سه شنبه, ۱۷ تیر ۱۳۹۹

رستاخیز آبان ماه

آبان ماه امسال با گران کردن سه برابر قیمت بنزین در روزهای 25 26 و 27، در خشم و نفرت و شورش مردم ستمدیده و استثمار شده و داغدیده گذشت. رژیم با قساوت و بیرحمی خاص قرون وسطائی خود بربرمنشانه هر صدای اعتراضی را به گلوله بست و خیابان ها را بار دیگر از خون فرزندان زحمتکشان ایران رنگین کرد. موج های اعتراضی که در دو دهه گذشته همچنان بر رژیم اسلامی می کوبد هر روز فاصله اش کوتاه تر و دامنه کارش  توده ای تر می شود ( در ادامه مبارزات مردم رنجبر  زحمتکش از سال های 76، 88 ، 96 و این بار 98 است).

این بار دامنه خشونت ها بعلت استواری و مقاومت مردم در خیابان ها با عکس العملی  بی رحمانه تر و خونین تراز جانب رژیم روبرو شد. زد و خورد ها بین مردم و نیروهای سرکوبگر رژیم از نیروهای انتظامی تا سپاه پاسداران و پلیس و لباس شخصی ها شدیدتربود. مردم با به آتش کشیدن ارگان ها و حمله به نیروهای سرکوبگر نشان دادند که دیگر ترس و واهمه ای از نیروی سرکوبگر رژیم ندارند و قادر هستند متحدانه تر و با تکیه به نیروی خود هر رژیم جنایتکاری را به گورستان تاریخ بفرستند. بر طبق آمارهای مختلف این اعتراضات تا به حال 700شهر و شهرک   را فرا گرفته است . و تعداد شرکت کنندگان در آنها سر به صدها هزار نفر می زند. رژیم اسلامی سعی دارد که آمارها را بخاطر کم رنگ کردن ابعاد این جنبش کمتر نشان دهد.

اما تا به حال صدها نفر جان باخته اند تا وقتی که این مطلب نوشته شده آخرین خبر از تعداد کشته شدگان 366 نفر است، هزاران نفر دستگیر و زندانی و شکنجه شده اند و از سرنوشت بسیاری از دستگیر شدگان اعتراضات اخیر خبری نیست .اکثر شرکت کنندگان در این اعتراضات از طبقات فرودست اجتماعی و نیز عناصر تحصیل کرده جامعه هستند. جان آنها در خطر فوری است . بر طبق گزارشات، رژیم بسیاری از دستگیرشدگان اخیر را به شیوه های گوناگون کشته است و اجساد آنها را در مکان های متعدد دفن کرده است.

رژیم بنزین را گران کرد و سفره خالی مردم را خالی تر و فشار به مزدبگیران پایین جامعه را باز هم افزایش داد. اما این فقط سفره های خالی نیست که خالی تر میشود. این فشار اقتصادی و معیشتی به مردم کارگر و زحمتکش پیامدهای وسیع در رفتارهای فرهنگی و اجتماعی کل جامعه خواهد گذاشت. ناشی از فقر عمومی که در حال برآمد است می توان افزایش اعتیاد به مواد مخدر، از هم پاشیدن شیرازه های خانواده ، گسترش باندهای بزهکار، از بین رفتن امنیت فردی در جامعه ، ایجاد جو خفقان و سرکوب روشنفکران و نویسندگان و روزنامه نگاران متعهد و مترقی و خلاصه به عقب کشیدن جامعه در ابعاد مختلف را به عیان دید.

با جنبش آبان ماه امسال جامعه ایران یک قدم دیگر به رویارویی نهایی با رژیم اسلامی در جهت براندازی آن نزدیک تر شده است. در برخی از مناطق درگیری ها به سطح مسلحانه رسیده است. خامنه ای معترضین را اشرار نامید و عملا مسئولیت کشت  و کشتار ها را بعهده گرفت. در حالیکه چند روز بعد فریبکارانه و ناشی از ترس از مردم خواهان پرداخت دیه به خانواده کشته شدگان اعتراضات آبان ماه امسال شد.

روشن است امروز این آمادگی همگانی از رو در رویی مسلحانه و قیام در جامعه وجود ندارد ولی این جرقه هایی است که می تواند سریعا به یک حریق وسیع تبدیل شود. بجای احساسات بایستی ارزیابی درستی داشت که آیا رسیدن به این سطح مبارزه فقط از شدت خشونت هاست و یا رشد سطح عمومی جامعه برای سرنگونی رژیم و برپایی یک انقلاب است. دو نکته ظریفی که می تواند سمت جامعه را عوض کند.

امروز در جامعه ایران دو اردوگاه در برابر هم قرار گرفته اند ۱– اردوی کارگران و زحمتکشان و توده های ستمدیده و استثمارشونده ۲ – اردوی بورژوازی، از نیروهای اپوزیسیون درونی و بیرونی رژیم تا متحدین امپریالیستی ، اصلاح طلبان ، سلطنت طلبان و مجاهدین و.....

ایران از زمان انقلاب مشروطیت و رشد سرمایه داری در ایران بطرف دو قطبی شدن گام برداشته است و با رشد بورژوازی و تکامل اجتماعی و گسترش کیفی و کمی طبقه کارگر هر چه که می گذرد تشدید و فاصله طبقاتی زیادتر شده است. با دست به دست شدن قدرت توسط بورژوازی از یک جناح به جناح دیگر در سالهای 56-57 در ایران، تغییر اساسی در شکل بندی طبقاتی بوجود نیامده است. و تضادهای رژیم شاهنشاهی بصورت گسترده تر و شدیدتر آن در رژیم اسلامی حتی در اشکال حکومتی ادامه یافته است. تنها تغییر در شکل ساختار رژیم پادشاهی به یک رژیم مذهبی اسلامی اتفاق افتاده است.

بحران سرمایه داری چه در ایران و چه در سطح جهانی قطب بندی طبقاتی را تشدید کرده است طبقات میانی بشدت در حال اضمحلال هستند و بسوی ارتش بیکاران سوق داده می شوند. نیروی کار کارگران جهان با رشد و تکامل تکنولوژی و صنعت از تولید بسوی کارهای خدماتی سوق داده می شود و افزایش ارتش بیکاران به ارزان تر شدن نیروی کار و رقابت برای یافتن کار و تامین حداقل زندگی اجتماعی می انجامد.

در کنار تشدید مبارزه طبقاتی در تمامی جهان که از آمریکا و اروپا تا کشورهای تحت سلطه و پیرامونی را در بر می گیرد، و به پایان دولت های رفاه انجامیده است. فقر در سرتاسر جهان ( با توجه به رشد جوامع ) در ابعاد گوناگونی در حال رشد و در عین حال شرکت های بین المللی از سودهای حیرت آور بهره مند می شوند.

در نبود یک آلترناتیو کمونیستی و رهبری طبقه کارگر جنبش های معترض و مترقی اجتماعی هم که سربرآورده اند بعد از مدتی به سکوت و خاموشی دوره ای می گرایند و در بهترین شرایط موفق به کسب برخی از رفرم ها و خواست های خود می شوند. آنچه که روشن است جنبش و اعتراضات داخلی ناشی از استثمار و ستم بی حد و حصر حاکمیت علیه توده های مردم است ، وصل کردن این جنبش به خارج از کشور و ادعای جماعت سلطنت طلب و مجاهد در براه انداختن آن ، از آن مواضع نفرت انگیزی است که آبشخورش فقط مرتجع ترین نیروهای دولتی و اپوزیسیون مرتجع بورژوایی داخلی و خارجی هستند.

به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی در همان روزهای اول همراه است با سرکوب همه خواسته هایی که انقلاب سال های 56-57 برای آن جنگیده بود. در دوره جنگ ایران و عراق، رژیم اسلامی موفق به تحکیم خود و سرکوب و کشتار های بی مهابا از مخالفین سیاسی خود از نیروهای سوسیالیست و کمونیست تا اپوزیسیون درونی خود است. این دوران که تا پایان ریاست جمهوری رفسنجانی ادامه دارد، در عین شکل دادن به یک بحران سیاسی ولی هنوز بعلت نزدیکی با بانک جهانی و سپردن بازسازی ایران به شرکت های بزرگ بین المللی  تنش های وسیع اجتماعی بعلت بحران اقتصادی

چهره خود را فراگیر نکرده است. هنوز دعوا بر سر نظارت استصوابی و دعوای چگونگی بازسازی دوران بعد از جنگ ایران و عراق و....... هستیم . با رشد بحران اقتصادی و شکست اصلاح طلبان و اپوزیسیون بورژوایی درونی و بیرونی رژیم. نقش طبقات اجتماعی در تنش های اجتماعی بصورت مستقیم شدت می گیرد. در این دوران شاهد رشد جنبش دانشجویی ، زنان و کارگران ، پرستاران، معلمان و.....هستیم. باشکست وعده های رفسنجانی و بهتر است بگوییم با پیروزی طرح های بانک جهانی ( که همیشه به فقر بیشترمی انجامد). سقوط اقتصادی و تعطیلی واحدهای تولیدی با طرح هایی از جمله طرح فروش واحدهای تولیدی به بخش خصوصی اوج بیشتری گرفت. اقتصاد ویران ایران با تکیه به واردات کالا در برابر نفت به فقر و بیکاری گسترده ای در جامعه انجامیده است. نتیجه آن رشد فساد در همه زمینه های دولتی است. در پی شکست اصلاحات که در ایران دارای زمینه های متعدد تاریخی است. جنبش های رادیکال بصورت موج وار سربرآوردند. اگر درخواست جنبش 76 مسئله اصلاحات و باز کردن فضای سیاسی بود ،جنبش های بعد از آن از نطفه های اعتراضی قوی تر و رادیکال تری با رژیم شکل گرفتند و با گذار زمان اعتراضات اشکال رادیکال تر و شعارها روشن تر و خواست ها مترقی تر پیشروتر شدند. اما این اعتراضات در زیر سایه خشونت های افسار گسیخته ای شکل گرفتند که از روز اول رژیم علیه مردم اعمال می کرد. هجوم گله های حزب الله ، لباس شخصی ها ، نیروهای انتظامی اطلاعات ، گارد ویژه به مردم، زدن و کشتن ، ویران کردن ، دستگیری و شکنجه بخشی از نحوه تقابل رژیم با مسالمت آمیز ترین اعتراضات بوده است . به همین دلیل هر چه بیشتر به جلو می رویم با مقاومت و حضور بیشتر مردم در خیابان ها رژیم از سبعیت و بربریت بیشتری استفاده می کند. جنبش 88 با شعار رای من را پس بده هنوز کاملا از رژیم نبریده است ولی شکل توده ای بخود گرفت. میلیونها نفر در آن که هنوز توهم نسبت به اصلاح طلبان وجود داشت شرکت کردند. زمان نشان داد که اصلاح طلبان فقط در چهارچوب رژیم جمهوری اسلامی حاضر به اصلاحات هستند.در حالیکه مردم خواهان گذار از رژیم اسلامی و کل ساختارهایش بودند. تا سال 96 که جنبش کارگری با تشکیل برخی اتحادیه و سندیکاها قدم به صحنه مستقل مبارزه اجتماعی می گذارد. تنش ها عمومی تر ، پایدارتر و رادیکالتر می شود. جنبش 96 که اساسا از درون طبقات فرودست جامعه سربرآورده بود، به دو مسئله جواب نهایی داد: اعلام پایان عمر اصلاح طلبی و جناح بندی ها و توهم نسبت به آنان آنهم با شعار "اصلاح طلب، اصولگرا دیگه تمامه ماجرا "و نکته دیگر اینکه شعار "مرگ بر دیکتارتوری" "مرگ بر جمهوری اسلامی" را به شعار علنی و توده ای خیابان ها تبدیل کرد. جنبش 96 آخرین جنبش اجتماعی عظیمی بود که به لحاظ سیاسی مرزهای روشنی را ترسیم کرد و سپس با شعار "نان کار آزادی اداره شورایی" آلترناتیو خود را ارائه داد. در عین حال سال 96 جنبش در موقعیتی سر برآورد که جنبش کارگری در حال رشد و سازماندهی بود. سرکوب جنبش 96 آن ویژگی را داشت که بعد از آنهم دولت نتوانست بر اوضاع مسلط شود و اعتراضات اجتماعی به محاق سکوت نرفت و اعتراضات در سطحی محدودتر ادامه یافت. در طی این مدت مبارزات کارخانه هفت تپه، فولاد اهواز، هپکوی اراک و حمایت های بخش های دیگر توانست محیط مبارزاتی ایران را همچنان سرزنده و پرانرژی نگاه دارد. در عین حال فشار عمومی به کارگران و زحمتکشان با شدت گرفتن بحران اقتصادی بطرز فزاینده ای ادامه پیدا کرد به نحوی که بسیاری از کارگران حتی قدرت تامین زندگی خود را از دست داده و با اینکه چند شیفته و چند شغله بودند ولی کفاف زندگی شان را نمی داد. در این شرایط که مردم در فشار اقتصادی و خالی شدن سفره هایشان بودند رژیم با سرکیسه کردن مردم برای پر کردن بودجه های گوناگون دولتی و غیر دولتی دست به بازی با ارزهای خارجی زد و ناگهان دلار 3000 تومانی به بالای 12000 تومان صعود کرد. هنوز شوک ناشی از بالارفتن قیمت ها و اوج گیری بحران تمام نشده بود که دولت با گران کردن بنزین بازهم تعرض جدیدی را به سفره های خالی کارگران و زحمتکشان و حقوق بگیران دون پایه جامعه شروع کرد که خود جرقه ای بود بر آتش خشم مردم جان به لب رسیده. و چنین بود که جنبش آبان ماه توفنده تر از گذشته سربلند کرد. این جنبش در تکامل جنبش 96 ولی با قدم هایی روبه پیش:

ا- ترکیب این جنبش را اساسا جوانان و زنان طبقات پائین دست جامعه ، دانشجویان ، کارمندان دون پایه شرکت های خصوصی تشکیل می دهد

 2- این جنبش هیچ نشانی از توهم و یا سازش با خود نداشت ودر برابر کلیت نظام حاکم با سرسختی تمام ایستاد.

 3 – این جنبش اداره جامعه را حتی به مدت چند ساعت و یا چند روز در برخی از مناطق و محلات و شهرها بدست گرفت و سنت نوینی از اداره جامعه را توسط پائینی ها نشان داد.

 4- جنبش آبانماه 98 . همه نیروهای اجتماعی و سیاسی درونی و بیرونی جامعه را مجبور کرد که موضع و جایگاه خود را در برابر آن روشن کنند.

5 – برآمد این جنبش نشان داد که نیروهای سلطنت طلب یکی از خطرات آینده جنبش انقلابی و عدالت طلب در خارج از ایران هستند. و افشای سیاست و خواست های آنان بایستی بطور جدی در دستور نیروهای مترقی قرار گیرد. آنها نشان دادند که با امکاناتی که کشورهای خارجی بویژه غربی و برخی حکومت های خاورمیانه در اختیارشان می گذارند، توان بسیج نیرو را در خارج پیدا کرده اند. در عین حال نیروهای داخلی و جنبش های 96 و 1398 بیش از گذشته به افشای نیروهای راست امپریالیستی ، طرفدار غرب ، لیبرال های مذهبی و نئولیبرال دست زدند.

به غیر از نیروهای کمونیست و سوسیالیست هیچ نیرویی به دفاع واقعی از زحمتکشان و کارگران جامعه برنخاست . سلطنت طلبان بیش از آنکه دنبال منافع مردم باشند به دنبال رضا پهلوی و خواب های آشفته دوران محمد رضا شاهی هستند. مجاهدین همچون سلطنت طلبان با خوش رقصی خواهان سهم گیری در رژیم سیاسی بعد از جمهوری اسلامی هستند. بعلت رابطه های پشت پرده دولت های امپریالیستی با رژیم جمهوری اسلامی اخبار این جنبش در مدیاهای جهانی وابسته بازتاب کافی نیافت.

ما زمینه های جنبش آبانماه امسال را در برخی نشان دادیم. این شورش علیه دست درازی و تعرض رژیم به سفره های خالی مردم بود. این شورش علیه گرانی بنزین مبارزه ای علیه کل نظام سرمایه داری مذهبی هم  بود. رژیم اسلامی سعی کرد که در برخی نقاط با نفوذ به درون تظاهر کنندگان و حرکات افراطی برای خود بهانه های سرکوب را بدست بیاورد. ولی اطلاعات موثق نشان می دهد که این تاکتیک رژیم هم دیگر در بین مردم رنگی ندارد و مردم دست رژیم را خوانده اند.

خامنه ای جنایتکار با اذغان به کشتار مردم بیگناه می گوید که باید به مردم دیه پرداخت کرد. در حقیقت او فریبکارانه می خواهد نقش آگاهانه دولت در کشتارهای خیابانی را به یک اشتباه تقلیل دهد. هر چه می گذرد اطلاعات بیشتری از اعتراضات آبانماه انتشار می یابد. از آنجمله است قتل عام مردم بیگناه در نیزارهای ماهشهر و........

موج بعدی در راه است و اینرا رژیم به خوبی می داند. کشتارهای وسیع فقط می تواند بصورت موقتی شورش و انقلابات را آرام و یا موقتا خاموش کند و هرگز نتوانسته آنرا از بین ببرد. اعتراضات دهه گذشته تا به امروز نشان داده است که ضروت به یک تشکیلات در دو سطح علنی و مخفی کمونیستی هر روز بیشتر خود را نشان می دهد. اوضاع برای انقلاب خوب است. دشمنان انقلاب برای آن به کمین نشسته اند. جنبش کمونیستی در اوضاع تعیین کننده ای قرار دارد یا نقش خود را بصورت یک نیروی پرقدرت و آلترناتیو اجتماعی عملی می کند و یا برای دوره ای دفن خواهد شد . نیروهای مختلف سیاسی آلترناتیوهای خود را شکل داده و روشن کرده اند که دو راه حل  برای این انقلاب وجود دارد .1 – این انقلاب مجددا به دست نیروهای بورژوازی افتاده و ما به شیوه های گوناگون شاهد دست به دست شدن قدرت و ابقای وضع موجود با دور دیگری از کشت و کشتار و فقرو بدبختی روبرو خواهیم شد 2 – کمونیست ها قادر خواهند شد با برنامه برای انقلاب سوسیالیستی، توده های کارگران و زحمتکشان و اقشار فرودست جامعه را متحد کرده و بورژوازی را از قدرت سیاسی به زیر بکشند. بدون مبارزه ضد سرمایه داری و ضد امپریالیستی با سمت روشن سوسیالیستی انقلاب و شورش های طبقات تحتانی جامعه به شکست خواهد انجامید. جامعه ایران نشان داده است که حتی برای حل مسائل دمکراتیک جامعه از جمله جدایی دین از دولت و آزادی های دمکراتیک و غیره فقط برنامه سیاسی طبقه کارگر و انقلاب سوسیالیستی می تواند به حل نهایی آن دست بزند. به علت اینکه انقلاب سوسیالیستی علیه مالکیت خصوصی، علیه استثمار، علیه ستم انسان بر انسان است ، هیچ جمهوری سکولار و یا اشکال دیگر حکومت بورژوازی جواب بحران سرمایه داری و دولت های حامی آن مانند جمهوری اسلامی نیستند. هر چقدر که رژیم جمهوری اسلامی با مقاومت سرسختانه تری از جانب مردم روبرو شود، ولی بدون تشکیلات عظیم توده ای که بتواند اداره شورائی جامعه را سازماندهی کند، این مقاومت ها سرنوشت جامعه را رقم نخواهند زد. این اعتراضات فقط می تواند به متشکل شدن بیشتر مردم کمک کند. اما اتحاد هر چه بیشتری که امروز در جامعه علیه رژیم جمهوری اسلامی در حال شکلگیری است در صورتیکه به یک وحدت عظیم تشکیلاتی زیر پرچم کمونیسم علمی فراروید، جامعه از دور تسلسل مبارزه و سرکوب خلاصی خواهد یافت و با سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی  جامعه حرکت خود را به طرف رهایی تاریخی آغاز خواهد کرد

سرنگون باد رژیم جلاد منش جمهوری اسلامی

زنده باد انقلاب ، زنده باد سوسیالیسم

ع.غ

24/9/1398

در زمینه مالی ما را یاری دهید

سخنان اسماعیل بخشی در گردهمآئی کارگران هفت تپه

بخشی از برنامه مراسم یادبود رفیق علی صادقی (کاک ابراهیم) در هامبورگ

گفتگوئی با دکتر علی صادقی (کاک ابراهیم) و محمد اشرفی