریا بعنوان یک طبقه باید از دیدگاه وجهانبینی خود و به شیوه های علمی بدون هیچ گونه تقلبی در جستجوی حقیقت باشد و برای اینکار از شیوه ی راستین ماتریلیسم دیالتیک که پیشرفته ترین شیوه ی تحقیق وبررسی است استفاده کند.این شیوه  را کسانی که به کار تحقیق وبررسی می پردازند باید تدریجن بیاموزند.

 اولین واساسی ترین در موضغ پرولتاریا قرار گیرند

 یعنی تا بدین آگاهی رسیده باشند که منافع طبقه کارگر در شناخت حقیقت است .این طبقه هیچ چیزی را لازم ندارد که پنهان کند و مثل بورژ.ازی ودیگر طبقات حقیقت را وارونه جلوه دهد.

دومین اصل بکاربردن اصول کمونیسم علمی برای شناخت جامعه و قانون مندی انقلاب ایران.

 کمونیست های ایران در این صد سال گذشته گام هایی در این راه برداشته اند. سازمان انقلابی وسپس حزب رنجبران ایران از همان آغاز تاسیس الگو برداری را به نقد کشید و گروه اولی که به ایران از خارج رفتند نظریه اولیه سازمان را که در نشست  تدارکی مونیخ مطرح شد و زیر شعار مردم ایران مسلح شوید خود را نمایان کرد رد کردند و یاد آور شدند اصلاحات ارضی شاه و واگذاری زمین به دهقانان از یکسو و سهیم کردن کارگران در پارهای از کارخانه ها  اوضاع عمومی جامعه را تغییر داده است.و شعار مسلح کردن مردم پایه عملی ندارد . با اینکه این گروه طولی نکشید که به بهانه ی ترور شاه در کاخ مرمر دستگیر شدند اما راه تحقیق وبررسی آنها همچنان در سازمان ادامه یافت . نتیچه آنارزیابی همه جانبه ای بود که پس از فعالیت در نوار،کردستان وایران توسط رفقا صورت گرفت .نتیچه چنین کاری گزارشی است که نهایتن پس از طی شدن مطالعه وبررسی داخل تشکیلات و توافق عمومی بر روی آن در توده شماره 24 انتشار بیرونی یافت. در یک جمله این گزارش جامعه ایران را بطور مشخص سرمایه داری ارزیابی می کند.

 این ارزیابی تحت هدایت سه رفیق  رهبری داخل رفقا پرویز واعظ زاده مرجانی،معصومه طوافچیان و وفاجاسمی صورت گرفته بود ونتیجه سالها کار تحقیق وبرسی و جدال اندیشه ونظرات جمع تشکیلات  بود.بی شک گامی بزرگ بود در دست بر داشتن از الگو بر داری . در عین حال توانست به شیوه تفکر دگماتیکی به تئوری و.به باور گپی بردارانه ما  از جامعه نیمه مستعمره – نیمه فئودال چین و اندیشه مائوتسه دون ضربه مهلکی زند.

این موفقیت البته مارا مصون از افتادن به اشتباهی دیگر نکرد.این بار تحت عنوان تلفیق با شرایط مشخص دچار عدول از اصول اساسی کمونیسم علمی شدیم.نظریه اسلام مبارز قرار دادن یک قشر اجتماعی خرده بورژوا دارودسته گرایش روحانیت را . با اینکه تسلط این مشی اپورتونیستی راست مدت کمتر از یکسال در سازمان وحزب رنجبران بود ولی به درستی در کنگره دوم حزب در کردستان آنرا  یک انحراف رویزینویستی یعنی عدول از اصول مارکسیسم ارزیابی کرد.

 .این امرکه در ده پنجاه شمسی  سازمان انقلابی  توانست  طی یک کار تحقیق بررسی همراه با تبادل نظر و مبارزه ائیدو لوژیک درون سازمانی به نتیچه درستی برسد بمعنی خاتمه کار تلقی نشد آغازی با موفقیت بود که پس از ده سال نتجه ای پر ثمر حاصال شده بود اما  هنوز کار جمعی و شناخت از پراتیکی همه جانبه تر لازم بود. در گام های اولیه سازمان دهی علنی در ایران پس از سرنگونی شاه  در ادامه کار کمسیون کار تحقیق وبررسی خارج کشور، وظیفه تحقیق و بررسی به یک وظیف منظم واحد های تشکیلاتی تبدیل شد و یک لیست صد سئوالی  تهیه و در سراسر تشکیلات پخش شد. واحد هایی که دارای کادر بودند و استخوان بندی محکمی داشتند توانستند گزارشات نسبتن خوبی تهیه کنند. اما آغاز کارسرکوب و وارد شدن به مرحله ی کارمخفی حزب وسپس انتقال به کردستان وخارج عملن ادامه اینکار متوقف گردید.

طبعن رشد وتکامل وسایل ارتباطی توانسته دیوار بین خارج وداخل را در هم شکند و  اطلاعات ما را حتی در خارج از اوضاع ایران به روز نگهدارد. ولی هنوز باید برای بررسی اوضاع  از نزدیک ارزش قایل شویم وهنوز باید در امر سازماندهی در داخلی وظیفه تحقیق وبرسی را در مقام اولویت قرار دهیم..این نشست جمعبندی ما بی شک گامی مثبت در همین راستا.ست

سومین وظیفه ایجاد یک منبع ذخیره ای از فاکت وداده های معتبر داخلی وخارجی است.

ما فاقد یک منبع مشترک فاکت حزبی هستیم . کم وبیش اول طبق دانش خود به نتیجه ای میرسیم بعد برای اثباتش دنبال دلیل می گردیم. اکثر قرار های حزبی ونوشتار های ما بدون کارتحقیق بررسی صورت می گیرد و چون این قرار ها زمینه مادی برای به آزمایش گذاردن ندارند شرایطی برای سنجس درستی ونادرستی آنان فراهم  نیست. تشکیلات ما در گذشته به خاطر وجود این سبک کار لطمه خورده است.و چون مقاله طولانی شده است از آوردن نمونه صرفنظر می کنم.

چهارمین قدم کاه را از گندم جدا کردن است

پس از جمع آوری فاکت باید به دسته بندی آنها یطور علمی بپردازیم عمده وغیر عمده را شناسائی کنیم وآنچه را که مربوط به موضوع نیست کنار بگذاریم.  در آخر کتاب در باره آمپریالیسم لنین یک فهرست دوهزار منبع  موجود است .یعنی لنین برای نوشتن کتاب خود به دوهزار منبع رجوع کرده است.حال ما باید از خود بپرسیم برای نوشتن یک مطلب چقدر مطالعه می کنیم و چقدر تحقیق بررسی می کنیم. خیلی تعجب آور نباید باشد اگر اینکه نوشته های ما را کسی نه میخواند واگر هم می خواند نظری نمی دهد.من بیش از شصت سال است می نویسم چرا هیچکدام از نوشته هایم را بعنوان منبع استفاده نکرده است. بنظر می رسد فاقد اعتبار علمی بوده است.بیشتر ماتریال اجیتاسیون وتبلیغی است تا علمی وتحقیقی.

پنجمین نکته تجزیه وتحلیل است

بدون تحقیق وبررسی هیچکس حق گفتن ندارد ولی مهمتر اینکه بدون تجزیه وتحلیل فاکت های جمع شده هیچ ارزیابی درستی بدست نمی آید. اندیشیدن به معنی واقعی یعنی در بارهی پدیده یا موضوعی از سطح به عمق رفتن،یعنی روند تاریخی آنر طی کردن ،به عوامل بیرونی وداخلی موثر در پدیده نگاه کردن ،چند بار دوباره از نو مورد مداقه قرار دادن. و مهمتر اینکه شناخت را تا آنجا بردن که بتوان بکاربرد – اپلی کیشن –

               APLICATION

انرا در عمل سنجید و چنانچه جواب  متبت داد آنرا عمومی کرد.

دیلم اول فوریه 2020.

در زمینه مالی ما را یاری دهید

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ

گفتگوئی با دکتر علی صادقی (کاک ابراهیم) و محمد اشرفی